ّ

|
لوکس بلاگ
موضوعات آخرین نظرات بچه ها آخرین نطرات
مهسا - ساناز عزیزم ،هیچوقت انقدر لذت نبرده بودم از خوندن نقد یه سریال، وذقعا فوق العاده نوشتی با اینکه واقعا غصه میخورم برای سریال هایی با همچین تم و خط داستانی ولی بلافاصله نقد و نصفه ول کردم و شروع کردم سریال و تا بتونم مقداری برم جلو و کاملا همراهت بشم توی خوندن نقدت، زیبا زیبا نوشتی نقدو و چقدر چشمام باز شد موقع تماشای سریال ممنونم ازت امیدوارم تا همیشه موفق باشی و حتما ادامه بده نقد نوشتن از سریال هارو ❤️ - دوشنبه 08 دی 1404
جاوید - با سلام خدمت تموم زحمت کشای دوبله و زیرنویس اول خواستم بگم ریدین با این ترجمتون تمونه ترجمه ها اشتباهه منظور از تمومه اشتباه ۹۰ درصد صحبت های داخل فیلمه به معنای واقعی ریدین یا ترجمه نکنین یا اگه ترجمه میکنین مثل ادم ترجمه کنین مثلا طرف میکه لا حول والا قوت الا بالا شما ترجمتون خدا صبر بده هست اقا چرا گوهی که بو نمیده رو چنگ میزنی اگه بو برداره خفت میکنه پس ترجمه بیخودی نکن جون ناموست همین - دوشنبه 08 دی 1404
الی - نقدتون عااااالیه انصافا یکی از بهترینو جذابترین سریالای کره ای بود که دیدم. هنوز چندتا قسمتش رو دسکتاپمه هر دو سه ماه باز میبینمش. نمیتونم دل بکنم ازین ووکی جذاب لعنتی???????? - دوشنبه 08 دی 1404
اذین - سلام.جدیدا یه سریال بی ال دیدم not me.این سریال عالییی بود.اگه بگم بهترین سریال تایلندی تعجب نکنید.داستان سریال عالی بازی بازیگران عالی.خیلی از دیدنش لذت بردم - دوشنبه 08 دی 1404
استارنا - سلام عزیزم. من بر اساس نقدت رفتم این سریال رو دیدم. حقیقتا زیبا بود. هنوز هم بعد از گذشت یکماه که از دیدنش میگذره وقتی یادم میفته قلبم فشرده میشه. خیلی قشنگ بود. با روح و احساس آدم بازی میکرد. ممنون از اینکه زحمت میکشی و نقدهای کاربردی مینویسی
ستایش - درسته خیلی خوب نقدش کردی.من خیلی دوستش داشتم همون طور که گفتی قسمت های اول واقعا خیلی فان و خوب بود و بین سریال های کمدی با این سریال خیلی خندیدم. و شین هه سان فوق العاده بازی کرده بود. - دوشنبه 08 دی 1404
یسنا - واقعا تا به حال نقدی به این زیبایی ندیده بودم. خیلی خیلی خیلیییی لذت بردم واقعا ممنونم بخاطر نقده قشنگتون
بدون نام - من این سریال خیلی دوست داشتم ولی بديش اینه یون شیان ب عشقش نسبت ب امپراتور اعتراف نمیکنه مثلا اون قسمت ک امپراتوررمیگ ی ذره بهم علاقه نداری سکانسی یاد میاره ک ب ملکه قول داده بوده چیزی بینشون نباشه اکثر میگن دروغ گفته ولی فرداییش میره پیش نامزدش و سکانس عاشقانه دارن بنظرم بعد جنگ عاشقش میشه ک اسیر میشن ولی اینکه بازم بعد جنگ میره سراغ چی یو باعث سردرگمی شده واقعا ک کدوم دوسدداره و این باعث سردرگمی و ناراحتی بیننده میشه - دوشنبه 08 دی 1404
پرستو - مستوره ی عزیز ممنونم از نقد خوبتون و انصاف و عدالت و جامع بودن نظراتتون . موفق باشید . پاسخ:ممنون از شما - دوشنبه 08 دی 1404 |
نوشته شده به دست kdramers
|
|
تاریخ : چهارشنبه 04 اردیبهشت 1398
ساعت : 10:17
|
سلام کامپیوترم زنده برگشت ..هرچند نزدیک به دویست وپنجاه تومن ناقابل تو حلقومش ریختیم ..یعنی دو هفته است بالا وپایین اداره ی برق رو میشمارم که دستمو تو پوست گردو گذاشت ..
خب فک نزنم بریم سر گزارش هفتگی ..

اول ازهمه گابلیییییییییییییین ..
من وقتی از ملل دور مثل چین وتایوان وژاپن به سمت دیدن سریالهای کره ای رجعت میکنم تمام مدت اعتراف میکنم که چقدر صنعت سینمای وسریال سازی این کشور پیشرفته است ..عجب سریالیه ..قسمت اول ودوم هردو یک ساعت ونیمه است که واقعا بیننده رو درگیر میکنه ..یه سریال تخیلی وهیجانی اما به شدت کار شده وجذاب ..
گونگ وو ولی دونگ ووک ..چه کردن ..اوایل فکر میکردم ای کاش زن داستان کس دیگه ای بود اما الان کاملا راضیم خیلی خوب با گابلین مچ شده ..
خلاصه ..
داستان راجع به دلاوریه که خدای جنگ اوریه ..خون مردم زیادی رو شمشیرشه ودعای مردم کشور خودش پشت سرش ..
اونقدر مردم کشورش بهش علاقه دارن که پادشاه نمیتونه تحمل کنه وبه جرم خیانت با شمشیر خودش میکشدش ..وجنازه اش رو با یه شمشیر تو سینه اش خارج از شهر رها میکنن تا خوراک حیوون ها بشه ..
از طرف دیگه مردم سرزمینش براش اشک میریزم وبه خاطر از دست دادن همچین مرد بزرگی ناراحتن ..گوبلین به خاطر خون های زیادی که ریخته مجازات میشه .. تا مرگ عزیزانش رو تک به تک ببینه اما به خاطر دعای مردم زندگی جاودان پیدا میکنه .. ..وتنها یه نفره که میتونه زندگی گوبلین یا جن رو به پایان برسونه ..اون هم عروس جنه ..
حالا عروس جن کیه ..
سالها از روزگاری که گوبلین دچار نفرین میشه میگذره که تو یه شب برفی مادر مجردی که حامله است تصادف میکنه .گابلین مادر وفرزند رو از دست مرگ وفرشته ی مرگ نجات میده که همین باعث دخالت تو سرنوشت مادر وبچه میشه وفرشته ی مرگ رو هم شاکی میکنه ..(لی دونگ ووک خان فرشته ی مرگ تشریف دارن
)درنهایت مادر تا تولد نه سالگی دخترش زنده میمونه وبعد از اون تو یه تصادف میمیره ..ودختر فراری میشه چرا که میتونه روح ها از جمله فرشته ی مرگ رو هم ببینه ..حالا تو نوزده سالگی دقیقا تو روز تولدش بعد از فوت کردن شمع های تولدش گابلین احضار میشه ..
چه خلاصه ای شد ..خوشم اومد ..
اول بگم تم سریال وروند سریال رو خیلی دوست داشتم ..جلوه های ویژه ی عالی ...داستان قوی وکار شده با یه شروع به شدت طوفانی وتاثیر گذار ..بازیگرها هم که همگی عالی بودن ..پس صد درصد ادامه اش میدم ..
بریم سراغ سریال بعدی ..
دکتر کیم ..لازمه بازهم تاکید کنم از این سریال فوق العاده راضی هستم ؟؟!!..اصلا به نظرم امسال برخلاف اوایل سال سریالهای خوبی تو این چند وقته دیدیم ..
تو گروه بچه ها راجع به مردددددددددد بودن یون سوک صحبت میکردن ومیخندیدن
..که دعوا کرده ومشت خورده تو چونه اش ..بعد اقا تا یارش یعنی خانم دکتر رو میبینه از خود بی خود میشه وپیشنهاد قرار گذاشتن میده ..(یاد باقر زاده ی سریال صمد افتادم ..درشهر به ما پیشنهاداتی شد )

سکانس های اول قسمت هشتم رو هم به عنوان سکانس تاثیر گذار انتخاب میکنم ..اونجایی که مرده خانم دکتر داستان روگروگان گرفته بود واز زجری که مرد زخمی باعثش شده بود میگفت
..اونجایی که دکتر کیم گفت یه اهنگ بذارید ..انگار همه از جمله بیننده یه نفس راحت کشید ..
خلاصه که ببینید وببینید ..سریال فوق العاده روند جذابی داره ..
سریال کیم بوک جو ..
وای که چقدر این سریال رو دوست دارم ..چقدر خنده داره ..یعنی فقط دست به دعام که عاشقانه اش دیر شروع بشه ..من هی کل کل بوک جو وهان ایان رو ببینم ولذت ببرم ..از بس ترکیب وشیمیشون بامزه است ..استفاده از کلمه یwhatبه قدری طنز سریال رو زیاد کرده که حد نداره ..
اگه دیدید ویه وقت خدای نکرده خوشتون نیومد فحشم ندید ها ..من کلا با این سریال حال میکنم ..به نظرم تا اینجای کار واقعا یه سریال فان وخنده دار با روند قابل قبولی به بیننده ارائه داده ..از طرف دیگه داداش هان ایان هم تو این سریال خیلی خوب ظاهر شده ..من کلا از بازی این اقای گردن کلفت چه تو سریال شهر بی رحم ..یا سریال یک معشوقه دارم خوشم میاد ..اینجا هم تصویر متفاوتی ارائه کرده ..
افسانه ی دریای ابی ..
هنوز زوج اصلی شیرو
..اما واقعا تو این دو قسمت پیشرفت شگفت انگیزی داشته وطنزش به مراتب مطلوب تر از قبل شده ..هرچند ننر بازی پری خانم هنوز ادامه داره ویه وقتهایی مثل سگ پاچه میگیره ..اما عاشقانه اش بهتر شده ..هرچند که به شخصه علاقه ی زیادی به عاشقانه اش ندارم ..
فلش بک های زمان گذشته قشنگن ..دیگه همه اتون میدونید من سریالهای تاریخی رو خیلی دوست دارم ..مخصوصا که لی مین هو وجون جی هیون تو گذشته خیلی بهتر از زمان حالشون هستن ..منم مدام یاد تجان میوفتم داغ دلم تازه میشه ..
یه دیالوگ قشنگی تو این قسمت ها داشت ..
فرمانده ی عهد چوسان به پری دریایی یه گل خاص میده ومیگه ..
+همه ی گل های دنیا یه معنی خاص دارن ..
-معنیش چیه ..؟
+چیزی که تو داری ومن ندارم ..
-...
+خاطره ..
این دیالوگ رو به عنوان دیالوگ برتر سریال انتخاب میکنم ..به هرحال ..اگه درحال پخش میبینید هرچهار تای این سریالها خوبن ومیتونید از بینشون انتخاب کنید ..از طرف دیگه با اینکه درحال پخش دیدن سخته ..باید بگم هم هیجانش زیاده هم به زندگیتون لطمه نمیزنه ..چون نهایتا تو هفته هشت قسمت یک ساعته می بینید ..نه مثل سریالهای کامل شده که یه وقتهایی ساعتها پای سریال میشینید واز وقت وزندگیتون میزنید تا یه سریال رو تموم کنید ..
این گزارش رو فعلا داشته باشید تا برم مدرسه ی کیمیا وبیام ونقد سریال مطرح تایوانی کنسرت پاییزی رو بتایپم ..
|
تاریخ : چهارشنبه 04 اردیبهشت 1398
ساعت : 10:13
|
وای خیلی وقته چیزی ننوشتم .تا هفته ی پیش که دسترسی به مدیریت وبلاگم نداشتم وبعد از اون هم سرم گرم داستانم بود داره تموم میشه ووقتم به خاطر ویرایشات گرفته شده وسریال زیادی ندیده بودم ..خب وقتتون رو نمیگیرم بریم سر سریالها ..
امروز با گزارش هفتگی راجع به سریالهای درحال پخش ..وسریال ژاپنی اسمانی از عشق .. درخدمتتونم ..
اول از همه گزارش اختصاصیمون از گابلین ..
صرفا جهت اطلاع اونهایی که خبر زیادی از کی دراما ندارن خبرهای این سریال رو که تو شبکه های مجازی پخش شده به اختصار براتون میگم ..

اول از همه راجع به نویسنده ی این سریال .بگم که سریالهای درخشانی مثل نسل خورشید ..باغ مخفی ..وشخصیت یک مرد محترم رو تو کارنامه اش داره من از هرسه ی این سریالها راضی بودم ....پنج ساله که هرسریالی مینویسه به گونگ یوپیشنهاد میده که تو سریالش بازی کنه وگونگ یو مودبانه رد میکنه .چرا که بعد از سریال بیگ از بازی تو سریالها میترسیده ..
با وجود محبوبیت زیاد این سریال ..یه سری از این نیتزن ها ..یا الاف های اینترنت گیر دادن که چرا نویسنده سن جی اون تاک رو تا این حد پایین گرفته ..عشق یه دخترنوزده ساله ی دانش اموز به یه مرد سی ساله اصلا جالب نیست واز نظر عرف مشکل داره ..(من نمیگم ها ..اون ها میگن ..)
اما نظر شخصی بنده

(همه اش درحد حدسه ..جدی نگیریدشون )
به نظر من نویسنده یه هدفی داشته ..اونجوریکه تو قسمت شش دیدیم گابلین بیست ونه سالگی جی اون تاک رو میبینه که میخواد تو همون رستوران کانادایی رئیس مجهول الهویتش رو ببینه ..
من فکر میکنم جی اون تاک اون شمشیر افسانه ای رو بالاخره بیرون میکشه ..اما به خواهش کیم شین یا گابلین ذهنش پاک میشه ..وسالها بعد دوباره کیم شین رو به عنوان ریسش میبینه ..
راجع به گابلین وطریقه ی مرگش هم فکر نمیکنم مرگی درکار باشه ..به نظرم جی اون تاک به جای بیرون کشیدن شمشیر از تو سینه ی گابلین ..باید شمشیر اصلی رو که تو همون مزرعه ی گندم سیاه دقیقا روی جنازه ی واقعی گابلینه بیرون بکشه ..(ببینید من تا کجا پیش رفتم )
درمورد مرگش هم فکر کنم گابلین به انسان بدل بشه وبه سراغ جی اون تاک که حالا همه چیز رو فراموش کرده میره تا دوباره عشقشون رو زنده کنه ..حتی ممکنه تو این بین خودش هم گذشته اش به عنوان یه جنرو فراموش کنه وبه یه انسان عادی بدل بشه ..
وای ..چه داستانی ..گفته بودم نویسنده ام ..الان خودم یه داستان جدیدخلق کردم ..
راجع به فرشته ی مرگ هم یه توضیح بدم ..برای اونهایی که خبر ندارن ..
گویا کره ای های بیکار که راجع به سریال خیلی بحث میکنن میگن: فرشته ی مرگ همون پادشاهیه که اول داستان دستور مرگ کیم شین رو داده ..سانی هم همون ملکه ایه که کشته شده ..

راجع به گونگ یو هم گفتن اینقدر محبوبیتش تو این سریال زیاد شده که کلی بهش پیشنهاد تبلیغ دادن وخلاصه که نونش تو روغنه ..تبریک به هواداران گونگ یو ..
حالا برسیم به روند داستان ..
اول بگم که از تقابل شخصیت ها خیلی خوشم میاد ..فرشته ی مرگی که همه چیز رو فراموش کرده وچیزی از گذشته اش به یاد نمیاره وگابلینی که هیچ چیز رو فراموش نمیکنه ودردش رو به دوش میکشه ..یا جی اون تاکی که اول راهه وکلی ارزوی بلند ودور ودراز داره وجنی که اخر راهه وارزویی جز مرگ نداره ..

با اینکه سریال طنز فوق العاده خوبی داره ..ویه وقتهایی واقعا از روابط بین شخصیت ها مخصوصا گابلین وفرشته ی مرگ قه قه میزنم ..اما از طرف دیگه قسمت هایی که مربوط به گابلین ومرگش وعشقش به جی اون تاکه هست کامله ناراحتم میکنه .
نویسنده به خوبی از قوه ی ایده استفاده کرده ..جنی که وقتی احساساتش تغیر میکنهاسمون رو کنترل میکنه ..تلپورت میکنه ..ادمها رو نجات میده وآینده رو میبینه ..قسمتیهایی که گابلین ناراحته وبارون میاد فوق العاده است ..صورت بی روح ومعمولی کیم شین ..ظاهریه که تو باطنش غم وناراحتی درجریانه ..
چه جوری عقل نویسنده با این نیرونی خارق العاده رسیده ..یا حتی برفی که اخر قسمت شش بارید ..خارق العاده بود ..تا اینجای سریال بهش نمره ی 9.5 رو میدم

***
دکتر کیم ..
اونهایی که مثل من فکر میکردن با یه سریال عاشقانه ی پزشکی طرفن کاملااشتباه کردن ..
تا اینجای کار که ما چشممون به تبلت خشک شد ویه کیس ناقابل هم محض رضای خدا ندیدیم ..باید بگم این سریال تا به اینجای کار به استثناءهوایی رفتن قسمت اول کاملا حول وهوش مسائل پزشکی ..نحوه ی تصادفات ویه بیمارستان درپیت با کادری مجرب میچرخه ..

عاشقانه ی زیادی درکار نیست اما تا دلتون بخواد صحنه های قشنگ از مرگ وزندگی درکنار هم قرار داره ..
گفته بودم که سریال با تم پزشکی نومو چوا ...قسمت مرگ پیرزنی که تو تصادف صدمه ندید اما فوت کرد اشک ادم رو در میاورد ..یا قسمتی که دکتر کیم بعد از یازده قسمت بالاخره پشت دکتر یون سوجونگ دراومد ..وای پیش نمایش قسمت بعد رو دیدید ..امشب میده ..قراره دکترکانگ یوجونگ رو قرنطینه کنن ..از کی منتطر این ایده ام که یه بیماری مسری تو بیمارستان پخش شه..اخ جون ..عاشقانه اش امروز خفنه ..
به هرحال تا اینجای کاربه خاطر تم پزشکی واقع گرایانه اش وصرف هزینه وفکر تو زمینه ی تصادفاتبهش نمره ی هشت ونیم رو میدم ..
وزنه بردار کیم بوک جو ..

خب برخلاف افسانه که هرهفته ذره ذره داره بهتر میشه ..(البته از نظر روند داستان میگم نه عاشقانه )وزنه بردار داره جذابیت اصلیش رو برای من از دست میده ..حالا چرا ..؟گفته بودم که عاشق کل کل کردن کیم بوک جو وجونگ بودم که متاسفانه تو این قسمتها بوک جو تو فازشکست عشقی رفته ودیگه با جونگ نمیجوشه ..به هرحال هنوز هم سریال رو دوست دارم وبه امید اینکه بازهم به همون روند سابق برگرده ادامه اش میدم ..راستی نویسنده ی این سریال ..نویسنده ی اوه روح من هم هست ..

شف مغرورونابونگ سون خجالتی ..
***
درکنار اینها به سختی ومشقت فراوان سریال ژاپنی اسمانی از عشق رو هم دیدم

یه داستان بسیار بسیار بسیار کلیشه ای از عاشقانه ی ما بین یه دختر وپسر دبیرستانی که عاشق هم میشن ..رابطه برقرار میکنن وحتی بچه دار میشن ..تا پای ازدواج هم پیش میرن که بچه از بین میره ..
پسر تومور مغزی میگیره ودرنهایت هم فکر کنم میمیره ..(من دقیقا وسط قسمت اخر دراپ کردم جمعا شیش قسمت چهل وخرده ای دقیقه بود ..اما نمیدونم چرا اصلا جلو نمیرفت ..من یه هفته طول کشید تا پنج قسمت ونیمش رو ببینم )
سریال محیط غمناک وسردی داشت ..از خاطرات دختر به اسم میکا راجع به پسر که هیرو نام داره شروع شد ..روند عاشقانه ومشکلاتشون رو نشون میده ودرنهایت رشد شخصیتی میکا رو نشون میده که بعد از مرگ هیرو چقدر خوب پیشرفت میکنه وحتی به یه پرستار بدل میشه ..
یه صحنه اش رو خیلی دوست داشتم ..
میکا به خاطر مشکلاتی که با دوست دختر سابق هیرو داشته بچه رو از دست میده ..هیرو به محض اینکه میکا حالش بد میشه به بیمارستان میبره وبعد ازاون گم میشه ..
بچه از دست میره وبعد از کلی ناراحتی بیرون میاد ..که هیرو به سرعت به سمتش میدوئه میکا میگه ..
-کجا بودی ..
-رفته بودم معبد دعا کنم ..
دستش رو که باز میکنه دعای تولد کف دستش بوده ..واقعا صحنه ی غمناکی بود ..
یه حس جالبی که سریال داشت وبا تمام عاشقانه هایی که دیده بودم تفاوت داشت عاشقانه ی ساده ی سریال بود ..هیرو ومیکا خیلی ساده بهم علاقه مند میشن ..حلقه های ساده میگیرن ..ساده بچه دار میشن ..حتی ساده هم ازدواج میکنن ..
نشون میداد که اگه عاشق باشید عشق همه چیز رو اسون میکنه ..درواقع عشق دو تا ادم نابالغ رو نشون میداد که دنیای قشنگ وکوچیکی داشتن ..که مثل ادم بزرگ ها ..به فکر سختی های راه نبودن وتو دل مشکلات میرفتن ..
مثلا دقیقا هرسال به همون جایی که میکا حالش بد شده بود میرفتن ویه ادم برفی کوچیک به یاد بچه ی از دست رفته اشون درست می کردن وبه شکل خودشون براش مراسم میگرفتن ..همین چیزهاش جالب بود ..
راجع به دراپ کردن اخر سریال هم بگم من تحمل مرگ ومیر رو ندارم به خاطر همین اصلا نمیبینم
اما در کل یه سریال تینیجری ساده وغم انگیز بود ..با کمی عاشقانه ..بهش نمره ی 7.8 رو میدم ..اگه دنبال سریال ژاپنی با سبک تینیجری هستید ..سریال بدی نیست ..کوتاه هم هست زود تموم میشه ..
راستی راجع به هفتمین بوسه با اینکه کلی اوپای سیکس پک دار داره ..اصلا سمتش هم نرفتم ..کسی دیده نظر بذاره ..همینم مونده بشینم تو حس رفتن جی چانگ ووک وجونکی رو جلوی این دختر شفته ببینم ..به حد کافی سر افسانه ی ابیحرص میخورم ..

سایت بارکد یه نظر سنجی گذاشته که برومنس کدوم سریالها رو بیشتر دوست دارید ..برومنس به معنای علاقه ی بین مردهای سریاله ...خب جواب بدید ..کدومشونو دوست داشتید .من سریال شخصیت یک مرد محترم ..

فکر کنم دیگه همه این سریال ها رو دیدن ومیشناسن ..اما برای خالی نبودن عریضه ..
1-اوه هه یونگ
2-گابلین
3-نسل خورشید
4-اوه مای ونوس
5-تجسم حسادت
6-مدرسه 2013
7-شخصیت یک مرد محترم
8-پسران فراتر از گل
پ.ن ..خیر سرم مثلا دارم داستان ویرایش میکنم ..اهنگ کره ای گذاشتم که برم تو فاز داستان ..اما هراهنگی پخش میشه من یاد یکی از سریالها میوفتم
..تا الان یاد ملکه کی ..ایمان ..خورشید وارباب ..صداتو میشنوم ..درخت بهشتی ..شکارچی برده .پادشاه هتل ..شاهزاده ی گرگ ها ..وغیره افتادم ..حالا با این دل هوسناکم چیکار کنم شما بگید ..اخه اهنگی هم غیر از کره ای ندارم ..ای خدا ..من میخوام خورشید وارباب ببینم ..
|
تاریخ : چهارشنبه 04 اردیبهشت 1398
ساعت : 10:12
|
سلام .هفته ی پیش زیاد نتونستم سریال ببینم ..ولی گفتم دست خالی نیام ..انشالله که گزارش پرباری بشه ..
یه عزیزی گفت پایان مطالب مهم رو اسپویل نکنم ..ولی واقعا توانش رو ندارم ..هم اینکه نقدها دیگه جذاب نیست وهم چنته ام خالی میشه ..خیلی ها هم دوست دارن پایان داستان رو بدونن ..اونهایی که حسانن لطفا نقدها رو نخونن وخلاصه روبخونن ..چون تو خلاصه ها پایان رو نمی نویسم ..
راجع به فیلم های معمایی وژانر پلیسی صد درصد جوری می نویسم که پایان داستان لو نره مثلا گپ دونگ یا سیگنال ..
یه عزیز دیگه ازم خواست یه لیست از سریالهایی که امتیاز هشت به بالا دادم بنویسم که شرمنده اش شدم ..درامالیستم شیلتره ..می تونید به موضوع منتخب سریالها مراجعه کنید همه از دم سریالهای خوبی تو ژانرهای مختلف هستن ..
اخبار هفته ی پیش با کلی تاخیر ..
اول اینکه هفته ی پیش یکی از پرکیس ترین هفته ها بود ..وزنه بردار ..گابلین ..افسانه ..هرسه خوب بودن ..
راجع به گابلین تصیمیم گرفتم کمتر اساعه ی فضل کنم ..دیدید جریان شمشیر رو ..عجب صحنه ای شده بود ..دلمون رفت ..
چقدر خندا دار این سریال
فرشته ی مرگ :سرنگه ..
گابلین :تکجو
فرشته ی مرگ :سرنگه
گابلین :نینومممممممممم

ونکته ی جالبش اینجاست که چقدر غم وشادی رو قشنگ کنار هم جیده ..لحظه های غم بی نهایت سنگین وزیبا وطنز بی نهایت عالی ..
اهنگ ابتدای قسمت هشت رو برای دانلود گذاشتم ..اولش زیاد جالب نیست ولی از اواسط خیلی قشنگه ..
وزنه بردار ..
اقا عجب صحنه هایی ..هان ایان قبلا اینقدر جذاب وتودل برو نبود ..تو این سریال بی نهایت تلاشش رو کرده ..خدا به مادرش ببخشه این گل پسر رو ..بدجوری از بازیش راضیم ..اونجاهایی که بوک جو رو ول نمی کرد ومی خواست لیست ارزوهاش رو انجام بده ..خیلی باحال شده بود ..
هیچی دیگه از فردادخترهایه لیست ارزو می ذارن تو کیفشون واز قصد کیفشونو می ندازن جلوی نامجا چینگوهاشون تا اقا بهشون عمل کنه ..
هرچند چشمم اب نمیخوره ..از این مدل جونگ ها یافت می نشود گشته ایم ما ..
افسانه ی دریای ابی
گفتن نداره ..بی نهایت ساده ..هرچند که موضوع متفاوته اما روند ساده واقعا چیزی برای گفتن نداره ..اگه لی مین هو نبود ادامه اش نمی دادم ..نه اینکه دوستش داشته باشم ..یاد اور نوستالوژی های گذشته است ..نمیتونم دراپش کنم ..عرق عاطفی روش دارم .
.البته بعضی از دوستان دراپ کردن ..
گفتم سرم شلوغ بود نقدهام بیات شد ..اما کاچی به از هیچی ..خب بریم سر سریالهایی که شروع کردم ..
سریال تایوانی بی رمنس ..

من هیچ وقت سراغ این سریال نرفتم پوسترشو که می دیدم حس میکردم اصلا طالب دیدنش نیستم ..اما یکی از دوستان دید وخوشش اومد مخصوصا به نظرش جالب بود که تا یک ربع پایانی اصل جریان معلوم نشده ..ما هم گفتیم جهنم وضرر شروع کنیم ..
داستان راجع به دختریه که به خاطر حرف یه پیش گو بیست وپنج سال از عمرش رو لباس مبدل پسرونه پوشیده ورفتار پسرونه داشت ..اما حالا که فقط 99 روز دیگه مونده تا بتونه هویت اصلی خودش برگرده با رییس اصلی قوای سه گانه (مثل مافیای تایوان )اشنا میشه وبه عنوان مشاورش درکنارش می مونه ..این اقای ریس یه پسر خونده است که خونواده اش رو خیلی دوست داره وبرخلاف اسم ورسممشون آدم های خوب ومنصفین ..
اوم ..چی بگم ..؟من تا قسمت سوم سریال رو دیدم ..مشکل اصلیم دختر داستانه ..خدایا شکرت ..بنده ی خدا جزءبه جزءصورتش خوبه اما درمجموع دلچ=سب نیست ..نمی گم زشت ..اقا نمی تونم اصلا عاشقانه ای تصور کنم ..اما سیر وروندش بد نبود ..هرچند که هنوز اغراق داره ..کشداره ..کمی بی منطقه ..مثلا دختره تو دو جلسه برادر قسم خوره ی پسره شد ..خلاصه که داشتم اسلولی اسلولی جلو می رفتم که یکی از بچه ها پیشنهاداتی وسوسه انگیز به من کرد ..
بله دوستم گلم fly highکه از آدم های نیک روزگاره لطف کرد وتو زمینه ی سریال تایلندی بهم مشاوره داد .
.اینکارش خیلی برام ارزش داره چون برخلاف سریال کره ای هیچ کس نیست که سریالی بهم توصیه کنه ..خودم طی روند ازمون وخطا امتحان میکنم ..
القصه سریال جذاب مکار رو پیشنهاد کرد ..همچین پرطمطراق اسمش رو بگید ..

داستان راجع به دو تا دوست قدیمیمه که هردو عاشق یک زن میشن ..زن با مرد دوم ازدواج میکنه ومرد اول برای انتقام گرفتن اموال مرد دوم روبالا میکشه مردوزن بدبخت میشن مرد با افسردگی می میره ..وزن مجبور میشه به تنهایی دخترشو بزرگ کنه ..
حالا مرد اول دراستانه ی مرگه ..که میخواد جبران کنه ..از طرف دیگه هنوز هم به زن ودوست قدیمیش علاقه داره مرد میمیره ..پسرش که از خوش تیپی وباهوش بودنش هرچی بگم کم گفتم دلک دلک میاد که مثلا ارث باباشو بگیره ..اما وسط خوندن وصیت نامه می فهمه ای دل غافل نصف مال واموالش به دختر همون زن رسیده ..
گنگ ..(اسم پسره)میخواد هرجور شده این ارث رو از چنگ دختره که اسمش نونگ دربیاره .(وای چه اسامی سختی داشتن ..من اوایلش مثل گیج ها اصلا نمی فهمیدم چی میگن ..)خلاصه نقشه میکشه دختره رو عاشق خودش کنه واز هیچ نقشه ای برای اینکار فرو گذاری نمی کنه ..(خیلی خفنه نقشه هاش
)
تا اینجای کار که من قسمت پنجمم چنان پسره شیرین بوده وخودش رو به دختره نزدیک کرده که هرکسی جای دختره باشه ارث ومیراث که هیچی مال واموال مادره اش رو هم دو دستی تقدیم اقا میکنه ..
اما پسره با اینکه لبخند شیرین میزنه ودم به دیقه دختره رو با بهانه وبی بهانه بغل میکنه معلوم نیست تو مخش چی میگذره ..والا نفهمیدم دختره رو دوست داره یا نه ...

این بغل کردنهاش فاجعه است ها ..شما فکرشو کن نویسنده از پرده ی دیوار واب پاش حیاط ایده گرفته این دوتا رو لاو تو لاو کنه ..
آما ..اقا عجب زوجی ..اینقدر بهم میان که حد نداره .
.دختره خوشگل ..پسره هات ..بر من ببخشید اما می بینمش نمیدونم چرا یاد جوانمردان ..پهلوان مردمان هیلر جان (جی چانگ ووک )میوفتم خدایا توبه ..ولی چرا به نظر من اینقدر شبیهن ..

جالب اینجاست تا حالا لوس بازی نداشته ..پسره برای رسیدن به هدفش همه کاری کرده ..حتی اونقدر ناجنسه که دختره رو موقع لباس عوض کردن ازشت شیشه دید زده ..خیلی ناکس وجلبه پدرسوخته ..
فقط مشکل اصلیم زبانشون ومدل حرف زدنشونه ..لبهاشون رو کج وکوله می کنن ادم نروس میشه ..
من فکر میکردم بعد از دیدن بوسه وخانه ی کامل عادت میکنم ..اما بدبختی عادت نمی کنی ..یه نکته ی دیگه سریال پراز زن ودعواست ..
بابای خدابیامرز کنگ ..دیسکو ..کاباره ..رقاص خونه ..بیلمیرم (نمی دونم )باید از اقایون پرسید اسم این جای مخصوص چیه که خانم ها دور میله می چرخن وکارهای جلافتی میکنن ..اوف برشما ..
خلاصه با پول بابای نونگ یعنی بابای دختره اینجا رو راه انداخته ودم ودستگاهی بهم زده ..دخترهای رقاص هم مدام تو سروکله ی هم میزنن ودعوا میکنن ..یه چیزی میگم یه چیزی میشنوید ..تو این پنج قسمت پنج تا صحنه کامل کتک کاری با روش های گانگستری مشتی دیدم ..که هرکدوم به نحوی میخوان به پسره نزدیک بشن اینقدر این کتک کاری هاشون با جزئیات کامله که من دل اشوبه می گیرم ..جالبه که نه این رقاص ها به فکر سلامتی وصورتشون هستن که مبادا کتک بخورن واز قیافه بیفتن ..نه بعد از کتک کاری جای کتک ها می مونه ..به جرات ده تا چک تو صورت دختره خوابوند ..دختره پاشد ارایشش تکون نخورده بود ..اوف برتو گریمور..یه ذره می زدی صورتش رو کبود میکنی ..داستان واقعی تر بشه ..
از اون طرف عمه ی کنگ یه دختر دیگه رو زیر سرداره که با برادر زاده اش ازدواج کنه ..خلاصه که شمع وگل وپروانه جمعن تا مال اقا رو بالا بکشن ..هیچ کس خودشو نمی خواد فقط دختره است که تو بغل اقا مات میشه ..
به هرحال ..حتما وبا جدیت ادامه اش میدم ..با اینکه نکته ی منفی زیاد داره اما دوستش دارم ..زوجشون خوبن ..پسره هم که دیگه گفتن نداره ..خبیث و جذاب ..
راستی حرف بوسه ی تایلندی شد بذارید یه نقبی بزنیم به نقد این سریال ..
سریال اصلی کره ای رو همه دیدن ..اوهانی از بک دونگ جو (سونگ جو )خوشش میاد واز دوره ی دبیرستان مثل چسب به این بنده خدا میجسبه که عاشقتم دیوانه وار ..پسره هم تا دلتون بخواد راه به راه کنفش میکنه ...تا اخر سر براثر معجزه ی الهی درقسمت چهارده پسره متحول میشه واوهانی رو پسند میکنه ..

سبک تایلندی هم همین طوره اما از نظر خودم درست مثل سبک تایلندی خانه ی کامل ..خیلی بهتر از نسخه ی کره ای دراومده ..مایک وام ام خانه ی کامل تایلندی دوباره تو این سریال زوج شدن ..هرچند که مایک درست مثل پسرکره ای یه پسر خرخون با موهای سفیده ..
داستان همونه اما من عاشقانه اش رو خیلی بشتر دوست داشتم ..جدای اینکه از زن داستان هم خوشم میاد ..اگه حوصله ی کشدار بودن سریال رو ندارید اصلا توصیه نمی کنم ..عاشقانه اش خیلی کمه وبیشتر مربوط به درس خوندنشونه ..پسره هم مثل یخ میمونه وزیاد اهمیتی به دختره نمی ده ..همون سبک کره ای با اتفاق های متفاوت ..فکر کنم اون موقع بهش نمره ی هفت ونیم رو دادم ..حداقلش مثل سبک کره ای دراپش نکردم ..وهنوز تو ارشیوم دارمش ..
دیگه دیگه ..اهان نصف قسمت هم از سریال چینی نیروانا در اتش دیدم ..سریال پنجاه قسمتی تاریخی ..

سون دی ال همه رو ترجمه کرده ..نظرها هم خیلی مثبت بود .خوب هم بود هرچند حرکات اکشنش مثل فیلم های بروسلی غلو امیزه اما محیط وطراحی لباس خوبی داشت
اما وسطش برومنس رو گرفتم واخر سر هم به جذاب مکار جانمان ختم شد ..کلا میچرخم به هرچیزی یه نوک میزنم خوشم اومد که فبها ..اگه نه رهاش می کنم ..واحتملا هم رها کرده می مونه به خاطر همین دراپی هام بالاست ..
این بود انشای من
راستی این کانال های تلگرام منه که یا خبر دارن یالینک دانلود وزیرنویس ..اگه تلگرام روی سیستمتون داشته باشید خیلی کار کردن باهاش راحته ..
https://telegram.me/persiandreamteam
تیم ترجمه ی پرشین دریم ..
https://telegram.me/Barcodesubtitle
تیم ترجمه ی بارکد ..از همه جا زودتر زیرنویس می ذارن ..
https://telegram.me/newsfilmserial_korean
لینک دانلود فیلم وزیرنویس
|
تاریخ : چهارشنبه 04 اردیبهشت 1398
ساعت : 10:12
|
سلام ..Happy new year
سال دوهزار وهفده هم شروع شد چقدر زمان زود میگذره ..به هرحال به دوستان مسیحیمون سال نوی میلادی رو تبریک میگم ..
این هفته هم مثل هفته ی پیش پیشرفت چندانی تو سریال دیدن نداشتم ..مهمون داشتم ونمیشد تبلت دست بگیرم ..
اول از همه درحال پخش ها ..بعد از اون جذاب مکار ...بعد هم یه گزارش کوچیک از جشنواره های تلوزیونی اون سر دنیا وجایزه هایی که به اوپاها ونوناها تعلق گرفت
این هفته سریالهای افسانه ی دریای ابی ..دکتر کیم ..بوک جو هرسه یه قسمت پخش شد
دکتر کیم

اول ازهمه تبریک به دوستداران دکتر کیم ..ایشون دیشب جایزه ی دسانگ رو که مهمترین جایزه ی بخش جوایزه دریافت کرد ..
حقش هم بود از بس بازی این مرد خوب وتاثیر گذاره ..
اما جدای از علاقه ی من به این سریال بعضی ها سریال رو دراپ کردن ..بعضی از این بعضی ها میگفتن عاشقانه اش کمه وبخش پزشکیش زیاده ..
هرکسی یه چیزی از سریال میخواد من فقط دنبال ژانر پژشکی سریال بودم واندکی عاشقانه مثل ذهن زیبا ..اما خیلی ها فاکتورهای دیگه ای مد نظرشونه ..مثلا خون رو عالی میدونن ..یا حتی پزشکان رو
به هرحال من نظرم رو میگم شماها با خودتون دودوتا چهار تا کنید که ایا میخواید ببینید یا نه ..
به نظرم روند شخصیتی کانگ دو جونگ خیلی خوب دراومده ..کانگ دوجونگ زیر سایه ی ریس دو داشت به ادم بی جدان وبی مسئولیتی که اروزهای گذشته اش رو داره فراموش میکنه بدل میشد که دکتر کیم دوباره به دادش رسید ووجدان رو تو وجودش زنده کرد ..
چقدر رمنس های این هفته عالی بود بوک جو ..وازهمه مهمتر گابلین ..چقدر گونگ یو این تیکه رو بامزه بازی کرده بود ..کلی خندیدم ..
پرت نشم از موضوع ..
این هفته کلا پروانه ای بود مخصوصا دکتر یون سوک جانمان ..خداروشکر که بالاخره درد سریال پاسخ 94 از درلم رفت ..اینچا پسرمون بالاخره عاقب بخیر شد ..وای من سه بار این قسمت هاش رو دیدم ..خیلی بامزه اویزون یون سوجونگ شده ..
باورتون میشه اینقدر دکتر کیم اسامی رو با قدرت ادا میکنه من به جای حفظ کردنشون صدای دکتر کیم تو ذهنمه که اسامی رو با قدرت میگه ..

این هم عکس زوج کیوت دکتر کیم تو جشنواره دیشب ...فکر میکنید جایزه ی چی رو بردن ..متخصصین بو...سه
هوارانگ ..
این دو قسمت خیلی خوب بود ..اکشنش ..بازی ها ..روند سریال ..من جز مینهو وچند تایی از کی پاپ که سریال بازی کردن کس دیگه ای رو نمیشناسم ..اما مینهو رو دوست دارم ..سر سریال تقدیم به تو زیبایی برام جالب بود که چرا اینقدر صورتش با بقیه ی کره ای ها تفاوت داره ..دقت کردید بهش ..

اینجا با اون مدل موهای افشونش وروجکی برای خودش شده ..
چه موسیقی متن بی کلام وقشنگی ..یکی دیگه از دلایل علاقه ام به سریالهای تاریخی همین موزیک متن های سنگین وقشنگشونه ..
صحنه ی دیدار ملکه وسوون وو هم جالب بود ..
دیالوگ برتر این قسمت
-بچه ..تو ضعیفی وضعیف حق انتخاب نداره
هرچند غلوزیاد داره ..یاد عاشقان ماه افتادم ..که دختره رو میون زمین واسمون گرفت ..چقدر کره ای ها عاشق این سکانسن ..
با دیدن این صحنه به جرات یاد برادران محترم لاک پشت های نینجا برام زنده شد لئوشون همین اقاست که با یه حرکت از اسب اومد پایین یه تک کرد ودختره رو تو اسمون گرفت ..
مرحبا به جلوه های ویژه ..
پسر نقش دوم هم گفتن نداره ..من همیشه فن این بازیگر هستم ..از همون وارثان ازش خوشم میومد ..اگه نقش اصلی قشر مرفه کس دیگه ای بود شاید حتما ادامه اش میدادم ..
اقا من اصلابه یه واقعیت بزرگ رسیدم .. پسر اصلی رو دوست ندارم چونا چوآ
همچین قدرتمند بیاد با چهارتا انگشتی که خدا داده بزنه تو دهن گوارا که چه مدلشه عاشق داداشش بشه ولبخند ژوکوند بهش بزنه ..
بعد هم ببرتش تو قصر مثل نیانگ ملکه کی خدمتکارش کنه ..تا پاهاشو بشوره وگوششو تمیز کنه ..(چه فانتزی هایی دارم )
اصلا اقا حالا که این طور شد من متوجه شدم سندرم شخصیت دوم دارم ..پیرو این مطلب جالب ..
******
پدیده ی سندرم نقش دوم چیست ؟
این پدیده که موارد زیادی ازش در سرزمین کی دراما دیده شده برای حرص دادن بینندگان به وجود اومده تا سر دو راهی دو نقش اول قرار بگیرند و دلشون برای نقش دوم طفلکی کباب بشه و قسمت اخر به جای ارزوی خوشبختی زوج اول ارزوی بدبختی براشون بکنند ...
این افراد یکهو از نا کجا اباد پیداشون میشه و خام لبخند های شیرین نقش اول دختر میشن و کل زندگیشون رو به پای نقش اول دختر میریزند...
نه که نقش اول بد باشه اما نقش های دوم گلی هستند از گل های بهشت و فرشتگانی با بال های نامرئی ....
اغوش نقش دختر اول همیشه به روی این افراد بازه اما در قلبشون هرگز ، هر گاه خطری دختر فیلم رو احاطه کنه نقش دوم مرد اب دستش باشه میذاره زمین و به یاری دختر مذکور میشتابه ، هنگامی که بغض گلوی دختر نقش اول رو خفه میکنه
شانه های نقش دوم مرد جاییست برای خالی کردن اشک هایش و وقتی حال دختر خوب میشود پیش نقش اول بازمیگردندی ، تا ۱۵ قسمت نقش دوم خود را به اب و اتش میزند تا دختر را از چنگ نقش اول در بیاره اما قسمت ۱۶ ناگهان متحول شدندی وخودشون رو کنار میکشن ...
از جمله این افراد میشه به چیل بونگ، بک اینهو ، ته کوانگ، وانگ ووک و پادشاه نقش های دوم کیم جونگ هوان اشاره کرد ...

البته حضور این پدیده به لطف کیم ایون سوک عزیز با حرکت جدیدی که توی نسل خورشید و گوبلین زد در سریال ها داره کم رنگ میشه و پدیده ی شیرین برومنس جای نقش دوم مرد رو گرفته خداروشکر....
*****
وای دیدید اونجاش رو ..به دختره میگفت نخند من دارم اذیت میشم ..
ای بترکی گوارا ..چطوری دلت میاد ..دعا میکنم کلفتت کنه ..
قسمت فوتبال بازی کردنشون هم خوب بود ..وای پسره با کلی همت ومشقت گل به خودی زد ..

این عکسو ببنید چه بامزه است ..دقیقا در وصف این بنده خدا ..

معرفی می کنم
برادر سوجون !!
برادری که برادر نیست ولی بقیه به زور میخوان برادرش کنن . ولی خودش نمیخواد برادر باشه
|
تاریخ : چهارشنبه 04 اردیبهشت 1398
ساعت : 10:11
|
سلام ..عصر همگی به خیر وخوشی ..نمیخواستم این هفته گزارش بنویسم ..چون سریالهای دکتر کیم وگابلین داره تموم میشه وانشالله با نقدشون خدمتتون میرسم ..اما دو سه تا سریال بود که میخواستم راجع بهشون صحبت کنیم ...با من باشید ..
***
اخبار هفته ی گذشته ..
رین وکیم تهی بالاخره بعد از چهار سال قرار گذاشتن مزدوج شدن ..

جوون با بوآ قرار میذاره ..

پارک یوچان که درگیر یه پرونده ی تجاوز بود رد اتهام شد
نام جی هیوک بازیگر مرد سریال وزنه بردار هم گفته رویای زن زندگیش خیلی به شخصیت بوک جو نزدیکه ..
****
اما سریالهایی که تو این هفته شروع کردیم ..

اول از همه که خودم نومو نومو کیدریکه ..خیلی منتظرش بودم
وویس با بازی جانگ هیوک ..نمیدونم قبلا راجع به این اقا توضیح دادم یا نه ..اصولا به خاطر اینکه نقش یه مردمسئولیت پذیر ..خشن درعین حال دل رحم وخانواده دوست رو بازی میکنی ازش خوشم میاد ..
این سریال هم مثل سریالهای فانتزیِ از این دست... براساس یه قوه ی تخیل فوق العاده بنا شده ..صدا یا وویس ..
جانگ هیوک مرد پلیس موفقیه که زنش رو دقیقا تو شب عملیات پیروزمندانه اش از دست میده ..همسرش که برای اوردن غذا از خونه بیرون اومده با قاتل منحرفی مواجه میشه ..فرار میکنه ..وبا پلیس تماس میگیره ..اما زنی که مسئول جواب دهی بوده به خاطر بی تجربه بودن عکس العمل درستی انجام نمیده ..وزن به قتل میرسه ..اما زن پلیس تو لحظه های اخر میتونه صدای قاتل رو بشنوه وتشخیص بده وازاونجاییکه حس شنوایی بالایی داره ..وتوانایی شناسایی افراد رو از روی صداشون داره ..سد راه جانگ هیوک میشه ..چرا که مجرم پرونده به استناد شهادت این خانم که اصرار داره قاتل کس دیگه ایه ..ازاد میشه ..
حالا سه سال گذشته وجانگ هیوک فقط برای انتقام گرفتن وزندگی پسرش داره با بدبختی روزهاش رو میگذرونه که دوباره با این زن هوشمند مواجه میشه که اینبار به عنوان رئیسش برگشته ومیخواد یه گروه نجات برای ادمهای ربوده شده احیا کنه ..وازاونجایی که جانگ هیوک هنوز با کلی سوءتفاهم زندگیش رو می گذرونده هنوز هم از این زن متنفره ..اما وقتی پای پرونده هایی که زن با استفاده از توانایییش میتونه حلشون کنه وسط میاد ..جانگ هیوک به موضوع شک میکنه ومجبور به همراهی با زن میشه ..
خب واقعا کسی هست که ندونه من چقدر از سری سریالهای جنایی پلیسی کره ای خوشم میاد ؟؟..اصلا به نظرم یه چیزی ماورای تمام سریالهای جنایی دنیاست ..حالا چرا اینقدر دوستشون دارم .؟؟
.به نظرم یه سریال پلیسی هرچقدر هم که حرفه ای ساخته بشه ومعماهای عجیبی رو حل کنه وقتی حس همدردی وهمزاد پنداری بیننده رو جذب نکنه دوزار به درد نمیخوره ..شرلوک هلمز رو دوست دارم ..اما حتی یه درصد هم برای مقتولین وحتی قاتل ناراحت نمیشم ..اما اون حس دل انگیز بازی کردن با روح وروان تو سریالهای جنایی پلیسی که علارغم تم سیاه سریالها بیننده رو درگیر تک به تک شخصیت ها وفضا میکنه برام کلی ارزش داره
مثل سریالهای گپ دونگ ..سیگنال ..یا حتی پرونده های گمشده ی ام ...
این سریال هم همین طوره ..درکنار معمای اصلی سریال ..یعنی قتل عجیب همسر جانگ هیوک وپیدا کردن این قاتل ..همکاری مشترک بین جانگ هیوک وزن داستان های جنای خوبی به وجود اورده ..الحق که هردو بازیگر اصلی تا اینجای کار عالی بودن وبی نهایت ..بی نهایت بی نهایت از دیدن تم داستان لذت بردم ودو ساعت تموم من رو میخکوب کرد ..هرچند منکر ضعف های کار وغلوش نمیشم ..اما تا اینجا کاملا توقعات من رو براورده کرده ..
سریال دوم رئیس حساس ..

راجع به یه مدیر عامل خیلی درونگرا وترسو هست که ازجامعه گریزانه ..جوری که حتی منشیش هم تو چشمهاش نگاه نمیکنه ..بنده خدا از بیرون خیلی ترسناک به نظر میاد وکلی داستان سرایی پشت سرش هست که ادم خشن یا ترسناکیه یا حتی روی صورتش جای زخمه اما دراصل یه ادم بدبخته ..که دوست صمیمیش عملا داره شرکت رو به جاش میگردونه وبا اینکه فکر های بکر مدیرعامل باعث پیشرفت شرکته ..اما همه چیز به اسم دوست صمیمیش تموم میشه ..
از طرف دیگه این اقای مدیر عامل عاشق وشیفته ی دختریه که تو نمایش اپرا شرکت میکنه ..سالهاست که میخواد بره جلو وبه عنوان یه طرفدار بهش نزدیک بشه ..اما تا میادبه خودش بجنبه ..یه مانعی پیش میاد که نمیتونه ..واین بدبخت فلک زده هربار به امید اینکه تو یه شرایط رمانتیک خوب با این خانم اشنا میشه روزهاش رو میگذرونه اما بدبختی اینجاست که تو بدترین شرایط با این خانم اشنا میشه وبدتر اینکه این خانم تو شرکتش شروع به کار میکنه ومیخواد سر ازکار این رئیس مرموز دربیاره ..چرا که خواهرش سه سال پیش خودکشی کرده ..وخانم فکر میکنه عامل خودکشی خواهرش همین اقای رئیس ترسناک وموزیه ..
من ازهردو بازیگر خوشم میاد ..ازدواج بی قرار رو دوست نداشتم وگرنه به خاطر مرده حتما ادامه میدادم ..از دختره هم تو روزگار جوانی خیلی خوشم میومد ..اونجا خیلی ساده وکم حرف بود اینجا پرتلاش وپرهیاهو ..وتو لباس وگریم اپرا خیلی دلنشین ..حتما حتما اگه روند خوبی داشته باشه ادامه میدمش ..
هوارانگ ..
اقا من به یه نتیجه ای رسیدم ..بازیگر اول که هیچی ..هیونگ شیک هم که گفتن نداره ..ازهمون اول طرفدارش بودم ..مینهوی بیچاره هم که ضربه خورده تو سرش ودچار فراموشی شده هم به کنار ..این بان ریو وخواهر مین هو چقدر باحالن ..یعنی کسی مثل من پیدا میشه سریال رو به خاطر عاشقانه ی سوم سریال ببینه ..؟

من هنوز هم نتونستم با مرد اصلی کنار بیام ..دقیقا چرا ؟؟..اینقدر هیون شیک یا همون چونااااااا قشنگ بازی میکنه وبه دختره نگاه میکنه وهواش رو داره که دل همه رو اب کرده ..میگن سون وو طفلونکیه ..اما چونا گوناهی تره ..من صد در صد طرفدار چونام ..حیف که از اول هم مشخص بود نقش اصلی کیه ..وگرنه حاضر بودم صد در صد شرط ببندم هیون شیک نقش اصلیه ..ای کاش یه بلایی سر این پوسترهای سریالها می اوردن ..خب ادم خیلی راحت میتونه رابطه ی عاشقانه رو حدس بزنه ..سریال مثل سری های پاسخ خوبه که از اول معلوم نیست کدوم شخصیت مرد به زن داستان میرسه ..ادم کلی حرص میخوره ..کلی بحث ها هیجان انگیز تره ..سر پاسخ 88 که رسما داشتیم روانی میشدیم ..چه شکست ها که نخوردیم ..چه اشک ها که نریختیم ..
القصه من درکمال ناامیدی میخوام آرو به چونا برسه ..بان ریو هم به خواهر مین هو ..واقعا توقع زیادیه ..نویسنده ی هوارانگ اف برتو ..دل خیل عظیم عشاق چونا رو شکستی ..

راستی کسی سریال شهادت دروغ سلیمان رو میبینه ..اگه میبینید نظر بذارید ..
*****
اما سریالی که هفته ی پیش شروع کردم ..

کابوی خوش تیپ محصول کشور تایلند ..با بازی بازیگر اصلی سریال جذاب مکار ...
یادتونه این سریال رو ...من قبل از جذاب مکار سریال کابوی خوش تیپ رو گرفته بودم ..اصولا سون دی ال هرسریالی که میذاره رو سعی میکنم دانلود کنم مخصوصا سریالهای ملل مختلف به جز کره ..چون اکثرا هم زیرنویسشون کامله هم حتما قشنگ بودن که یه مترجم نشسته وترجمه اش کرده ..پس اطمینان میکنم ومی گیرم ..وازاونجایی که همه اش هشت قسمت بود کارم راحت تر شد ..فقط مشکلش کیفیت بالا وهجم بالاشه ..هرکدوم نزدیک به سیصد مگ بود
اما هفته ی پیش که داشتم دنبال سریال جدید برای شروع میگشتم رسیدم به این ..همینکه بازکردم گفتم اِ ..اینکه کنگ جذاب مکاره ...تو کجا اینجا کجا ..خلاصه شروع کردم ..

داستان راجع به یه دانشجوی کشاورزی به اسم پی سیب تیس ویه دانشجوی دختر به اسم پریکانگ هست که شبها دی جی کلوپهاست ..اما داستان این دوتا سر دراز داره چرا که وقتی کوچیک بودن سری از هم سوا داشتن ورفیق های گرمابه وگلستان بودن ..
حالا که بزرگ شدن پی سیب تیس ..یعنی اقا پسر جذاب دانشکده ..دختر خانم رو یادش رفته ..اما پریکانگ به خوبی پی سیب تیس رو یادشه ..یه قسمت طول میکشه تا اقا خانم رو به یاد بیاره واذیت هاش شروع میشه ..
یادتونه سر جذاب چی میگفتم ..همه اش دختره رو بغل میکنه وتو حلق دختره است ..اینجا هم همین طوره ..یا نویسنده های سریالهای این اقا خیلی به بغل وماچ وموچ علاقه دارن یا اصلا سیستمایناقاست که هی بره تو بغل دختره ..
اینجا هم دقیقا مثل جذاب مکار ..یه کابوی خوش تیپ دختر بازه ..گل سر سبد دانشکده از طرف دیگه یه مزرعه دار فعاله ..دختره اما ..دوستش ندارم ..یعنی مثل نیونگ سریال جذاب مکار به دلم نمیشینه ..عاشقانه ی جذاب مکارخیلی بهتر وقشنگ تر بود ..اینجا داستان خیلی کلیشه ای وساده است ..دو تا دوست که از قدیم عاشق هم هستن ..دو تا رقیب یکی برای دختر ویکی برای پسر ..رقیب پسره مهربون وقد بلند وخوش صورت ..رقیب دختره هم خوشگل وخوش هیکل ..
تا اینجا که قسمت سوم هستم ..دختره به اجبار مجبور شده تو مزرعه ی خونوادگی پی سیب تیس کار اجباری انجام بده ..اقا هم تا میتونه غر میزنه ودستور میده واز دست دختره هم عصبانی بشه زرپی بغلش میکنه

.
فضا سازیش رو دوست دارم ..محیط مزرعه ..فضای طبیعی وبکرش رو ..بین سریالهام حتما ادامه میدم ..
دراینده ی نجندان دور منتظر نقدم از سریالهای دکتر کیم وگابلین باشید ..
|
تاریخ : چهارشنبه 04 اردیبهشت 1398
ساعت : 10:11
|
سلام ..از این به بعد سعی میکنم روزهای یکشنبه رو مخصوص گزارش هفتگی بذارم که هم شما برنامه رو بدونید هم سریالها رو هم تلمبار نشه ومن همه چیز رو یادم بره ..
اول از همه اقا شهاب تو اینستا یه صفحه دارن برای معرفی سریالها وبازیگرها ..دوست داشتید فالو کنید ..
koreanactore3562
مدافع ..

خب کمی نظرم عوض شد ..نسبت به دو قسمت اول پیشرفت خیلی چشم گیری تو این هفته داشته ..روندش برام جذاب تر شده ..هرچند جمع شدن عالم وادم از دوست وآشنا وبرادر زن گرفته تا پلیس ونگهبان برای گناه کار نشون دادن دادستان بیش ازحد اغراق امیزه ..حداقل توقع داشتم حرفه ای تراین قسمت ها رو با دلیل وبرهان نشون میدادن ...نوشتن همچین سناریویی اسونه اما دلیل وبرهان اوردن برای تک به تک این اتفاقات سخته که نویسنده خوش خیالانه ازهمه اشون تا اینجا فاکتور گرفته ..
یعنی محض رضای خدا یه نفر به جز این وکیل دم دستی نیست که بخواد بی گناهی این شخص رو ثابت کنه ...بازهم غلو ..
جالب اینجاست که دوست وآشنا هم نمیخوان بیگناهیشو اثبات کنن ..عجیب نیست .نویسنده کجای کاری ..؟باید دلیل بیاری ..یه دلیل قانع کننده مخصوصا بعد از دیدن قسمتی که مجرم رومیارن تا صحنه ی قتل رو بازسازی کنن ..تا اینجای کار که فقط نشون داده دادستان یه چمدون بیرون برده ..لاللعجب ..
برادرزنش که یه عمره این ادم رو میشناسه ..چرا باید به همین راحتی قبول کنه ..منتظرم نویسنده! ...منتظر ومنتظر تا مچتو بگیرم ..باید وحتما یه دلیل قانع کننده بهم نشون بدی که عالم وادم این ادم رو گناهکار میدونن ..
شاید بگید این همه موشکافی من برای چیه ..سریالهایی حنایی باید منطق محکمی پشت سرشون داشته باشن ..من به شخصه نمیتونم سریالهایی با غلو بیش از حد که منطق رو زیر سوال میبرن قبول کنم ..اگرچه غلو جزء جدایی ناپذیر سریالهای کره ایه ..ولی نمیشه که نویسنده خوش خوشان بیاد همه چیز رو برحسب فکر خودش بدون دلیل واضح جلو ببره وبعد هم همه به به وچه چه کنن ..
دومین مورد ..همسر رئیس ..منظورم از رئیس همون براد دو قلو رو میگم ..
تو پرانتز یه خاطره ی جالب از زندگی شخصی خودم بگم ..
همسرمن وبرادرش دوقلو هستن ..چهارده سال پیش ما تازه نامزد کرده بودیم وروز عروسی برادر شوهرم بود جالب اینجا بود که همسر منو به جای اقا داماد می دیدن وبهش تبریک میگن ..که به پای هم پیر بشین ..با اینکه سرتا به پا لباس متفاوت پوشیده بودن اما بازهم شباهتشون بی نهایته .جوری که یه بار عموی من برادر شوهرم رو تو خیابون دیده بود احوال من وبچه ها رو از اون بنده خدا پرسیده بود ...اما اصل مطلب اینه من وبچه ها واعضای خونواده محاله که این دو نفر رو با هم اشتباه بگیریم ..
حالا حرفم اینه ..اعضای خونواده ..
به نظر من دادستان برای اثبات حرفش اول ازهمه باید ..باید ...باید به سراغ خونواده ی شخص بره ..چون قاعدتا هیچ مادری ..هیچ پدری ..هیچ زنی نیست که همسرش وپسرشو رو نشناسه ..اینها بهترین افراد برای تایید حرف دادستان بودن ..اگه دادستان میومد جلو وکاری نمیتونست انجام بده اونوقت میرفت مدرک جمع کنه ..
نکته ی سوم که باعث شد قسمت چهارم برای من یه نفر جالب بشه ..
من کلا از چند تا اجوشی تو سریالهای کره ای خوشم میاد ..جوری که هروقت میبینمشون نیشم باز میشه ..اولیش همین الان تو سریال نه گمشده نقش رئیس کمپانی رو بازی میکنه ..با اون موهای فرفریش اصلا دیدن صورتش هم برای من شادی اوره ..

دومین شخص همین اقای چول شیک که دادستان انداختتش زندان ..که الان دیوار به دیوار سلول انفرادی بود ..یعنی میبینمش روحم به پرواز درمیاد ..مخصوصا تو همیچین نقش های بامزه ای ..قسمت اول که دیدمش کلی خوش خوشانم شد ..هرچند که این اقا استعداد بالقوه ای داره وجالب اینجاست که هم نقش مثبت هم نقش منفی وادم های خلاف کار وطماع رو خیلی عالی بازی میکنه ..

سریالهایی مثل نسل خورشید ..امپایرس کی ..بازی دروغین نمونه های بازی خوب این اقاست ..به لیست کارهاش نگاه بندازید ..خیلی ادم پرکاری بوده تا حالا ..
که امیدوارم حداقل یه جایزه ی درست وحسابی به خاطر این تنوع کثیر نقش وبازی دریافت کنه ..
رئیس کیم دراپ شد ..اگر کسی ادامه داد وبه نظرش روند خوبی داشت بگه تا ادامه بدم ..
من فقط تونستم یه قسمت ببینم ..با اینکه بازی شخصیت اول مرد من رو شدیدا یاد تم دل نشین گونگ شیم زیبا وحال وهوای قشنگش انداخت اما نتونستم ادامه بدم ..با اینکه قسمت دوم رو هم پلی کردم اما وسطش موندم ..بعد هم اونقدر سریال جدید اومده که گفتم چه کاریه میرم سراغ یه سریال بهتر ..وازاونجایی که تجربه بهم ثابت کرده عمدتا دیگه به سراغ سریالهای رها شده ام نمیرم ..پس جزو دراپی هامه ..
رئیس درونگرا ..
این هفته پخش نشد گویا اونقدر فشارها به خاطر بازی زن بازیگر وروند وریتم کار زیاد بوده که نویسنده دو قسمت این هفته رو دور انداخته ودوباره بازنویسی وادیت کردن ..به هرحال به امید هرچه بهتر شدن این سریال که من واقعا دوستش دارم ..
تو یکی از سایتها یه نظر سنجی گذاشته بودن کدوم سریال درحال پخش رودوست دارید ..
هوارانگ با یه اختلاف خیلی چشم گیر اولین گزینه بود ..تقریبا 60 درصد
بعدی رئیس درونگرا ..سیزده درصد
مدافع ..هفت درصد ..
امتحان الهی ..قسمت دوم ..این قسمت راجع به مرگ عجیب ایدلیه که وسط تهیه ی موزیک ویدئوش فوت میکنه ..از اول میدونستم که با این بازیگرها وتیپ کار ..خیلی کار چشمگیر ومرموزی نیست ..اما همچنان برای منی که از پونده های جنایی خوشم میاد سریال متوسط رو به بالای هست ..
هوارانگ ...نویسنده همچنان خوابه ..ماها رو هم داره خواب میبره .چقدر میتونه ریتم یه سریال کند باشه ..قسمتی که قرار شد شاهزاده وهوارانگ ها با هم به سفر برن ..پیش خودم گفتم دمش گرم بالاخره نویسنده یه ایده ی جالب رو کرد ....قراره چندفقره ایمداد ونیجات ..چند تا لاو تو لاو وچند مدل مختلف گم شدن تو راه وجنگل وخوابیدن تو جنگل واز این ایده های عاشقانه ی خفن ببینیم ..
بعد چی شد ..هیچی ..نویسنده استاد به گند کشیدن ایده هاست ..یعنی کره ای ها ید طولانی ای دراینکار دارن اما این نویسنده دیگه اخرشونه ..باید بهش زرشک طلایی داد ..
تنها چیزی که تا حالا خوب روایت کرده زندگی پادشاه ..اینکه داره درکنار هوارانگ ها به ادم دیگه ای تبدیل میشه واز اون استعداد بالقوه اش استفاده میکنن ..باز خداروشکر که اخر قسمت چهارده اندکی نسیم و وزش صبحگاهی رو شاهد بودیم وانشالله هفته ی دیگه اگه خدا بخواد وزلزله وبلای اسمونی نیاد حال نویسنده هم خوب باشه قسمت های خوب ومهیجی رو ببینیم ..
القصه ..چند تا نکته ..
اول اینکه جدای اینکه من از دست ارو شاکی هستم که چه راحت تو قصر شد ورفت میکنه ..دوستمون خانوم شاد هم اشاره کردن از دست اَبوی گرامی آرو خانم هم شاکی هستن که گیریم دختره خرفت ..باباهه چرا دخترش رو بین یه گله پسر ول کرده ..بعد هم هرازچند گاه یه بار میاد مچ ملکه روبه هوای نبض گرفتن میگیره ویادش میوفته که ای داد بیداد من میخواستم انتقام بگیرم ..جدای اون اصلا شما بگو دریغ از یه ارزن محبت ..هیچ جوره رابطه ی پدری ودختری رو نمیشه حس کرد ..اینها رو من نمیگم ها دختر شاد گفت ..که صد درصد موافقم
اصولا با اینکه من از بازی این اقا خیلی خوشم میاد ..ولی به نظرم از اون جور بازیگرهاست که فقط باید نقش منفی بازی کنه ..عاشقانه به کارش نمیاد ..سر سریال دوباره بیست سالگی هم همین طور بود ..من هیچ جوره محبت هاش رو به زنه قبول نمیکردم ..

یه مورد دیگه که اقا امیر اشاره کردن ..این بود که قرار بود تو این گروه هوارانگ تمرین های سخت ومشقت بار به این اقایون بدن تا به اصطلاح زبده بشن ورزیده بشن ..ولی به جز ول گشتن وتو سروکله ی هم زدن واب بازی کردن سووون وو وچونا ودیت گذاشتن این دوتا با آرو خانم ...هیچ چیززیادی عایدمون نشد .وسط کاردو تا دونه کار رزمی هم نشون دادن که بیشتر به درد قرتی بازیشون برای جشن هوارانگ میخورد نه زبده کردن نیروهای هوارانگ ..حالا به قول اقا امیر ..این چفت وشل ها روبا شاهزاده کجا فرستادن

نه گمشده ..

خب سیر وروند بهتر شده ..اما چرا یه دفعه ای اینقدر تحول ..نویسنده هرکارت ومعمایی که تو دست داشت رو رو کرد ..چرا ..؟حالا میخواد با چی اینها رو جلو ببره ..؟با طریقه ی زنده موندنشون ..؟؟
اخه نه یکی نه دو تا ..نود درصد معماها حل شد ..
این برادر سوهی هست ..اقای دادستان ..اقا عجب شخصیت کاریزمایی داره ..یعنی بین همه ی بازیگرها من فقط از همین یه دونه شخصیت خوشم میاد ..ویه چیزی ذهنمو مشغول کرده ..نمیدونم چرا نویسنده همچین سناریویی براش نوشته ..چرا برادر سوهیه ..چرا نامزدش نیست ..؟یا حتی یه عاشق قدیمی که از کوچیکی ساپورتش کرده ..این هجم از غم وناراحتی برای خواهرش یکم برای من ثقیله ..ترجیح میدادم این علاقه عاشقانه باشه تا خیلی بهتر تعبیر بشه ..اصلا چرا نباید رابطه ی عاشق ومعشوق با سوهی داشته باشه ..نکنه قراره بعدها این اقا به هوای حمایت از بونگ ری رقیب عشقی جون اوه بشه ..؟
یعنی من با همچین ذره بینی سریال میبینم ..ولی جدای شوخی یه سری چیزها که ذهنم رو مشغول میکنه نمیتونم به این راحتی بگذرم ..بعد میام با شما درمیون میذارم ..
وسریال اخر ..شورشی ..

اونهایی که پینوکیو رو درزمان پخش میدیدن همه مثل من بودن ..اصلا دلشون نمیومد داداش پسره همچین شخصیتی داشته باشه ..یعنی من تا لحظه ی اخر هم منتظر بودم یه نفر بیاد بگه این پسر ادم درستیه وبه اشتباه متهم شده از بس خون دل براش خورید م..این سریال رو دقیقا وفقط به خاطر همین اقا شروع کردم ..از دو تا زنها خوشم نمیاد ..اما از اون پادشاه هم خوشم میاد ..
فعلا تا اینجای کار داستان راجع به پسر قدرتمندیه که اگرچون یه برده زاده است باید قدرتش رو مخفی نگه داره وپدرش به هرروشی متوسل شده تا بتونه پسرش رو نجات بده این دو قسمت خیلی ساده ومعمولی بود ..چیز زیادی هم نداشت ..باید دید بعدا چی میشه ..
کلا برخلاف چند ماه پیش که مدام هیجان برای دیدن سریالها داشتم الان اصلا پیش نمیرم ..یه لیست بلند بالا دانلود شده دارم اما هیچی به هیچی ..سایمدانگ هم چهار قسمت گرفتم که مونده ..سریال شین مین اه هم منتظرم زیرنویس دوم بیاد با هم ببینم ..امید است که روند ها بهتر بشه ..من کم کم دارم انگیزه ام رو از دست میدم ..هیچ کدوم از سریالها اون چیزی که به نظرم میرسید نشد ..
تا هفته ی دیگه خوش باشید ..
|
تاریخ : چهارشنبه 04 اردیبهشت 1398
ساعت : 10:11
|
سلام امروز دستم خالیه وگزارش هفتگیم تکراری اما گفتم محض خالی نبودن عریضه یه چند خطی بنویسم ..
گزارش هفتگی امروز شامل سریالهای ..فردا باتو ..رئیس درونگرا ..ودراخر نقبی برنقد عاشقان ماه
فردا با تو

خب روند این سریال رو خیلی دوست دارم ..با اینکه اوایل از روند سریعش خیلی درعجب بودم وبه نظرم خیلی سریال مشغول کننده وپیچ درپیچی میومد اما الان به نظرم ریتم بهتری پیدا کرده ومن هم بهتر باهاش ارتباط میگیرم ..اینکه پسره برای مراقبت ازماری هرقدمی برمیداره به راه دیگه ای میرسه وعواقبی درپی داره ..
برخلاف اکثر سریاللها که اول عاشق هم میشن ..بعد با هم ازدواج میکنن ..این سریال اول ازدواج کردنشون رو نشون داده وتازه داره عاشق شدن این دو نفر رو نشون میده ..مخصوصا پسره رو ..که خود این قشنگه ..نگرانی هاش ..مراقبت هاش ..اینکه هرکاری میکنه تا ماری زنده بمونه واوره اوره (مدت زیادی )با هم زندگی کنن
..

شین مینا مثل همیشه عالیه ..با اون چال روی لپش همه اش من رو یاد اوه مای ونوس میندازه که با چال روی لپش سوجی ساب رو اغفال میکرد ..
خوبیش اینه که سریال مدام داره بهتر میشه واز بین اون اشفته بازار اولیه یه معجون جدید رو میکنه که من به شخصه از دیدن عاشقانه اش لذت میبرم ..هرچند اون عاشقانه ی پرهیجانی که میخوام نیست اما درکل نمره ی خوبی بهش میدم ..
رئیس درونگرا
مانسه..هورا ....مانسه .
.بالاخره اون چیزی که منتظرش بودم به وقوع پیوست ..خون دلها خوردیم برای یه کیس ناقابل ..
اما اقا عجب جور ناجوری چسبید ..خوبی سریال ودراصل مهمترین نکته ی سریال همین عاشقانه ی پرفراز ونشیبش بود که خداروشکر نویسنده ماهرانه کشش داد تا حداقل من نوعی رو به دنبال خودش بکشه وجلو بیاره ..چقدر صحنه های قشنگی تو این دو قسمت داشت ..مخصوصا پیش نمایش قسمت نه که رسما دل ما رو برد ..وبا انتهای قسمت ده زد به هدف .
نویسنده خلاقانه از دوش حموم استفاده کرد ..
کلی خندیدم سر این قسمت ..چه جوری ابر وباد ومه وخورشید رو اورد وسط تا این دوتا رو لاو تو لاو کنه ..
قسمتی که ووریون داشت صورت رئیس رو گریم میکرد دیدید ..؟
یاد چی افتادید ..؟عاشقان ماه ..اخ خدا این روزها همه اش حرف این سریاله ..یعنی اینقدر گفتن وگفتن وبچه ها دیدن واز پایانش گفتن که من وسوسه شدم ..عاشقانه ی بی رحم رو ول کردم رفتم سراغ دوره کردن عاشقان ماه ..کسی هست این سریال رو ندیده باشه ..
خب بیاید یکم راجع به عاشقان ماه بحرفیم ..نقد وخلاصه ی کامل این سریال هم از نظر من هم از نظر آمونا جان تو وبلاگ هست میتونید بخونید ..اما میخوام راجع به حواشی سریال بازهم صحبت کنم ..این دو روزه کلی پروانه ای شدم ودلم میخواد شما رو هم تو این حس شریک کنم ..

چند روز پیش یکی از بچه ها پیغام داد سریال معرفی کن اول گفتم عاشقان ماه ..گفت پایان داستان برام مهمه ونمیخوام غمگین باشه ..به نظرم رسید یه توضیح مفصل بدم ..
عاشقان ماه یکی از سریالهای بی نهایت عالی ای هست که من بهش نمره ی نه ونیم رو دادم ..یعنی حتی با وجود پایانی که اصلا ازش راضی نبودم ..تنها نیم نمره از سریال کم کردم ..پس قبول کنید سریال ریتم فوق العاده ای داره وندیدنش به نظرماول از همهاحجاف درحق خودتونه ..چرا که شما یه روند عاشقانه ی پرتب وتاب پراز داستان های عاشقانه ی مختلف ..با مردی به شدت جذاب وداستانی به شدت طوفانی رو از دست میدید ..
این چند روزه که دارم پشت سر هم سریال رو دوره میکنم چیزهایی میبینم که موقع پخش بهشون دقت نداشتم ..وانگ سو ووانگ ووک ..عشاق هه سو هرکدوم دو سوی شخصیت انسانی رو نشون میدن ..
ووک مردی به شدت شیرین جذاب ..مهربون ..دل نشین با زبونی خوش که تمام جذابیت های یک مرد رو به همراه داره ..فرهیخته وبه اصطلاح متفکر ..
قول هایی به هه سو میده که دل هر دختری رو میبره ..کارهایی میکنه که هردختری باشه عاشق وانگ ووک میشه ..
اما ازطرف دیگه وانگ سو ..مردی به ظاهر کریه المنظر که از زبون تلخش هیچ کس درامان نیست ..منزوی تنها ..خشن وجنگجو ..که همیشه بوی خون وخون ریزی ازش به مشام میرسه

وجالب اینجاست تفاوت این دو مرد تو عاشقانه معلوم میشه ..ووک با وعده های سرخرمن فقط هه سو رو به سمت خودش میکشه ..اما به عمل که میرسه ..با بهانه وبی بهانه جا میزنه وعملا هه سو رو با مشکلاتش رها میکنه درواقع هه سو تنها یه نقش جانبی تو زندگی ووک رو داشته ..که اگه پای خونواده وتاج وتخت واسایش زندگیش به میون میومد حاضر بوده هه سو رو فدا کنه ..
درصورتی که وانگ سو دقیقا برخلاف این مورده ..زبون خوبی نداره ...حتی تو ظاهر به هه سو میگه دیوونه شدی چرا باید به خاطر یه دختر زهر بخورم ...اما محبت هاش قابل لمسه

ووک بعد از یک سال به سراغ هه سو میره ..اسمون ریسمون میبافه که چرا یک ساله به عشقش سر نزده ..اما هه سو میپرسه ..اصلا دلت برام تنگ شد ...جوابش من رو که قانع نکرد ..
اما از طرف دیگه تو همین لحظه ها هه سو سر میرسه ..واولین حرفی که میزنه چیه ..؟
پوگوش پوسو ..
دلم برات تنگ شده ..

اینکه وانگ سو سم رو میخوره تا سو درگیر ماجرا نشه ..اینکه حتی سو رو صدا نمیکنه تا تو لحظه های اخر ببیندش ..
واقعا که لی جونکی بهترین بهترین بهترین بازی عمرش رو تو این سریال به نمایش دراورده .قبلا هم گفتم قسمتی که مسموم میشه اونقدر اکت این بازیگر عالیه که من بیننده هم میتونم درد وانگ سو رو درک کنم ..

مرگ بانو اوه بازهم نصفه شبی اشک من رو دراورد ..این سریال پراز لحظه های تاثیر گذار بی نظیره ..زندگی ومرگها پشت هم ..خنده ها وغم ها ..

ودرکنار همه ی اینها موسیقی متن بی نهایت عالی سریاله ..این از اون نکته های ستاره داره ..هرجا که حس کردم موهای تنم سیخ شده یه موسیقی متن عالی وتاثیر گذار وپرقدرت بوده که حس سکانس رو بیشتر از قبل کرده ..استفاده از سازهای قدیمی وسنتی کره ای ..وسنگین وهجیم ..به سکانس ها بعد ومکان میداد

این سریال مخلوط بازی بازیگرهای عالی وسرشناس ..عاشقانه های قوی ..موسیقی عالی ..ویک تم ریتمیک خوبه که قول میدم اکثریت مثل من رو تحت تاثیر قرار میده ..
اما در مورد پایان داستان ..این سریال دراصل یه سریال چینی بوده که شامل دو بخشه ..زمان گذشته وزمان حال ..

من جزو اون کسایی بودم که به شدت با پایان سریال مشکل داشتم ..مشکل اصلی نوع پایانش بود ..نمیتونم زیاد بازش کنم ..من چیزی رو توقع داشتم که تو سبک چینی هم بود ولازمه ی سریال بود ..اما نمیدونم شبکه ..نه حتی خود نویسنده وکارگردان وتدوین گر ..بلکه شبکه اون قسمت رو جدا کرد دلیلش رو نفهمیدم ..منطقی هم نبود ..اما سریالی بود که با وجود انتهاش بی نهایت از دیدنش لذت بردم ..وقتی میون حرفهام میگم عاشقانه ی خفن ..یکی از سریالهای مد نظرم همین سریاله ..
پس صد درصد ..صد درصد ..پیشنهادش میکنم ..البته پیشنهادم برای اقایون نیست چون تفاوت نظر زیادی با خانم ها دارن ..
نقد وبررسی سریال کره ای عاشقان ماه از مون شاین | Moon Lovers
نقد وبررسی سریال کره ای عاشقان ماه از Moon Lovers |AmoonA
اکثر سریالهام مونده ..نه گمشده ..مدافع ..وویس این هفته فردا با تو ..وسریال جدید زن قوی ..نقد هوارانگ هم مونده ..
هفته ی دیگه زیاد منتظر گزارش هفتگی نباشید ..ممکنه اصلا ننویسم ..
فعلا سرم خیلی شلوغه ..دم عیده وخرید وخونه تکونی وکاردستی های ارین وزندگی بل بشوم ..اجازه ی نفس کشیدن نمیده ..
دوستانی که سریالهای هفته ی پیش رو دیدن برای دیگر دوستان تو همین قسمت نظر بذارید ..
خیلی از همراهی ولطف ها ونظراتتون ممنونم ..اما ازتون خواهش میکنم اگه از نقدی رو خوندید وبرحسب اون نقد وخلاصه سریالی رو دانلود کردید تو قسمت نظرات حتما نظرتون رو راجع به سریال بنویسید تا بقیه هم به راحتی دانلود کنن ..
روز برهمگی خوش ..
|
تاریخ : چهارشنبه 04 اردیبهشت 1398
ساعت : 10:11
|
سلام سلام دلم براتون قد نخود شده خداروشکر که عید تموم شد سیزده روز اول فرودین نومو شیرو
تمام زندگیم بهم میریزه هر چند که من با پر رویی تمام شب ونصف شب وقت گیر می اوردم وبه فعالیتم تو کانال نقد کره ادامه می دادم یه نقد وخلاصه از سریال چینی عشق ۰۲۰با کلی عکس از سریال
عکس هایی از سریال شیرین بونگ سون قدرتمند ودر اخر دروغگو ومعشوقه اش
این عکس ها که می گم کاملا اورجینالن.. اسکرین شات هایی که خودم می گیرم ودرست میی کنم تا لذت دیدنشون شما رو با خودش به سرزمین عشق های پروانه ای ببره بعضی وقتها هم وسوسه اتون کنه
خب فک زیاد زدم اول بریم سراغسریال
دروغگو و معشوقه اش
فکر کنم پیارسال بود که یکی از سایت های دانلود فیلم ژاپنی دروغگو ومعشوقه اش رو گذاشت من رو هم که میشناسبد خوره ی فیلم وسریال همون موقع گرفتم وکلی هم خوشم اومد یه نقد هم ازش نوشتم وتو نودوهشتی ها گذاشتم که از شانسم سایت به کل بسته شد (شما حساب کنید نقدهای این وبلاگ تنها بخشی از دست نوشته های بیشمار من بوده که متاسفانه از بین رفت
)
تا اونجا که حافظه ام یاری می کنه داستان راجع به اهنگساز با استعدادیه که دچار بی انگیزگی شده تا اینکه با یه دختر دبیرستانی که خیلی از خودش کوچکتره اشنا میشه وعشق دختر باعث برگشتن انگیزه اش وفوران احساساتش میشه اما تو این راه هردو طرف بهم دروغ میگن اون هم به دلایل مختلف وشوک داستان وقتیه که واقعیت رو میشه ..

فیلم واقعا باب طبعم بود بسیار پاستوریزه با یه عشق شیرین وجوون پسند مخصوصا پسر داستان با اون موهای بلندش که خیلی هم شبیه به رین بازیگر سریال دختر دوست داشتنی من شده خوب تونسته بود نقش یه اهنگساز با استعداد اما بی انگیزه رو به تصویر بکشه
حالا بعد از چند سال کره ای ها دقیقا همین تم رو با جذابیت های خاص خودشون ساختن که صد البته شیرین تر ومتفاوت تره به نظر من که در کنار این سریال حتما فیلم ژاپنیش رو هم ببیند دیدتون بازتر میشه

هان گیول ملقب به کی اونقدر تو زمینه ی موسیقی استعداد داره که تمام اعضای بندشون که افراد معمولی هستن رو با خودش بالا کشیده تا به یه گروه موفق به اسم کرود پلی تبدیل بشن اما وقتی که قرار شده از این موفقیت لذت ببرن هان گیول مجبور به انتخاب بین موفقیت خودش وحضور هم بندی هاش میشه
هان گیولاز گروه خارج میشه وپسر با استعدادی رو به جای خودش میذاره تا دوستانش پیشرفت کنن ودر خفا بدون اینکه شناخته بشه شروع به اهنگسازی می کنه.. شاهکارهاش یکی پس از دیگری بیرون میاد وکرود پلی معروف میشه
از طرف دیگه سوریم یه دختر بچه ی دبیرستانیه که هیچ کاری به جز خوندن بلد نیست بسیار هم صدای خوبی داره اما از اونجایی که خاطره ی بدی از روی استیج ایستادن داره همیشه تو اودیشن ها گند می زنه وتا به حال هیچ وقت نتونسته با دوستهاش به چشم بیاد
اما دقیقا رو پل ردخانه ی هان با هان گیولاشنا میشه وتو یه نگاه یک دل نه صد دل عاشقشش میشه
اهنگی که هان گیولهمون موقع می خونه تو دست سوریم می مونه وهمین باعث رابطه اشون میشه

هان گیولبرای لو نرفتن اهنگ جدیدش که قراره اولین اهنگ البوم جدید باشه به سوریم نزدیک میشه ودروغ پشت دروغ میبافه وسوریم ساده لوحانه وعلاقه مندوشیفته جلو میره تا اینکه هان گیولصدای واقعی سوریم رو میشنوه ودلش میره اما داستان از وقتی ابعاد جدیدتری به خودش میگیره که سوریم هم مجبور به دروغگویی به هان گیول میشه ..
البته در کنار اینها فاکتور نامجا جینگوی قبلی هان گیولهم هست که تازه ازش جدا شده
***
وای خیلی بل بشو شد ببخشید اگه تونستم برای نقد کلی یه خلاصه ی بهتر می نویسم
خب دیگه همه اتون میدونید من عاشق سریالهای فانتزی کره ایم رنگارنگ وپر از اهنگ وعشق های شیرین بدون کوچکترین صحنه ی اضافی
درسته که سریال یه جاهایی اغراق داره اما به شدت من رو جذب خودش کرد رقص و جوونی کردن های شخصیت ها واهنگ واواز
تا اینجا که سبک کار به شدت موزیکال بوده واز این جهت کار مناسبی از اب در اومده باید دید باقی داستان به کجا می رسه
بازیگر اول مرد شاید به نسبت چی جانگ ووک وهیونگ شیک جذاب نباشه اما به نظر من اینحا خیلی خوب ظاهر شده وفعلا مشکلی با بازیش ندارم
رقیب مرد داستان هم
اعتراف می کنم باز هم دچار سندروم نقش دوم شدم چقدر قشنگ می خنده پدر سوخته
خوبی سریال در اینه که با وجود اینکه کاملا به نوشته ی اصلی ژاپنی وفاداره اما از پتانسیل ایده بسیار خوب استفاده کردن خود فیلم تو حای خودش قشنگه حالا جذاب تر کردنش مثلا دو تا اهنگساز ی که می خوان صدای سوریم رو تعلیم بدن با الفتی که به سوریم پیدا کردن هرکدوم درصدد بدست اوردن سوریم هستن که همین جالب ترش کرده

سوریم هم نقشش رو خوب بازی کرده اون بی خیالی واحساسات وعواطف تند یه دختر بچه ی مدرسه ای که خیلی رک به هان گیول کوبک (اعتراف )می کنه که دوستش داره وچشمش بهشه ..
والا اونقدر دور وور هان گیول چرخید که هرکسی دیگه ای جای پسره بود وا میده ..هان گیول که جای خودش رو داره
درکنار اینها هم قراره کلی اوپای سیکس پک دار خوش تیپ وتو دلبرو ببینید که رنگ ووارنگ گیتار دستشون گرفتن ومیخوان دلبری کنن ..
به هر حال صد در صد ادامه می دمش
سریال بعدی دفتر درخشنده ..

سریال های اداری رو به خاطر فضاسازیشون دوست دارم ..تلاش انسانهایی که از هیچ خودشون رو بالا میکشن ..دیگه همه با این سیستم سریالها اشنان ..ادمهایی دغلکار درراس قدرت وافرادی ضعیف که قراره موفق بشن ..
دفتر درخشنده هم از این قاعده مستثنی نیست ..تو یه شب سه نفر رو به بخش اورژانس بیمارستان میرسونن ..هرسه تو ظاهر خودکشی کردن ..اما درواقعیت یکیشون براثر جدا شدن از نامزدش به خاطر بیکار بودنش قرص خواب زیادی خورده ..یکی دیگه هم کلی تو مصاحبه اش خفت کشیده و رد شده وپاش سرخورده افتاده تو رودخونه ی هان واخری هم با وجود تمام مدارج بالایی که داره نتونسته تو مصاحبه ها موفق بشه وبا غر زدن های مادرش دست به خودکشی زده ..عملا هرسه از بیکاری در رنج وعذابن
اونها به زندگی برمیگردن اما متوجه میشن که یکیشون دچار بیماری لاعلاجه وتنها شیش ماه فرجه داره ..
دکتر معالج این سه نفر دلش به حالشون میسوزه ودرخفا بهشون کمک میکنه تا تو شرکت پدرش به عنوان کارمند موقت کار پیدا کنن ..این نهایت ارزوی این سه نفره ..اما مشکل اصلی سوجین وو هست ..یه ادم بسیار سغجی ورو اعصاب ..که بیش ازحد به توانایی هاش مینازه ..(این اقا دقیقا همون نقشش تو سریال بیا بنوشیم رو دوباره ایفا میکنه همون جوری اعصاب خورد کن )
حالا دختر داستان بعد از دو قسمت میفهمه که این خودشه که قراره تا چند ماه دیگه بمیره وهمین باعث میشه اخلاقش عوض بشه وسعی کنه از این روزهای اخر عمرش استفاده کنه ..
خب من تنها دو قسمت سریال رو دیدم سریال صحنه های زائد زیادی داره که عملا وقت پرکنیه ...تخیلات دختر داستان ..ادا اطوارهاشون ..من اکثرش رو جلو زدم اما ..چون از هردو شخصیت مرد خوشم میاد ادامه اش میدم ..هرچند که از زن داستان اصلا راضی نیستم .
ودراخرسریال چینی عشق 020

می دونید که از بخت بد روزگار وشوربختانه ادم دم دمی مزاجیم اما از طرف دیگه سعی می کنم همه نوع ژانر وسریالی رو ببینم تا یه اطلاع کلی داشته باشم مخصوصا تو حیطه ی سریالهای اسیای شرق ...هر چیزی رو هم پسند نمی کنم مگر اینکه تو ژانر خودش کار معقولی باشه مثلا از ژانر پزشکی جز مسایل پزشکی ودر کنارش کمی عاشقانه توقع دیگه ای ندارم
عشق ۰۲۰در ابتدا خیلی بچگانه وتا حد زیادی کودکانه به نظرم رسید جوری که با دیدن تیتراژش کلی به خودم فحش دادم که چرا پیش پیش نه قسمت سریال رو دانلود کردم اما هر چی جلوتر رفتم جو سریال من رو گرفت وول نکرد
بازی قصه ی ارواح چینی یه بازی گرافیکی فوق العاده مهیجه که در اون یه دنیای دیگه در جریانه
کسایی که تو ظاهر دانشجوهای ساده ی یه دانشکده ی بزرگن اما در باطن نابغه هایی هستن که تو این بازی مدارج بالایی کسب کردن وبه اصطلاح خودمون برای خودشون یلی هستن
بی وی وی دانشجوی رشته ی کامپیوتره که به عنوان دومین دختر خوشگل دانشکده شناخته میشه اما خیلی هاهم هستن که اصلا نمیشناسنش
وی وی مهربون و با استعداده وتو مسابقه تنها زنیه که جزو شش نفر برتر مسابقه به حساب میاد

تو این دنیای مجازی شخصیتهای مختلفی وجود دارن اونها می تونن تک نفره یا دسته دسته به جنگ با هیولاهای مختلف برن حتی می تونن برای ارتقا خودشون ازدواج مجازی کنن دوست پیدا کنن دشمن باشن
دنیاشون دقیقا برحسب جزییات بازی های کامپیوتری جلو می ره مثلا جون از دست می دن یا می تونن سلاح های مختلف داشته باشن حتی می تونن تجهیزاتشون رو به عنوان هدیه به همدیگه بدن
وی وی هم تو همین دنیای رنگارنگ همسر ژیانگ هست اما داستان اصلی وقتی شروع میشه که ژیانگ ازدواجشون رو بهم می زنه وبا زیباترین زن دنیای مجازی به اسم افسونگر ازدواج می کنه

دقیقا تو همین روزهاست که قویترین شرکت کننده ی این بازی یعنی مستر جذابمون نان هی وی وی رو تو دنیای واقعی میبینه که تو یه کافی نت داره بازی می کنه وبه شدت هم توی بازیش ماهره
از همینجاست که نظر این پسر خوشگل ومغرور وموفق که شاه پسر دانشکده هم محسوب میشه به وی ویی جلب میشه وبهش پیشنهاد ازدواج تو دنیای مجازی رو میده
کم کم در راستای همکاری دو نفره ی نان هی و وی وی ..وبازی جالبشون که باعث پیشرفت هر دو تو دنیای مجازی میشه واونها رو به یه زوج قدرتمند بدل می کنه.. توی واقعیت هم نان هی چشمش پی وی وی می گرده و شخصیت وی وی براش جالب میشه از دور تماشاش می کنه و حتی نسبت بهش انس والفت پیدا می کنه

فارق از اینکه وی وی هم دل به این چشم چراغ دانشکده سپرده اما اونقدر نان هی دور از دسترس ومغروره کهه فقط به دیدنش از دور دل خوش کرده
وبالاخره بعد از تقریبا ده قسمت وی وی ونان هی همدیگه رو تو دنیای واقعی ملاقات می کنن
به نظرم خلاصه ی خوبی شد ولپ مطلب رو رسوند
تا اینجای کار فوقالعاده ازرمنس سریال مخصوصا فضا سازیش راضی بودم شاید با خودتون بگید که همچین سیستم سریالی اصلا قابل دیدن نیست ومریم با سی وخرده ای سال خجالت از سنش نمیکشه که داره همچین تیپ سریالهایی میبینه اما من رو واقعا جذب کرده مخصوصا مخصوصا بازی پسر داستان
با اینکه اونقدرها زیبا صورت نیست اما خیلی جذابه وجالب اینجاست که خیلی رک وبا هوشه
محیط سریال خیلی قشنگ ودل نشینه یه دنیای افسانه ای که اول داستان تو ذوق می زنه اما به مرور میبینید چقدر جالبه
اونها دهکده دارن وقبیله ..مراسم جدایی زوج ها وازدواجشون... دوست ودشمن وهیولاهای مسخره که مثلا به جنگشون می رن هر چند اغراق این قسمت ها زیاده وجنگجوها تو چند تا حرکت هیولاها رو نابود می کنن
به هر حال تا اینجای داستان صددر صد راضی بودم وبه اونهایی که تخیلی بودن داستان زیاد براشون مهم نیست توصیه اش می کنم شما تو این سریال قراره شیفته ی یه پسر باهوش اما وفادار بشید

میتونید درادامه ی مطلب عکس های بونگ سون قدرتمند که تو تلگرام گذاشته بودم رو ببینید ..
*****
اگر تلگرام دارید حتما سعی کنید تو کانال نقد کره جوین شید .








|
تاریخ : چهارشنبه 04 اردیبهشت 1398
ساعت : 10:10
|
سلام ..درخدمتتونم با یه نیمچه گزارش ...کمه اما به بزرگی خودتون ببخشید ..

دروغگو ومعشوقه اش ..
خب همون جور که گفتم سریال کاملا به تم ژاپنی واصلی خودش وفاداره ..تو سبک اصلی محوریت داستان روی دروغ هایی بود که دو طرف بهم گفته بودن ..مخصوصا اهنگساز فیلم ..ونقطه عطف زمانی بود که دروغ ها رو میشد ..تو سریال تا اینجا همین روند پیش رفته ..اما من درعجبم برای باقی سریال ..چون دروغ ها بعد از شیش قسمت رو شد حالا دیگه نویسنده رو چه حسابی میخواد سریال رو جلو ببره ..؟
فقط عاشقانه ی صرف فکر نکنم خیلی قشنگ باشه ..هیجان بیشتری میخوام اما
سریال رو خیلی دوست دارم ..شخصیت دوم مرد خیلی خوبه ..اما دلم برای شخصیت اصلی میسوزه ..دخترداستان کاش یکم بهتر بازی میکرد .یه جاهایی از نظر میمیک صورت لنگ میزنه ومصنوعیه .
به هرحال به شدت منتظر قسمت های بعدی هستم وبسیار هم دوستش دارم .
سریال بعدی بونگ سون قدرتمند ..
فکر میکنم ازاول داستان منتظر از بین رفتن قدرت بونگ سون بودیم..اما از این ایده راضی نبودم ..انتظار خیلی بیشتری داشتم ..به قولی فانتزی های بهتری .
.اینکه مثلا دزد رو نشون بده که شدیدا داره با بونگ سون میجنگه ..تو همین حین هم هیونگ شیک بیاد ..یا اصلا هیونگ شیک مصدوم بشه ..ببینه جلوی چشمهاش بونگ سون بی قدرت داره کتک میخوره ..وای بار احساسیش خیلی بالاتر میرفت ..
حتی دوست داشتم به جای اینکه بونگ سون یه ادم معمولی بشه ..یه ادم فوق العاده ضعیف بشه ..حداقل برای چند ساعت ضعیف بودن وسستی بدنش رو نشون بدن.ایده های عاشقانه ی خوبی ازش درمیومد که هیونگ شیک بغلش کنه بهش غذا بده ..دستهاش رو مالش بده ..واقعا چرا نویسنده با من هماهنگ نکرد ..ایده رو حیف ومیل کرد ..
کم کم داریم به انتهای بونگ سون نزدیک میشیم ..دلم قطعا برای این سریال تنگ میشه ..راستی داشتم فکر میکردم کدوم سکانس بونگ سون رو به عنوان سکانس برتر انتخاب کنم ..جالبه مخم هنگ کرد ..سکانس برتر داشت ایا ..؟شما نظرتون چیه ..بگید که تو نقد بیارم ..
وآما ..سریال سوم ..اونهایی که تو کانال تلگرام عضون خبر داشتن چه سریالی دست گرفتم

اقا منو کشیدن تو وادی سریال ترکیه ای گول خوردم دوباره ..میدونید که من دست رد به هیچ سریالی نمیزنم ..مخصوصا که گفتن انتقامیه ..شماها که منو میشناسید ..اسم سریال انتقامی بیاد با سر میرم سراغش ..با تشکراز سیستار عزیز وپیشنهادش .
.
فقط دعا کنید این راه برگشتی داشته باشه وگرنه وبلاگ پر میشه از نقد های ترکی
عرضم به حضورتون ادمایی مثل من رو تو کره اجوما خطاب می کنن
عیب هم نداره از زمان اوپا دار شدنمون گذشته ما ده شصتی ها یا اواخر پنجاه..اولاز همه رو به فیلم های قدیمی ایرانی اوردیم سلطان قلبها وقیصر وبوی گندم خوندن داریوش تفریحمون بود بعد از نوسانات سیاسی و راه پیدا کردن ویدیو به خونه ها رفتیم سراغ فیلم های هندی شعله نمونه ی بارزشه بعد هم سریالهای نود قسمتی ایرانی بعضی ها هم مثل من که از سریال ایرانی خوششون نمیاد ویکم حرفه ای تر بودن میرفتن سراغ سریالهای مطرح هالیوود لاست وفراراززندان که خلاصه بر حسب توصیه ی دوستان یا نت گردی واشنایی با کانال بی حیای فارسی نمیدونم چند.. راهمون افتاد به دانلود سریال کره ای
هر چند که من در گذشته با همون زبون دست و پا شکسته هم سریالهای ترکی رو از کانال د وبقیه پیگیری میکردم وکلی هم از دیدن لباس ها وارایش هاشون لذت میبردم ..اما الان که نمیشه تو تلویزیون خدات اینچ سریال ترکی یا حریم سلطان جلوی چشم دو تا بچه ببینی اون هم با این شرایط وانفساشون که مدام بهم خیانت میکنن ..من همین سریال کره ای رو هم با کلی جیمز باند بازی تو تبلت می بینم از شانس گل وبلبم قدیم که تو کامیپوتر میدیم کیمیا سر بزنگاه وسط اطاق بود من هم مثل اسپایدر من با تمام قدرت جلوی مانیتور رو سدمیکردم ولی بچه اصل قضیه رو میدید
از قضیه پرت نشم خلاصه که اغفال شدم
مخصوصا که از چند تا منبع موثق شنیدم این روزها همه ی دخترهای سریال بین ترکیه ای شوهر اینده اشون رو مراد میبینن وبه تیرغیب مژگان بلندش گرفتار شدن ما هم گفتیم مراد ببینیم هر چند که ازسن وسالمون گذشته ولی پروانه ای که میشه بشیم وادرنالین خونمون رو بالا ببره
شما هم بیاید مرات ببینیم
مهمترین سوال من تو این لحظات که مراد وحیات فیس تو فیس هم هستن ...
به اوپاهای ترکی چی میگن ؟
افندیم

خلاصه که سی قسمت یک ساعت ونیمه رو با حجم متوسط شیشصد مگ گرفتم ..
اول ازهمه ..اینها الله آلله می کردن یا استغفرالله میگفتن ..من روزی شونصد بار یاد خدابیامرز مامان بزرگم می افتادم
این سریال ترکی دیدن من هرچی نداشت روح اون بنده خدا رو کلیی شاد کرد ..هربار واسه اش صلوات فرستادم از بس که مثل این ترک ها غلیظ واصیل حرفف میزد ..
خب داستان از این قراره که حیات یه دختر شهرستانیه که تو استانبول درس خونده اما همینکه درسش تموم شده مادرش مثل شیر بالا سرش ایستاده که یا کار گیر میاری یا خِرکِشت میکنم وبا خودم میبرم داهات تا شوهرت بدم ..وبرام بِش دَنه چوجوک (پنج تا بچه ) بیاری
حالا حیات که دقیقا تو همون روز قرار بوده مصاحبه ی کاری بده با اعصابی خرد با مورات (مراد )اشنا میشن وکلی هم به تیپ وتاپ هم میزنن ..القصه حیات میره شرکته سارته که برحسب تصادف با دختری به اسم سونیا پکتاش که دختر دوست صمیمی رئیس شرکت بوده اشنا میشه ..سونیا که اصلا نمیخواد تو این شرکت زپرتی به عنوان منشی منشی رییس کار کنه مدارکش رو میذاره ودر میره وحیات هم از قضای روزگار مدارک رو برمیداره وبالاخره بعد از کلی خود درگیری با اسم سونیا پکتاش ودوست خونوادگی وارد شرکت میشه ..اما از بخت بد چی میبینه ..مراد رو ..که درواقع پسر بزرگ رئیسه وهمه کاره ی شرکت ..
وازهمینجا کل کل هاشون ودعوا ومرافعه هاشون شروع میشه ..اون هم درحالی که حیات راه خطیری در پیش داره چرا که نمیتونه از کار استعفا بده چون مادرش مدام پیگر کاره .. نه میتونه ادامه بده چرا که مدام ومدام ممکنه دستش رو بشه .. یعنی من از استرس رو شدن دست حیات ضعف اعصاب گرفتم ..
این کل کل که میگم نه فکر کنید لوس بازی ...یعنی اینقدر به پروپای هم میپیچن وتو سروکله ی هم میزنن که ازهم خوششون میاد ..اما این فقط یه طرف قضیه است ..درکنار اینها دوست دختر سابق مراد که موی دماغه وبرادر ناتنی مراد ودوست های حیات هم هستن که هرکدوم قصه ای سوا دارن ..
روندسریال خیلی خوبه ...خوراک ماهاست که دوست داریم روند عاشقانه اش کشدار باشه وزرپی به همدیگه اعتراف نکنن ..همون جریان با دست پس زدن وبا پا پیش کشیدن ..مدام کلنجار رفتن ها وجاذبه ی این دو نفر رو نشون میده ..
فقط دختره بیش از حد دست و پاچلفتی میزنه هی ول میشه تو بغل اقا والا ما باشیم شوهر جان گرامی مسخره می کنه که دست و پا نداری نویسنده هر رقم ایده درست کرده این دو تا رو بغل تو بغل کنه
دیگه فکر کنم کسی نباشه که با سریال های ترکی اشنا نباشه ..فضا سازی قشنگ مدل موها ومدل لباسهای خوب ..مراد هم با کت وشلوارهمچین جذاب وباحال سریال رو پیش میبره ..حیات روهم دوست دارم ..هرسری منتظرم ببینم چه مدل مو ولباسی رو میکنه ..
سریال یه قسمتهایی گنگ میشه ..ایده ها رها میشن ..اما درمجموع ازش خیلی راضی بودم ..فقط بدیش اینه که خیلی طولانیه ..هرچند مثل سریالهای کره ای یا چینی وتایوانی خسته کننده نیست ..مثلا تو قسمت هایی که عاشقانه ی حیات ومراد رو نشون نمیده ..میره سراغ بقیه ی شخصیت ها ..که بهترینشون رابطه ی دوست سرد ومغرور وبد اخلاق حیات ..ایپک ..با راننده ی مراد ...کرم هست اینقدر این دوتا بامزه ان که من واقعا درکنار زوج اصلی از کارهاشون لذت می برم ..
سریال طنز خیلی خوبی داره ..حالا شاید این نظر من باشه اما از نظر فرهنگی خیلی محیط سریال رو به فرهنگ خودمون نزدیک میبینم ..مثلا مامان حیات بهش گیر میده شوهر کن ..یا شیرینی میپزه یا برای اینکه سر از کار دخترش دربیاره میره شرکتش ..تو این وسط هم اونقدر اتفاقات بامزه وخنده داری اتفاق میوفته که دیدنش برام با تفریح همراه
ازطرف دیگه برخلاف بقیه ی سریالهای ترکی حرفی ازخیانت انچنانی نیست وروند سریال یک دست ومرتبه ..که همین باعث شد ترغیب بشم ادامه بدم ..وگرنه همه میدونن به شدت از دیدن سریالی با تم خیانت استرس میگیرم وسریال بهم زهر میشه ..
به هرحال صد درصد راضیم وتوصیه ی من
شما هم بیاید مورات ببینیم ...
عکس های بیشتر تو کانال تلگرام ..میتونید با هشتک ها عکسها رو سرچ کنید ..
ویه خواهشی ..اونهایی که سریالهای درحال پخش جدید رو میبینن لطفا نظر بذارن ..تونل ..ماشین تحریر شیکاگو ..دفتر درخشنده ..
نظر بذارید تا همگی بتونیم با هم از دیدن سریالها لذت ببریم ..
ممنون ..هفته ی خوبی درپیش داشته باشید ..

|
تاریخ : چهارشنبه 04 اردیبهشت 1398
ساعت : 10:10
|
|
تعداد صفحات : 88
|