ّ

|
لوکس بلاگ
موضوعات آخرین نظرات بچه ها آخرین نطرات
مهسا - ساناز عزیزم ،هیچوقت انقدر لذت نبرده بودم از خوندن نقد یه سریال، وذقعا فوق العاده نوشتی با اینکه واقعا غصه میخورم برای سریال هایی با همچین تم و خط داستانی ولی بلافاصله نقد و نصفه ول کردم و شروع کردم سریال و تا بتونم مقداری برم جلو و کاملا همراهت بشم توی خوندن نقدت، زیبا زیبا نوشتی نقدو و چقدر چشمام باز شد موقع تماشای سریال ممنونم ازت امیدوارم تا همیشه موفق باشی و حتما ادامه بده نقد نوشتن از سریال هارو ❤️ - دوشنبه 08 دی 1404
جاوید - با سلام خدمت تموم زحمت کشای دوبله و زیرنویس اول خواستم بگم ریدین با این ترجمتون تمونه ترجمه ها اشتباهه منظور از تمومه اشتباه ۹۰ درصد صحبت های داخل فیلمه به معنای واقعی ریدین یا ترجمه نکنین یا اگه ترجمه میکنین مثل ادم ترجمه کنین مثلا طرف میکه لا حول والا قوت الا بالا شما ترجمتون خدا صبر بده هست اقا چرا گوهی که بو نمیده رو چنگ میزنی اگه بو برداره خفت میکنه پس ترجمه بیخودی نکن جون ناموست همین - دوشنبه 08 دی 1404
الی - نقدتون عااااالیه انصافا یکی از بهترینو جذابترین سریالای کره ای بود که دیدم. هنوز چندتا قسمتش رو دسکتاپمه هر دو سه ماه باز میبینمش. نمیتونم دل بکنم ازین ووکی جذاب لعنتی???????? - دوشنبه 08 دی 1404
اذین - سلام.جدیدا یه سریال بی ال دیدم not me.این سریال عالییی بود.اگه بگم بهترین سریال تایلندی تعجب نکنید.داستان سریال عالی بازی بازیگران عالی.خیلی از دیدنش لذت بردم - دوشنبه 08 دی 1404
استارنا - سلام عزیزم. من بر اساس نقدت رفتم این سریال رو دیدم. حقیقتا زیبا بود. هنوز هم بعد از گذشت یکماه که از دیدنش میگذره وقتی یادم میفته قلبم فشرده میشه. خیلی قشنگ بود. با روح و احساس آدم بازی میکرد. ممنون از اینکه زحمت میکشی و نقدهای کاربردی مینویسی
ستایش - درسته خیلی خوب نقدش کردی.من خیلی دوستش داشتم همون طور که گفتی قسمت های اول واقعا خیلی فان و خوب بود و بین سریال های کمدی با این سریال خیلی خندیدم. و شین هه سان فوق العاده بازی کرده بود. - دوشنبه 08 دی 1404
یسنا - واقعا تا به حال نقدی به این زیبایی ندیده بودم. خیلی خیلی خیلیییی لذت بردم واقعا ممنونم بخاطر نقده قشنگتون
بدون نام - من این سریال خیلی دوست داشتم ولی بديش اینه یون شیان ب عشقش نسبت ب امپراتور اعتراف نمیکنه مثلا اون قسمت ک امپراتوررمیگ ی ذره بهم علاقه نداری سکانسی یاد میاره ک ب ملکه قول داده بوده چیزی بینشون نباشه اکثر میگن دروغ گفته ولی فرداییش میره پیش نامزدش و سکانس عاشقانه دارن بنظرم بعد جنگ عاشقش میشه ک اسیر میشن ولی اینکه بازم بعد جنگ میره سراغ چی یو باعث سردرگمی شده واقعا ک کدوم دوسدداره و این باعث سردرگمی و ناراحتی بیننده میشه - دوشنبه 08 دی 1404
پرستو - مستوره ی عزیز ممنونم از نقد خوبتون و انصاف و عدالت و جامع بودن نظراتتون . موفق باشید . پاسخ:ممنون از شما - دوشنبه 08 دی 1404 |
نوشته شده به دست kdramers
![]() عنوان : بازگشت زوجین ، Go Back Couple بازیگران : Son Ho-Jun – Choi Ban-Do خلاصه داستان : این سریال درباره یک زن و شوهره که نمیتونن همدیگه رو تحمل کنن ، چویی بان دو و ما جین جو هر دو 38 ساله و یک زن و شوهر متاهل هستند . چویی بان دو با نداشتن کار سخت شده است و ما جین جو یک زن خانه دار با عزت نفس پایین است . هر چند وقتی که ازدواج کردند یکدیگر را دوست داشتند ، هم اکنون از یکدیگر متنفر هستند . آنها هر دو پشیمان ازدواج در چنین سن جوانی . زن و شوهر در طول زمان سفر می کنند و زمانی که خود را دانشجویان 20 ساله می دانند …
منبع عکس ها کانال اریرانگ فا تعداد بازدید از این مطلب: 1124
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نوشته شده به دست kdramers
|
|
تاریخ : چهارشنبه 04 اردیبهشت 1398
ساعت : 10:33
|
|
تاریخ : چهارشنبه 04 اردیبهشت 1398
ساعت : 10:33
|
اولین نقد از دوست خوبمون فاطمه ..بچه ها لطفا فاطمه رو ساپورت کنید ..این چند روزه خیلی اذیتش کردم ..

عنوان:میراث باشکوه / Shining Inheritance
عنوان های دیگر:میراث درخشان/Brilliant Legacy
عنوان کره ای:찬란한 유산
ژانر:عاشقانه / خانوادگی
کارگردان: Jin Hyeok
نویسنده:So Hyeon-Kyeong
شبکه پخش: SBS
تعداد قسمت ها:۲۸
تاریخ شروع پخش:۲۵ آوریل ۲۰۰۹
کیفیت:متوسط +۳۶۰
حجم هر قسمت:۲۰۰ مگابایت
خلاصه ی داستان
خلاصه داستان: داستانمیراث درخشان – Brilliant Legacy درباره دختری زیبا و جسوره که در خانواده ثروتمندش همراه با پدر و برادرش و نامادری و دخترش زندگی می کنه همه چیز خوب پیش می ره تا اینکه پدر ورشکسته می شه و یک سانحه پیش می یاد و پدرش فوت می کنه درحالیکه پدر زنده است و مراسم تدفین خود را هم می بیند اما نامادری مکار همه ارث را بالا می کشه و دختر و برادرش را از خانه بیرون می کنه و دختر بیچاره تن به هر کاری می ده تا خرج خودش و برادرش دربیاره در این بین پسری عاشق دختر می شه…
عنوان: میراث درخشان Brilliant Legacy
ژانر: عاشقانه / خانوادگی
کارگردان Jin Hyeok :
نویسنده So Hyeon-Kyeong :
شبکه پخشSBS :
تعداد قسمت ها: ۲۸
تاریخ شروع پخش: ۲۵ آوریل ۲۰۰۹
ریتینگ : 39 درصد
|
تاریخ : چهارشنبه 04 اردیبهشت 1398
ساعت : 10:33
|

مشخصات :
نام : گوبلین ، جن ، Goblin ، Dokkaebi
ژانر:فانتزی،رمانتیک
کارگردان : Lee Eung Bok
نویسنده : Kim Eun Sook
شبکه پخش : tvN
تعداد قسمت : ۱۶
زمان پخش : Dec 2, 2016 (جمعه ۱۲ آذر ۱۳۹۵ )
زمان پخش : Friday & Saturday 20:00
جایگزین سریال :The K2
درباره سریال :
کیم شین یک گوبلین هست که محافظ ارواح هم هست و ادمها رو در دنیای بعد از مرگشون راهنمایی میکنه. او با وانگ یئو زندگی میکنه که یک فرشته مرگ هست که دچار فراموشی شده و مسئول گرفتن جان ادمهاست. هر دوی اونها با هم مردن و عبور از مرگ ادمها رو میبینند. شین دیگر نمیخواهد جاودانه باشه و برای پایان زندگی جاودانه اش به دنبال یک عروس فانی میگرده. در همین حال جی یون تاک یک دانش اموز دبیرستانی هست که با وجود واقعیتهای دردناک زندگیش, همچنان خوشبین هست و در اخر عاشق گوبلین میشه. کیم سان صاحب یک مغازه است و دختری بسیار جذاب و درخشان که همه مردها عاشقش میشوند,او دختر سخت کوشی هست و با فرشته مرگ ملاقات میکنه و زندگیش شروع به تغییر میکنه (مترجم : منا)
|
تاریخ : چهارشنبه 04 اردیبهشت 1398
ساعت : 10:31
|

مشخصات :
نام : گوبلین ، جن ، Goblin ، Dokkaebi
ژانر:فانتزی،رمانتیک
کارگردان : Lee Eung Bok
نویسنده : Kim Eun Sook
شبکه پخش : tvN
تعداد قسمت : ۱۶
زمان پخش : Dec 2, 2016 (جمعه ۱۲ آذر ۱۳۹۵ )
زمان پخش : Friday & Saturday 20:00
جایگزین سریال :The K2
درباره سریال :
کیم شین یک گوبلین هست که محافظ ارواح هم هست و ادمها رو در دنیای بعد از مرگشون راهنمایی میکنه. او با وانگ یئو زندگی میکنه که یک فرشته مرگ هست که دچار فراموشی شده و مسئول گرفتن جان ادمهاست. هر دوی اونها با هم مردن و عبور از مرگ ادمها رو میبینند. شین دیگر نمیخواهد جاودانه باشه و برای پایان زندگی جاودانه اش به دنبال یک عروس فانی میگرده. در همین حال جی یون تاک یک دانش اموز دبیرستانی هست که با وجود واقعیتهای دردناک زندگیش, همچنان خوشبین هست و در اخر عاشق گوبلین میشه. کیم سان صاحب یک مغازه است و دختری بسیار جذاب و درخشان که همه مردها عاشقش میشوند,او دختر سخت کوشی هست و با فرشته مرگ ملاقات میکنه و زندگیش شروع به تغییر میکنه (مترجم : منا)
|
تاریخ : چهارشنبه 04 اردیبهشت 1398
ساعت : 10:31
|
سلام یکشنبه اتون بخیر وخوشی ..اینجا هوا به شدت ابریه ..اخر سر حسرت به دل میمونم وبارش برف رو نمیبینم ..اونهایی که تو مناطق سردسیر هستن جای من هم از دیدن بارش برف لذت ببرن ..من دلم برای قدیم های تهران تنگ شده ..
وویس

خب من اکثرا سر سریال شروع کردن دو تا جبهه میگیرم البته منظورم سریالهای جدیدهست
به بعضی سریال ها مضنونم که سریال خوبی از اب درنمیاد مثل نسل خورشید ..گابلین ..افسانه ی دریای ابی ..وبعضی سریالها رو هم بی جهت دوست دارم ..یعنی اسمون زمین بیاد اگه خود سریال برام جذاب باشه ..همیشه ساپورتش میکنم ..مثل بوک جو یا همین سریال رئیس درونگرا
وویس از اون دست سریالهاست که همچین نظری راجع بهش دارم ..برخلاف مدافع ..با اینکه خودم هم میدونم وویس مشکل داره اما نمیشینم تک به تک مشکلاتش رو پررنگ کنم ..موقع دیدنش لذت میبرم ودنبال اشکال تراشی نیستم ..
مثلا قسمتی که ادم ربا.. افسر پلیس زن رو میگیره ..دختره که به این ادم شک کرده تنها وسرخود پاشده رفته سراغ پسره ...حالا گیرم رفتی ..یه چیزی با خودت ببریه سلاحی ...حالا گیرم با خودت هم چیزی نبردی اما حداقل تا از پشت بی سیم شنیدی یارو چیکارست قبل ازمرده حمله کن ..نه اینکه وایسا تا پسره یه چاقو بذاره رو گلوت اون هم ادمی که خود افسر پلیس میدونست همدست داره ..
یا حتی قسمتی که جانگ هیوک این هفته دنبال ماشین دو تا مرد ادم ربا میدوید ..اول اینکه خیلی راحت گذاشت فرار کنن ..واقعا نمیتونست حداقل یه دونه تیر محض نمونه به سمت اینها شلیک کنه ..قاعدتا یه افسر پلیس بهتر از منِ نوعی میدونه که باید این جور ادمها رو قبل از سوار شدن به ماشین دستگیر کرد وبه پاشون شلیک می کنن ..بعد هم برای گرفتن یه ماشین خیلی ساده تیر به چرخ ها میزنن که دریغ وافسوس انگار نویسنده اصلا تا حالا سریال گانگستری ندیده ..خیلی این تیکه اش اماتوری ساخته شده بود ..فقط برای اینکه این دو نفر رو فراری بدن ..

از طرف دیگه قدیمیا میگن (عیب می جمله چو گفتی هنرش نیز بگو)قسمتی که جانگ هیوک از ماشین پیاده شد وبا پای پیاده به سراغ ماشین ها رفت منطقی وفکر شده بود ..
نقطه قوت کار به خاطر استفاده از توانایی زن داستانه که خیلی خوب میتونه صداها رو تشخیص بده ..
مدافع ..
من از هوادارهای این سریال به شدت عذر خواهی میکنم ..نقد باید بی طرفانه باشه اما درمورد قلم من این اتفاق اصلا نمیوفته ..خدا نکنه از یه سریالی خیلی خوشم بیاد ..اینقدر قشنگ به به وچه چه میکنم که همه خوششون میاد ..اما خدا نکنه یه سریالی رو دوست نداشته باشم اونقدر مته به خشخاش میذارم تا فکر بقیه هم منحرف میشه ..جی سانگ رو همه دوست دارن کیه که از بازی این اقا راضی نباشه .اما این سریال رو دوست ندارم ..من دوتا فاکتور برای دیدن یه سریال دارم ..عاشقانه ...معما .وقتی هیچ کدوم اینها رو نداشته باشن برام بی مزه میشن ..مدافع مثل یه بار روی دوشمه ..نه میتونم دراپش کنم چون همه دارن تعریفش رو میکنن ..نه احساس انچنانی برای ادامه اش دارم ..خلاصه که سر این سریال خیلی خود درگیری دارم ..
خب مواردی که تو قسمت های این هفته دیدم وگفتم با شما درمیون بذارم ..
جی سونگ رو بردن سر صحنه ی جرم ..اما به نظرتون نباید جی سونگ به عنوان اولین قدم زنگ در رو امتحان کنه ..ادمی که به هرریسمانی چنگ میزنه این پیش وپا افتاده ترین کاربود ..شاید بگین به دوستش اعتماد داشت ..اما این جور وقتها این ساده ترین کاره ..
دوم ..اینهایی که جی سونگ رو متهم کردن الت قطاله رو پیدا کردن ..؟مهمترین بخش یه پرونده ی جنایی ..من چیزی ندیدم ..امیدوارم درادامه حتما این فقره هم رو بشه ..نبودش واقعا ضعفه ..
سوم این دوست دادستانه همه ی مدارک رو نابود کرد ..یعنی هیچ کس شک نکرد یه نفر پیدا شده که فیلم دوربین رو پاک کرده ..خب این شک میاره ..شک هم باعث تجسس بیشتر میشه ..بازهم ضعف ..
اها یه مورد دیگه اول سریال مگه فرار جی سونگ رو نشون نداد ..اون بالاخره زمان حاله ..یا اینی که ما میبینیم جی سونگ دادگاه تجدید نظر داره زمان حاله ..؟
بعد بابای مین هو ..یا رئیس ..با خودش چند چنده ..قطعا همون اول سریال فهمید پسرش مرده ..اما چرا باید همچین مسابقه ای ترتیب بده ..کدوم ادم خنگی همچین کاری میکنه اون که میدونه پسرش به چیزهای نوک تیز حساسه ..اونوقت میگه بیاد با یه شمشیر باز دیگه مسابقه بده که بقیه به هویتش شک کنن ..؟
یه مورد دیگه یکی از دوستان اشاره کرد اسمشون رو فراموش کردم فکر کنم دختر شاد بود ..دقت کردید ..زندانبان برادرزن جی سونگ ..زندانی ها ..کسایی هستن که قبلا جی سونگ گرفتتشون ..اون اجوشی باحاله هم که یه راست اوردن اینجا ...ای بابا ..ابرو ماه ومه وخورشید وفلک رونویسنده اورده که کارخودش رو راحت کنه ..کدوم ادمی رو به زندانی که بستگان یا دشمنانش دراونجا هستن میفرستن ..مثلا میخوان بگن تمام رده بالاها میخوان جی سونگ رو زجر بدن ..وکیله اول ازهمه باید بخواد جی سونگ رواز این خراب شده بیرون بکشه ..اون هم بعد ازچهار بار فراموشی ..زندان که نیست ماشالله پاتوقه ..
راجع به اخر قسمت شش هم احتمالا خود جی سانگ میون کابوس هاش شعری که با دخترش میخونده رو هزیون وار خونده وپسره فهمیده ..خواسته مانع بشه ....هرچند که قاعدتا این پسر یه شخصیت مهم تو سریاله ..
بازهم نقش منفی رو میبینم شاکی میشم ..این همه نقش منفی خوب هست ..مثلا بازیگر سریال عشقم از ستاره ها اومده ..یا حتی همین عاشقانه ی بی رحم رو ببینید .مرده به معنای واقعی حیوونه ..اما نمیدونم چرا اینقدر جذابه ..یعنی پست وفرومایه که میگن همینه ..
به هرحال هرلحظه امکان داره دراپش کنم ..انگار دارم تهدید میکنم ..:)
فردا با تو ..

خب این هم از اون دست سریالهاست که حتی قبل از شروع شدن دوستش داشتم..ازهردونقش اصلی خیلی خیلی خوشم میاد ..با اینکه اینجا قشنگ معلومه شین مین اه چند سالی بزرگتره ..اما زوجشون رو دوست دارم ..شین مین اه هم که گفتن نداره برخلاف شین هه که چشم ندارم ببینمش ..خیلی ازش خوشم میاد ..با اون چال روی لپش واقعا دختر کیوت وبامزه ای ..
خب فکر کنم اونهایی که درحال پخش میبینن قطعا این سریال رو تا حالا شروع کردن ..اما برای خالی نبودن عریضه یه خلاصه بگم ..
چند سال پیش یه شب که پسر داستان با مادر وپدرش تو مترو بودن برحسب تصادف با مین اه دعواش میشه وپسر ومین اه برای حل مشکل توایستگاه پیاده میشن ..اما چیزی نمی گذره که قطار تصادف میکنه واتیش میگیره وپدر ومادر پسر فوت میکنن ..درواقع مین اه وپسر هردو باعث نجات جون دیگری میشن ..
حالا پسر تو چهل ونهمین روز درگذشت والدینش به ایستگاه مترو میاد ..(این چهل ونه روز یه فلسفه ای پشتش داره یادم نیست ..زمانیه که روح زنده میمونه ..یا زمانی که میتونه روح به زندگی برگرده ..در کل یادم نیست ولی چهل ونه روز بعد از مرگ مثل روزهای سوم وهفتم وچهلم ما که برای فوت شدگانمون مراسم میگیریم برای کره ای ها هم پر معنیه ..)
خلاصه پسر به ایستگاه برمیگرده وازهمونجا متوجه میشه که میتونه با سوار شدن به مترو واز یه مبداومقصد معلوم حرکت کردن درزمان سفر کنه وبه اینده بره ..البته این اینده متغیره وهربار به یک سال میره ..اما چیزی که مهمه اینه که پسر میفهمه تو یه روز خاص با همین خانم تصادف کردن وهردو تو یه ساعت خاص تو بیمارستان فوت میکنن ..
پسر اول نمیدونسته که این خانم باعث نجاتش تو روز تصادف مترو بوده برحسب تصادف روز مرگ زن رو میبینه ونجاتش میده ..اما بعدها میفهمه که نه ..این داستان سر دراز دارد وبا این زنی که به شدت خل وچل وساده ومشنگ میزنه رابطه ی احساسی جدی ای پیدا کرده وحتی باهاش ازدواج میکنه ..

مین اه ..اینجا برخلاف همیشه نقش یه دختر الکی سرخوش رو بازی میکنه ..تو کودکی بازیگر یه نقش فرعی اما تاثیر گذار به اسم بپ سون بوده که حالا هم که بزرگ شده همه میشناسنش ..وازاونجایی که ادمیه که خیلی نوشیدنی میخوره وویدئوهاش همه جا پخشه ذهنیت مردم نسبت بهش خراب شده وهمه یا براش دلسوزی میکنن یا پشت سرش حرف میزنن ..خلاصه که زندگیش تحت تاثیر کودکیش خیلی سخت میگذره ..الان هم به یه عکاس اینترنتی بدل شده ..اما پسر که میخواد نجاتش بده به اشتباه بهش میگه ازش خوشش اومده واین خنگ خانم هم فکر میکنه واقعا پسره عاشقش شده ..دیگه ول نمیکنه بیچاره رو .که پسره میخواد ازشرش راحت بشه وبهش میگه دوستش ندارم ..اما دقیقا همینجاست که به یه راز بزرگ دیگه پی میبره وهمه چیزعوض میشه .
تا اینجا خیلی خیلی از روند سریال خوشم اومد ..زوجشون رو دوست دارم ..پسره هم اینجا خیلی خوبه ..دوست داشتم ازش یه کار رمنس ببینم وصد درصد این کار رو حمایت میکنم البته اگه روند خوبی داشته باشه ..
رئیس درونگرا ..

ای جان ..یعنی اسمش هم برای من شادی اورده ..گفته بودم بهتون که نویسنده دو قسمت پنج وشیش رو دوباره نوشته وخواسته یه تغیر اساسی بده ..بچه های گروه میگفتن بل بشو تر شده ..ولی من فکر ته ذهن نویسنده رو درک میکنم ..تا حالا رفتار دختر ورئیس رو مخ بود ..به خاطر همین فلاش بک کلی ومعمای اصلی رو تو قسمت پنجم اورد تا بیننده بدونه چرا دختره این جوری رفتار میکنه وچه حقیقتی پشت تمام این اتفاقات ورفتار رئیسه ..
الهی من اینقدر این دوتا رو دوست دارم که حد نداره ..قسمت پنج رو خیلی دوست داشتم ..هم از خواهر دختره خیلی خوشم میاد هم برام جالب بود که چرا این دختر خودکشی کرده ..راستی فهمیدم خواهره رو کجا دیدم تو سریال ماسک عروس ..چقدر اینجا ملیح شده بود
یه سوالی فقط خواهره از پنت هوس خودش رو انداخته پایین یا از بالا پشت بوم ..نشون داد از پشت بوم خودش رو انداخته اما کفش هاش چرا تو اطاق ریس بود وپنجره باز ..
اما ..اما من شدیدا منتظر یه قسمتم ..ببخشید روم به دیوار ..عذر تقصیر دارم بابت حرفم ..ولی بگم دیگه ..من منتظر کیس اول این سریالم ..خیلی دلم میخواد بدونم کدوم پیش قدم میشن ..واگه پسره پیش قدم میشه چه دلیل محکمی باعث میشه که این پسر خجالتی ترسش رو عقب بزنه وجلو بره ..این ایده رو بیشتر از پیش قدم شدن دختره دوست دارم ..ببینم نویسنده چه جوری سورپرایزم میکنه مخصوصا با پیش نمایش قسمت بعد که فکر من رفت تا به کجاها ..
از اول سریال فکرم پی این افکار جلف وبی تلبیتیه ..
هوارانگ ..

وای خدا ..چرا من اینقدر احساس انزجار میکنم ..یعنی قسمتی که بو...سه ی سوون وو وآرو رو نشون میداد من با تمام وجودم حس کردم از پشت بهم خنجر زدن ..قول میدم هیون شیک یا همون چونا هم به اندازه ی من عصبانی نشد ..اصلا به جای اینکه این قسمت رو مثلا با دید عاشقانه ببینم به چشمم خیلی کثیف وجلف اومد ...نویسنده چرا اینکار وکرد ..قاعدتا هرکسی این قسمت رو میدید حالش بد میشد ..اصلا گیرم طرفدار سوون وو هم باشی بازهم دلت به حال چونا میسوزه ..طرفدارهای سوون وو بگن چه حسی دارن نویسنده اینقدر هوای شخصیت مورد علاقه اشون رو داره ..ایا بنده ی برگزیده ی خدا هستن ..؟
گفتم نویسنده استاد گند زدن به ایده هاست ..این یه فقره ی دیگه ..انتظار داشتم حداقل چونا بی خود وبی جهت صبح فردا به جای تیر زدن به سیبل چند تا مشت وچک ولقد جانانه به سوون وو بزنه وحسابی شتکش کنه .خیلی دیگه ملایم بود ..حداقل مشت شدن دست چونا رو نشون میداد ..

قسمت شونزده رو روی دور تند دیدم ..عملا چیز خاصی ندار جز اینکه دلم میخواد ملکه رو ریز ریزکنم دیدید چه جوری به مینهو بی محلی کرد ..بی تربیت امق ..
باز خداروشکر تو پیش نمایش قسمت بعدی قراره چونا ..واقعا چونا بشه ..باشد که مادرش را با یک عدد تیپا از قصر بیرون کند ودل خیل معترضان رو شاد نماید ..بگو امین ..
نه گمشده هم دیدم که عملا چیزی نداشت فقط معماها داره سریال رو جلو میبره بدون یه ریزه عاشقانه ی پررنگ ..اما خوب بوده تا اینجا ..نقش منفی سریال رو خیلی دوست دارم ..قشنگ به نقشش میخوره ..

از طرف دیگه هربار که با خودم میگم دیگه از اینجا به بعد لوس شد ..میبینم یه قسمت جدید رو میشه ..یه نفر جدید پیدا میشه که همین به کار هیجان میده ..فقط ادم کشتن های ته هو رو مخه ..عملا عقلش رو خرده .وقتی زده یول رو کشته چرا اومد سر خبرنگاره ...؟دیگه خیلی غلو داره ولی دلم میخواد بدونم با این ادم چه جوری میخوان مبارزه کنن ..دادستان جانمان بیاد ده شقه اش کنه دل من خنک بشه ....
اما پروژه هایی که این هفته شروع کردم
تو این مدت دیگه خودتون از گزارش های هفتگی متوجه شدید ..بدجوری دچار فقر عاشقانه شدم ..دیروز داشتم ارشیوم رو درست میکردم راستی میخواید عکس ارشیوم رو ببینید ..

میگن داروندار این دار وندار منه ...که مثال جان شیرین میدوستمش ..
القصه داشتم مرتبش میکردم که چی دیدم ..عاشقانه ی بی رحم چینی ..هیچی دیگه مثل مفنگی ها دیدید به محض دیدن مواد اب از لب ولوچه اشون اویزون میشه دیگه هیچی حالیشون نیست ..من هم همه ی چهل وسه قسمت رو ریختم تو تبلتم ..به صورت ام پی تری شروع کردم زوچن دیدن ..چقدر این مرد باحاله ..یعنی با اینکه خودش واینجا میبینی وخلیفه اش رو بغداد ..اما وقتی پای دختره وسط میاد اصلا دگرگون میشه ..اصلا زوچن نگو ..قیصر بگو ..بنده خدا دختره رو اینقدر دوست داره اما فن بیانش خیلی افتضاحه ..
به جین سئو میگه وقتی با منی نمیخواد کسی رو راضی کنی هرکاری دوست داری انجام بده ..
خلاصه که این چند وقته دارم کلی پروانه ای میشم ..عشق میکنم ..کلی هم به دختره فحش میدم فکرشو کنید دستبند مادرش رو به جین سئو داده بعد دختره با وقاحت چیکار کرد ..شکستش ...با اینکه همه ی سریال رو میدونم بازهم دهنم بازموند ..خداوکیلی ناراحت شدم بعد با این همه اذیت دختره باز براش خونه جور کرد تو خیابون ها نمونه .
یا قسمتی که تمرین رقص میکرد چقدر بامزه بود نمیتونست بخنده دهنش درد میگرفت صحنه ی رقصشون هم قشنگ شد
روند رشد شخصیت زوچن ..به نظرم اونقدر قشنگ به تصویر کشیده شده که حتی اگه صد تا نکته ی منفی هم مثال بزنم بازهم این یه مورد همه رو میپوشونه ..مردی مغرور ..خودخواه وتنها که فکر میکنه با زنها یا میشه فقط رابطه داشت یا ازدواج کرد ..اما به مرورمیفهمه که با زنها نمیشه معامله کرد ..باید قلبشون رو با محبت به دست بیاری ..وکم کم دوست صمیمی جین سئو میشه ..کسی که تو مشکلات صادقانه وبی چشم داشت کمکش میکنه ..تنهایی هاش رو پر میکنه باهاش میخنده بهش خوش میگذره ..حتی براش فداکاری میکنه ..همون جور که از اول سریال جونش رو کف دستش میگرفت ومراقب جین سئو بود اون ادم خشن وزورگو یه مرد فوق العاده افتاده حال ودرعین حال قدرتمند میشه ..به شخصه اولین سریال پررنگیه که تو این تم دیدم ....
یا از اول سریال مدام ومدام میگه زنها ترسناکن ..فکرشو کنید ..زوچن که یه بندر رو انگشتش میچرخن میگه زنها ترسناکن ..مایدا هم هست دیگه هیچی ..وای خدا چقدر این سریال رو دوست دارم ..
خلاصه که اگه میخواین مصداق بارز کلمه ی مردددددد رو ببینید این سریال رو با وجود تمام نقطه ضعف هاش ودیش دیش بازی ها وغلو های بیش ازحدش حتما ببینید
راستی یه خواهش ..هرسریال تموم شده ای که میبینید اگه از نقد ونظرات من وبقیه ی بچه ها استفاده کردید ودیدید ...یه دین به گردن شماست ..شماها هم نظرتون رو به همراه یه نمره تو نظرات همون قسمت بذارید ..نمیگم بشینید نقد کنید اما درحد دو سه تا جمله میتونید بگید که ایا بقیه راحت دانلود کنن یا نه ..همه ی ما به مشورت برای سریال گرفتن نیاز داریم ..پس خواهشا نمره دادن ونظر فراموش نشه ..مخصوصا مخصوصا درمورد سریالهای غیر کره ای
خب تو هفته ی پیش طیف بیشتری فیمل وسریال دیدم ..ازجمله ی اونها شوی تلوزیونی وی گات مرید از سویونگ ووویونگ رو شروع کردم ..همه ی اونهایی که دنبال سریالن به اسم این شوها هم برخورد میکنن ..خیلی ها مثل بعضی از دوستان من اونقدر که شو وام وی وویدئو میبینن دیگه وقت نمیکنن سریال ببینن ..یعنی از وادی دیدن سریال کره ای رسیدن به قلب کره .. رانینگ من ووی گات مرید از اون دست شوهاست که مخاطب زیاد داره ..محض اطلاع اونهای که مثل من ندیدن یه خلاصه بگم ..
تو وی گات مرید دست اندرکاران دو نفر رو که خیلی زیاد به هم شباهت دارن رو با هم جفت میکنن ..وبعد برای اینها برنامه ترتیب میدن که این دو نفر بیشتر بهم نزدیک بشن ..سویونگ ووویونگ... ملکه ی سریال ایمانه که خیلی خشک بازی میکرد ..تو سریالهای مدرسه 2013 وباران عشق هم بازی کرده ..دریم های یک رو یادتونه یه پسره بود خیلی خوب میرقصید وانگلیسی صحبت میکرد ایو عاشقش شده بود ..
خلاصه این دو تا باهم اشنا میشن ..کم کم یخشون باز میشه ..حتی قرار میذارن ..

درسته که تم کار حالت رئال رو داره ..اما من یکم بدبینم وبه نظرم اندکیش هم برنامه ریزی شده است ..اما واقعا خوشم اومد ..پسره واقعا دست وپاش روگم کرده بود ..چه سوتی های خفنی میداد ..اینقدر یه جاهاییش خندیدم نصفه شبی گلو درد گرفتم ..
مثلا میخواست برای دختره پیانو بزنه ..نشست پشت پیانو گفت این اولین اهنگمه که برای اولین عشقم نوشتم ..دختره موند ..
گفت یعنی الان داری به اولین عشقت فکر میکنی ..پسره اومد مثلا درستش کنه شروع کرد به خوندن ..وای من ..ازخنده ی زیاد لواشک شدم رو زمین ..یه حرفهای زشت ووقیحانه ای توش بود ..که خودش هم کپ کرد ..کار داشت بالا میگرفت که دیگه از صرافت قپی درکردن جلوی خانم افتاد ودیگه نخوند ..
یا میخواستن شکلات درست کنن ..دختره برگشت گفت چرا شکلات های تو اینقدر براقه ..بعد نشون داد پسره سر هر شکلات انگشتو تا ته تو حلقش میکرده ..شکلاتاش همه تف مالی بود ..
خیلی راضی بودم ..خوشم اومد کلی خندیدم ..من از بارکد گرفتم تا قسمت دهم زیرنویس داشت ..از اونجایی که هرقسمت رو به دو سه پارت دوازده دقیقه ای تقسیم کردن دیدن کل این ده قسمت طول نمیکشه .توصیه میشود شدیدا ..
دیشب داشتم کانالهای عزیز تلگرامم رو چک میکردم ..اینقدری که من کانال کره ای دارم کانال ایرانی ندارم ..چند وقت پیش اریرانگ فا نظر سنجی گذاشته بود که کدوم زوج ارون یان ..(بازیگر تایوانی وخواننده ) رو دوست دارید ..بدون استثناءمثل من اکثرا به ارون وپوف ..زوج سریال فقط تو رای داده بودن ..اریرانگ هم یه سری گیف ومطلب از رابطه ی این دو نفر به همراه صحنه های کی ..س وغیره گذاشت ..یکی از قسمت های جالبش حضور پوف تو کنسرت ارون بود گفتم اونهایی که دوست دارن ببینن این پوف خنگ تو سریال فقط تو ..چقدر قشنگ میرقصه وبا ارون هماهنگه این لینک رو براشون بذارم .. ..خداوکیلی زوج قشنگین ..

واخرین موردی که دیدم ..الان با خودتون میگید چه جوری وقت میکنم ولی من خوابم کمه اکثرا شبها دو سه قسمت میبینم ..دو سه قسمت هم تو طول روز میبینم .وقت میشه دیگه ..
فیلم یک مرد ویک زن با بازی گونگ یو ..من باز اشتباه کردم وگول خوردم ..اصلا فیلم کره ای به من نمیسازه ...من به شدت از صحنه های مثبت هیجده فراریم وبدترا ز اون اینکه متاسفانه رو نظرم رو اون بازیگر تاثیر میذاره دیگه به دید گذشته بهش نگاه نمیکنم ..اتفاقی که سر بازیگر شاهزاده ی هشتم تو سریال عاشقان ماه برام افتاد ..

داستان راجع به مردیه که یه دختر افسرده داره ..وزنی که یه پسر معلول ذهنی داره ..این دوتا بچه به یه مدرسه تو فنلاند میرفتن وقرارمیشه ببرنشون به اردو ..مادر وپدر دلشون طاقت نمیاره وسوار ماشین میشن تا محل اردو رو ببین ..این سفرتقریبا دو روزه باعث نزدیکشون میشه وخیلی هم زود عیاق میشن وروحساب حس تنهایی وغیره رابطه برقرار میکنن ..
فرداش هم ازهم جدا میشن ..تا هشت ماه بعد تو کره مرد به دیدن زن میاد وجاذبه ای که دارن ادامه پیدا میکنه اما مشکل اصلی اینه که هرکدوم از اینها همسر کس دیگری هستن ..همسر مرد با اینکه زن نرمالی به چشم میاد اما افسردگی داره وحالت نرمال نداره ..همسر زن هم مرد پرمشغله ایه اما به نظر من که پدر خوبی بود وحتی برای پسرش کتاب داستان میخوند ..
راستش یک ساعت که از فیلم گذشت گفتم دیگه نبینم ..مخصوصا صحنه های مثبت هیجده اش با همچین عقبه ای فقط برای من استرس واعصاب خرد میاره ..اما ادامه دادم چرا که جلوه های تصویری سریال خیلی خوب بود و از طرف دیگه کنجکاو بودم بدونم این علاقه ای که داره به مرور بیشتر میشه به کجا میرسه ..
انتهای فیلم خیلی خوب بود ..دراصل نشون داد هرچقدر هم که عشق پررنگ باشه ..رابطه ی خانوادگی وارزشها وفرزندان میتونن باعث بشن دست از خوشی خودت برداری ..
فیلم کم دیالوک وکم صحبت بود ..بیشتر فضاش پراز برف وسرد بود ..یعنی حتی تو اتاق هتل با اینکه شومینه روشن بود اما سکوت بود وسرما ..
اخرین سکانس سریال نشون میده ماشین مرد از کنار ماشین زن میگذره ودقیقا همون راهی که روز اول با هم همراه شدن تا به اردوی بچه هاشون برن رو داره برمیگرده ..مثل اینکه بگه همه چیز بعد از یه دوره ی چند وقته به پایان رسید ..
نمیدونم هدف نویسنده از به سرانچام نرسوندن عشق اینها چی بود ..میخواست بگه خیانت هرجور هم که باشه توجیه ناشدنیه ودرپیش عذاب وجود داره ..
یا میخواست بگه یه وقتهای عشاق هرکاری هم کنن ممکنه پایان خوشی درانتظارشون نباشه...
دراخر با اینکه فیلم مفهوم بسیار زیبایی داشت اما متاسفانه سکانس هایی مستهجن بیهوده باعث میشه بهش نمره ی کمتری بدم ..نمره ی هشت به نظرم نمره ی خوبی برای این سناریو بود ..
پ.ن راستی کسی سایمدانگ می بینه ...نظر بذاره ..
یه نفر رو این جوری چتر به دست براتون ارزو میکنم ..

******
نوشتن این گزارش هفتگی به همراه عکس ها ومطالب تقریبا یک ساعت ونیم از من زمان گرفت ..هرکدوم از عکس ها رو تو طول هفته جمع کردم ودوباره اپلود کردم ...از بس بهشون علاقه دارم که وقت ازادم رو براشون میذارم ..پس خواهشی که دارم بدون ذکر منبع کپی نکنید ..
برای اطلاع از اخرین نقدها وگزارش های هفتگی به تلگرام نقد کره مراجعه کنید ..
https://t.me/naghdkoreh
|
تاریخ : چهارشنبه 04 اردیبهشت 1398
ساعت : 10:30
|
گزارش هفتگی ..
این روزها همه وویس میبینن شما چطور ...

خیلی از این بابت خوشحالم ..از بس که وویس جذاب ومعقول پیش میره وبا پرونده هایی که داره بیننده رو کاملا جذب میکنه ..بالاترین ریتینگ رو بین سریال های شبکه ی تی وی ان داشته ..تبریک به هواداران جانگ هیوک ..من جمله خودم ..
قبلا توضیحات کلی رو دادم ..اما یه موری که به نظرم رسید ..بچه ها میگن من نمیگم ..که قاتل همسر پلیس د شیک دستیار جونگ هیوکه ..البته به نظر من باید داستان عجیب تر از اینها باشه ..صدای قاتل من رو همه اش یاد اقای خوش صدا خون اشام دانشمند شبگرد میندازه ..واقعا چرا ..؟به نظرم حتی اگه دشیک هم کاره ای تو این مصیبت باشه ..اما قاتل اصلی کس دیگه ایه ..
دومین نکته ..چرا باید قاتل همچین سلاحی داشته باشه ..یه گوی بزرگ سنگین ..اول اینکه همچین گویی اصلا تو جیب قاتل جا نمیشه ..اونقدر گنده است که نمیشه تو جیب گگذاشت..تو دست هم نمیشه گرفت وباهاش رفت وامد داشت ..چون قیافه اش عجیبه ..عین وزنه های وزنه برداریه ..
اون قسمتی که قاتل میخواست اون پلیس پیر رو بکشه ..بارونیش رو دراورده بود وکت وشلوار تنش بود که پشت سر پلیس راه میوفته ..کجا تونسته همچین گوی بزرگی رو جا بده ..
اصلا اینکه همیشه گوی باهاشه عجیبه ..سر پرونده ی اون قاتلی که جونگ هیوک سه سال دنبالشه ..از کجا گوی رو اورده بود ..؟یعنی اراده میکنه امروز میخوام یه نفر رو بکشم ..بعد از خونه اش این گوی رو با خودش میاره ..؟کجا جاش میده ..؟
واینکه دوست قاتل کیه که تو ماشین منتظرش بود ..؟خیلی دوست دارم این معمای قتل رو ذره ذره بازکنن ..تا پایان داستان ..دلم نمیخواد خیلی زود بتونیم قاتل رو ببینیم ..
حیف که این هفته نمیده ..تا هفته ی دیگه
نه گمشده ..

قاعدتا عاشقان فصل های سریال لاست ..ازجمله خود من به هیچ عنوان اون توقعی که از دیدن لحظه به لحظه ی سریال فکر شده ی لاست داشتن رو از این سریال ندارن ..
لوکیشن سریال رودوست داشتم .یه جزیره ی متروکه ..خوشگل ..با یه ساحل واسمون خیلی قشنگ ...دلم هوس دریا کنار کرد ..کی تابستون میاد ..
اما چند تا مشکل ..اول اینکه از رنگ موهای بازیگر اصلی مرد اصلا خوشم نمیاد ..
دوم فضا سازی سریال ...
یه جت اختصاصی با کلی دبدبه کبکبه سقوط کرده ..صد درصد باید بقایایی که به ساحل میاد ده برابر این چهار تا تیکه اهن قراضه ای باشه که نشون میدن ..قاعدتا اب با خودش وسائل داخلی هواپیما مثل لوازم لباس ..رو میاره ..همون چیزی که تو لاست بود ..اینکه بازیگرها از اول تا قسمت چهارم با یه دست لباس بودن عجیب بود ..چطور دخترطراح لباس تونست اون خوراکی ها رو از اب بگیره حتی بطری اب که خیلی سنگینه رو هم تونسته بگیره اما نتونسته دو تا دونه لباس بگیره ..؟هرچند تو قسمت چهارم نویسنده یادش افتاد ..اِ...؟می تونم چهار تا دونه چمدون هم بذارم که اینها حالش رو ببرن ..
سومین مورد ..
نمیدونم باید توقع بیشتری داشته باشم یا نه ..حالا قسمت اول که تقریبا مقدمه چینیه ..اما قسمت دوم وسوم هم عملا هیچ اتفاق خاصی نیفتاد ...واقعا امیدوارم قسمت های بعدی بهتر از اینها باشه وگرنه با وجود اینکه از بازیگر اصلی مرد خوشم میاد رهاش میکنم ..
چهارمین نکته ی خیلی مهم ..
اینکه شخصیت ها هرکددوم از یه جای جزیره سردراوردن ..من این نکته رو درک میکنم که نویسنده میخواسته فضا رو متشنج وجالب کنه ...اما عملا منطقی نیست ..هواپیما نه تکه تکه شد ..نه خرد ..همه ی شخصیت ها باهم از دل هواپیمای شکسته شده بیرون اومدن ..پس چرا باید یه سری اون ور جزیره باشن یه سری این طرف ..اب اشخاص رو به نزدیک ترین ساحل میرسونه ..
اما تقریبا اواخر قسمت چهارم یکم به سریال جهت داده شد
به هرحال معمای انچنان پررنگی نداره .روند خیلی هیجان انگیزی نداره ..عاشقانه اش رو به شخصه دوست ندارم ..منتظر یه اشاره ام که دراپ کنم ..
هوارنگ ..

چیییینجه نویسنده با ما شوخی داره ..اقا چرا من نمیتونم احساس سوون وو وآرو رو درک کنم ..خودشوانداخت جلوی تیر شاهزاده ولی شما بگو دریغ از یه ارزن دلسوزی ..تازه تو این قسمت ها موهاش رو هم افشون کرده که مثلا دلرباتر بشه ..اما من فقط چشمم به چونا بود که دنبال شاهزاده رفت وبا قدرت سرش داد کشید .کاش دو تا تو دهنی هم میزد دلم خنک بشه ..چقدر شاهزاده خانم شیته ...کم کم دارم به این نتیجه میرسم که نویسنده هممون رو سرکار گذاشته ..اخه شخصیت دوم به این خوبی ؟؟؟..خب مگه مرض داری دل ما رو خون کنی ...اصلا دلم میخواد سریالش رو تحریم کنم اما حیفم میاد ..دیدید مینهو به بان ریو گفت بیچاره زنت دلم براش میسوزه ..پسرمون متحول گشت ..
اما آرو ..اینقدر که سوون وو از چشمم افتاده ارو هم همون قدر پایین اومده...واقعا شما بشینید پیش خودتون حساب کتاب کنید ..این بدبخت چونا داره شب وروز کابوس مرگ آرو رو میبینه ..بعد آرو خانم داره فکر میکنه که ایا زیدش یادش هست این رو بوسیده یا نه ..اوففففففففف به قول کیمیا عصبوام ..
این ملکوتی بودن شخصیت دوم قراره درجهت هیجان بخشیدن به داستان پیش بره .ولی هرچی جلوتر میره سریالها دارن بدتر میشن ..جوری که مخاطب حس میکنه داره به شعورش توهین میشه ..کدوم زنیه که شخصیتی مثل چونا رو که همه جوره هواش رو داره ..پولدارم هم هست ..کلی هم به فکر سر ذوق اوردنش هست ول کنه ..به این داداش نامجهول بچسبه ..
یه چیز دیگه هم شدیدا رو نرومه ..اینکه آرو خیلی راحت به هوارانگ رفت وامد داره ..حالا درسته که مثلا می گن دکترهوارانگه ..اما نویسنده مثل اینکه یادش رفته آرو هم یه دختره ورفته بین یه گله پسر ...
خیلی قشنگ تو قصر شد ورفت میکنه ..ول میگرده ..داداششو دید میزنه ..ای بابا ..بتمرگ تو همون خراب شده ات دیگه ..
خلاصه که اگه عوامل جانبی نبود سریال دراپ میشد ..
رئیس حساس..

اصلا نمیدونم چرا ..ولی به شدت تمام این سریال وعاشقانه اش رو دوست دارم ..هیچی نداره ..خیلی ساده .خیلی معمولی ..با یه معمای خیلی بی مزه ..اما نومو چوا ..به حدی که اصلا مدافع ندیدم منتظر موندم اول زیر نویسش بیاد این رو ببینم بعد مدافع رو ..خدا پدر بارکدی ها رو بیامرزه ..اگه زیرنویسش نمیکردن من با این هجم علاقه چه میکردم ..
با اینکه قسمت سوم وچهارم عملا چیز خاصی نداشت اما من از روند همچین گروه هایی خوشم میاد ..اینکه چند تا چفت وشل کنار هم رشد کنن وبارور بشن ..صحنه ی اخر قسمت چهارم هم که گفتن نداره ..چقدر پسره خوب بازی میکنه ..من خیلی از سریال راضیم ..
مدافع ..

جی سانگ که بیاد تمام کی درامایی ها عاشق میشن ..مرد وزن نداره از بس این بشر با میمیک صورتش خوب بازی میکنه ..
داستان همون جور که میدونید راجع به یه دادستان خیلی خوب ومسئولیت پذیره که بدون چشم داشتن به پیشرفت فقط میخواد کار درست رو انجام بده ..وتو این راه اونقدر پیش میره که دشمنانش به فکر از سر راه بردانش میوفتن ..
جی سانگ تو شب تولد دخترش که شب خیلی خوشی هم هست بهترین لحظاتش رو سر میکنه و بخواب میره ..اما وقتی به هوش میاد میفهمه چهار ماه از اون روز گذشته وبه جرم قتل دختر وهمسرش تو زندان اسیره ومعلوم نیست قراره اعدام بشه یا نه ..ولی این دادستان بدبخت خودش هم میدونه که نمیتونه زن وفرزندش رو بکشه ..
پدر بودن جی سانگ ..بازی عالیش ..درد وغمی که با شنیدن خبر مرگ خونواده اش می شنوه اونقدرتاثیر گذاره که تو همون وهله ی اول بیننده رو جذب میکنه ..سریال فوق العاده خوش ساخته وجالب تر داستان پشت پرده است ..اینکه بیننده میخواد بدونه دقیقا تو شب تولد دختردادستان چه اتفاقی افتاده من متاسفانه ذهن خوبی برای یاد اوری اسامی کره ای ندارم ..مجبورم از اسامی جایگزین استفاده کنم ..
نکاتی که به ذهنم میرسه ..
اول از همه عاشقانه اش ..تو قسمت اول سریال رو که دیدم ..با خودم گفتم این سریال حالا حالاها عاشقانه نداره وخود من صد در صد به هوای عاشقانه های خفن جی سانگ این سریال ر وشروع کردم ..البته منکر بقیه ی جذابیت هاش نمیشم ..اما قطعا همه دوست دارن یه شمه از عاشقانه ی زیبای عشق مخفی رو دوباره ببینن ..
بعد پیش خودم فکر کردم جنازه ی دختر و زن جونگ وو نیست شده ..ممکنه هنوز زنده باشن ..بعد گفتم اگه زنش زنده باشه یعنی عاشقانه نداره ..میشه مثل عروس زیبای من ..
از نظر خودم بهتره زنش مرده باشه تا با این زن وکیله شروع کنه ..از اون طرف فقط دخترش زنده مونده باشه ..
یه مورد دیگه ..مرد نقش دوم ..مین هو که الان تونسته خودش رو به جای برادرش جا بزنه ..

چند تا نکته ..اول اینکه ای کاش به جای این اقا یه مرد جذاب تر وخبیث تر می اوردن ..کسی که ادم لذت ببره از خبیث بودنش ..نظرم راجع به این اقا خنثی هست وبه نظرم فاکتورهایی که بخواد من رو به عنوان یه قاتل درگیر کنه نداره ..
دوم ..چه جوری تونست اثر انگشت ها رو عوض کنه ..همه چیز گزارشی که دکتر نوشته بود مو به مو درست برحسب اون سناریو یی بود که مین هو نوشته بود تا برادرش رو به جای خودش جا بزنه ..فقط منتنظرم تا نویسنده حتما یه صحنه از تطمیع یا تهدید دکتر پزشکی قانونی نشون بده ..چرا که خود این مورد یه نقطه ضعف بزرگه.. نمیشه که تو همچین سریالی به این راحتی همه چیز برای قاتل مهیا بشه ..وفقط یه دادستان صد راهش بشه ..
مرگ دکتر پزشکی قانونی هم مسخره بود اصلا چرا باید این ادم رو بکشه .وجالب تر اینکه واقعا بعد از تصادف هیچ کس پاپی جریان نشده که چرا این دکتر مرده ..؟
واخرین نکته ..به شدت دوست داشتم به هیچ عنوان هیچ چیزی که از اتفاقی که برای مین هو افتاده ندونم ..اینکه برادرش رو کشته وجونگ وو سد راهش شده ..چون تجربه بهم ثابت کرده زیاد از روند همچین سریالهایی خوشم نمیاد ...
بی عاشقانه ی خوب ..بدون معمای درست ..داستان صرفا تعقیب وگریزه که روحیه ی خود من زیاد باهاش همخونی نداره ..مثلا سریال ریممبر رو هم دقیقا به خاطر همین ادامه ندادم ..شاید پیش خودتون بگید خب چرا سینگنال یا حتی گپ دونگ رو ادامه دادم
سریالهای پلیسی جنایی معمولا دو دسته میشن ..یه دسته سرتاسر سریال زیر سایه ی یک معمای خیلی بزرگ پیش میرن ..پس نبود عاشقانه ی خیلی پررنگ ..یا حتی تعقیب وگریزهای فراووان برای بیننده مهیجه ..چون مدام ومدام داره به اون معما فکر میکنه ..مثل وویس این روزها ..برام مهم نیست که ذره ای عاشقانه نداره
اما سریالهایی با تم تعقیب وگریز صرف ..که مدام شخصی که بهش ظلم شده به خاطر نجات خودش به دنبال راه فرار باشه ..برای من یه نفر زیاد جالب نیست ..مخصوصا که نقش دوم مرد اونقدر ها به بدمن هایی جذابی که دیدم نزدیک نیست ..
به هرحال برای دو قسمت بد نبود ..ما که دلمون خون شد ..ازبس جی سانگ نعره کشید :من اینکارونکردم وگریه کرد واشک ریخت ..
ودرپایان یه مینی سریال دانلود کردم ..اتش نشان برهنه ..عذر تقصیر بابت اسم جلفش ..

جریان از این قراره که سالها پیش دو تا بچه دبیرستانی وارد یه خونه میشن تا نقاشی هاش رو بدزدن ..اما بدبختی خونواده برمیگردن ودختر اونها ..علامت زخم روی کمر یکی از پسرها رو میبینه ..داستان تیکه تیکه روایت میکنه که تو اون شب یا شاید هم شب دیگه ای دختر کوچولو مخفی شده ویه نفرمثل همون پسرهای دبیرستانی با اونیفرم مدرسه با یه چاقوی خون الود به دنبالشه ..خونه اتیش میگیره وپدر ومادر گویا فوت میکنن ..
حالا که دختر خانم بزرگ شده ..با کلی بدبختی وهیپنوتیزم ..یاد این زخم افتاده ودر به در به دنبال اون پسر میگرده که حالا برای خودش مردی شده ..به هوای نقاشی ومدلیلنگ بودن دنبال مردی میگرده که همین زخم رو روی کمرش داشته باشه .
که یه اقا پسر اتشنشان زبروزرنگ اما بی اعصاب به پستش می خوره که از قضا تو همون دزدی شرکت داشته ..دختر میخواد یه جوری دستش رو رو کنه که به نظرش میرسه این اقا اصلا اینکاره نیست وبه قیافه اش نمیخوره قاتل باشه ..
این خلاصه ایه که بعد از دیدن دو قسمت متوجهش شدم ..همچین کامل نیست ..بعد ازتموم شدن سریال کاملش میکنم ..
مرد داستان رو همه میشناسن ..بازیش خوبه اینجا هم کله خر ورو اعصابه ..یه جاش با یه نفر دهن به دهن میشه کلی دیوونه بازی درمیاره ..زن داستان رو نمیشناسم ..اما خوب بازی کرده ..
به هرحال منتظرم تا دو قسمت بعدی رو هم ترجمه کنن ..خیلی ازسریال خوشم اومده ..
یه سریال دیگه رو هم شروع کردم ..البته خیلی اروم ارو م پیش میرم ..تا حالا یه قسمت دیدم ..امتحان الهی ..

یکی دیگر از سریال های شبکه ی او سی ان ...این شبکه رو اونهایی که مثل من به تم پلیسی جنایی علاقه دارن خیلی خوب میشناسن ..چون کل سریالها تو همین تم ومحتواست وباید بگم خیلی از سریالهاش قابل تامله ودردهای اجتماعی ومحیطی رو به نمایش درمیاره ..
امتحان الهی راجع به مرد نخبه اما شوخ وجفنگیه ..(پادشاه سریال ایمان )که به یه گروه جرم شناسی میاد ..تا بتونه دلیل قتل ها وبیمارهای نادر رو تو مرحله ی کالبد شناسی با کمک یه پلیس وچند تا دکتر دیگه کشف کنه ..
قسمت اول مثلا راجع به مردی که به ظاهر شبیه دراکولاها بود که تو این قسمت دلیل علمی این اتفاق رو توضیح میداد ..
خب این اقا رو هرکسی که ایمان دیده به یاد داره ..بنده خدا قد کوتاهی نسبت به همه ی بازیگرها داره .اینجا هم همین طوره ..اما نقشش رو خوب ایفا میکنه ..از اون ادمهای بیکار الدوله که همه اش درحال جفنگ بافتنن .اما درعین حال باهوش ونخبه است واز هوشش برای پیدا کردن بیماری های نادر استفاده میکنه ..
از یه قسمت نمیشی چیزی رو حدس زد اما قطعا ادامه میدم .
سریالهای سیمدانگ ورئیس کیم هم مونده که نمیدونم چرا حسش نیست سراغشون برم ..هرچند وقتش هم نیست ..
***
راستی یه چیزی یافتم ..یعنی اینقدر خندیدم که حد نداره ..کلی با خودم غش وضعف کردم ..اومدم بزنم خلاصه ی یه سریالی رو پیدا کنم... وبلاگ خودم رو اورد ..نقد هیلر جانمان بود ..همین جوری خواستم واردش بشم به یاد گذشته ها یه یاد اوری برام بشه ..که ترنسلیت کرد به انگلیسی ..یعنی از خوندن نقدم به زبان اجنبی اینقدر خندیدم که حد نداره ..ببینید چه جوری ترجمه کرده ..
http://s9.picofile.com/file/8284225592/111.png
یه جاهاییش بیچاره گوگل هنگ کرده این ضعیفه چی نوشته برای خودش ..چوناااااا رو ببینید ..واقعا رو هم که نتونسته معنی کنه ..یعنی اگه ترجمه میکرد به کل به سیتسم گوگل شک میکردم ..
*****
برای اطلاع از اخرین نقدها وگزارش های هفتگی به تلگرام نقد کره مراجعه کنید ..
https://t.me/naghdkoreh
|
تاریخ : چهارشنبه 04 اردیبهشت 1398
ساعت : 10:30
|
سلام به روی ماه همگیتون ..واقعا نمیخواستم بیام ولی مثل اعتیادم به سریال کره ای ..به اینجا اومدن وحرفیدن راجع به سریالها هم معتاد شدم مخصوصا که عادت کردم وقتی سریال میبینم نکات مهم رو نت برداری کنم ..نکته هام میمونه بیات میشه ..
بونگ سون قدرتمند ..

هفته ی پیش واقعا ناراحت بودم که چرا نتونستم این سریال رو شروع کنم ..مخصوصا با وجود هر سه بازیگر اصلی سریال که به شدت مورد علاقه ام هستن ..خلاصه که به زور وقت پیدا کردم ودیدم ..
آخ خدا ..بونگ سون چه جیگری شده ..ناز وعشوه میاد میخوام یه لقمه ی چپش کنم ..اصلا من که زنم میبینمش دلم ضعف میره چه برسه به مردها ..

یه خلاصه درحد سه قسمتی که دیدم ..
بونگ سون با یه پیشینه ی طولانی ..زنی قدرتمند از خونواده ایه که از قدیم الایام زنان قوی داشتن ..اما سوءاستفاده از این قدرت یه وقتهایی براشون دردسر داشته مثلا مادر بونگ سون که قبلا وزنه بردار بوده وپول زور از این واون میگرفته یه روزی به خودش میاد ومیبینه که کل انرژیش رو از دست داده ..حالا برحسب تصادف سر راه صاحب یکی از شرکت های بازیهای کامپیوتری که مدام تهدید میشده قرار میگیره وصاحب شرکت قدرت بونگ سون رو میبینه وخوشش میاد ..
خلاصه که بونگ سون به هوای رویای دیرینه اش یعنی ساخت یه بازی کامپیوتری قبول میکنه بادیگارد رئیس بشه ..از طرف دیگه بونگ سون یه عمره عاشق دوست دوران کودکیش گوک دو که یه پلیس فوق العاده با اخلاقه هست ..که خود اقا پلیسه هم یه یوجا چینگوی دیگه داره ..وفقط بوک سون رو به چشم دوست قدیمیش میبینه ..
حالا داستان با قتل هایی که تو محل زندگی بونگ سون شروع شده جلو میره مخصوصا که گوک دو هم مامور این پرونده است وبونگ سون بازهم برحسب تصادف صدای متهم رومیشنوه
درسته که در اصل این مدل سریال صرفا محض سرگرمیه وکاملا تخیلی به حساب میاد ..ولی من جون میدم برای دیدن همچین سریالهایی ..همچین رنگی رنگی ..پروانه ای ..بامزه ..از این بامزه بودن سریال هرچی بگم کم گفتم ..
یه جالبی ای که داره مثلا نشون میده هیونگ شیک اینجا مشکل اخلاقی داره واز دوگ کو خوشش میاد .دراصل میخواد بونگ سون رو پیش خودش نگه داره ..وای یه صحنه بود جلوی بونگ سون به پلیسه میگه تو هم خواستی میتونی شب اینجا بخوابی ..
یعنی من اینقدر سر این صحنه خندیدم که دل درد گرفتم ..کلا خیلی خنده دار بوده تا اینجا ..بونگ سون میزنه بقیه رو لت وپار میکنه بعد با ناز وادا میگه
- اومو اومو اوتو کاجی ..
بازیگرها یکی از یکی کیوت تر ..جیسو هم عالی ظاهر شده ..یه پلیس خیلی سخت ومحکم وقانون مند ..اصلا فکر نمیکردم به این نقش بیاد ..هیونگ شیک هم که اینقدر سر هوارانگ تعریفش رو کردم دیگه همه میدونن چقدر از بازی این جزقله بچه خوشم میاد ..
حالا به شخصه براساس این ایده دوست دارم چند تا ایده رو تو داستان ببینم ..هرچند که نویسنده دم دستم نیست اما با شما که می تونم درد ودل کرد ..
یادتونه یه فیلم سینمایی بود مرده قوی بود یه زن قوی هم بود فکر کنم هنکاک ویل اسمیت بود ..کلی خرابی به بار اوردن اخر سر نشون داد این دوتا زوج بودن ..

یه همچین صحنه ای دوست دارم تو سریال باشه ونبرد زن قوی ومرد قوی رو ببینم ..
یه چیز دیگه دوست دارم بونگ سون الان نه ولی اواخر داستان قدرتش رو از دست بده ویه زن عادی بشه ..ببینم مردهای زندگیش چه جوری ازش مراقبت میکنن ..
میدونید جالبی داستان چیه ..درعمل بونگ سون صد درصد از مردهای اطرافش قوی تره ..ولی وقتی پای خطر به میون میاد وترس از قاتلی که نصفه شبها دخترها رو میکشه یا میدزده
هم دوک گو هم رئیس میخوان ازش مراقبت کنن ..اون قسمتی که خودش بادیگارده ریسه ..بعد دوک گو براش بادیگارد گرفته ..جالب بود
یا قسمتیهایی که جیسو رو نورانی نشون میدن خلاصه که از سکانس اول سریال تا اخر قسمت سوم لبخند رو لبم بود ..
من یکم سر این سریال پیاز داغش رو زیاد کردم .خودتون میدونید عملا فن این مدل سریالهام ..که تو اون یک ساعتی که سریال رو میبینم فکرم ازاد بشه ..خستگیم در بره ..لحظه های خوبی رو هم بگذرونم ..نه اینکه فکرم درگیر سریال بشه ومشکلی روی مشکلات خودم باشه ..
وویس ..
بسیار عالی داره جلو میره ..هرچند که یه وقتهایی خیلی هندی بازی داره ..اینها رو میخواستم هفته ی قبل بذارم یادم رفت ..
مثلا قسمتی که قاتل اومده بود سراغ پسر جونگ هیوک ..چه مدلش بود ..؟یعنی کشتن یه بچه اینقدر سخته ..رسما وقت کشی میکرد ..اولش فکر کردم قاتله اومده مثلا جونگ هیوک رو بترسونه که بچه ات رو میخوایم بکشیم ..اما بعد که دیدم قاتله با بقیه درگیر شد حس وحالم رفت ..این قسمت های جستجو وگشتن وکتک کاریهاش یکم زیادیه ..اما عملا داستان خیلی خوب داره جلو میره ..
یادتونه خودم رو کشتم گفتم بابا به خدا قاتل سریال مدافع بازیگر خوبی برای این نقش نیست ..خود بازیگر خوبه اما این بازیگر مال این نقش نیست ..جذاب نیست ..قاتل جذاب میخوام ..بفرمایید شاهد از غیب رسید ..یه بازیگر معمولی که تو سریال پسر بد وکافه پرنس اونقدرها هم پررنگ ظاهر نشده بود اینجا به چه خوبی میتونه نقش یه قاتل جذاب ..شیک ..مرتب ..وجنتلمن رو بازی کنه ..

یعنی از لحظه به لحظه ی بازی این اقا لذت میبرم ..خودمونیم دیگه قاتل که نمیشه لوس باشه وبترسه وبلرزه ..البته به هوادارن مدافع برنخوره ..
با اینکه دوازده قسمت از وویس گذشته اما همچنان روند به شدت خوبی داره ..اصلا از هیجانش کم نشده وهربار با ایده های جدیدی که داره بیننده رو سوپرایز میکنه ..
مثلا قسمتی که داروهای ممنوعه رو روی بی خانمان ها امتحان میکردن ..اینکه اصلا زن جونگ هیوک کی بوده وچرا به قتل رسیده ..خوبه که عاشقانه نداره ..واقعا یه نکته ی مثبت سریاله ..اصلا نمیتونم عاشقانه ای بین این زن سرد وجانگ هیوک تجسم کنم ..
فردا با تو ..
وای که چقدر این پسر قشنگ بازی میکنه ..با اینکه سریال خیلی خیلی خیلی ننر بازی داره ..وگوسونی (گلم )گفتن پسره به مارین ولوس بازی های مارین بی نهایته اما شدیدا از دیدنش لذت میبرم ..فقط ای کاش فضاش روشن تر بود ..

یادتونه یه قسمت اجوشیه داشت راجع به دخترش حرف میزد که شوهرش دادم والان سه تا بچه داره ..همونجا میخواستم بگم نکنه این ادم بابای دختره است که از اول پسره رو به سمت دختره سوق داد ..به هرحال این معمای سفر در زمان رو دوست دارم ..
خوبیش اینه که هربار یه مشکلی سر راه پسره هست که تا میاد این رو درست کنه یه مشکل دیگه دراینده درست میشه ..قسمتهایی هم که برای اشتی کردن با مارین میرفت وبراش غذا وگل میاورد خیلی قشنگ بود ..یا قسمتی که دوست مارین روکه پشت سرش اراجیف بهم بافته بود دعوت کرده بود که بزنه با خاک کوچه یکسانش کنه ..خیلی خوبه حتما ادامه اش میدم ..
راجع به رئیس درونگرا ..

اوضاع تقریبا اروم بود ..یه تیکه ی قشنگی که داشت ..عذرخواهی هوان گی از پدر رویوون بود که مدام ازش عذرخواهی میکرد پدره از ناراحتی زیاد با دسته گل میزنتش ..خیلی تاثیر گذار بود ..یا حتی قسمتی که پدر رویون با یه پیت بنزین اومد شرکت ..پسره تا دیدش با همون فنجون هایی که تو دستش بود زانو زد اب جوش ریخت رو دستش ..
خوبی دیگه ی سریال این بود که ریس یه دفعه ای تغیر نکرد ..بلکه کم کم داره تغیرهای رئیس رو نشون میده ..سریالیه که به نظرم این اواخر خیلی بهتر از اوایلش شده ..عاشقانه اش هم خوبه ..
واقعا حیف این سریال که ریتینگش اینقدر پایینه ..
همین دیگه ..گزارشم تمومید
اونهایی که سریالهای درحال پخش هفته ی پیش رو دیدن نظر بذارن ..ممنون ازهمه ی همراهی ها ..
نظرات هم مونده میرم بچه ها رو برسونم مدرسه برمیگردم جواب میدم
برای اطلاع از اخرین نقدها ومطالب جالب کانالهای تلگرام در کانال نقد کره عضو شوید ..
|
تاریخ : چهارشنبه 04 اردیبهشت 1398
ساعت : 10:30
|

نام:عروس خدای آب ،The Bride of Habaek ، Bride of the Water God
ژانر : کمدی – رمانتیک – فانتزی – مانگا
کارگردان : Kim Byung Soo
نویسنده : Jung Yoon Jung
شبکه : tvN
تعداد قسمت ها : 16
تاریخ پخش : Jul 3, 2017 (دوشنبه 12 تیر 96 )
روز های پخش : دوشنبه و سه شنبه
جایگزین : Circle
سریال بعدی : Argon
بازیگران

Shin Se Kyung as So Ah
Nam Joo Hyuk as Ha Baek
Im Ju Hwan as Hoo Ye
Krystal Jung as Moo Ra
Gong Myung as Bi Ryum
خلاصه داستان
در قدیم به خاطر اینکه از خشم خدایان در امان بمونن حیوونی رو قربانی میکردن!!
اینبار روستاییان یون سوآ (شین سهکیونگ) رو قربانی خدای آب-هابک- (نام جوهیوک) میکنن تا از خشمش در امان بمونن…
سریال داستان پزشکی به اسم “سوآه” (شین سه کیونگ) رو میگه که به عنوان قربانی به خدای آب
“ها بک” (نام جو هیوک) تقدیم میشه و میشه برده اون…
|
تاریخ : چهارشنبه 04 اردیبهشت 1398
ساعت : 10:28
|
|
تعداد صفحات : 88
|