ّ

|
لوکس بلاگ
موضوعات آخرین نظرات بچه ها آخرین نطرات
مهسا - ساناز عزیزم ،هیچوقت انقدر لذت نبرده بودم از خوندن نقد یه سریال، وذقعا فوق العاده نوشتی با اینکه واقعا غصه میخورم برای سریال هایی با همچین تم و خط داستانی ولی بلافاصله نقد و نصفه ول کردم و شروع کردم سریال و تا بتونم مقداری برم جلو و کاملا همراهت بشم توی خوندن نقدت، زیبا زیبا نوشتی نقدو و چقدر چشمام باز شد موقع تماشای سریال ممنونم ازت امیدوارم تا همیشه موفق باشی و حتما ادامه بده نقد نوشتن از سریال هارو ❤️ - دوشنبه 08 دی 1404
جاوید - با سلام خدمت تموم زحمت کشای دوبله و زیرنویس اول خواستم بگم ریدین با این ترجمتون تمونه ترجمه ها اشتباهه منظور از تمومه اشتباه ۹۰ درصد صحبت های داخل فیلمه به معنای واقعی ریدین یا ترجمه نکنین یا اگه ترجمه میکنین مثل ادم ترجمه کنین مثلا طرف میکه لا حول والا قوت الا بالا شما ترجمتون خدا صبر بده هست اقا چرا گوهی که بو نمیده رو چنگ میزنی اگه بو برداره خفت میکنه پس ترجمه بیخودی نکن جون ناموست همین - دوشنبه 08 دی 1404
الی - نقدتون عااااالیه انصافا یکی از بهترینو جذابترین سریالای کره ای بود که دیدم. هنوز چندتا قسمتش رو دسکتاپمه هر دو سه ماه باز میبینمش. نمیتونم دل بکنم ازین ووکی جذاب لعنتی???????? - دوشنبه 08 دی 1404
اذین - سلام.جدیدا یه سریال بی ال دیدم not me.این سریال عالییی بود.اگه بگم بهترین سریال تایلندی تعجب نکنید.داستان سریال عالی بازی بازیگران عالی.خیلی از دیدنش لذت بردم - دوشنبه 08 دی 1404
استارنا - سلام عزیزم. من بر اساس نقدت رفتم این سریال رو دیدم. حقیقتا زیبا بود. هنوز هم بعد از گذشت یکماه که از دیدنش میگذره وقتی یادم میفته قلبم فشرده میشه. خیلی قشنگ بود. با روح و احساس آدم بازی میکرد. ممنون از اینکه زحمت میکشی و نقدهای کاربردی مینویسی
ستایش - درسته خیلی خوب نقدش کردی.من خیلی دوستش داشتم همون طور که گفتی قسمت های اول واقعا خیلی فان و خوب بود و بین سریال های کمدی با این سریال خیلی خندیدم. و شین هه سان فوق العاده بازی کرده بود. - دوشنبه 08 دی 1404
یسنا - واقعا تا به حال نقدی به این زیبایی ندیده بودم. خیلی خیلی خیلیییی لذت بردم واقعا ممنونم بخاطر نقده قشنگتون
بدون نام - من این سریال خیلی دوست داشتم ولی بديش اینه یون شیان ب عشقش نسبت ب امپراتور اعتراف نمیکنه مثلا اون قسمت ک امپراتوررمیگ ی ذره بهم علاقه نداری سکانسی یاد میاره ک ب ملکه قول داده بوده چیزی بینشون نباشه اکثر میگن دروغ گفته ولی فرداییش میره پیش نامزدش و سکانس عاشقانه دارن بنظرم بعد جنگ عاشقش میشه ک اسیر میشن ولی اینکه بازم بعد جنگ میره سراغ چی یو باعث سردرگمی شده واقعا ک کدوم دوسدداره و این باعث سردرگمی و ناراحتی بیننده میشه - دوشنبه 08 دی 1404
پرستو - مستوره ی عزیز ممنونم از نقد خوبتون و انصاف و عدالت و جامع بودن نظراتتون . موفق باشید . پاسخ:ممنون از شما - دوشنبه 08 دی 1404 |
نوشته شده به دست kdramers
سلام امروز با دست پر پر اومدم ..خداوکیلی چند ساعت برای نوشتن این گزارش هفتگی وقت گذاشتم فقط وفقط برای اینکه خلاصه ها رو بدونید وبتونید راحت تر انتخاب کنید ..تشکر هم نمیخوام ..فقط وفقط نظرتون رو میخوام تا شما هم به بقیه کمک کنید .. اول میرم سراغ سریالهای مورد علاقه ام ..
حلقه ..مرز دو جهان .. میدونید که از سریالهای تخیلی خوشم میاد ..بازیگر نقش اصلی مرد هم که ماشالله کم کم با اون صدای بم وباحالش داره به اوپا شدن قدم به قدم نزدیک میشه ..سریال رو شروع کردم اما اخرهای قسمت اول جا زدم ..ولی ازاونجایی که عادلانه نبود بدون دیدن قسمت دوم خلاصه ای ازش بنویسم یا حتی بگم دراپ کردم ..قسمت دوم رو هم دیدم ووووووچقدر عالی بود این سریال .. خلاصه اش خیلی سخته امیدوارم چیزهایی درهم وبرهمی که مینویسم کمکی بهتون کنه .. داستان دو بخشه ..اولین بخش زمان حال که به ده سال پیش میره ..وقتی دوبرادر دوقلوی نه ساله سرراهشون با یه زن فضایی مواجه میشن واون رو با خودشون به خونه میارن وباهاش زندگی میکنن ..اخرین چیزی که تا الان نشون داده شده اینکه پدر بچه ها ....بچه ها رو رها میکنه وبا زن میره ... داستان کات میشه وبه زمان حال میاد ..زمانی که برادر بزرگتر اونقدر خودش رو درگیر فکر وترس از فضایی ها کرده که به اشتباه باعث مرگ یه زن شده وزندان افتاده ..حالا بعد از پنج سال ..برادر کوچیکه ..با بدبختی سعی داره گلیمش رو از اب بیرون بکشه وبا بورسیه ای که گرفته زندگی دانشجوییش رو بگذرونه که برادر بزرگه ازاد میشه وبهش قول میده که دیگه دور ادم فضایی ها رو خط بکشه ..اما این تنها ظاهر قضیه است چرا که برادر بزرگتر که تمام زندگیش زیر سایه ی حمله ی ادم فضایی ها گذشته نمیتونه بی خیال این موضوع بشه وهمین کار دستش میده وناپدید میشه وجین وو که از اول حضور فضایی ها رو قبول نداشته یا سعی میکرده به این مسئله اهمیت نده با زنی که به شدت به همون زن فضایی ده سال پیش شبیه ..شروع به گشتن به دنبال برادرش میکنه وتو این بین کم کم به زن علاقه مند میشه .. بخش دوم داستان ..به اینده میره وسی سال بعد ..زمین به دو بخش تقسیم شده ..زمین پیر با اسمونی پراز گرد وغبار وتکنولوژی های قدیمی وزمین مدرن ..با محیطی دلپذیر بدون جرم وجنایت ..تو زمین مدرن به مردم با استفاده از چیپ هایی که روی گردنشون جاسازی میکنن کمک میکنن تا بتونن خشم وجنون وعصبانیتشون رو کنترل کنن ..تا دیگه جرمی اتفاق نیفته ..اما با به قتل رسیدن مردی که سی سال پیش دختری رو ربوده ..پای کاراگاه باهوشی به قضیه باز میشه ..این کاراگاه (اسامیشون رو نمیدونم )چند ساله که دربه در به دنبال هویت خودش وراز گم شدن دو برادر دوقلویی که بالا بهش اشاره کردم هست وفکر میکنه برای حل این مسئله باید به زمین مدرن بره ..پس جریان قتل رو بهانه میکنه وبه زمین مدرن میره ..تا درکنار اینکه بفهمه چرا این قتل بعد از سالها اتفاق افتاده ..راز ربوده شدن وگم شدن دو برادر دوقلو رو هم حل کنه اوف خیلی قاطی پاتی شد ببخشید ..ولی داستان واقعا شاخه به شاخه عوض میشه ونمیشد ننویسم ..تو این چند وقته سریالهایی با تم معمایی واقعا زیاد شدن ..جوری که دلم میخواد همه رو دنبال کنم مخصوصا این سریال رو با این تم واین هیجان ..قطعا اگر سریال رو شروع کنید بعد از دو قسمت سرگیجه اور مثل من مشتریش میشید ..چرا که معماها واتفاق های متعدد واقعا ذهن بیننده رو درگیر میکنه که چه بلایی سر برادر بزرگتر اومده ..چرا هردوشون سی سال پیش ناپدید شدن ..زنی که به شدت شبیه به زن فضاییه ایا واقعا فضاییه ..اگر هست پس چه جوری میتونی اینقدر عادی به نظر بیاد ..اصلا کاراگاه برای چی دنبال پیدا کردن راز گم شدن دو برادر دوقلواِ...؟ فضا سازی وگریم ولباس ها واقعا عالی بوده تا اینجا ..از اون دست سریالها که کاملا من رو به یاد فیلم های هالیوودی از این دست میندازه ..فیلم نامه هم خیلی خوب تا اینجا داستان رو پیچ وتاب داده ...فقط توصیه ام اینه که بذارید جلوتر بره ..چون از بس پیچیده است باید پشت سر هم دیدش تا کمک بهتری برای درک بهتر سریال کنه .. فقط یه نکته ..موبایل های سی سال اینده .. واقعا ایا سی سال اینده هنوز هم موبایل های مستطیل شکل امروزی وجود داره ..؟ترجیح میدادم مثل سریال فردا با تو گزینه ی بهتری نشون میدادن ..موبایل های تاشو ..شفاف با ضخامتی درحد یک ورق کاغذ .. مبارزه در راه من ..
بعد از تجربه ی دل اشوبه کننده ی سریال هوارانگ وعاشقانه ی واقعا ناجورش ..اگر یادتون باشه تصمیم کبری گرفتم خخخ که کلا با این اقا مشکل دارم واصلا نباید سریال عاشقانه ازش ببینم اما تعریف ها اونقدر زیاد بود که وسوسه شدم .. وبرخلاف توقعم خداروشکر که داستان فاز عاشقانه ی زیادی نداشت وبیشتر طنز وکل کل بود .. خلاصه ی انچنانی هم نداره .گودونگ من وچوارا دوستهای صمیمی گرمابه وگلستانن که یه عمره با همن .. دونگ من که قبلا یه تکواندو کارخیلی زبده بوده به خاطر درمان خواهرش مجبور به ضد وبند میشه که دستش رو میشه واز این رشته خداحافظی میکنه ..از طرف دیگه چویی ارا هم دختریه که سودای خوانندگی در سرداره ..اما حالا بعد از پنج سال هرکدوم یه جوری تو رسیدن به رویاهاشون شکست خوردن ..وقلبشون از نرسیدن به ارزوهاشون به درد اومده ..اونها که هنوز بهم وابسته ان کم کم متوجه میشن حسشون با دوستی تفاوت داره .. حرف زیادی راجع بهش ندارم ..جز اینکه سریال فانیه وپسره خداروشکر به نقشش میخوره یه جورهایی خل وچل وکله خر ..از اینها که بی هوا با کف گرگی میرن تو صورت طرفشون ..خخخخ روند داستان هم راجع به تلاش های چهار تا دوست قدیمی برای رسیدن به ارزوهاشونه ..
صاحب ماسک قبلا یه خلاصه ی کامل از این سریال تو کانال گذاشته بودم این ادرسشه .. من از بین سریالهای تاریخی فقط همین یه دونه رو دنبال میکنم هرچند که دوست دارم سریال ملکه ای برای هفت روز رو هم ببینم که احتمالا اون رو هم شروع میکنم ..القصه ..باید بگم یوسئونگ هو ..یا همون ولیعهد بیچاره ومهربون سریال به شدت فرشته واری طناز ودلربا شده ..مخصوصا با گریم ومدل موهاش در قالب رئیس فروشنده ها ..به قدری از سیر وروند عاشقانه اش راضیم که حتما دنبالش میکنم ..
به جز داستان عاشقانه اش از فرش به عرش رسیدن ولیعهد هم برام جالبه ..اینکه ببینم این پسر بچه ی بیست وچند ساله چه جوری میخواد درمقابل دشمن بزرگی مثل ده موک ایستادگی کنه وتاج وتخش رو پس بگیره . همه چیز خوبه فقط یه نکته من بازی ال رو قبلا تو سریال دختر دوستداشتنی من دیدم ..خیلی بازی خوبی هم داشت وواقعا عاشقانه رو جذاب کرده بود اما اینجا به شدت از نوع بازیش بدم میاد .گریه ها.. ناتوانیش... ناراحتیش حتی عشقش ..اصلا راضی نیستم ..چرا این مدلی بازی میکنه؟؟ ..به جای اینکه گریه کردن هاش برای من جذاب باشه بدتر از این قسمت ها سرسری میگذرم ..درصورتی که علاقه اش به گایون واینکه گایون رو به قصر اورده واقعا ایده ی جالبیه ..اما به خاطر بازی این گل پسر نمیتونم هیجان زیادی داشته باشم ..به هرحال حتما ادامه میدم ..
همکار مشکوک .. قطع به یقین جی چانگ ووک بعد از هیلر وملکه کی واحتمال خیلی ضعیف کی تو ..محبوب دل خیلی ها شده جوری که اکثرا سریال جدیدش رو شروع کردن ..خلاصه اش رو قبلا نوشتم ..فقط این رو اضافه کنم که در پس پرده ی گرفتن قاتل اصلی داستان به پرونده های دیگه ی قتل هم رسیدگی میشه که خودش نکته ی جالبیه ودرکنار طنزی که داره واقعا فضای سریال شاد ورنگیه .. یه چیزی این وسط بگم تو دلم نمونه ..چی جانگ ووک عالیه قبول ..اینجا هم خوب بازی کرده حتی بهتر از سریالهای قبلیش با ابعاد مختلفی از دلبری ..این هم قبول ..اما من از پارتنرش راضی نیستم ..با اینکه قبلا تو سریال لویی واقعا ازش راضی بودم واوایل سریال هم نظر مثبتی داشتم اما نمیدونم چرا سر قسمت های عاشقانه ترجیح میدم کس دیگه ای این نقش رو بازی می کرد .. اما به جز این واقعا از روند سریال راضیم ..مخصوصا از قاتل داستان ..وای خدا این کره ها چرا تازگی ها زدن تو جاده خاکی .. چرا اینکار ناجوانمردانه رو با دل ما میکنن ...قاتل باید زشت وپلشت وترسناک باشه .. قاتل میارن یکی از یکی جذاب تر ... قاتل جذابتم آرزوست ... به هرحال صد درصد توصیه میشه ..
عشق بد درکنار اینها یکی از بچه ها سریال عشق بد رو به عنوان سریال برترش انتخاب کرده بود ..حتما حتما به نظرات نظرسنجی ها یه نگاهی بندازید خیلی کارتون رو برای سریال گرفتن راه میندازه .. خلاصه که وسوسه شدم ...چرا که ..؟؟؟کوانگ سانگ وو توش بازی کرده بازیگر داستان غم انگیزعشق ...درد ..مرد سیندرلایی ..(اخی اون موقع چقدر سر این سریال هیجان داشتم ..یونا رو هم نمیشناختم اما ازش خوشم میومد جزو نوستالژی کی درامایی ها )
خب شاید براتون عجیب باشه اما اگه جی چانگ ووک ولی مین هو ولی جونکی اوپای نسل جوون کی دراما باشن ..کوانگ سانگ وو ویون کی سانگ (بازیگر فراتر از ابرها )وجانگ هیوک (سریال متشکرم ) وسوجی ساب اوپا وهیونگ ما نسل قدیم حساب میشن ..من حتی یه سریال زیر خاکی به اسم هزاران سال عشق از سوجی ساب دیدم با یه ایده ی عالی ...که باید اسم دیگه اش رو بذاریم سوجی ساب درایام طفولیت ..بدون سیکس پک با موهایی ژل زده ..خخخخ ...
القصه داستان راجع به دختریه که ناخواسته عاشق مردمتاهلی میشه وتا پای از دست دادن فرزندش ومرگ مادر وبدبختیش تو این عشق پیش میره ..وبالاخره با کوله باری از نامردیِ مرد که هنوز به شدت عاشقشه ..همه چیز رو رها میکنه ..وتو یه روستای دور افتاده یه مغازه ی مرغ سوخاری رو اداره میکنه .. از طرف دیگه کوانگ سانگ وو مرد سرخوش احوالیه که چون یه پسر مایه داره بوده نمیتونسته با زن مورد علاقه اش زندگی کنه ..همین دست دست کردن ها باعث خودکشی زن میشه حالا بعد از پنج سال سانگ وو به پست دختر میخوره وعاشقش میشه ..این درحالیه که خواهر سانگ وو همسر مردیه که دختر قبلا عاشقش بوده .. من تا قسمت ششم سریال دیدم تا اینجا هم که دیدم واقعا راضی بودم ..کلا از خل بازی های سانگ وو خیلی خوشم میاد ..اما دقیقا از اونجایی که این دونفر یعنی دختره ومرد متاهل با هم مواجه شدن استپ کردم ..یعنی جرات جلو رفتن رو نداشتم ..قبلا گفتم سریال میبینم تا یه ریزه حال وهوام عوض بشه سریالهایی قوی وسخت رو ترجیح میدم نبینم ..با اینکه میدونم سریال قطعا خوب پیش میره اما اینکه مدام استرس داشته باشم که همسر مرد چه بلایی سر این دختر میاره یا سانگ وو بعد از شنیدن واقعیت چقدر ناراحت میشه وچه سختی هایی باید بکشه تا به دختره برسه اعصابم رو خط خطی میکنه ..فعلا دست نگه داشتم ممکنه بعدها که اعصابم سرجا بود ادامه بدم شاید هم دراپ کردم .. روزگار شاهزاده تایلندی
درکنار اینها هم سریال تایلندی روزگار شاهزاده رو شروع کردم ..اگر طالب سریالهای این کشور باشید میدونید که قبلا سریالهای بو-----سه ی بازیگوشانه وخانه ی کامل تایلندی رو از روی سریالهای کره ای ساختن ..به نظر من با اینکه واقعا به اصل اثر کره ای پایبند بودن اما خیلی خیلی بهتر از سبک کره ای ساختن ..جوری که من به خانه ی کامل تایلندی نمره ی نه رو دادم .. به هرحال در این راستا سریال روزگار شاهزاده رو هم بازسازی کردن ..دقیقا با همون سیروروند ..یه سریال پراز رنگ وزیبایی درست مثل قصه های شاه پریون ..نمی خوام توصیه اش کنم ..اما من واقعا از دیدنش لذت میبرم ..فانتزی وفانه ..زوج اصلی هم خوب بازی کردن ..انگار که دارم کارتون های والت دیزنی میبینم ..وقطعا ادامه اش میدم .. بریم سراغ فیلم ها .. Orange
یه دوستی این فیلم ژاپنی رو به عنوان فیلم برترش انتخاب کرده بود با بازی بازیگر سریال جذاب یه دختر وسه دلبر یا فیلم سینمایی شاهزاده ودختر گرگ نما ..
کاکرو پسریه که با مادر ومادربزرگش از توکیو به یه شهر کوچک مهاجرت کردن اما دقیقا تو جشن ابتدای سال با یه اشتباه ونا بخردی مادرش رو از دست میده وسایه ی تاسفش باعث خودکشیش میشه حالا ده سال از اون روزها گذشته وناهو کسی که صادقانه عاشق این پسر کمرو ومظلوم بوده به خود گذشته اش پیغام میده تا شاید در جهانی موازی کاکرو زنده بمونه وحسرت ده ساله ی نانو به پایان برسه یه نامه از اینده که میتونه مثل یه معجزه زندگی خیلی ها رو نجات بده شاید این ارزوی خیلی ازماها باشه .. داستان با کمترین عاشقانه دوستی ها رو نشون میده که اگر کمرنگ باشه ممکنه باعث مرگ کسی بشه اینکه با قلبمون جلو بریم تا بعدها حسرت نخوریم ...تعویق تو گفتن یه معذرت خواهی کوتاه اما صمیمانه تعویق تو دوستت دارم گفتن ها حسادت و کم کاری کردن ها می تونه سالها و سالهای بعد رو ازار دهنده وپراز تاسف کنه ... قبلا گفتم بازی این اقا پسر عالیه .. به قدری سرد ویخ از طرفی پراز عشق ... که ادم نمیدونه از این ادم رو اعصاب خوشش بیاد یا ازش متنفر باشه اما اینجا دقیقا برعکسه .یه پسر بچه ی ساده ومظلوم وبی کس وکار ..با یه لبخند قشنگ ..چقدر تفاوته بین نقش هاش ..یه فیلم ساده ومعمولی با کمترین هیجان وعشق ..اما به شدت راضی بودم ...بهش نمره ی 8.5 رو میدم وتوصیه میکنم اگر طالب این نوع فیلم ها هستید حتما ببنید ... ودراخر هم بی ربط به نقد کره ..اما فیلم سینمایی دیوودلبر ..که خیلی راضی بودم ..پیشنهاد میشه ببینید ..اما واتسون برخلاف توقعم خوب ظاهر شده بود .
پ.ن عشق مخفی من هم تموم شد ..با اینکه قسمت های اخر واقعا خسته کننده شده بود اما تا اخر دیدم ..توصیه اش نمیکنم وبهش نمره ی 7.5 رو میدم .. اوف ..ازکتف وکول افتادم ..امیدوارم به دردتون خورده باشه ..لطفا حتما نظر بذارید ..ممنون برای اطلاع از اخرین گزارش ها وسریالهای درحال پخش وعکس ومطالب جالب درکانال نقد کره عضو شوید تعداد بازدید از این مطلب: 286
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نوشته شده به دست kdramers
گزارش هفتگی .. سلام عزیزای من ..باورم نمیشه از خرداد تا الان گزارش هفتگی ننوشتم ..برای همه تابستون وتعطیلات عالیه برای مادرها کارها سه برابر زمان حاله ..مخصوصا که با مدرسه رفتن بچه ها روند زندگیمون معلومه ..اما الان اونقدر دورم مثل فرفره میچرخن که سریال دیدن که هیچ ..حال وروز خودم رو هم فراموش میکنم ..به امید باز شدن مدرسه ها صلوات ..خخخ الان همه میخواین گردنم رو بزنید .. خب امروز با دو تا سریال درحال پخش اومدم ..دستم خیلی خالیه اما دلم نیومد از این دوتا سریال دوست داشتنی خلاصه ونقد نذارم .. یه مورد دیگه که حتما تذکر میدم ..من فعالیت اصلیم اگرچه تو وبلاگه اما عکس ومطلب ویه وقتهایی حتی خلاصه رو هم توکانال تلگرام میذارم .. مثلا خلاصه ی صاحب ماسک رو فقط تو کانال گذاشتم ..دیگه خود دانید میخواید جوین بشید یا نه ..فقط ممکنه خیلی وقتها اون مطالب رو اصلا تو وبلاگ نیارم .. اول ازهمه سریال دلپذیر خدای اب ..یا طلسم هابک ..یا عروس خدای اب ..
یون سوا یه روانشناس بدشانسه که از قدیم بختش رو سیاه نوشتن اون به خاطر گناهان اجدادش بنده ی خدایان طبیعته ودر نهایت بنده ی پادشاه اب یون سوا که خبر از این قرار مدادر بین پادشاه واجدادش نداره ..با بدبختی اموراتش رو می گذرونه وسعی می کنه هر جور شده بدهی کلینیک درمانیش رو صاف کنه که دقیقا وسط راه پادشاه اب سبز میشه ..که با خدمتکارش به زمین اومده تا سه سنگ جادویی رو که قدرتش رو ابدی می کنه از سه خدای روی زمین بگیره یون سوا اونقدر بدبختی داره که اشنا شدن با یه مرد پررو وخودشیفته که مدام ادعا میکنه خدای ابه واسمش هابکه قوز بالا قوزه .. اول که فکر می کنه این مرد جذاب یه دیونه ی روانیه واز اونجایی که تو باطن ادم مهربونیه هربار به نحوی باهاشون همراه میشه .. اما کم کم میفهمه یه چیزهایی غلطه وهابک ...خدای اب مدام داره همش کمک می کنه
خدایی که اوایل داستان اگرچه نقش یه شاه خودشیفته رو بازی میکنه که دست به سیاه وسفید نمیزنه اما جالبه که با دیدن یک باره ی هرچیزی اون رو یاد میگیره .. تو ظاهر بد اخلاق و مغرور وبی نهایت رو اعصابه ..اما درمجموع ودرخفا به شدت به بنده اش اهمیت میده هابک که تو قلمرو خدایان یه پادشاه مطلق بوده حالا که به زمین میاد با ازدست دادن تمام قدرتهاش به یه انسان معمولی تبدیل میشه و متوجه میشه انسان ها چه زندگی سختی دارن ..اونها مدام گرسنه اشون میشه ..وبرای بقای خودشون باید تلاش کنن ..کم کم به یون سوا که تو مشکلات ناخواسته به سمت هابک دست کمک دراز میکنه علاقه مند میشه مخصوصا که اون رو بنده ی خودش میدونه ومتعلق به خودش ..پس سعی میکنه با اینکه این بنده ی ناخلف مدام از دستوراتش طمرد میکنه ،بهش کمک کنه حتی بارها وبارها نجاتش میده .. وجالب تر ازهمه اینجاست ..تنها وقتی قدرت های هابک خودش رو نشون میده که یون سوا تو خطر جدی میوفته ..وwwwooowww خدای اب ظاهر میشه وشما قراره یه صحنه ی پرهیجان از نجات یون سوا ببینید .. خب خیلی راضی بودم ...بیشتر از اون چیزی که فکرشو کنید..یه ماهی هست که بعد از دیدن امواج فقط دارم به هرچیزی نوک میزنم وعملا از هیچ سریالی راضی مطلق نبودم ..اما این سریال ازاون دست سریالهاست که قول میدم با دیدن قسمت اول اگر مثل من عاشق فانتزی های شوالیه ای هستید عاشقش میشید .. هابکی که سرشار از قدرت پنهانه وبی دلیل وبا دلیل به یون سوا کمک میکنه وهربار نجاتش میده ..میدونید که فن سریالهای محافظتی هستم .. خلاصه که دیشب این شروع سریال.. کار دستم داد ودقیقا تا ساعت پنج صبح بیدار بودم ..یعنی با اکراه خوابیدم ..اون هم فقط به خاطر اینکه ساعت هشت صبح کیمیا کلاس داشت وگرنه قطعا تا الان تمومش کرده بودم وبه پخش میرسیدم ..
دیروز تو کانال نوشتم :بیاید نگویم طلسم هابک بلکه بگیم سریالی برای نشون دادن جذابیت های بیشمار نام جی هیوک ..وای که این پسر چه عجوبه ای شده ..یعنی هربار بهتر از قبل میتونه شوک ام کنه دختره هم عالیه ..چقدر ملوس شده این بچه ..من سریال وقتی یه مرد عاشق میشه رو هیچ وقت ندیدم از بس بچه ها از روندش عصبانی بودن ..اخرین سریالی هم که ازش دیدم سریال زوج حساس بود با اون چشمهای خوشگلش .. به خاطر همین همیشه فن این خانم هستم .. به هرحال تا اینجا که دیدم صد درصد توصیه اش میکنم فقط امیدوارم ودست به دعام که نویسنده گند نزنه به داستان ..چبل نویسنده ..همین جوری با قدرت به نوشتن ادامه بده ..فایتینگ
وسریال دوم مدرسه 2017 به قول بچه ها حرف مدرسه که به میون بیاد چشم بسته باید دانلود کرد ..مثل سری پاسخ ها میمونه که نمیشه نگرفتش ..مخصوصا با معمای اینکه کدوم یکی از پسرها قراره نقش اول باشه ..خیلی از این کاری که تازگی ها شبکه ها انجام میدن خوشم اومده ..اینکه پوستر سریال هیچ نشونی از نقش اصلی نداره وحداقل برای من یه نفر هیجان انگیزتره که خودم کشف کنم کی قراره به کی برسه .. یکی از نکات بسیار مثبت ریپلای ها... حتی یکی از دلایل جدی ادامه دادن بهترین ضربه هم همین بود .. هرچند که به همون درجه هم اگر شخصیت هایی که مورد علاقه ام هستن به همدیگه نرسن ازنمره ی سریال کم میکنم وعصبانی میشم ..خخخخ
به هرحال ..داستان راجع به دختر درس نخونی به اسم رایونه که همیشه یه مداد دستشه ودرحال وبتون کشیدن ونقاشیه ..رائون فعلا مشکلی با طریقه ی زندگیش ووضع مالی معمولیشون نداره اما وقتی دوست قدیمیش که از قضا رائون خیلی دوستش داره بهش میگه به خوبی درس بخونه تا بتونه تودانشگاهِ این گل پسر قبول شه ..رایون یه هدف جدی تو زندگیش پیدا میکنه که هرجوری شده به این دانشگاه بره ودرکنار اوپای مورد علاقه اش درس بخونه تا شاید بتونه به وصال یار برسه .. اما دقیقا از همینجاست که مشکلات رایون شروع میشه ومیفهمه زندگی خیلی سخت تر از اون چیزیه که فکرشو میکنه ووقتی یه رویا تو سرت داشته باشی زمین وزمان بهت حمله میکنن تا دست از اون رویا برداری .. از طرف دیگه ما دو تا شخصیت اصلی دیگه داریم ..ته وون پسر عیاش مدیر اصلی مدرسه ..کسی که زیر سایه ی پدرش اصلا درس نمیخونه وتنها تفریحش موتور سواریه ..
وپرز ..یا دائه وون که بهترین شاگرد مدرسه است وهرچی از درس خون بودنش بگیم کم گفتیم .. اما داستان اصلی با حضور فرد x شروع میشه ..جریان از این قراره که این اقای ایکس به نوعی خودش رو بت من مدرسه میدونه که باید درمقابل ظلم وستم مدیر وکارمند های مدرسه بایسته ..این ایستادگیش خیلی وقتها به نفع بچه هاست ..اما وقتی پای رائون به جریان بازی میشه وبه خاطر خراب کاری های اقای ایکس کلی نمره ی منفی میگیره که باعث میشه نتونه با این نمرات به کالج بره ..رائون تصمیم میگیره هرجوری هست اقای ایکس رو پیدا کنه . خب اگر سریال مدرسه 2015 رو دیدید که قطعا باید همه اتون ببینید چون سریال خیلی قشنگیه ..میدونید روندش چیه ..مشکلات کوچیک وبزرگ تمام بچه های یه مدرسه که هرکدوم خلق وخویی دارن ..اونها ممکنه مهربون وفادار ..خبیث وحتی پلید باشن بچه هایی که زیر سایه ی مادرها وپدرهایی جدی وخشن وپرتوقع دارن له میشن ....اون ها یه وقتهایی فرشته های روی زمین ویه وقتهایی گودزیلاهایی میشن که میتونن حتی به دوستهای صمیمیشون خیانت کنن .. ازاین جهت با اینکه یه وقتهایی این سریالها سرسام اوره ومدام ومدام رو صحنه های درس خوندن دانش اموزان فوکوس میکنه اما من به شدت فن این سریالهام .وارتباط خوبی باهاشون برقرار میکنم ..مخصوصا که عاشقانه های خیلی زیرپوستی زیبایی دارن به هرحال .. میگذرم از بازیگر زن داستان که اصلا دوستش ندارم ونمیدونم واقعا چرا انتخابش کردن چون نه خیلی کیوته ..نه خیلی خوشگل..وواقعا درمقابل کیم سوهیون که تو سری قبل بازی کرده بود فعلا هیچی برای عرضه نداره ..
اونهایی که سر سری قبلی مثل من شیفته ی صدا زدن های کیم سو هیون بودن میدونن چی میگم ..یعنی هنوز تن صدای کیم سوهیون که هان ایان وهونگ ته گون رو صدا میزد تو گوشمه ..یه نکته تو پرانتزبگم ..کیم سوهیون یکی از زنهاییه که به نظرم تن صدای خوبی داره وخیلی اهنگین وزیبا شخصیت های مقابلش رو صدا میزنه که خودش باعث میشه بار احساسی صحنه ها بشتر بشه ..کمتر زنی دیدم این قابلیت رو داشته باشه ..
به هرحال ..قطعا این سری بازیگرهای شاخی مثل سری قبل نداره ..اما واقعا بازیگرهای خوبی داره مخصوصا مخصوصا مخصوصا ..تاکید میکنم مخصوصا بازیگر ته وون ..که یه جورهایی من رو یاد جوانمرد وپهلوان مردمون چویونگدوی سریال وارثان میندازه ...کسی هست وارثان رو ندیده باشه ..حتما به خاطر کیم ووبین این سریال رو ببین .. به هرحال ..همون جوری بداخلاق ورو اعصاب ..هرچند خرابکاریش به پای یونگدو نمیرسه ..اما وقتی دست تو جیب شلوارش میبره وکنار دختره وایمیسته من فقط یاد ووبین میوفتم ..ای خدا ..کاش این پسر زودتر خوب بشه .. پسرنقش مقابل هم با وجود اینکه مثلا نماد بچه مثبت هاست که مبصر کلاسن وهمه کاره ی مدرسه اما خیلی خوب به نقشش میاد واون شیشه خرده ای که باید داشته باشه رو داره ..مخصوصا که یه پیشینه ی خیلی قدیمی با ته وون داره
به هرحال حتما ادامه اش میدم ..مخصوصا که بعد ازچهار قسمت معلوم شد اقای ایکس کیه ومن کلی برای قسمت بعد منتظرم تا ببینم رابطه ی این دوتا به کجا میرسه .. تعداد بازدید از این مطلب: 714
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نوشته شده به دست kdramers
یوسف گم گشته باز اید به کنعان غم مخور ..بعداز روزهای مدید بالاخره Im back هرچند با دلی شکسته که هنوز از بسته شدن وبلاگ زخمیه اما تا شما باشید منم هستم ..تو این مدت سندرم ندیدن سریال کره ای هم به سراغم اومده بود دیگه بدتر این مدت فقط سوریان قدرت خورشید دیدم ومریم ترکی وقسمتی تا نیمه ابری هم دریای اتش تایلندی امروز دست پر دست پرم ..این گزارش یه ساعتی ازم وقت گرفته پس به سرانگشتان گرامی زحمت بدید واندکی اظهار فضل در وصف سریالهای درحال پخش کنید شاید که رهنمای دیگر کی درامرز گردد *** سریال ترکی مریم
وما همچنان وهمچنان وهمچنان مریم میبینیم سر اخرین گزارش هفتگیم یادتونه که خلاصه اش رو گذاشتم ..اینکه بیس داستان دقیقا مثل عشق مخفیه اما در کل داستانی ماورای داستان عاشقانه ی کانگ یوجونگ وسجنیم داره اقا جونم براتون بگه سه قسمت اول رو خیییییلی دوست داشتم اصلا عالی پراز مفهوم اما از قسمت سوم داستان از تک وتا افتاد وصرفا تعقیب وگریز بود تا قسمت سیزده که دست ساواش رو شد ومریم بیش از حد زخم خورده .. با مشتهای گره کرده پیش خودم گفتم دمش گرم .. بالاخره اون اوج عاصی گری مریم رو قراره ببینم همونجایی که کانگ یوجونگ جلوی چشم مین هیوک میپره وسط خیابان ..اما زپلشک ..زهی خیال باطل نویسنده نخواست با ساز دل ما بسازه ..وبعد از یه شوک بزرگ دوباره ساواش ومریم دنبال هم کشیده شدن اما جدای این روند پرتب وتاب ...اول بگم که صحنه های عاشقانه اش کاملا زیرپوستیه وشما باید با ذره بین دنبال تک به تک نگرانی های عاشقانه ی ساواش ومریم برای همدیگه بگردید ..تا حالا که اعتراف به عشق انچنانی نبوده وچشمم هم اب نمیخوره به این زودی ها به وقوع بپیونده ..اما برای من یه نفر این سریال ومحیطش فوق العاده شیرینه
از طرف دیگه یه زوج دوم داریم که خدا نکشدشون بیستن ..ازاونها که اگه نبودن داستان کاملا خالی میشد ..این ساواش ما یه دوست وهمراه وفادار داره به اسم گوچلو ...اقا نیک تر از این پسر تو ادوار مختلف ندیدم ..اخر مرام ومعرفت که حاضره حتی از عشقش دست بکشه اما راز دوستشو نگه داره ..حالا این اقا پسر وسِوگِلیش به اسم بورجو مایه ی نشاط مفرط ما شدن ..یه سکانس داشت که دلم میخواست کات کنم وبراتون بذارم از بس این بازیگر بامزه بازی کرده بود .میخوان مچ مریم ودادستان رو با هم بگیرن که گوچلو مثل یه گزارشگر فوتبال گزارش میده .. مریم ..مریم داره از سمت راست جلو میره مریم توپ رو گرفت داره مثل باد حرکت میکنه مریم ...مریم وارد محوطه ی جریمه شد مریم ..مریم ،اگه بزنه گل میشه مریم ...مریم وگــــــــــــل گل مریم تو دیگه کی هستی خخخخ .. به هرحال با وجود اینکه تم انتقامی سریال دامی بیش نیست وکار فقط عشق وعاشقی وپلیسی شده اما با این وجود صد درصد هرپنج شنبه لحظه شماری میکم تا قسمت جدید بیاد ومن همون چند دقیقه عاشقانه ی زیرپوستی رو بالا پایین کنم ولذت ببرم ..وماهمچنان خودمون رو به خدا میسپاریم که کی قراره مریم تموم بشه خب بریم سر گزارش کاملا کره ای دمای عشق
شاید چهارهفته پیش سریال رو شروع کردم ..داستان از گذشته به زمان حال میاد از دختر نویسنده ی باهوش اما بدشانسی که دستیار نویسنده اس وسر بار خواهرش تا اشناییش با پسر بچه ی باری به هرجهت وسرخوش احوالی که همیشه دنبال رویاهاش بوده ومیخواد به یکی از بهترین سر اشپزها بدل بشه فاصله سنی زیادی با هم دارن اما قوه ی جاذبه که این حرفها حالیش نیست اونها دوست میشن یار های خوبی هم برای همدیگه میشن ودراخر جدا میشن وداستان به پنج سال بعد یعنی حال حاضر میاد اقا پسرمون حالا کسی شده برای خودش ودم ودستگاهی دست وپا کرده وتازه رستوران خودش رو باز کرده واز بخت خوب ،دختر خانم هم موفق شده به نویسنده ی ماهری بدل بشه که این دونفر دوباره همدیگه رو میبینن این درحالیه که خانم یه خاطرخواه پرفکت داره که تا خرخره زیر بار دین این اقا رفته واقا هم به شدت دوستش داره .. اما ایا این دو نفر بعد از پنج سال میتونن باهم باشن خب یک خانم اوه دیگر رو قطعا همه دیدیدین اگه ندیدیدن که باید بگم یه سریال عالی رو از دست دادید حتما این سریال زیبا رو ببینید فقط بگم که بهترین کیس پارسال مال همین سریال بود ..بعد از اون هم زوج بی نظیر این خانم ویویون سوک تو سریال دکتر رمانتیک که با وجود کم بودن عاشقانه ی کار دل همه رو من جمله من رو برد ..پس صددرصد هرچی بازی کنه من یه نفر پروپاقرص میبینم
از طرف دیگه گل پسرمون هم تو سریال دکتر رمانتیک نقش براذر غیر هم خون خانم رو داشت که ما اخر سرنفهمیدیم دوستش داره یا فقط یه پسر گنده دماغ سغجیه ..
وسومین شاخ سریال مستر جذاب وویس که نویسنده تو این سریال برای جذاب تر شدن وربودن دل عشاق سنگ تموم گذاشته ..هرچی که فکرشو میکنید تا یه مرد جذاب باشه اقا داره ..دست به جیب ..سن وسالش به خانم میخوره ..هواشو همه جوره داره ..مایه دار وخفن وخوش تیپ تازه اعتراف هم کرده که خانم رودوست داره ..ماه شب چهارده تشریف دارن این اقا .. شاعر دروصف ایشون میفرمایید انچه خوبان همه دارند تو یک جا داری .مصداق بارز این اقاست . آما آما واقعا نویسنده ما رو بیشعور فرض کرده آیا ..؟کدوم ادم عاقلی همچین مستر پرفکتی رو ول میکنه اخه ..
به هرحال داستان از عشق یک دفعه ای پرهیجان گرفته تا سکانس دوستی وعاشقانه ی ناب وشیرین تا یه مادر رو اعصاب همه رو داره .من هم تا قسمت نهم که دیدم راضی بودم که زد بلاگ شیلتر شد ومنم که درگیر قدرت بودم وخلاصه که سریال متاسفانه رها شد وقتی خواب بودی
سوزی خانم که معرف حضور هستن ..خواننده مثلا ناناز کره ای ها که کلی در وصف زیبایی های بی مثالش قصیده سرایی ها کردن وفن ها یقه ها جر دادند
..این بار ایشون همبازی لی جونگ سوک شدن با اینکه جونگ سوکِ سریال صداتو میشنوم فقط وفقط برام جذابه اما مگه میشه با این دبدبه کبکبه ای که این سریال از قبل راه انداخته بود ادم دانلودش نکنه مگه میشه واقعا؟
القصه داستان راجع به دختریه که اتفاقات ناگوار زندگی دیگران رو تو خوابش میبینه وتا حالا به جز مادرش هیچ کس نبوده که حرفهاشو باور کنه اون حتی صحنه ی مرگ پدرش رو هم دیده تا اینکه با دادستان مثلا جذابمون که به تازگی به همسایگیشون اومده اشنا میشه واز قضا اقا هم دقیقا تو همین روزها دچار همین خوابهای صادقانه ای میشه (یادش بخیر اوووووووووه چهار سال پیش من دست رو همچین ایده ای برای یکی از داستان هام گذاشتم ) سرتون رو درد نیارم دختری که تا دیروز یه ستاره هم تو اسمون نداشت حالا با حضور اقای دادستان چپ وراست براش دوست ورفیق جور میشه ومیبینه ای دل غافل اقای دادستان هم بهله خواب میبینه ویه اقای پلیس دیگه هم هست که اوشون هم خواب میبینه ..
خلاصه که کم کم این دو نفر سعی میکنن با وجود این خوابها به اطرافیان کمک کنن که تو این بین خانم توهم میزنه اقا خاطرخواهش شده قصه نکنم دراز وکوتاه کنم ..سریال بدی نیست اروم بی حرف ساده ..با جذابیت های سطحی ..با تیکه هایی طنز غمناک حقوقی جنایی اما حوصله ی من یه نفر و سر برد ..ودراپ شد سریال بعدی بلک
خب خداروشکر که گوارا بالاخره کمپانیش رو عوض کرد واز انزوا دراومد وبه حمدالله هم خوب داره جلو میره راجع به بلک بذارید استپ استپ جلو بریم .. داستان تو قسمت اول به معرفی شخصیت ها میپردازه گوارا نقش دختر تو ظاهر نیمه دیوانه ومشکل داری رو بازی میکنه که میتونه سایه ی مرگ ونوع مردن اونها رو ببینه ..وبه خاطر همین به تنهایی با شرایط سخت زندگیش رو میگذرنه ..از طرف دیگه کاراگاه پپه وببویی داریم که حتی تحمل دیدن خون رو هم نداره چه برسه به جسد وهمه جا گند بالا میاره ..یعنی قیافه اش به هرچی میخوره به جز کاراگاه بودن ..تو قسمت اول این دو نفر به پست هم میخورن وبالاخره به خاطر حسن نیت قرار میذارن جون مردم رو نجات بدن اما این تازه اول داستانه چون مرگ منتظر کسی نمیمونه وبه محض اینکه گورا میفهمه این اقای کاراگاهِ دل رحم همون جون اوپای ایام شباب وکودکیشه ..کاراگاه به ضرب گلوله ریق رحمت رو سر میکشه
اما داستان وقتی جالب میشه که تو انتهای قسمت اول جنازه زنده میشه .. حالا تو قسمت دوم داستان یه پله میره عقب ونشون میده این کاراگاه از وقتی چشم باز کرده یه چیز دیگه شده ..وبیننده میفهمه که یه روح رو اعصاب تو جلد این کاراگاه حلول کرده که تومنی یه ریال اون کاراگاه پخمه تفاوت داره ..قسمت دوم به جذابیت قسمت اول نیست اما بازهم خوب پیش میره ..وهمچنان بیننده گیجه ومیخواد هدف داستان رو بفهمه که تو قسمت سوم نویسنده باز یه درجه عقب میره وبه زندگی روح میپردازه که تازه بیننده ی نگون بخت میفهمه ای دل غافل روح نبودن ایشون ..فرشته ی مرگ بودن که برای پیدا کردن همکار فراریش جسم کاراگاه رو گرفته ..تا درهیبت یه کاراگاه بتونه اون روح فراری رو گیر بندازه وگرنه حسابش با کرام الکاتبینه .. حالا باید دید داستان این فرشته ی مرگ واین کاراگاه واین دختری که میتونه مرگ رو حس کنه به کجا میکشه خب قسمت اول عالی بود ..گیرا ..جالب ..هیجان انگیز اصلا نمیتونستی ولش کنی اما داستان هرچی گذشت هیجان اولیه اش هم ته کشید من واقعا دلم میخواد به همون جذابیت قسمت اول برسه وگرنه قطعا دراپ میشه .. اما جدای از داستان از بازی بازیگرها خیلی راضی بودم هم گوارا خوب تونسته بود شخصیتش رو به تصویر بکشه هم بازیگر مرد ..این اقا تن صدای خوبی داره وهمیشه بازیش رو تحسین کردم
فقط یه موردی... چه جوری این کره ها میتونن تا این حد معجزه کنن ..یعنی شما گوژپشت نوتردام هم تحویلشون بده یه هلو پوست کنده تحویلت میدن ..من این اقای فرشته ی مرگ رو تو نقش های فرعی و رده چند زیاد دیدم اما چه جوری میشه نویسنده وکارگردان این جوری جذابش کنن الله واعلم . به قسمت اخرگزارش خوش اومدید .. عشق انقلابی
شما هم بعد از معجزه ی سریال او زیبا بود منتظر برگشت شیون ودوباره دیدن خل وچل بازی هاش بودید والا من که به محض شروع سریال منتظر بودم شیون با همون ابروهای یه وری داد بزنه جکسووووووووون خلاصه جونم براتون بگه شیون یه پسر سرخوش احوال ونسل سوم چبول هاست ..که تو هواپیما یه رسوایی به بار میاره وفراری میشه وتو یه اتفاق با جون ...دختر سرزنده وپرتلاش وکوزت داستان اشنا میشه جون رو حساب سادگی فکر میکنه هیوک یه پسر بدبخت مثل خودشه که به خاطر هواداری ازش از هتل اخراج شده پس بهش غذا وجای خواب میده ودلش به حال هیوک میسوزه از طرف دیگه هیوک که تو اوضاع وانفسای زندگیشه یه دل نه صد دل عاشق وشیفته ی جون میشه
تا دو قسمت همین جریان برقراره که بالاخره جون واقعیت رو میفهمه وبا هیوک نگون بخت که مثل گربه ی شرک مدام عذرخواهی میکنه ومیخواد دل جون رو بدست بیاره یه معامله میکنه که در قبال یه مبلغ هنگفت منشی بیست وچهار ساعته ی هیوک بشه ..کور از خدا چی میخواد دو چشم بینا ..هیوک رو هوا معامله رو میزنه که درمعیت یار شیرین روزگار رو بگذرونه .. که شنیدن صدای یار خوش است .. دیگه زیادی خلاصه ام رمانتیسیم شد .. درکنار شیون ..بازیگر زن رو خیلی دوست داشتم ..وداداش بزرگه ی هیوک رو ..خدا کنه فقط یه عاشقانه ی درست ودرمون براش بنویسن ..من خیلی بازی این اقا رو دوست دارم
اما نظرکلیم ..سریالی به شدت ساده بسیار کلیشه ای اما واقعا شیرین مخصوصا با حرکات شیوون که اصلا راه رفتن وحرف زدن وادا اطوارش بامزه است ..به هرحال این یه دونه حتما توصیه میشه .. درکنار اینها تداعی جان جانان هم خیلی از سریال برگشت زوجین راضی بود ..وتاکید رو دیدن سریال داشت .. امیدوارم گزارش ماهانه ی خوبی بوده باشه ..هرچند بعضی هاش بیات شده بود. فقط خواهشا لطف کنید ونظراتتون رو با بقیه تبادل کنید که همه بتونن ازش استفاده کنن ..میدونید که همه اتون رو دوست دارم وممنون از همراهی همگیتون .. صفحه ی من تو اینستا به اسم naghdkoreh اگه بار دیگه وبلاگ شیلتر بشد اسم kdramers رو به جای نقد کره سرچ کنید .. ویه مورد دیگه فقط تو قسمت نظرات پیغام بفرستید تماس با ما زیاد به درد من نمیخوره ممنون از همگی .. تعداد بازدید از این مطلب: 499
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
گزارش هفتگی از سریال کره ای بازگشت زوجین وبلک وسریال تایلندی دریای اتش وسریال چینی قلعه ای دراسمان ن
نوشته شده به دست kdramers
سلام عزیزکای من ..چطوریاید ..امروز با یه گزارش چینی تایلندی وکره ای درخدمتتونم ..با من وقلمم همراه باشید .. اول ازهمه میرم سراغبازگشت زوجینکه خودم خیلی خوشم اومد ..
قبل از شروع با خودم میگفتم با این هجم از جانگ نارا چه کنم ..اما امان از تعریف ها ..شروع کردم وبرخلاف انتظارم این زن خون اشام وار که هیچ وقت پیر نمیشه ..خوب ظاهر شده بود وبه پارتنرش هم میومد ..خلاصه رو دیگه همه میدونن اما برای خالی نبودن عریضه .. جین جو و بان دو تو دوران دانشجویی باهم اشنامیشن وبا کلی عشق زندگیشونو شروع میکنن اما بعد از تقریبا هیجده سال با داشتن یه پسر بچه ی کوچولوی بانمک اونقدر سوءتفاهم ها بینشون زیاد میشه وزندگیشون سخت میگذره که تصمیم به جدایی میگیرن ودقیقا تو لحظه ای که از شر حلقه های ازدواجشون خلاص میشن هردو به ایام شباب وبیست سالگیشون برمیگردن ..به به ..چی از این بهتر ..ادم وقتی قرار باشه دو بار زندگی کنه میره سراغ حسرت هاش ..وتو این بین مهمترین چیز اینه که دیگه این همسر رو نمیخوام اما درسته که این دو نفر با تمام وجود ازهم متنفر بودن اما ایا همه ی زندگیشون رو با تنفر گذروندن یا زمان هایی هم بوده که درکنار همدیگه وپسرکوچولوشون اوقات خوبی داشتن وعاشقانه ، سختی های زندگیشون رو پشت سر گذاشتن ..؟ خب ..اول ازهمه بازی مرد داستان ..این اقا رو اگه یادتون باشه تو سریال پاسخ 94 با طنز خیلی خوب وخل وچل بازیهاش میشناختیم ..من که برای لهجه ی بوسانیش غش میکردم .. اینجا هم حس میکنم یه جورهایی اون شیطنت و لحن طنز مانندش رو داره ..بعضی جاها میزنم عقب ادا اطفارش رو چند بار میبینم ..مخصوصا اون قسمتی که نوشابه رو به دکتر پارک داد ..دیدید چه بامزه میگفت اگه عینک نداشت نوشابه چشمهاموش سوراخ میکرد حیف شد ..یعنی شاید ده دفعه این تیکه اش رو دیدم خیلی بامزه بود دومین دلیل فضای طنز ومحیط خودمونی سریال بود ..چند تا رفیق عجیب غریب خل وچل ویه رویای زیبا... اینکه اگه قرار باشه به گذشته برگردیم زندگیمون چه جوری میشه وچه تاثیراتی تو اینده امون داره ..حسرتهایی که سالها ته دلمون خاک خورده حالا میتونه به واقعیت بدل بشه وسوم : اقا عجب نقش دوم توپی ...کارگردان ونویسنده وبازیگر واقعا با ما شوخی شهرستانی میکنن .؟اخه چه مدلشه ..چرا این اینقدر خوبه ..چرا اینقدر خوش تیپه ..مخصوصا با لباس فرم اصلا دلبریه به تمام معنا ..
انگار یه لیست از تمام نقطه های جذابیت یه مرد نوشتن ..دادن این اقا اجرا کنه ..والا خود شخصیت اصلی هم مونده چرا این ادم اینقدر شونه هاش پهنه ..گفته بودم این کره ای ها میتونن از هرکس وهرچیزی جذابیت بیرون بکشن این دقیقا مصداق بارزشه ..من که فکر میکردم با رفتن خیل اوپایان به سربازی دیگه ادم جذابی باقی نمونده اما ماشالله چشمم کف پاش خدا به مادرش ببخشدش خیلی خوش قد وبالاست ..
خیلی این شاخه اون شاخه پریدم برم سر جزئیاتی که خیلی به دلم نشست ..اول ازهمه اینکه این زن وشوهر شاید تو ظاهر به ادم های بیست ساله بدل شدن ..اما جالبه که تو باطن همون پدر ومادری هستن که کلی سختی پشت سر گذاشتن وحالا به اجوما واجوشی ای بدل شدن که ناخواسته انسان های اطرافشون رو درک میکنن واز اون محافظه کاری ایام جوونی فاصله گرفتن .. جالبه که دقیقا وقتی با پارتنرهای جدیدشون هستن این حس غلیظ تر میشه تا جایی که حتی پارتنر بان دو بهش میگه مثل بابام می مونی .. جانگ نارا هم همین طوره ..عینهو یه مادر ..یه وقتهایی رگ دیوونگیش میگیره وبرای حمایت از بچه ها شاخ وشونه میکشه ..یا حتی با وجود اینکه یکی از پسرهای دانشجو قصد زدنش رو داره اما به نام گیل (همین پسر ارزوهای هردختری )میگه :ولش کن این پسر هم یه مادری داره که نگرانشه ..وجالب تر اینکه با همین حس های مادرانه وپدرانه دارن به تمام اطرافیانشون کمک میکنن .. جین جوی محافظه کار قدیم که فقط به فکر خریدن یه موبایله دیگه به فکر ظاهر و نگه داشتن دیسیپلینش نیست ..میخواد از لحظه به لحظه ی زندگیش استفاده کنه ..بان دو هم همین طور .. ومهمترین نکته پسر کوچولوشون ..از اول سریال فکرم اینه که این مادر وپدر شاید از این جدایی خوشحال باشن اما درد نبود فرزندشون رو چه جوری تاب میارن .. انتظار هم داشتم اوایل سریال هردو مخصوصا بان دو بیشتر به این مسئله اشاره کنن ..ازاونجایی که مادر وپدر وابسته به اولادشونن ونبود اولاد چیزی نیست که بشه به راحتی باهاش کنار اومد ..ولی باید اعتراف کنم هرچقدر سریال جلوتر رفت نویسنده به زیبایی قدم به قدم به این موضوع اشاره کرد یعنی لحظه هایی که جین جو برای بچه اش بغض میکنه همون لحظه چشم من کاسه ی اشک میشه ..
به شکل عجیبی من این شخصیت رو درک میکنم و کسایی که متاهلن وبچه دارن ده برابر بیشتر از اونهایی که مجردن این حس لطیف وصادقانه ی سریال رو درک میکنن وباهاش ارتباط میگیرن به بازی زیبای جانگ نارا تو این سکانس ها از نمره ی ده از ده میدم از بس این زن عالی حس مادرانه ووابستگیش رو به مادرش نشون میده ..وقتهایی که مثل یه طفل یتیم به اغوش مادرش پناه میبره وازش تشکر میکنه روند داستان هم عالیه ..ترکیب شخصیت های قدیم وجدید برخلاف کلیشه بودن داستان ایده ی جدیدیه ..مخصوصا که هرچی داستان جلوتر میره دلنشین ترمیشه ..زوجی که در ابتدا فکر میکردن به بهشت برین پا گذاشتن ..کم کم دلشون برای همون سادگی وخوشی اینده تنگ میشه ..برای با هم بودنشون وحالا هرروز وقتی بیدار میشن بیشتر از قبل پی به واقعیت میبرن ..سکانس هایی که هرکدوم چشم باز میکردن وچشمهاشون اشکی بود خیلی لطیف وزیباست .. ازطرف دیگه فضای صمیمانه ودوستانه ی سریال خیلی پررنگه اونهایی که عاشق این فضاها ودوستی ها هستن حتما این سریال رو ببینن ..طنز خیلی خوبی داره ..یه جاهایی حتی تا پای قه قه هم پیش میرید ..
اما مواردی که به ذهنم میرسه اول اینکه دوست داشتم بان دو غیرت بیشتری روی جین جو نشون بده ..هرچی باشه هیجده سال این زن همسرش بوده ..یکم غیرت بیشتر رو بهتر درک میکردم .. دوم زوج نام گیل وجین جو ...اقا من تسلیم ..جانگ نارا بازی خیلی روونی داره ،خیلی کیوت وبامزه وریزه است ..این هم قبول اما خداوکیلی هرچقدر حساب میکنم این هجم از شیفتگی نام گیل برای جین جو تو کت من نمیرود که نمیرود .. چه کنم این یه رقمه رو از من نخواید که شرمنده اتون میشم .. ویه نکته ی دیگه خیلی وقته مونده تو گلوم بذارید بگم یکم تلطیف فضا کنم اقا ما دستمون میبره به هفتاد مدل منقول وغیر منقول بخیه میخوره یه نفر پیدا نمیشه یه بتادین رو دست ما بزنه وزخممونو ببنده حالا اینها یه خراش قد سوراخ جوراب مورچه برمی دارن ..مرده بدوبدو لوازم به دست تیمارش میکنه ..ماشالله چه پایه ام هستن ..وسط بیابون هم باشن باز پک لوازم تیمار داری پیدا میکنن به کمک خانم میشتابن ..حالا سوال این است ایا اینها بنده برگزیدن ..؟ یا ما شانس نداریم؟ به هرحال اب دستتونه بذارید زمین این سریال رو ببینید با اینکه ده قسمتش پخش شده اما به درحال پخش برسید دیدنش خالی از لطف نیست
پیرو همین حس شیرین میخوام سریال چون اولین زندگیمه رو هم ببینم ..انشالله سری بعد با خلاصه ی اون میام بلک .. دو قسمت هفت وهشت رو دیدم ..قسمت هفت که اوت ..اصلا نه عاشقانه ای نه هیجانی ..اقای کاراگاهمون هم به جز چند فقره کوچیک جذابیتی نداشت ..باز سر قسمت هشتم بهتر شد ..هرچند عملا حرفی برای گفتن نداره مخصوصا از نظر عاشقانه ..با اینکه زوج خوبی هستن ..اما چرا نویسنده اینکاروبا ما میکنه ؟ نمیخواد قد یه نخود عاشقانه به این داستان اضافه کنه بابا مردیم به خدا هشت قسمت خشک وخالی گذشت ..یعنی من نون رو تو اب زده بودم خورده بودم عاشقانه ی بهتری از این سریال گیرم میومد معلوم نیست ایا ادامه اش میدم یا نه ..اما بدبختی یه چیزی داره که نمیذاره دراپش کنم ..باید دید هفته های بعدی دست ودلم به دانلود کردنش میره یا نه *** خب بریم سر سریال چینی قلعه ای در اسمان نوولند ..
اونهایی که تو کانال تلگرامم عضون عکس ها رو دیدن وخبر از این پروژه ام داشتن ..عرضم به حضورتون داستان از این قراره که سالها پیش جنگی بین انسان های بالدار وانسان های فانی به وجود میاد وبعد از سالها اتش بس اعلام میشه که انسان های بالدار حق ندارن از این تواناییشون برای ضربه زدن به انسان ها استفاده کنن ..انسان ها هم حق پرواز و تجاوز به حریم زندگی بالداران رو ندارن .. حالا امپراطور اصلی بالدارن به اسم تیان یی که هنوز بیست سالش هم نشده با دخترانسانی به اسم لینگار در دیوان ستارگان اشنا میشه.
تیان یی مرد باهوش وحقه باز ونیرنگ بازیه که به خاطر اهداف خودش از لینگار سوءاستفاده میکنه اما از یه جهاتی هم برخلاف ظاهر سرد و زبون تندش یه جاهایی هم به داد لینگار میرسه .. کم کم رابطه ی این دو نفر برخلاف اینکه لینگار عاشق مردیه که از کودکی باهاش بزرگ شده پا میگیره ووسعت میگیره وتیان یی که مرد مغروریه وهمه رو از بالا میبینه میفهمه که عاشق لینگ ار شده .. اما عشق به لینگار به همین راحتی ها نیست ..داستان های پیچیده وعجیب وغریبی در پس داستانه که روند رسیدن این دونفر به همدیگه رو پراز فراز ونشیب میکنه ..
خب میدونید که از اون ادمهایم که هرچی بسازن میبینم ..جنایی اکشن ..تخیلی ..اما نقطه ضعفم اینه که باید همه ی اینها درکنار عاشقانه ی قوی باشن وگرنه قید سریال رو میزنم مگر سریال معمایی جنایی که عاشقانه هیچ جوره باهاش هماهنگ نیست .. این سریال با وجود اینکه تماما تم تخیلی داشت اما به نظرم خیلی زیبا بود ..قصرهایی زیبا ومجلل ..لباسهایی جالب وگریم هایی جذاب ..بالدارن همه با لنز ابی ..واقعا مثل یه قبلیه ی خاص وعجیب تو اسمون نوولند زندگی میکردن ..بازیگرهای خوش سیما وخوش ظاهر ..زن ها با مدل موها وارایش های قشنگ ..چشمهای زیبا پسندم رو راضی کرد از طرف دیگه بازیگر مرد سریال یکی از نقطه های پررنگی بود که باعث شد سریال رو شروع کنم وادامه بدم ..نیرنگ هاش درکنار زخم زبونی که به این واون میزد داستان رو جالب کرده بود ..وجالبتر اینکه این ادم یه وقتهایی به فکر لینگار این دختر خنگ و دست و پا چلفتی جسور بود .. شاید اول سریال یکم براتون گنگ باشه ..که اینها کین ..داستان چیه ..هدف چیه ..اما کم کم با شیب ملایم تو دل داستان میوفتید وبراتون شخصیت ها وفضا وداستان مانوس میشه ..البته بگم که داستان تخیلیه پس انتظار رئال بودن رو نداشته باشید ..اینجا همه چیز امکان پذیره ..از سحر وجادو ..تا بالهای زیبایی که برای بالداران طراحی شده ..
شخصیت دوم زن به قدری زیبا وخوشگل بود که واقعا فقط دوست داشتم عکس های این شخصیت رو بذارم .
چرا بعضی از این چینی ها شبیه عروسکن ..ادم دوست داره بذارتشون سر طاقچه بهشون دست نزنه وفقط نگاشون کنه ..سر تیفانی بازیگر سریال مای سان شاین هم همین حس رو داشتم ..
به هرحال با وجود حوادث گاهی عجیب وغیر قابل باور داستان و با دست پس زدن وپیش کشیدن دو شخصیت اصلی وعشاق فراوان لینگار خانم وروند انتهایی خسته کننده ..از سریال واقعا راضی بودم ..من دو قسمت اخر سریال رو ندیدم چون زیرنویسش نیومده بود اما دوستی میگفت که هم پایان خوش داره وهم پایان غمگین .. به این سریال با وجود کلیشه های تکراری ..عاشقانه های گاهی بچگانه اش .نمره ی هشت ونیم رو میدم ..از اون دست سریالهاست که به نظرم اول کلپشو تو کانال تلگرامم ببنید عکس ها رو هم ببینید بعد خواستید شروع کنید . دانلود ام وی این سریال درتلگرام وسریال تایلندی دریای اتش ..
یادتونه تو کانال یه نظر سنجی گذاشتم ..این سریال با اختلاف ارای زیادی برنده شد ..همون موقع به دوستان گفتم نگران این پروژه ام .که مبادا بچه ها فقط به خاطر این بازیگر سریال رو انتخاب کردن وداستان سریال زیاد جالب نباشه .. اما ازاونجایی که نتیجه ی نظر سنجی مهم بود واختلاف رای ها هم زیاد بود کار رو شروع کردیم .. داستان راجع به دختری به اسم پانه که بعد از مشکلاتی که تو خونه زندگیش داره به یه جزیره میاد وزیر سایه ی مرد مهربونی به اسم انوپانگ هتل داری رو فرا میگیره وتبدیل به زن قوی ومحکمی میشه که اداره ی تمام امور هتل رو به عهده میگیره ..اما متاسفانه این نزدیکی به انوپانگ باعث سوءتفاهم های زیادی میشه وهمه فکر میکنن این دو نفر با هم رابطه دارن تا اینکه انوپانگ برحسب یه بمب گذاری ناپدید میشه . اما درابتدا.. داستان به دوسال قبل از مرگ انوپانگ میره ..وقتی که پان با مردی به اسم تکین اشنا میشه ..تکین یه دل نه صد دل عاشق پان میشه اما برحسب اجبار مجبور به جدایی میشه ودرنهایت متوجه میشه پان معشوقه ی پدریه که سالها ترکش کرده .. از همینجاست که نفرت تکین از پان دوبرابر میشه ودوسال بعد با ناپدید شدن انوپانگ تکین وپان دوباره با هم روبه رو میشن درحالی که تکین وارث تمام ارثیه ی پدری شده وپان برحسب وصیت نامه باید تو جزیره بمونه ومسئول امور اجرایی باشه وکسی هم حق بیرون کردن این دختر رو نداره .. درکنار اینها ما زن دیوونه وخل وچلی رو داریم که مادر تکینه ..این زن متوهم گرای روانی دشمن خونی پان میشه وداستان کش مکش های عاشقانه ی تکین وپان ومشکلاتشون رو به تصویر میکشه ..این درحالیه که پان درگیر مسائلی میشه که مدام جونش درخطره وتکین گرامی فرشته ی نجات خانم میشن . خب دیگه همه تایلندی ها رو میشناسید سرشار از غلو واکشن های بیش ازحد اما من اگه ایده ی خوبی از سریال بگیرم قطعا پایه ی تمام اینهام ..من از نسلی هستم که شعله و سنگام و امیتا پاچان میدیدن وذوق مرگ میشدن ..ما دهه شصتی ها رو دسته کم نگیرید
اما متاسفانه این سریال اصلا نتونست خواسته هام رو براورده کنه ..با اینکه تم داستان خوب بود اما حضور یه مادر فولاد زره مثل مادر تکین فقط مخلل ارامش اعصابتونه ..سریال عملا برخلاف قدرت خورشید حرف زیادی برای گفتن نداره وبیشتر سعی شده با رودررو شدن های چیپ وکمی سطح پایین سریال رو جلو ببرن ..که برای من یه نفر خالی از لذته ..اما از طرف دیگه جوری هم نیست که بخوام دراپش کنم ..بدبختی همینه ..که هنوز میخوام ببینم این پان تا کی قراره هدف اشرار قرار بگیره وتکین هم تا کی میتونه نجاتش بده .. یعنی شما فکر کن ایده های امداد ونجات تمام نویسنده ها رو جمع کنید میشه ایده ی این سریال ..از کشتن پان با بمب گرفته تا انداختن افعی تو خونه ی پان ومسموم کردنش ودزدیدن وبردن وووووووو بیش ازحد سرسام اوره .. به هرحال زیاد توصیه اش نمیکنم مگر اینکه جزو اون تعدادی که تو نظر سنجی بودن باشید یا از این بازیگر واین تم خوشتون بیاد ..به نظرم برید امواج زندگی رو ریویو کنید یا قدرت خورشید رو برای بار دوم ببینید استفاده ی مفیدتری از وقتتون میشه .. ****
تعداد بازدید از این مطلب: 931
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نوشته شده به دست kdramers
سلام سلام ...چطورید خوشگل های من .میانه ..خیلی طول کشید برگردم ..شرمنده که دستم خالیه اما این نیمچه گزارش تقدیم به شما ..مخصوصا ستاره خانمی که از دستم ناراحت بود .. نجاتم بده ..
تجسم کنید دختر تنهایی هستید که پدرتون درگیر یه فرقه ی مذهبی خداپرستی شده ..جوری که همه ی زندگیش رووقف امرزش گناهان ورستگاری کرده وتو این بین ابایی از اینکه شما رو هم قربانی این به اصطلاح نجات الهی کنه نداره ..از طرف دیگه مادرتون یه زن نیمه دیوانه ی روان پریشه که با دیدن روح برادر دو قلوی فوت شده اتون سر گرمه وفکر میکنه اگر دست به دامان این فرقه بشه میتونه سوار قایق رستگاری بشه .. شما دارید ذره به ذره مرگ رابطه ی خونوادگی وبه دام افتادن خونواده اتون رو میبینید وبدتر از اون اینکه راه نجاتی نیست ..تمام مردم اطرافتون به شما به چشم یک دختر گول خورده به دست شیطان نگاه میکنن ..وبدتر از همه اینکه پدر روحانی مقدس فرقه ..نقشه های بزرگی براتون داره .. هیچ کس دست کمک شما رو نمیگیره وصداتون رو نمیشنوه ..تا اینکه یه روز یه دوست قدیمی نامرد وخیانت کار صداتون رو میشنوه وبهتون میگه .. نجاتت میدم .. Wooowww خلاصه ی خوبی شد ..بعضی از خلاصه ها رو دوست دارم چون یه روایت دیگه از داستان رو میگم مثل عروس زیبای من یا اوه روح من .. بریم سر سیر خطی سریال .. داستان اول از همه به سه سال پیش میره ..وقتی که سانگ می وبه همراه برادر دوقلوی معلولش وارد یه شهرستان به اسم مجی میشن ..سانگ جین بدبخت درگیرخشونت مدرسه ای میشه وسانگ می دست به دامن هان سانگ هوان (تکیون )که پسر فرمانده است ودوستش دونگ چول میشه اما سانگ هوان دست کمک سانگ می رو رد میکنه ودونگ چون بنده خدا یک تنه به جنگ میره سانگ جین بالاخره این همه درد وحقارت رو تاب نمیاره وخودکشی میکنه وازهمینجاست که زندگی همه ی این افراد بهم میریزه .. دونگ چول وفادار وبامرام به زندان میوفته ..سانگ هوان با عذاب به زندگی ودرسش ادامه میده وسانگ می وارد این فرقه ی مذهبی میشه وحالا بعد از سه سال همه چیز تغیر کرده واینبار این سانگ میه که سانگ هوان ودونگ چول باید نجاتش بدن .. ***** خلاصه وایده ای که تو ذهنم بود با سریالی که دیدم متفاوت بود ..فکر میکردم خیلی زودتر از اینها وارد اصل داستان بشن ..اما تقریبا یک سوم داستان به گذشته واتفاقات قبل میگذره ..هرچند که این ترفند باعث شد خیلی خوب با شخصیت ها اشنا بشم ..تکیون مثل همیشه خوب وعالی بازی میکنه ..چقدر هم که لهجه اش بامزه است ..گفته بودم عاشق لهجه ی بوسانیم ..حرف که میزنن احساس همزاد پنداری زیادی میکنم ..
اما بهترین نقش سریال دونگ چول ..وای که این پسر بچه چقدر خوب بازی کرده با اون چشمهاش ..یکی از بامعرفت های بی ریای روزگار که به خاطر همین معرفتِ بیش ازحد ...سه سال از زندگیش رو تو زندان میگذرونه واب خنک میخوره ..
فقط امیدوارم ودست به دعام که اخر سریال نویسنده نیاد این بیچاره رو به کشتن بده ..والا بعید نیست ..بوی الرحمانش بدجوری بلند شده .. از اول داستان برام سوال بود که چرا پدر روحانی باید به سانگ می بند کنه ومدام از بنده ی خاص بودن سانگ می حرف بزنه که تازه فهمیدم چی به چیه ..هرچند اگر ظاهر قضیه نباشه ودرباطن قرار نباشه اتفاق دیگه ای بیفته ... یه تفکر دیگه هم راجع به سریال داشتم اینکه پشت سر این کلیسا اتفاق های دیگه ای میوفته که به جز دله دزدی وکثافت کاری های ساده چیز دیگه ای ندیدم ..اما به اون اب مقدسی که تو غذاهاشون میریزن خیلی مشکوکم ..مخصوصا که چند فقره سرطان تو افرادشون بود .. درسته که ابتدای سریال غم انگیزه و ناراحت کننده ..وتا حدی خسته اتون کنه اما به مرور بهتر میشه ..اهنگسازی پس زمینه ی خوبی داره ..ادیت وفیلمبرداری هم تو جای خودش قابل قبوله ..تا اینجا که دیدم به سریال هشت ونیم میدم وراضی بودم ..وبیش از حد کنجکاوم که سانگ هوان ودونگ چول چه جوری میخوان سانگ می رو نجات بدن مخصوصا که این فرقه بدجوری تو این چند سال پیشرفت کرده واز جهل مردم نهایت استفاده رو کرده .. سریال قوی ترین پیک ..
کانگ سو یه پسر بچه ی یتیم وبامرامه که کو به کو وشهر به شهر دنبال مادرش میگرده ..تا ازش بپرسه چرا پول بابای خدابیامرزش رو بالا کشیده ورهاشون کرده .. لی دان اه هم دختری به شدت سخت کوش ورزمی کاره که ارزشونه تا صد میلیون وون جمع کنه واز کره وسیستم سخت زندگی درکره فرار کنه .. هردوی اینها پیک موتوری های باهوش ونخبه هستن که راهکار های خودشون رو برای کار کردن دارن..مثلا کانگ سو اونقدر بامعرفته که همه جا برای خودش دوست ورفیق جور کرده وتا به مشکل میخوره این خیل عظیم دوستهاش به کمکش میان .. لی دان اه هم که مثل چی داره شبانه روز کار میکنه که بتونه به ارزوش برسه ..برحسب تقدیر جون پسر مایه داری به اسم جین گو رو نجات میده وجین گو شیفته ی دان اه میشه ورفیق شفیق کانگ سو ..اما داستان وقتی جالب تر میشه که جین گوی مایه دار ناخواسته باعث به کما رفتن یکی از دوستان صمیمی کانگ سو میشه وجرمش رو هم قبول نمیکنه وهمین باعث مشکلات بین این سه نفر میشه .. چه خلاصه ی مسخره ای نوشتم ..اینقدر این سریال ساده وروتینه که اصلا نمیدونستم چی باید بنویسم ..اولین بار بود به همچین چالشی میخوردم ..چون بالاخره هر سریالی یه روند خطی داره که پررنگ تر از بقیه ی ایده هاست ..اما تا اینجا که قسمت چهارم رو تموم کردم ..هنوز نفهمیدم روند خطیش چیه ..جنگ کانگ سو با جین گوی ..؟عاشقانه ی بین جین گوی ودختر دوم داستان ..؟عاشقانه ی بین دان اه وکانگ سو ..؟ سریال ساده تر از هرچیز دیگه ایه که فکرشو کنید ..اما جالبه که در عین این سادگی اونقدر صمیمیه وبستر خوبی از حوادث داره که برای شخص من جالب بود وادامه اش دادم ..وواقعا هم لذت بردم ..شخصیت ها ..خودمونی ..خاکی وجالبن ..اکشن های خوبی داره ..که باعث جذب بیشتر مخاطب میشه ..تا اینجا واقعا راضی بودم ..مخصوصا از شخصیت مردم دوم خیلی خوشم اومد ..تا حالا ندیده بودمش اما عجب بازیگر خوبیه ..گویا تو سریال رئیس کیم هم بازی کرده ..
اما نگران یه چیزم ..این سریال ساده قراره با چی من رو با خودش همراه کنه ؟..تو اینده قراره چه صحنه هایی ببینم که برام جالب وهیجان انگیز باشه ..؟نگران اینده ی داستان ویکنواخت شدنشم ..اما فعلا قصدم اینه که دنبالش کنم .. سریال ترکی مریم ..
حدود پنج هفته ی پیش بود که یکی از بچه ها ..خبر از ساخت کپی سریال عشق مخفی داد ..مریم داستان دختر نونواییه که با پدرش زندگی میکنه وعاشق دادستانیه که به تازگی کارش رو شروع کرده ..دقیقا همون داستان ابتدایی . قسمت اول سریال هم همون طوره اما کم کم از قسمت دوم به بعد روایت داستان تغیر میکنه ..اینکه مثلا دادستان سریال اصلا نمیخواسته با مریم ازدواج کنه وهمزمان با مریم با یه زن وکیل هم رابطه داره ..مریم فقط چند وقت به زندان میره وهیچ بچه ای هم درکار نیست ..از طرف دیگه نوع فهمیدن حقیقت از طرف ساواش که نقش مین هیوک رو بازی میکنه متفاوته ..یه جورهایی جالب بود برام ..مخصوصا قسمت سوم سریال ..که تو عالم تب وهزیون به مریم میگه تو زنم رو نکشتی ..کار تو نیست .. دیگه فکر کنم همه ترک ها رو بشناسن ..یه چیزی از ایده ی داستان گرفتن ..یه چیز دیگه دارن تحویل میدن ..اینقدر متفاوته که اگر نمیدونستم کپیه ..فکر میکردم یه داستان دیگه است ..مخصوصا قسمت دوم وسوم سریال ..بدجوری مهیج بود .. سکانس برتر این قسمت .. ساواش که از دست مریم شاکیه ..خونه ونونوایی مریم رو به اتیش میکشه ..اما مریم برای نجات پرنده ی بهترین دوستش داخل اتیش میپره ..ساواش میمونه ..دقیقا ازهمینجاست که میفهمه کار مریم نبوده ..کسی که دلش برای یه پرنده میسوزه ..زنش رو ول کنه وبره ..؟؟؟جالبه که بعد هم خودش تو دل اتیش میره تا مریم رو نجات بده وزخمی هم میشه .. اما از طرف دیگه .فکر میکنم خط روایی عشق مخفی خیلی بهتر بود ..مثلا اینجا ساواش بعد از سه قسمت فهمید که مریم اینکاره نیست وقطعا داره از کسی حمایت میکنه اما تو عشق مخفی سیر وروند ازارهای مین هیوک خیلی جالب بود(هرکی ندونه فکر میکنه من بیمار روانیم که از این سکانس ها خوشم میاد خودتون که دیگه من رو میشناسید ..سریال انتقامی باشه ..مال کشور گینه ی بیسائو هم باشه من دنبالش میکنم ..خخخ
پ.ن ..اونهایی که سریال تایلندی میبینن ..یورا جان ..هشت تا از بهترین سریالهای تایلندی این ژانر رو تو کانالش گذاشته حتما ببینید ..اولیش هم رنج تاوان وبعدی امواج زندگیه .. متاسفانه پادشاه عاشق رها شد ..دراپش نکردم رهاش کردم ..این دوتا با هم فرق داره .درکمال ناباوری با اینکه از شخصیت های مرد راضی بودم ..اما اینقدریونا جو رو بد وسرد کرده بود که دیگه نتونستم به حالت عادی برگردم وادامه اش بدم .. ذهن های جنایتکار رو هم رها کردم ..فعلا حوصله ای برای ادامه اش ندارم اما دیده ها وشنیده ها حاکی از اینه که سریال جنایی خوبیه ..توصیه میشه .. چهار قسمت پایانی مدرسه 2017 هم مونده که هفته ی دیگه نقدش رو میذارم .. یه اطلاعیه هم بزنم تنگ گزارشم وبرم .. اگر خدا بخواد قراره برم دریا کنار ..یه هفته ای تقریبا نیستم ..این دو روز که وسائل بچینم وبه زندگیم برسم... بعد هم کلا نت ندارم که بدونم چه خبره ..پس اگر دیر جواب دادم یا ندادم شرمنده ..هرچند شما نظرتون رو بذارید ..فقط مجبور میشم نظرات رو تایید دار کنم که بدونم چند تا نظر گذاشتید ..فعلا امروز وفردا رو به نظرات جواب میدم وبعد هم کلا محو میشم ..برام ارزوی سفری خوش رو کنید که یک سال تمومه مسافرت نرفتم دلم لک زده برای غروب قشنگ دریا ..جای همه اتون رو هم خالی میکنم ..روی تک تکتون رو میبوسم وفعلا ازتون خداحافظی میکنم .. تعداد بازدید از این مطلب: 21
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نوشته شده به دست kdramers
سلام ..بعد از مدتها با گزارش هفتگی یا ماهانه درخدمتتونم باهام همراه باشید دوپلیس
چادونگ تاک بعد از قتل ناجوانمردانه ی سونبه ی پلیسش در به در به دنبال قاتلشه که راهش به خلافکار ماهری به اسم سوچانگ میوفته ..دستگیرش میکنه اما تو یه نزاع کلاهبردار جون اقای پلیس ما رو نجات میده وخودش به کما میره ..بعد از به هوش اومدن تازه میفهمه روحش با روح مرد پلیس عوض شده وحالا میتونه تو جسم مرد پلیس ازخودش رفع اتهام کنه از طرف دیگه هیری خبر نگاریه که موی دماغ همین اقای پلیسه واین اقای کلاه بردار هم که ماشاااااا الله به هیچ جنس مونثی رحم نمیکنه برخلاف اقای پلیس جدی وخشن ما با خانم تریپ برمیداره ودرنهایت خاطر خواه خانم میشه حالا این پلیس واین روح سرگردون قراره درکنار سایر پرونده ها راز قتل سونبه رو پیدا کنن که تازه میفهمن گذشته اشون کاملا بهم وصل بوده این درحالیه که وسط یکی از خرابکاری های این اقای کلاهبردار روحش از جسم پلیس بیرون میاد وپلیس میمونه ودریای از اتفاقات عجیب که به یادش نمیاره اما کم کم با صدای روح کلاهبردار متوجه شرایط میشه اودی پوجا ...خب شف اوه روح من رو فکر نکنم کسی باشه که ندیده باشه ..اون خودشیفته بودن وهمه کاره بودن وزرنگیش ..درعین اجقالی که خیلی هم موفق بود ..این شخصیت خاص دوباره تو سریال حسادت اشکار خودشو نشون میده ..یه جورهایی مدام نقش هاش رو تکرار میکنه ..اما اینجا یکم از اون سغجی بودنش فاصله گرفته وبه یه پلیس کارامد وجدی ومسئول بدل شده ..با اپشن های جدید که اولیش هم هنرهای رزمیشه .. به شدت فن این اقام ..به نظرم نصف قدش زیرزمینه ..تو این سریال خیلی عالی شخصیت های متفاوت رو دراورده ..وقتی که روح تو جسمش میره دقیقا به یه مرد شیطون وباری به هرجهت وکمی هم منحرف بدل میشه که مدام با هیری لاو میترکونه وابرو حیثیت پلیس نگون بخت رو میبره ..قشنگ تو این سکانس ها منو یاد اوه روح من میندازه که روحه تو جسم نابونگ میرفت به همه خط میداد
هیری ...خب دوستش ندارم ..کلا دوستش ندارم از اونهاست که اسمون زمین بیاد دوستش ندارم اما ..اما بدبختی اینه همیشه دست رو بهترین سریالها گذاشته..وشوربختانه چقدر هم که این شف ما قشنگ درمقابلش حس میگیره وبهش نگاه میکنه مخصوصا مخصوصا وقتی سوچانگ تو جسمش میره ..این جور موقع هاست که قه قه ی من بلند میشه ...طنزش رو خیلی دوست دارم .. وبازیگر سوم ..این اقا قطعا بعد از بازی تو سریال قوی ترین پیک واین سریال محبوب دل ها شده ..یه شیطنت خوبی داره که همه جا میشه رد پاش رو دید ..جزء ناخوداگاهشه وهمین بازیش رو دلپذیر و شیرین کرده ..اینجا هم یه جورهایی نقشش شبیه به قوی ترین پیکه ادم کلاهبردار وباری به هرجهتی که درعین کلاه بردار بودن ادم صاف وساده ایه که زمونه باهاش بد تا کرده به هرحال تا اینجا که قسمت دوازدهم سریال رو دیدم خیلی راضی بودم وسعی میکنم ادامه اش بدم ..هرچند اجومای پرشین دریم هفته ی پیش دراپش کرد .. من ربات نیستم
مگه میشه یوسونگ هو تو یه سریالی باشه ونبینیش ؟؟؟ اصلا شدنیه ..ابدا .. اصلا این کیوت بچه با اون تن صدای فوق العاده قشنگش خودش یه پا ادیسه ی جذابیته .. سریال درمورد مردی به اسم کیم مین گیو هست که ازوقتی پدر ومادرش رو تو کوچیکی از دست داده وخیانت دوست واشنا رو دیده نسبت به لمس همه ی ادم ها الرژی پیدا کرده تا جایی که ممکنه حتی تا دم مرگ هم بره ازقضا با رباتی اشنا میشه که یکی از زیرمجموعه های کمپانی پدرش اونو ساخته ..اما ربات خراب میشه وبدل این ربات یعنی جیا جاشو پر میکنه وکم کم هردو بهم علاقه پیدا میکنن اما دریغا وحسرتا که خانم درچشم اقا ربات تشریف دارن واصلا نشدنیه .. خب ازهمون سکانس اول اقا لخت میشه وبروبازو نشون میده وعملا با همین بروبازوش بیننده ها رو دامن گیر میکنه خخخ جدای شوخی سریال خیلی خوب شروع میشه ..جند دقیقه ای شخصیت ها رو معرفی میکنه وخیلی زود وارد اصل مطلب میشه چیزی که خیلی تو کره ای ها دوست دارم همین شروعشونه که معمولا جذابه وخیلی خوب میتونن بینده رو جذب کنن بیماری سریال جالبه که با لمس ادمها تاول های زیادی میزنه که با لمس بیشتر حتی ممکنه باعث مرگ مین گیو بشه ..بچه مایه دار تنهایی که به هیچ کس اعتماد نداره وسالیان ساله از کودکی به تنهایی زندگی کرده وهمین الرژیش هم اون رو منزوی تر از قبل کرده وحالا با اومدن رباتی که خیلی شبیه به انسان هاست وگاهی حتی تو مود دوستانه میره کم کم لذت داشتن یه دوست یه هم صحبت یه همفکر رو لمس میکنه واین الرژیش رو به بهبود میره اول بگم از یوسونگ هو ..وای حتی اگه نقش یه مترسک رو هم بازی کنه من دوستش دارم .چه برسه که با اون چشمهای شرکی ش به دختره نگاه میکنه .خیلی کیوته این بچه ..با اینکه برای خودش مردی شده وسربازیش رو هم رفته نمیدونم چرا همچنان تو چشم من همون هری بی پناه سریال دلم برات تنگ شده است ..
از طرفی نقش مقابلش ..(یه چیزی تو پرانتز بگم ..بازیگرهای زنی که من خوشم بیاد انگشت شمارن ..پس اگه میگم خوشم نمیاد بدونید فقط نظر شخصیه .واین خانم هم باز جزو اونهایی که دوستش ندارم .) دختریه که شدیدا به اختراعات علاقه داره اما همیشه به بیراه زده وحالا اه دربساط نداره ووبه خواسته ی بی اف سابقش که ربات رو دقیقا شبیه به ایام شباب دوستش ساخته حاضر میشه چند ساعتی نقش یه ربات رو اجرا کنه اما مشکلات پشت هم سرازیر میشه وتعمیر ربات اصلی به درازا میکشه ودختر مخترع مجبور میشه واقعا نقش ربات رو بازی کنه خیلی این سریال رو دوست دارم ...جوشو ..محیط رو ..بازی ها ..روند ..عاشقانه های خیلی زیرپوستشیو .حتی اختراعاتشون رو ..اون چتر مات وروشن چه ایده ی قشنگی داره واعتراف میکنم دختره وقتی تو جسم ربات میره خیلی کیوت وتو دل برو میشه .. دو تا فانتزی برای سریال دارم اول اینکه دوست دارم مین گیو جیا رو تو دنیای واقعی ببینه وچون شبیه به رباته به سمتش جلب بشه ..حرکات جیا رو ببینه وهمه اش یاد عشقش به رباتش بیفته .. از طرف دیگه مدام بیاد این حسش رو برای رباتش تعریف کنه که این ادم چقدر شبیه به توئه ..نیانگ ملکه کی رو یادتونه توگون نیانگ رو میدید مدام یاد شغال میوفتاد ..یه همچین حس وحالی .. امممم فانتزی دومم ..احتمال اینکه کره ای ها تریپ آینه ی عبرت بردارن ودست جیا رو بشه ومین گیو واقعیت رو بفهمه زیاده ..تا اینجا معمولیه اما بعد از این دوست دارم مین گیو عصبانی بشه وجیا رو به سلابه بکشه که چرا بهش دروغ گفته ..خخخ مریض هم نیستم ..قبول کنید این مدلی هیجانش بیشتره ..
(چقدر عکس های این سریال قشنگن ادم روحش تازه میشه ) اما در عین حال راحت بودن جیا موقعی که تو حالت رباتیش فرو میره خیلی رو اعصابمه ..اینقدر حرکات اضافه داره که هرننه قمری میفهمه ربات نیست ..اما دریغ از یه ریزه شک که تو دل مین گیو بیفته .. به هرحال حتما توصیه میشه این سریال شیرین رو از دست ندید سریال سی ودو قسمتیه وتا حالا دوازده قسمتش پخش شده شوالیه ی سیاه
به نحوی دقیقا سریال با اسم سریال مطابقت داره .قطعا کی درامرزها این واژه رو خوب میشناسن ..وقتی عاشق برای محافظت از معشوق حاضر میشه سختی معشوق رو به جون بخره ..بیشتر موقع مشروب خوری استفاده میشه اما تو ایده های دیگه هم دیدم از این اصطلاح استفاده میکنن هه را وسوهو هردو از بچگی با هم بزرگ شدن ..اما به دلایلی از هم جدا شدن وحالا بعد از سالها سوهی شیفته وار به دنبال هه را میگرده هه را هم تو این سالها از عرش به فرش رسیده وبه شدت با بی افش بهم زده که تو لحظه های واپسین مرگ شانس بهش رو میکنه وتو سفری به اسلوونی بالاخره با سوهی رودررو میشه اما این بخش کوچیکی از داستانه چرا که داستانه ی عاشقانه ی این زوج به دویست سال قبل برمیگرده ..هه را به خاطر ظلمی که تو اون دوران بهش شده حالا با معشوقه اش دوباره متولد شدن که حداقل تو این زندگی به خوشی برسن برخلاف اکثریت که سریال وقتی یه مرد عاشق میشه رو دیدن من ندیدم پس صددرصد هیچ نکته ی منفی ای تو این خانم نمیبینم واز خیلی ازجهات هم دوستش دارم (جزو اون زنهای اندک شماریه که ازشون خوشم میاد )به نظرم زیبا وبانمکه تن صدای خوبی داره وحس خوبی با پارتنرهاش میگیره .پس همیشه سریالهاش رو دنبال میکنم مخصوصا که این دو پروژه ی اخرش تخیلی بوده ومن هم عاشق تم فانتزی وتخیلم سریال با سکانس های زیبایی از قصر قرون وسطایی کشور اسلوونی شروع میشه که دقیقا شما رو به حال وهوای گابلین میبره ..یعنی در دم یاد سه تاسریال ..گابلین ..افسانه ی پری دریایی وخدای اب برام تازه شد
داستان ازهمون اول اونقدر تخیلی وجذاب وگنگ شروع میشه که اصلا نمیتونید رهاش کنید .این گنگی کماکان تا قسمت های بعدی ادامه داره وبیینده کنجکاوه که چه بلایی در گذشته به سر این زوج اومده که حالا یه فرشته ی دویست ساله میخواد اونها رو دست به دست بده وفرشته ی دیگری میخواد جلوی این رابطه رو بگیره تجربه بهم نشون داده معمولا با سریالهایی که از همون اول زوج داستان بهم علاقه دارن نمیتونم زیاد همراه بشم ..چرا که اول داستان قشنگه اما اخر داستان بی حال وخسته کننده میشه ..ترجیح میدم زوجین همیدگه رو ببینن ..کم کم عاشق بشن وتو اواسط یا حتی اواخر داستان بهم برسن تا قسمت های اخر زیاد برام کشدار نشه ..اما تا این جا که بیش ازحد از روند سریال راضی بودم مخصوصا بازی مرد داستان ..که وقتی به هه را نگاه میکنه شیفتگی توچشمهاش برق میزنه ..باورتون میشه ..من تا به حالابازی این اقا رو ندیدم ..قسمت شد زیارتشون کنم .. از دختره هم خیلی راضیم خدا ازش راضی باشه قشنگ به پارتنرش میاد وحس خوبی ایجاد میکنه خوبی سریال این بود که گذشته رو ذره ذره تو بطن سریال ریختن تا بینده کاملا کنجکاو بشه وباید بگم عملا هم گذشته ی جالبی داشتن وهمه ی ابهامات رو رفع کرد این سریال رو هم صد درصد پیشنهاد میکنم .. جمع بندی .. ریتینگ های کره ای حاکی از اینه که شوالیه ی سیاه و من ربات نیستم ودراخر دو پلیس به ترتیب درصدرلیست بودن اما تو ایران نتیجه برعکسه ..من ربات نیستم با یه اختلاف بیش ازاندازه درصدره چیزی حدود سه برابر ..وسریالهای شوالیه ی سیاه ودوپلیس به ترتیب با کلی اختلاف جایگاه دوم وسوم رو داره .. به هرحال با توجه به اینکه هرکدوم از این سریالها حالو وهوای خودشون رو دارن وهمه جور سلیقه ای رو میتونن راضی کنن هرسه شون رو پیشنهاد میدم .. پ.ن ..تا اینجا رو خوندید ممنون که باهام همراه بودید از اینجا به بعد کار شماهاست ..نظرات این بخش میتونه خیلی به بچه ها کمک کنه لطف کنید اونهایی که سریالهای درحال پخش میبین حتما حتی در حد یه خط نظراتشون رو راجع به سرایالهای دیگه هم بنویسن که بچه ها استفاده کنن خیلی ممنون تعداد بازدید از این مطلب: 21
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نوشته شده به دست kdramers
سلام به روی ماه همگیتون ..خیلی وقته گزارش درست وحسابی نذاشتم امروز تقریبا با دست پر اومدم شاید جبران این چند وقت سفرم به ترکیه بشه ..اول یه خبر جالب بگم چندروز پیش دنبال لینک های دانلود سریال ترکی عشق سیاه وسفید که به حمدالله هیچ جا پیدا نمیشد بودم که راهم به همزاد وبلاگم افتاد ...شاید خنده دار باشه اما دقیقا یه وبلاگ با اسمی شبیه به وبلاگ من وحتی اسم تیتر کی درامز تو بلاگفا هست که با دیدنش خنده ام گرفت ..وقتایی که میبینم کسی از رو کتابم یا کارم کپی میکنه به جای ناراحت شدن خوشحال میشم ..چون پیش خودم میگم حتما کارم جالب وارزشمند بوده که کسی زحمت کپی کردن به خودش داده ..به هرحال نقدهای این خانم با اینکه خیلی صریح ورک وخیلی سیاه بود اما بد نیست یه تبلیغی هم براش کنیم .اگه بهش سرزدید سلام برسونید خخخ. نکته های جالبی مثلا درمورد نقد سریال ترکی عشق سیاه وسفید داشت که به دردم خورد .اما چرا اینقدر سطح بالا درمورد سریالها نظر میداد رو نمیفهمم ودرک هم نمی کنم ..ما که فیلم های هیچکاک رو مورد نقد قرار نمیدیم ..چند تا شخصیت ساده ان که کنار هم جمع شدن تا حالمون رو خوب کنن ..به هرحال بریم سر گزارشمون که راجع به سریالهای درحال پخش بیا وبغلم کن ...سریال درباره زمان وفیلم های سینمایی زیبای دویست پوندی وفیلم چینی مای سان شاین هست http://naghdskorea.blogfa.com درباره انتخاب سریالهای بیا وبغلم کن وسریال درباره زمان ..به نظرات سایت هایی مثل پرومویز اکتفا کردم ..برحسب لایک ها ونظراتشون .بعضی سریالها روهم منتظرم جلوتر بره تا شروع بشه ..
بیا وبغلم کن .(هشدار اسپویل میدم چون خلاصه ام مربوط به چند قسمت اوله وممکنه کمی داستان براتون باز بشه هرچند که از همون اول روند داستان مشخصه ) داستان درمورد پسر باهوش وبا معرفتی به اسم نامو هست که پدرش یه قاتل زنجیریه ایه وزندگی این پسر ودختر قربانی پدرش رو نشون میده که چه طورتو کودکی عاشق هم بودن وقتلی که پدرش مرتکب شده چه جوری زندگی این پسر صبور ومهربون ودرس خون واین دختر شیطون وپر انرژی رو داغون کرده داستان ساده شروع میشه ..ابتدا یه برش زمانی کوتاه از زمان حال رو نشون میده که دو بازیگر مرد وزن در حال حاضر چه زندگی ای دارن ..نامو که بالفطره پسر باهوش وپخته ایه با زندگیش کنار اومده وحالا به عنوان یه افسر پلیس درخواست داده ومیخواد بدون نگاه به گذشته زندگی اینده اش رو بسازه . هان جه یی هم با به قتل رسیدن مادر وپدرش حالا نام ونشونیش رو عوض کرده ومیخواد در گمنامی به بازیگر قابلی بدل بشه . اما دقیقا بعد دیدن این سکانس ها داستان به چندین سال قبل وشروع اشنایی این دو برمیگرده .نامو وجه یی ازهمون اول جذب هم میشن .نامو پسر تو دار ومنزوی ودرس خونیه وجه یی سرشار از انرژی با هم جفت میشن اما مشکل پدر ناموئه که مثل بختک رو زندگی نامو سایه انداخته وبالاخره کاری که نباید میشه وپدر نامو ...مادر وپدر جه یی رو به قتل میرسونه ..وحالا بعد از چندین سال که پدر نامو تو زندانه ونامو به یه افسر عالی رتبه ی پرفکت بدل شده وجه یی همچنان مثل یه سگ پاسوخته دنبال بازیگر شدنه ..هویت جه یی فاش میشه وهمزمان نامو دوباره سر از زندگی جه یی در میاره **** تو یک کلام بگم دلم لک زده بود برای تم جنایی،پلیسی سریالهای کره ای ..لامصب چی دارن تو سریالهاشون که اینقدر این ژانر رو جذاب میکنه .. سریال خیلی خوب شروع میشه ..خیلی خوب ریتیم میگیره ..همه چیز به جاشه ..باصبر وحوصله ی فراوون تک به تک شخصیت ها وگره ها رو باز میکنه وبیینده ذره ذره با داستان اشنا میشه ..برخلاف اکثر داستان های کره ای که همون چند قسمت اول تخلیه ی ایده میشه وداستان از تک وتا میوفته اما این سریال خیلی اسه اسه داره پیش میره ومجبورتون میکنه باهاش جلو برید .. بازیگر نامو در دوران کودکی ...عجب بازیگریه این بچه ..باورم نمیشه اینقدر این بچه قشنگ بازی ونگاه کنه . شاید یه مرد بیست وخرده ای ساله هم نمیتونه مثل این پسر بچه نسبت به نقش مقابلش حس بگیره ..واقعا براووو ..به کارگردان ها حق میدم برای کودکی همه ی بازیگرهاشون این پسر بچه رو انتخاب کنن
دختر نقش مقابلش رو هم دوست داشتم ..اصلا کلا شخصیت های این سریال عالی انتخاب شدن ..ناموی بزرگسال و جه یی ..همه عالین .. پدر نامو هم همینطور ..این مرد رو قبلا تو سریال ذهن زیبا وصاحب ماسک دیده بودم وپتانسیل خوبی برای بَد مَن بودن داره
بازیگر ناموی بزرگسال رو قبلا تو سریال بازگشت زوجین دیده بودیم ..یادتونه نام گیل اوپا رو ..اون نقش عالی رو قطعا اینجا هم میتونید ببینید ..همونجور با پرستیژ ومحکم ودر عین حال خیلی خاکی وبا معرفت ومهربون ..از اونها که میگن خدا یکی یار یکی ..یعنی خوشگل ترین دخترها هم جلوش رژه برن باز جه یی وجذبه ی گذشته سرجاشه
داستان گره خوبی داره ..برای بازشدنش بیینده رو بی تاب میکنه همه چیز حول واقعه ی قتلی که تو کودکی شخصیت ها ومرگ خونواده ی جه یی بوده میگرده ولی هنوز هم مسئله ی اصلی باز نشده چی شد که پدر نامو اینکارو کرد ..؟اصلا دلیل اصلی این قتل های سریالی چیه ..؟ وایا واقعا همون جور که میگه یه قاتل زنجیره ایه میتونه عاشق پسرش باشه ؟به هرحال اگه دلتون مثل من لک زده یه سریال جنایی ببینید صد د رصد توصیه اش میکنم
سریال دوم درباره ی زمان
می کا دختریه که میتونه باقی مانده ی عمر انسان ها رو متوجه بشه ..روی بدن هرکسی زمانی حک شده که رو به افوله وزمان مرگشون رو نشون میده ومی کا میتونه این زمان رو ببینه ..می کا حتی میتونه زمان مرگ خودش رو هم ببینه اون تنها چند ماه فرجه داره تا به خواسته اش که بازیگر شدنه برسه اما دست بر قضا با مردی به اسم دوها اشنا میشه که در کنارش بودن زمان باقی مونده اش رو متوقف میکنه ..می کا متحیر از این اتفاق سعی میکنه به دوها که وارث ثروتمند وبنیانگذار بنیاد فرهنگیه نزدیک بشه ..اما دوها که اختلال اضطراب داره وشکست عشقی بدی تو جوونی خورده ..اصلا به این اسونی ها خام می کا نمیشه ..اما جالب تر اینه که وقتی دوها دست می کا رو میگیره یا بهش حرفهای قشنگ میزنه زمان نه تنها می ایسته بلکه به عمر باقی مونده ی می کا اضافه هم میشه ..پس می کا سعی میکنه با تمام قوا کنار این مرد بمونه واون رو عاشق خودش کنه اما با رفتار گند اقا ونامزد مایه داری که دوها داره یکم کار سخت میشه ***** من اصولا از این خانم خوشم نمیاد .یه اغراقی تو حرکاتش داره که دوست ندارم رنگ چشمهاش قشنگه اما کلا فیسش مورد علاقه ی من نیست اما سریالهای خوبی بازی کرده ..پری وزنه بردار ..مشکلی نیست این عشقه ..پزشکان ..سریالهایی بودن که نشون از بازی خوبش داره ..
به هرحال داستان خیلی عالی شروع میشه اصلا طوفانی ..با یه تصادف مهیب روی پل وجلوه های ویژه ی تقریبا مناسب ..نویسنده ما رو با می کا اشنا میکنه ..رابطه رو کم کم میکشونه به دوها وزندگی ماشین وارش ..وبالاخره اشنایی این دو نفر ..زمان می کا روبه اتمامه که میفهمه درکنار دوها بودن باعث توقف زمان میشه . سریال استعاره های قشنگی داره ..مثلا می کا بدون اینکه حتی حس کنه دوها در کنارشه با توقف زمان متوجه میشه دوها کنارشه ..خیلی دوست داشتم نویسنده این ایده رو بیشتر پرورش میداد جوری که خود دوها هم بپرسه از کجافهمیدی من اومدم ..
یا این نکته ی کلی که عشق وحضور عشاق در کنار هم میتونه طول عمرشون رو زیاد کنه اما در کنار اینها یه سری فانتزی دارم ..اول اینکه زمان مرگ دوها معلوم نیست ..توقع زیادی دارم که نویسنده یه تیکه ی آس برام جور کنه ..که قشنگ بهم بچسبه .. دوم راجع به اختلال اضطراب دوها ..من نمیدونم چرا نویسنده ها اول داستان دوست دارن یه مریضی روانی به شخصیت اول مرد بچسبونن ..حالا میتونه فوبیا باشه ..وسواس باشه حالا هم باکلاس تر شده اختلال اضطراب .والا من تا اینجا که پنج قسمت دیدم نفهمیدم این اختلال اضطراب چیه .. اما جالب تر اینکه نویسنده ی محترم ..دو سه قسمت که داستان جلو میره کلا یادش میره شخصیت اول مرد این مشکل رو داشته ..من دوست داشتم نویسنده صریحا اشاره کنه که اختلال اضطراب دوها درکنار می کا بهتر شده ونشونه های بهبودی وجود داره که عملا نویسنده خیلی سرسری از این مسئله گذشت .. ونکته ی اخر که دل چرکینم میکنه . سریال قشنگه درست ..خوب هم پیش میره اما می کا رسما داره قاپ دوها رو جلو چشم نامزدش می دزده ..دختره ی نفهم هوار شده رو سر دوها ..این تیکه اش رسما رو اعصابمه ..نامزد دوها هم معلوم نیست کی صداش دربیاد وبزنه تو کاسه کوزه ی این دوتا سریال رو زهر کنه ..از اون طرف هم مثل وارثان بدبختی وارث بودن ویه پدر بیشعور پول پرست رو دارن که معلوم نیست کی میخوان رو کنن ..به هرحال تا اینجای کار هردوش پیشنهاد میشه زیبای دویست پوندی
هان نا ..دختر چاق اما خوش صداییه که با صداش میتونه دل همه رو ببره اما اونقدر چاقه که هیچ کس حتی سمتش هم نمیاد . سانگ جو کارگردانیه که این استعداد هانا رو کشف کرده وبا یه مدل قلابی از کنار صدای هان نا پول خوبی به جیب میزنه هان نا هم که یه دل نه صد دل عاشق سانگ جو شده همه جوره براش سنگ تموم میذاره وحاضره پشت صحنه بخونه تا همچنان از الطاف پر محبت سانگ جو بهره مند بشه . اما داستان دقیقا از وقتی که هان نا متوجه نیت قلبی سانگ جو میشه بهم میریزه هان نا خودش رو به اب واتیش میزنه تا به زن زیبایی بدل بشه .. ودوباره سر راه سانگ جو قرار میگیره اما داستان وقتی جالب میشه که سانگ جو برخلاف حرفهاش حس خوبی نسبت به هان نای گذشته داشته ..
سال ساخت سریال 2006 هست وقاعدتا خیلی قدیمی وممکنه تو ذوقتون بخوره اما داستان سریال خوب بود وروند خوبی هم داشت ..هرچند که بازهم در نهایت به این نتیجه رسیدم که اگه چاق وزشت باشی حتی اگه قلبت از طلا هم باشه واستعدادهای دیگه داشته باشی بازهم تو این دنیایی که همه عقلشون به چشمشونه کسی نمیتونه این قابلیت هات رو کشف کنه .. یک کلام باربی باش رو سر همه جا داری خخخخ به هرحال به دوستداران وانگ یوی سریال ملکه کی پیشنهاد دیدن این فیلم رو میدم
فیلم سینمایی مای سان شاین چینی(You Are My Sunshine)
خب قبلا مفصل راجع به سریال مای سان شاین چینی نقدها نوشتیم ودوستان نظر دادن اما برای اونهایی که حس وحال دیدن سریال چینی رو ندارن فیلم مای سان شاین رو توصیه میکنم مخصوصا که زوچن عزیز سریال چینی عاشقانه ی بی رحم بازی مرد این سریال رو عهده داره .. داستان دقیقا کپی برابر اصل نسخه ی سریاله فیلمه .. یی چن مرد سخت کوشیه که تو جوونی عاشق دختر شاد وسرزنده ای به اسم موشن میشه اما مو شن به خاطر مشکلات بینشون سالها ترک یار ودیار میکنه حالا بعد از چند سال مو شن که یه عکاس حرفه ای شده به چین برمیگرده این درحالیه که یی چن وکیل نخبه ای شده وسعی کرده تو تمام این سالها مو شن رو فراموش کنه
اشنایی دوباره این دونفر وحسی که همچنان نسبت به هم دارن داستان رو قشنگ ودیدنی میکنه **** من چند سال پیش اول سریال رو دیده بودم راضی هم بودم باید بگم یکی از زیباترین سریالها تو عرصه فیلم وتصویر بود ..جلوه های خیلی قشنگی داشت که کاملا محسورم کرده بود از شخصیت دوم مرد بی نهایت راضی بودم و اگه کشدار بودن قسمت های پایانی رو بی خیال بشم نمره ی خوبی به سریال میدم ..
اما دیدن فیلمش یکم برام عجیب بود شاید به خاطر اینکه حوادث خیلی تند اتفاق افتاده بود ..انگار که ایده های خوب سریال رو جمع کنی بریزی تو مخلوط کن ..اما دیدنش خالی از لطف هم نبود مخصوصا با بازی زیبای زوچن که سر عاشقانه ی بی رحم دل ما رو بدجوری با قیصر بازی هاش برده بود ..
به هرحال به عنوان یه فیلم کوتاه به اونهایی که نمیخوان وقت زیادی برای سریالش بذارن توصیه میکنم دراخر میدونم که کم بود اما بهتر دیدم یه گزارش بذارم تا بچه هایی که سریالهای دیگه رو هم میبینن نظر بدن ..لطفا اونهایی که درحال پخش میبنید حتما همکاری کنید حتی اگه درحال پخش هم نمیبینید بیاید واز سریالهای که دست گرفتید بگید ..ممنون از همکاری همگیتون تعداد بازدید از این مطلب: 211
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
گزارش هفتگی از سریالهای کره ای تو هم انسانی , منشی کیم چشه , بیا وبغلم کن , وفیلم سینمایی ترکی زمانی
نوشته شده به دست kdramers
سلام صبح تیرماهیتون به خیر وخوشی چه می کنید با گرما ..من با یه نمه گزارش ماهانه در خدمتتونم ..امیدوارم به دردتون بخوره .گزارش امروز درمورد سریالهای کره ای تو هم انسانی .منشی کیم چشه . بیا وبغلم کن وفیلم ترکی زمان خوشبختی ****
تو هم انسانی نام شین پسری مغرور اما باهوشه که از کودکی از مادر دانشمندش جدا شده .مادر شین که نابغه ی هوش مصنوعیه ،برای رفع دل تنگیش ،رو به ساختن ربات انسان نمایی می کنه وروز به روز اون رو گسترده وتخصصی تر کرده تا جایی که حالا بعد از سالها دو نام شین وجود داره .یکی پسری مغرور ورو اعصاب وبدخلق ودیگری رباتی فهمیده با قدرت درکی بالا که زیر دست مادر نام شین از تمامی حواس وعواطف محبت امیز اگاهه وبه ربات بی نظیری بدل شده .دریک حادثه ی اقدام به قتل نام شین انسان به کما میره ونام شین ربات جاشو میگیره .اما ایا یک ربات می تونه جای یک انسان رو بگیره .ایا یک ربات میتونه عاشق بشه یا کسی رو عاشق خودش کنه ؟ در یک کلمه بخوام بگم عجب سریالیه ..واقعا اون همه هزینه وزمان وانتظار تا اینجا که من دیدم ارزشش رو داشته .ازهمون اول عینهو چسب دوقلو جذبتون می کنه وناخواسته با همون اندک اشاره ها وحرکات عاشقانه ی کوتاه جلو می بره سریال با نمای زیبایی از کشور چک شروع میشه وبیینده با گذشته ی نام شین ربات وانسان اشنا میشه .ودر نهایت نام شین ربات با جذابیت هاش پا به عرصه می گذاره .این رباتی که در باطن مثل یک پسرک کنجکاو مشتاق اما مهربان ومسئولیت پذیره از همون لحظه ی اول شما رو به سمت خودش جلب میکنه . مخصوصا بازیگر خیلی خوب تونسته همزمان دو نقش مردی رو اعصاب ورباتی مهربون رو با هم ایفا کنه .حتی گاهی با اون چشم های تیله ایش چشمک هایی میزنه که بیننده رو تا مرز سکته قلبی پیش میبره .
همه چیز این ربات برای بیننده جالبه ..مثل مکعبی روبیک مجهول ونا فهمه .بیننده قدم به قدممیفهمه این ربات در ظاهر شاید خیلی قوی وباهوش باشه اما رک گو . حسابگر وتا حدی مهربانه .جالب تر از اون قوانین این رباته .قانون اول هرکسی که گریه میکنه رو در اغوش بگیر قانون بعدی به انسان ها صدمه نزن که همین قوانین گاهی کار دستش میده سوبونگ دختر داستان .
قبلا بازی این خانم رو تو سریالهای مختلف دیدم مخصوصا اوج بازیش تو حلقه نشون داده شد ..جالبه که با وجود قوز روی بینیش هیچ وقت درصدد رفعش برنیومده. تو این سریال نقش دختر بوکسور قوی ای رو بازی میکنه که با نامردی از عرصه بوکس کناره گرفته وبادیگارد این اقاست اما درحقیقت جاسوسیشو میکنه وپول درمیاره .سوبونگ که ماجراهای زیادی با نام شین داره کم کم میفهمه نام شینی که از سفر برگشته با نام شین گذشته که به صورتش سیلی زده خیلی متفاوته .محاله نام شین گذشته با دیدن اشک های سوبونگ قلبش به درد بیاد ودر اغوشش بگیره .خلاصه که با یک قطره سوبونگ نام شین جذابیت هاش رو رو میکنه . وحالا ببینده هم همراه سوبونگ کم کم عاشق ودلباخته یک ربات میشه . این ربات، با ظاهر شیک وجذابش قطعا روانیتون می کنه . برای این سریال دقیقا هیچ فانتزی خاص اولیه ای نداشتم ..یه چیزی مثل ماتریکس یا نهایتا ترمیناتور تو ذهنم بود .دیگه بیشترین فانتزی ای که زدم : اینه که مثل ادوارد فیلم گرگ ومیش که بلا رو از سانحه ی رانندگی نجات داد شین هم همین جوری به داد سوبونگ برسه ..فعلا که همچین فانتزی ای در حد حدس وگمان مونده اما به شدت منتظر شکوفا شدن ایده ی داستان هستم .
از طرف دیگه هم هیچ فکری برای عاشقانه سریال ندارم واز همون ب بسم الله که نویسنده شروع به رو کردن جذابیت های نام شین وحس های سوبونگ کرد نگران پایان سریالم .تجربه بهم ثابت کرده اگه نویسنده بخواد دو نفر رو جفت وجور کنه قطعا تا اخر رو همون دو نفر فوکوس میکنه .پس احتمال اینکه نام شین بهوش بیاد وسوبونگ عاشقش بشه خیلی کم به نظر میاد .مگر اینکه پای کلیشه های تکراری مثل فراموشی به میون بیاد .از طرف دیگه هم نام شین اصولا یک رباته پس قراره چی بشه .همین نصف نگرانی من برای انتهای سریاله . به هرحال بگم که این سریال به نظرم تو رتبه ی اول سریالهای در حال پخش قرار داده وبه شدت وحدت فراوان تشنه ی قسمت های بعدی هستم ****
منشی کیم چشه منشی کیم بعد از نه سال جون کندن ومثل سگ پاسوخته دنبال رئیس بودن .با وجود نداشتن هیچ مشکلی بی هوا ویه دفعه ای درخواست استعفا میکنه . رئیس که فرد بسیار از خود متشکر وکمال گرا وخودشیفته ایه یهو به خودش میاد که همه چی درسته پس منشی کیم چشه .تا همین الان همه چیز عالی بوده .حتی حاضر میشه به منشی کیم سمت بالاتر وحقوق خیلی بهتر پیشنهاد بده اما مرغ منشی کیم یک پا داره .میخواد استعفا بده . وهمین هم برای مرد کمال گرایی مثل رئیس چالش بزرگی به حساب میاد .مدام از خودش می پرسه منشی کیم چشه .چرا میخواد استعفا بده ..همه چیز تا الان عالی بوده .پس چشه . اما.وقتی که ما با زندگی خصوصی منشی کیم اشنا میشم .مبینیم مسئله ساده تر از اینه.منشی کیم تو تمام این سالها به خاطر مشکلات مالی خونوادگی مدام ومدام سعی کرده استانداردهای مرد باهوش ونخبه وپر تلاشی مثل رئیس رو سروسامون بده .همیشه از زندگی شخصیش زده تا تونسته رئیس رو همه جوره راضی نگه داره .وحالا که همه قرض ووام ها رو داده میخواد مثل یک زن عادی وساده عاشق بشه .قرار بذاره وازدواج کنه .اما این رفتن منشی کیم اونقدر برای رئیس سنگینه که حتی تا پای درخواست ازدواج به منشی کیم هم پیش میره . *** کسی هست که از علاقه ی من به پارک مین یانگ خبر نداشته باشه ؟درسته که عملا صورتش فیک وعملیه اما در عین حال شیمی خوبی با پارتنر هاش برقرار میکنه که از همشون هم راضی بودم .اما هنوز هم میگم بهترین بازی این خانم تو سریال هیلر وبا جی چانگ ووک بوده
از اون طرف پارک سوجین .این اقا از نظر من کارهاش بگیر نگیر داره ..انتخاب سناریوهاش گاهی خوب نیست .مثلا هورانگ یا او زیبا بود رو راضی نبودم برعکس تو سریال مبارزه در راه من معرکه بازی کرده بود .پس تا حدی مشتاق این سریال بودم .
*** قبل ازهرچیز یه پیش درامد براتون بگم : همه میدونیم سریالهای کره ای خیلی طوفانی وپر زرق وبرق شروع میشن .اصلا اکثر ما به خاطر همین الوده اشون شدیم .این سریال هم دقیقا همین طوره .خیلی شیک وبا کلاس وجذاب شروع میشه واولین دیالوگ اصلی سریال اینه (منشی کیم چشه ؟)کنجکاوی بیننده تحریک میشه وقسمت اول خیلی عالی پیش میره وبا یه سوپرایز بزرگ تموم میشه ..بیننده به دلش صابون میزنه که وای با یه عاشقانه ی باحال وپرتب وتاب طرفتم .اما بعد از یه مدت کلیشه ها سرازیر میشه وکراوات کزایی رئیس به عصای جادویی بدل میشه که هروقت نویسنده ایده کم اورد خانم منشی رو به هوای کروات کج وکوله ی ریئس ،فیس تو فیس صورت رئیس کنه و تونگاه هم محو شن . نویسنده ی محترم روی سخنم به شماست .حالا یه بار خواستی این کلیشه رو پیاده کنی باشه قبول ..دوبار خواستی بازهم قبول ما که یه عمری از این کلیشه ها دیدیم ..این رو هم چشم میذاریم اما دیگه نشد فرت وفرت این دو نفر و با بهانه وبی بهانه تو حلق هم بفرستی . ناسلامتی 9 سال ور دل هم بودن .یعنی تا قبل از استعفای منشی کیم یه بار نشده بود که خانم منشی کروات جناب رئیس رو درست کنه وچشم دل جناب رئیس باز بشه وروی بی مثال عروس خانم رو ببینه ؟انصاف هم خوب چیزیه والا خلاصه که منشی کیم دقیقا به همین سادگیه .شما قراره شاهد عاشق شدن رئیسی جدی وخودشیفته وحال بهم زن باشید که چون تا حالا عاشق نشده بلد نیست قرار بذاره .ومنشی کیم هم تازه میفهمه که این ادم اینقدرها هم سخت گیر نیست وفقط مدلش کمال گراست .از اون طرف یه خاطره ادم ربایی دوران کودکی هم زدن تنگ داستاان که کلا یه لیوان معجون ویتامینه ی پرکلیشه تحویلتون بدن . نه میگم بده نه میگم خوبه .معلوم هم نیست ادامه اش بدم اما اگه فن بازیگرها هست سریال رنگی رنگی خوبیه ..برای اوقات فراغت پیشنهاد میشه . *****
سریال کره ای بیا وبغلم کن اوف که عجب سریال دل مچاله کنیه این سریال ..کلا تو حیطه سریالهای جنایی ،کار کره ای ها بیسته ..نه به خاطر روایت جنایت گونه ی داستان بلکه به خاطر برانگیختن همدردی بیش ازحد ببینده .اینقدر غم ها ودردهای قربانی ها وپلیس ومسئولین رو قشنگ روایت میکنن که ناخواسته بیننده با قربانی وپلیس همزاد پنداری شدیدی پیدا میکنه .فکر کنید اونقدر این تم غلیظ بود که منه بیننده تو مطب دکتر نمیتونستم جلوی اشکهام رو بگیرم .تازه زیاد هم ادم احساساتی ای نیستم .اما بازی مرد این سریال بیش ازحد تحسین برانگیزه .نه به عنوان مردی جذاب وعاشق بلکه به عنوان مردی بی نهایت شرافتمند ومسئولیت پذیر..رو کلمه ی شرافتمند بیش ازحد تاکید میکنم . همیشه تو سریالهای جنایی بحث سر قاتل ومقتول ودلیل قتله ..اما اینجا به حواشی قتل ها می پردازه به اسیب های اجتماعی ای که خونواده ی قاتل ومقتول هردو بهش گرفتار میشن وهرکدوم به نحوی زندگیشون رو دست خوش تغیر قرار میده . نامو رسما به خاطر پدرش وخطایی که هیچ وقت مرتکب نشده تاوان پس میده بیچاره همه جوره هم داره اذیت میشه ومهمترین اونها از دست دادن عشق بچگیشه .اینکه تا عمر داره شرمنده این دختره .. یه قسمت هست که نامو به عنوان پلیس برتر انتخاب میشه وبهش مدال میدن اما خونواده قربانی ها وارد منطقه نظامی میشن وبا نامو گلاویز میشن که تو وپدرت زندگی ما رو سیاه کردید .نامو بااینکه همه کاری کرده تا شرمندگی خودش رو نشون بده بازهم از این همه نفرت ماتش میبره .واقعا میگم این سریال در عین اروم ورون بودن وجو سنگینش خیلی سریال قشنگ وپختیه ..حتما ببینید .. *** ودراخر فیلم سینمایی زمانی برای خوشبختی
هرکدوم از ما معمولا بعد از یه نوع خاص از سریال ،اونقدر دلباخته وشیفته اش میشیم که بعد از اون تا یه مدتی هیچ فیلم وسریال دیگه ای بهمون نمیچسبه وعملا افسردگی پسا سریال میگیریم .معمولا تو این جور مواقع وقتی میبینیم که حتی بهترین سریالهای پیشنهادی هم نمیتونه ما رو راضی کنه دل به دریا میزنیم وسراغ کلیپ ها وام وی ها میریم .به نوعی وصف العیش نصف العیش .اونقدر این ویدئوها رو بالا وپایین میکنیم واهنگهای متن رو گوش میدیم که اشباع میشیم وبعد از مدتی هم دوباره روند سریال دیدنمون رو از سر میگیریم . من این اخری ها بعد از سریال عشق اجاره ای به همچین حال وروزی افتاده بودم .یادتونه تا دوماه خبری ازم نبود ؟و از اونجایی که شیفته ی بازیگرهاشده بودم برای اروم کردن خودم سراغ فیلم سینمایی این زوج رفتم .جالبه که این فیلم برخلاف تم سریاله .تو سریال دفنه به عمر دروغ میگه اما تو این فیلم کاملا برعکسه مرت که ادم موفق اما دختر بازیه با ادا اشنا میشه وازشش خوشش میاد اما ادا که ادم شناس خوبیه خودشو درگیر رابطه با این ادم خوش گذرون نمیکنه .ولی مرت که همیشه همه چی رو به دست اورده دست بردار نیست تا اینکه میفهمه ادا به خاطر برادرش که یه ادم بدشانسه زندگیشو فدا کرده وتاوقتی که خیالش از بابت برادرش راحت نشه به فکر زندگی خودش نیست از قضای روزگار این برادر ادا کارمند شرکت مرت هم هست ومرت سعی میکنه از برادر ادا یه ادم موفق بسازه همه چیز خوب پیش میره وتو این مدت مرت و ادا به هم نزدیک میشن که داستان لو میره ومرت میفهمه برخلاف تمام زنهای قبلی ،ادا زنیه که به خلوت دلش راه پیدا کرده ونمیخواد ازدستش بده سرجمع بخوام بگم چیزی برای گفتن نداشت انگار نویسنده وکارگردان فقط خواستن یه فیلم لوکس وپر زرق وبرق بسازن که عشاق عشق اجاره ای رو سرحال بیارن .الحق هم که سرحالمون اورد .در کل برای یک بار دیدن بد نیست اما مثل فیلم سینمایی ترکی (فقط تو) به کسی پیشنهادش نمیکنم مگر اینکه فن بازیگرها باشید .
**** درنهایت به پایان امد این دفتر .ممنون که تا به اینجا همراهم بودید .پیرو نظرم درمورد افسردگی پسا سریال ..شما هم بیاید وبگید چه سریالهایی باعث شده اونقدر هیجان واشتیاق سرشون تجربه کنید که دیگه نتونستید تا بعد از یه مدت سریال ببینید ولذت ببرید . از خودم شروع میکنم سریالهای هیلر .عاشقان ماه .ایمان .فراتر از ابرها .سریال تایلندی امواج زندگی ...قدرت خورشید ..سریال تایوانی پشت لبخند تو .واین اواخر هم سریال ترکی عشق اجاره ای وعشق سیاه وسفید خوشحال میشم تو این نظر سنجی شرکت کنید .منتظر نظرات هستم . تعداد بازدید از این مطلب: 296
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نوشته شده به دست kdramers
آنیو چینگوها..سلامی چو بوی خوش آشنایی به دوستای کی درامایی خودم. بعد مدتهای مدیــــــــد با یه گزارش پروپیمون کره ای در خدمتتونم. امیدوارم که به دلتون بنشینه. یکم از دلخوری هاتون کم بشه. گزارش امروز از سریال های در حال پخش، سریال تاریخی شوهر صد روزه، سریال ترسناک مهمان، سریال حادثه ای تریوس پشت سرمنه، وسریال تخیلی زیبای درون یا درون زیبا. سریال حماسی اقای خورشید و در نهایت فیلم هندی پد منه. اول می رم سراغشوهر صد روزهکه قطعا این روزها اکثر کی درامرها تماشا می کنن.
داستان راجع به ولیعهد پادشاهه که پدرش به ناحق سر تاج و تخت نشسته. این پسر به هیچ عنوان از موقعیتی که داره راضی نیست چرا که می دونه پدرش به خاطر رسیدن به این موقعیت چه خون هایی که نریخته. زندگی سخت و مصیبت باری داره و ازهمه طرف تحت فشاره و به شدت آدم سخت گیر و عبوسیه. این روند ادامه داره که تو یه سوء قصد سر از یه روستا در میاره و حافظه اش رو از دست می ده. از قضا مجبور به ازدواج با زنی به اسم هونگ شیم می شه که تو کودکی عاشقش بوده. حالا تصورشو کنید یه پسر مغرور و خودشیفته ی رو اعصاب اگه قرار باشه تو یه روستا به عنوان یه روستا زاده زندگی کنه چه اتفاقی میوفته. با اینکه ولیعهد همه چی رو فراموش کرده اما قطعا هنوز اخلاق رو اعصاب و تنبل بازی و ولخرجی هاش رو ادامه می ده. که همین باعث شر و دردسر همسرش هونگ شیم می شه. از اون طرف بشنوید از هونگ شیم. این زن دقیقا کسیه که پادشاه با نامردی تمام پدرش رو کشته . در واقع ولیعهد و هونگ شیم دو سوی لبه ی چاقوان. اما کم کم به مرور دردسرهای ولیعهد کم می شه. یاد می گیره مسئولیت پذیر باشه و پول مفت خرج نکنه. حتی یاد می گیره کم کم از هونگ شیم مراقبت کنه و عاشقش می شه. فکر می کنم شوهر صدر روزه هم بر همین مبناست قاعدتا بعد از صد روز ولیعهد حافظه اش رو به دست میاره و ازدواجش با هونگ شیم فسخ می شه چرا که همسراول و نامرد ولیعهد که از فرد دیگه ای حامله است به دنبال تاج و تخته. روند داستان باید بگم چند قسمت اول سریال زیاد پر هیجان و عالی نیست. یه پسر رو اعصاب مغرور که هیچ کسی رو در شان خودش نمی دونه و همه از دستش در عذابن. از طرف دیگه بسیار پسر باوجدان و با هوشیه که به خاطر گناه پدرش به اجبار تو این جایگاه باقی مونده و فقط سعی داره جون خودش رو نجات بده. تو چند قسمت اول مشکلاتش و مشکلات قصر رو نشون می ده و بعد هم دردسرهای این آدم مغرور برای هونگ شیم که پول قرض می کنه و هونگ شیم رو رسما روانی می کنه .اما دست بر قضا از پایان قسمت پنجم بود داستانش برام شیرین شد وعاشقانه اش جون گرفت. من قبلا بازی دی او رو بارها دیده بودم.
بازیگر خوش حسیه .چه تو سریال همسایه بغلی اکسو..چه مشکلی نیست این عشقه با اون روند عجیبش و چه تو سریال سلام هیولا که نقش یه قاتل رو بازی کرده بود ..اینجا واقعا عالی بود حتما توصیه می کنم این سریالش رو ببیند.با اینکه عاشقانه خوبی نداره اما بوگوم و دی او عجوبه های عجیبی هستن که در باورتون نمی گنجه. اینجا هم نقشش رو خوب درآورده و در کمال تعجب به دختره هم میاد . اما در اصل یه مشکل کوچیک هست. یه سری نقش ها به بعضی ها نمیاد ..دی او صورت بیبی فیسی داره عملا با وجود تمام سعی ای که کرده همه اش حس می کنم یه پسر بچه ی بهانه گیره نه یه مرد قوی که پراز هوش وزکاوته. البته امیدوارم به هوادارانش برنخوره. بازی زن داستان..
اکثر ما این خانم رو با سریال همکار مشکوک به یاد داریم. قبل تر از اون هم تو سریال لویی پادشاه خرید بازی کرده بود. من بازیش تو سریال لویی رو خیلی دوست داشتم. با لویی عینهو پت و مت بودن که از خنگ بازی هاشون لذت می بردم. اما سر همکار مشکوک متاسفانه اصلا پروژه ی خوبی از آب درنیومد. نمی دونم اشکال از چی بود جی چانگ ووک مثل همیشه خوب بود این خانم هم امتحان پس داده بود پس چرا بهم نخوردن الله و اعلم به هرحال روند عاشقانه تا اینجا خوب بوده و در کل از سریال راضی بودم. سریال درون زیبا
قطعا همگی می دونید این سریال از روی فیلمی به همین نام ساخته شده. در اون فیلم مرد داستان با هربارخوابیدن تغیر شکل می ده و عاشق دختری می شه. در آخر هم به شکل عجیبی هپی اندینگ تموم شد. داستان این سریال با وجود اینکه همون تم تخیلی رو داره اما خط روایی جدیدی داره. مثلا خانم داستان یه بازیگر خیلی معروفه که فقط یک بار تو ماه اون هم به مدت یک هفته به این درد گرفتار می شه و مرد داستان هم دچار سندرم عدم تشخیص چهره است. و همین باعث بهتر ارتباط برقرار کردن بیننده با سریال می شه. تنها دو قسمت از سریال پخش شده بود و باید بگم این دو قسمت به قدری جالب بود که واقعا هیجان زده ام کرد. با اینکه سریال از بیخ و بن تخیلیه اما هیچ مشکلی با روندش ندارم. هان سه کی زن بازیگریه که بعد از شایعاتی که به خاطر تغیر شگفت انگیزش درگیر اونها شده تمام قراردادهاش رو ازدست می ده به جز یه شرکت هواپیمایی که شخصیت اول مرد به اسم سو دو جه مدیریت اون رو به عهده داره. سو دو جه مجبور به رام کردن این زن بازیگر فراری میشه و از اونجایی که اصلا نمی تونه صورت این خانم رو تشخیص بده پس مجبورش می کنه همه جا در کنارش باشه و لباس قرمز بپوشه. در ابتدا به خاطر دیدگاه منفیشون از همدیگه کلی با هم درگیر می شن و سه کی تمام سعیش رو می کنه که زیر قرار داد بزنه اما کم کم رابطه اشون بهتر می شه ..هرچند که فاکتور تغیر شکل هم اتفاق میوفته و اوضاع پیچیده تر می شه. در اصل هردو با مشکلاتی دست به گریبانن که مجبورن زندگی شخصیشون رو مخفی کنن. بازیگر زن سو هیون جین رو همه می شناسن. کیه که اوه هه کیونگ رو ندیده باشه. از نظر من بازیگر خوش چهره و بامزه ایه که سرتق بودن تو خونشه.. اما مرد داستان.. در واقع یه ربات انسانیه که نمی دونم چرا هنوز نویسنده رو این یخ بودنش اصرار داره. سریال قبلی این آقا رو یادتونه؟ چون اولین زندگیمه. این سریال بازخوردهای متفاوتی داشت. بعضی به خاطر روند ساده اش اون رو کسل کننده می دونن و دراپ کردن بعضی مثل من خیلی خوششون اومد. تو اون سریال نقش مرد سرد و حسابگری رو داشت که بعد از یه شکست عشقی عملا عشق رو فراموش می کنه و با ورود هم خونه ای جدیدش دوباره عاشق شدن رو یاد می گیره. اینجا هم دقیقا همون مدله. البته با کمی انعطلاف بیشتر. به هرحال تا اینجا به نظرم بهترین سریال در حال پخش بوده و راضیم فقط نگران یه چیزم. تو این دو قسمت اتفاق های زیادی افتاده و نویسنده قراره تا پایان چه جوری سر ما رو گرم کنه. سریال سومتریوس پشت سرمنه. شاید اسمش سخت باشه اما توضیح بدم متوجه می شید.
تریوس یه مامور مخفی فوق العاده برجسته اما فراریه که تو همه چیز بی نظیره .اما تو عملیات اخرش زنی که عاشقش بوده رو از دست می ده و شکست می خوره. از طرف دیگه متهم به جاسوسی می شه و فرار می کنه تا بی گناهیش رو ثابت کنه. حالا بعد از سه سال به دنبال مردیه که زن زندگیش رو کشته. از طرف دیگه در همسایگی این اقا یه زن خانه دار به همراه دو قلوهاش با کلی دردسر زندگی می کنه. داستان از وقتی جلوه پیدا می کنه که شوهر این خانم شاهد یه قتل مهمه و کشته می شه. بچه های این زن هم به واسطه ی همون مردی که زن تریوس رو کشته گرفتار می شن و تریوس برای سر در اوردن از قضیه، حاضر به نگه داری وپرستاری از این بچه دوقلوهای شیطون می شه وحالا جالب اینجاست که یه مامور نخبه و جدی چطوری می تونه از پس این دوقلو ها بربیاد. یه پرانتز راجع به این عزیز دلمون سوجی ساب بازکنم.
به نظرم بهترین کار سوجی ساب ارباب و خورشیده. مسلما همه عاشق شخصیت رو اعصاب و سغجی اما در عین حال فداکار این بازیگر تو این سریال تخیلی و طنز و ترسناک بودن. سال ساخت سریال 2013 بود که به نظرم به نسبت سال ساخت واقعا سریال خوبی بود. البته لطفا با توقع بالا سراغش نرید. داستان راجع به دختر روح بینیه که از دست روح ها در عذابه اما می فهمه که با دست زدن به سوجی ساب همه روح ها از بین می رن پس رسما اویزون سوجی ساب میشه تا حداقل کمی ارامش پیدا کنه. هر قسمت یا دو قسمت یک بار داستان یک روح بدبخت رو نشون می ده. یه داستان کلی هم در پس زمینه ی داستان در جریانه. جدای عاشقانه، داستان خود این روح ها برای من جالب بود. مخصوصا اولین کیس و اون داستانی که روح زن پیانیست تو بطن ته گونگ شیل می ره. اونهایی که دیدین بیاین بگین کدوم داستان ارباب وخورشید براتون جالب بود. از قضیه پرت نشم. سریالهای دیگه ای هم بازی کرده مثل اوه مای ونوس که با اون برو بازوی هیکلی کلی تو سریال دلبری کرد و نقش یه مربی بدن سازی رو بازی می کرد که به یه دختر چاق کمک می کنه تا خودش رو لاغر کنه .. یا سریال روح که موضوعش درباره ی هکرها بود و من رهاش کردم. البته می گذرم از عشق هزار ساله که با اون پشت مو، واقعا تیپ خز و جوادی داشت خخخ. فیلم همیشه هم از این بازیگر پخش شده که واقعا فیلم قشنگیه. جوری که کپی ترکی این فیلم به اسم فقط تو با بازی ابراهیم ساخته شده. فیلم همیشه رو حتما ببینید. خب بعد از کناره گیری طولانی مدتش از تلوزیون قطعا خیلی ها مثل من منتظر رجعت دوباره اش بودن باید بگم این بار هم بازیش تلفیقی از طنز جدی و تعقیب و گریزه. به مذاق من که خوش اومد. از اینکه می بینم یه مامور ویژه چطور داره کم کم درگیر زندگی ساده ی یه زن پر مشغله و یه مادر می شه خوشم میاد. اینکه چطوری در کنار جاسوس بازی با بچه ها کنار میاد. مخصوصا که عملا با سریال همزاد پنداری می کنم. چه روزهایی که از دست کیمیا و آرین دقیقا حال و روزم مثل شخصیت زن داستان شده بود. زن داستان رو آخرین بار تو سریال قهقه در وایکیلی دیدیم ..اونجا هم نقش یه مادر مجرد رو بازی می کرد که وارد زندگی سه تا پسر خل وچل می شه. کیه که این سریال طنز رو ندیده باشه؟ حتما توصیه می شه. خلاصه که همه چی خوبه فقط روند کنده ..زیاد هیجان زده ام نمی کنه اما اگه دلم براش تنگ بشه احتمالا قسمت های بعدی رو هم سر وقت می بینم. وسریال در حال پخش آخرمونمهمان
به به ببین کی بازی کرده؟ قاتل جذاب وویس. من عاشق بازی این بازیگرم. از بازیش تو سریال پسر بد بگیر که نقش یه پسر فریب خورده رو داشت تا بازیش تو سریال وویس که یه قاتل باهوش و خون ریز بود تا آجوشی با کلاس و دست به جیب سریال دمای عشق. متاسفانه دمای عشق رو رها کردم. چون قشنگ مشخص بود قاتل جذابمون قراره ناکام بمونه.
این سریال رو هم به عشق این آقا و تم ترسناکش شروع کردم. داستان راجع به روح خبیث و قدرتمندی به اسم پارک ایل دو هست که از سمت دریا به یه روستای ساده حمله می کنه. روح های ضعیف تر رو در اختیار می گیره و جسم انسان ها رو تسخیر می کنه. تو بطن هرکسی هم که بره اون آدم بی شک خون ریز و روانی میشه که از صدمه به خودش وبستگانش ابائی نداره. بعد هم که دیگه کسی برای نجات باقی نموند به سراغ آدم بعدی می ره. اما شخصیت های اصلی پسریه که از بچگی نیروی خارق العاده ای داشته و یکبار هم پارک ایل دو تسخیرش کرده وباعث مرگ مادر و مادر بزرگش شده. وحالا بعد از سالها همچنان به دنبال این روح سرگردان می گیرده. تا انتقام مرگ مادرش رو بگیره. دیگری پسریه که برادر کشیشش تسخیر شده و خونواده اش رو کشته و تنها این پسر زنده مونده. حالا سالهاست که خودش به یه کشیش تبدیل شده و جن گیری می کنه و به دنبال برادرش می گرده. و در آخر زن پلیسیه که گرفتار این پرونده ها می شه. خب قسمت اول ازهمون اول به نوعی ترسناک و پر استرسه. با اینکه سریال خیلی هم ترسناک نیست اما آدم رو کاملا نروسمی کنه. وهمه اش منتظری که از در و دیوار روحترسناک رو سر شخصیت ها بباره. قسمت دوم و سوم رو هم دیدم اما دراپش کردم. چراش رو دقیقا نمی دونم. بعضی جاها به نظرم مسخره بود. احساس می کردم منطق درستی پشت سریال نیست و سر تا سرسریال یه مشت خون وخون ریزی بیهوده و تعقیب وگریزه که بی خودی عصبیم می کنه خلاصه که سر جمع بعد از سه قسمت حس کردم دنبالش کردنش وقت تلف کردنه چه بهتر که برم سراغ یه سریال دیگه مثل مفتش ارواح که خیلی ازش تعریف شده. یه توضیحی هم راجع به سریالمستر سان شاین یا آقای خورشیدبدم.
اول بگم که چند بار سعی کردم حداقل یه خلاصه ی چند خطی از سریال بنویسم که دستم به نوشتن نرفت. احتمالا همه موضوعش رو می دونید.اما در مورد دختری انقلابی و مردیه که از کشورش فرار کرده. من سریال رو تا قسمت ده دیدم و دراپ کردم. این ده قسمت رو هم به دو دلیل دیدم. اول خیل عظیم پیغام ها و یقه درانی ها بود که تو اینستا و تلگرام از هر طرف سرازیر بود .جوری که فکر می کردم شاید واقعا چیزی هست که من بصیرت دیدنش رو دارم. دومین دلیلم هم بازیگر نقش دوم مرد با بازی یو یون سوک در نقش دونگمه. واحسرتا که بوی الرحمانش دقیقا از قسمت های اول مشخص بود. وگرنه اگه می دونستم نقش اول مرد ایشون هستن قطعا ادامه اش می دادم. با اینکه می دونم نظرم ممکنه جنجال به پا کنه اما منو که می شناسید هرچی به ذهنم میاد می نویسم. قبول دارم سریال خیلی خوش ساخته ..فضاسازی لباسها و همه چیز اشاره به این داره که شبکه نهایت تلاشش رو کرده تا یه سریال خوش ساخت و موندگار بسازه. دوم قبول دارم که نویسنده خیلی کار بلده و پرونده ی خیلی خوبی داشته از وارثان بگیر تا شخصیت یک مرد محترم و نسل خورشید و گابلین اما به نظر من هر سریالی رو باید به خاطر خود داستان نگاه کرد نه به خاطر حواشیش . خدا بخیر کنه احساس می کنم رو مین قدم می ذارم. خدایا خودمو به خودت می سپرم. دلیل عمده ام برای دراپ سریال تم سیاسی قالب سریال بود. تم عاشقانه اش به شدت کم بود و من هم از دیدن جنگ و درگیری های سیاسی زیاد خوشم نمیاد. دومین دلیل عاشقانه ی سریال بود. من نمی دونم چرا نویسنده اینقدر علاقه به این موضوع پیدا کرده که فاصله سنی بازیگرها رو زیاد بگیره. تو سریال، بازیگر مرد و زن عملا هشت نه سال با هم تفاوت دارن اما با یه نگاه اجمالی به بازیگرهای بزرگسالی با کمی اغراق شاید این اختلاف سنی به بیست سال هم می رسه که برای من یه نفر اصلا جالب نیست ..همون مشکلی که سر عاشقانه ی گابلین داشتم. با اینکه بازیگرها هردونهایت سعیشون رو کردن که به خوبی از پس نقششون بربیان اما عاشقانه اش تو کتم نرفت که نرفت. بازیگر زن سریال رو به هیچ عنوان نمی شناسم. به پروفایلش هم نگاه کردم نا اشنا بود. سرجمع پنج تا فیلم وسریال بازی کرده. پس چرا کارگردان برای این پروژه ی پر طمطراق که نویسنده اش این همه ریز بینه و حتی از قبل لی بیونگ هان رو انتخاب کرده بود این زن رو انتخاب کرده. با اینکه این دختر تمام زورش رو زد که یه دختر انقلابی و سخت کوش و لجباز در عین حال اشراف زاده باشه اما من مدام یه دختر بچه ی سرتق رو می دیدم.
سریال خیلی گسترده است. از یه جهاتی خوبه و از یه جهاتی بد. برای من کسل کننده شده بود. مخصوصا که نویسنده خیلی دیر شروع به شناسوندن شخصیت ها به ببینده کرد ..اوایل سریال مدام با خودم درگیر بودم که این کیه ..اون کیه..اینجا کجاست.. من کجام.. خلاصه که دراپ کردم ناراحت هم نشید ..نظر همه ی اونهایی که می گن این سریال بی نقص و عالیه هم سنگین و متین و من هم بهشون احترام گذاشتم ..این تیکه کاملا نظر شخصیم بود خواهشا به توپ نبندینم. **** یهفیلم هندی به اسم پد منهم هست که حتما می خوام معرفی کنم می دونم خیلی ها تا اسم فیلم هندی میاد فرار می کنن اما لطفا این تیکه رو بخونید چیزی از دست نمی دید.
یکم نوشتن از این فیلم برام سخته .یعنی کلا شرم حضورم می شه راجع بهش بنویسم اما قلمم آزاده و به نظرم دیدنش بر همگان واجبه کفاییه پسمی نویسم و شما هم نگید که مریم چقدر بی حیاست. پد من داستان مشکلات و طریقه ی پیشرفت مخترع کارخانجات سازنده ی پد بهداشتی در هند رو روایت می کنه. اوپس ..گفتم نوشتن ازش سخته. داستان راجع به مردی به اسم لاکشمیه که می بینه مسئله ای که برای هر زنی پیش میاد و بخشی از عمر این زن رو درگیر می کنه چطوربه خاطر سنت ها و جهالت مردمش داره باعث مرگ و عفونت همسرشو زن های هندی میشه. لاکشمی مرد مهربان، روشن فکر و باهوشیه که یه جوشکار ساده است .رنج های زنش رو تو این روزها می بینه و اونقدر به زنش اهمیت می ده که سعی می کنه با خریدن پد بهداشتی به جای استفاده از پارچه ای کثیف به نوعی زنش رو از امراض وبیماری ها نجات بده ولیخرید همین یه بسته اونقدر هزینه بره که سعی می کنه خودش اون رو بسازه ..اما مگه به همین راحتیه؟ جدای از آزمون و خطاها وشکست های پشت سر هم، بافت فرسوده و خرافی کشور هند این اجازه رو بهش نمی ده. بیچاره لاکشمی! بارها متهم به بی ناموسی می شه. طرد می شه و بارها زمین می خوره وحتی از همسرش هم جدا میشه اما در نهایت راه موفقیت رو پیدا می کنه. این فیلم یه فیلم انگیزشی زیبا در وصف سختی های مردیه که مهمترین مشکل همسرش رو درک می کنه و از جون و دل برای زن های کشورش زحمت می کشه. به قدری این فیلم قشنگ و پر معنیه که به واقع از دیدنش لذت بردم. سکانس برتر سریال هم با جمیع اراء به سکانس سخنرانی لاکشمی در امریکا اختصاص می دیدیم. به واقع حسرت تمام زن های امروزی اینه که مردهای کره ی زمین به اندازه ی لاکشمی به درد زن ها و مشکلات روزه مره اشون اهمیت بدن و از این نگاه مردسالارانه و جنسیت گرایی در جامعه دست برداشته بشه. با تشکر از رها پوشه به خاطر توصیه این سریال. خب بالاخره تموم شد. امید به خدا یه مدت می خوام سراغ باقی کشورها برم. چین، ژاپن، حتی تایلند وبعد هم دوباره ترکیه و دوباره به کره سر می زنم. ممنون که با صبوری این مطالب رو خوندید و امیدوارم به دردتون خورده باشه . لطفا تو نظرات شرکت کنید تا به بقیه کمک کنیم. قطع کننده ی زنجیره نباشید. تعداد بازدید از این مطلب: 183
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
گزارش از لبخند پر کشیده از نگاهت، طلسم شیطانی، سریال چینی فقط کنار تو.فیلم سینمایی دزدان دریایی، سری
نوشته شده به دست kdramers
گزارش از سریالهای در حال پخش طلسم شیطانی. لبخند پر کشیده از نگاهت. طلسم شیطانی یا شادی شیطانی.
داستان به سه سال قبل می ره وقتی جو گی بوم دختر بازیگر مشهوریه که برحسب اتفاق یک روز کامل رو با مرد ثروتمندی به اسم ما سونگ می گذرونه .این دو یک روز بی نهایت شاد و زیبا و عاشقانه رو در کنار هم تجربه می کنن و عاشق هم میشن. اما وقتی برای یک ساعت از همدیگه خداحافظی می کنن. اتفاق های بدی براشون میوفته ورسما از هم جدا می شن. حالا بعد از سه سال گی بوم که درگیر یه پرونده ی قتل شده بوده از عرش به فرش رسیده و رسما بدبخت شده و ما سونگ که در اون شب تصادف کرده به مرد سیندرلایی بدل شده که هر روز صبح حافظه اش ریست می شه و اتفاقات گذشته رو بیاد نمیاره. تا اینکه دوباره برحسب تصادف با گی بوم مواجه می شه. ماسونگ که چیزی از گی بوم به یاد نداشته خیلی ساده از کنارش می گذره اما صبح فرداست که متوجه یه چیز عجیب می شه همه چیز از یادش رفته به جز دختری که روز قبل باهاش مواجه شده.
**** داستان یه جورایی فانتزیه. نیم ساعت اول سریال به قدری بامزه و قشنگه که باور کنید تمام ده قسمت بعدی رو فقط و فقط به عشق همون نیم ساعت و عاشقانه ی شیرین سریال و کیوت بازی هاشون دیدم. این زوج رسما فیل وفنجونن. از اونهایی که اقا می تونه خانم رو بذاره تو جیبش با خودش ببره. دختره عینهو فندق می مونه. همین هم باعث شد خیلی خوشم بیاد و شروع کنم.
عاشقانه ی سریال روند خوبی داشت. نیم ساعت اول شما یه رابطه ی کامل رو می بینید بعد داستان کات میشه و به اینده می ره و شروع اشنایی مجدد این دو. ماسونگ که همه چیز رو به جز لحظاتی که با این دختر گذرونده فراموش می کنه. کم کم نسبت بهش کنجکاو میشه. این ادم کیه که من این جوری نسبت بهش واکنش نشون میدم؟ جالب اینجاست از اونجایی که گی بوم الان به یه دختر معمولی و به نوعی خاک بر سر بدل شده برای ماسونگ عجیبه که چه رابطه ای می تونه با این دختر دست و پا چلفتی که عالم و ادم ازش بد می گن داشته باشه. و کم کم دوباره و دوباره عاشق گی بوم میشه. در کنار این زوج هویا هم بازی کرده. فکر کنم کمتر کسی باشه این اقا پسر رو نشناسه .
کی جون که از قدیم با گی بوم تو یه سریال بازی کرده رسما عاشق گی بوم شده و حالا به نوعی رقیب پسر خاله اش شده. همین هم باعث می شه بعد از چند سال به هواخواهی از گی بوم و پاک کردن اسمش دوباره گی بوم روبه صحنه ی بازیگری برگردونه اما مگه به همین راحتیه .ادمی که یه میلیون انتی فن داره و همه منتظرن تا یه سوتی بده تا دست بگیرن، مگه می تونه به همین اسونی به عرصه ی بازیگری برگرده. و شما قراره قسمت های طولانی از مشکلات گی بوم و اطرافیانش رو ببینید. داستان تقریبا ده قسمت من رو با خودش کشوند.مخصوصا که من کلا از این بازیگر مرد خوشم میاد چه سر سریال از بخت بد عاشقت شدم چه سر سریال زوج اورژانسی و حتی وول ریونگ سریال کتاب خونوادگی گو و وارثان. بد هم نبود.اما مشکل اصلی از وقتی شروع شد که نتونستم با بیماری اقا کنار بیام. ببینید ایده ی سریال بر این اساسه که ما سونگ تصادف می کنه و هرروز صبح که از خواب بیدار میشه گذشته رو فراموش کرده. اون با استفاده از خاطره نویسی و ضبط صدا سعی می کنه گذشته رو بخاطر بیاره و به روند زندگیش و دکتربودنش ادامه بده. و مشکل دقیقا همینجا بود. یا این ادم فقط اون سه سال و اون تصادفی رو که داشته فراموش کرده یا کل زندگیش رو فراموش کرده. اگه کل زندگیش باشه که تو سریال عملا نشون می ده حتی کودکیش رو هم فراموش کرده پس چطوری می تونه یه دکتر موفق باشه. چطور می تونه ادم های اطرافش رو بشناسه و این هجم عظیم اطلاعات ریز و درشتی که ما هرروزه باهاش سرو کار داریم رو به یاد بیاره. اگر هم نویسنده می خواد بگه که تنها همین سه سال رو فراموش کرده بازهم اونقدر ماسونگ راحت شد و رفت می کرد و به کار و زندگیش می رسید که مدام این مسئله مثل خار تو چشم من بود. اقا نتونستم ادامه بدم. مخصوصا که رابطه ی زوج اصلی به سرانجام رسیده بود و من حوصله نداشتم چرت و پرت های باقیش رو ببینم. به هرحال تا به اینجای کار بهش امتیاز هشت رو می دم. نه زیاد توصیه اش می کنم نه نمی کنم .خود دانید دوست داشتید با این شرایط ببیند.
سریال بعدی لبخند پر کشیده از نگاهت. اوف داستان رو از کجا شروع کنیم. خیلی سخته. مویونگ پسری مرموز و عجیبه که یهویی سر از زندگی دختری به اسم جین کانگ در میاره. در ابتدا با سونگ اه دوست صمیمی جین کانگ دوست می شه و قاپ دوستش رو می دزده. اوایل جین کانگ زیاد حساس نیست اما کم کم متوجه ابعاد دیگه ی رفتاری مویونگ میشه. مویونگی که به همه نخ می ده و حتی با کسای دیگه سر قرار می ره. تو ظاهر به نظر می رسه مویونگ یه پسر دختر باز شارلاتانه اما در باطن مویونگ حتی شروع به نزدیک شدن به برادر کاراگاه جین کانگ می کنه. جین گوک برادر جین کانگ که مرد باهوشیه و درگیر یه پرونده ی قتله کم کم می فهمه که قاتل شباهت زیادی به مویونگ داره و از طرف دیگه نزدیک شدن خواهرش به مویونگ رو می بینه . *** شرمنده بیشتر از این نتونستم چیزی اضافه کنم.(باور کنید چهار تا خلاصه نوشتم هیچ کدوم هم به دلم نشست. از اون سریالهای چغر بدن بدنه که ادم نمی تونه یه خلاصه بدون اسپویل بنویسه)سریال خیلی پیچیده ایه که سعی کردم زیاد از حد بازش نکنم. این سریال برخلاف اونکه فکر می کردم خیلی سریع بین بچه ها گل کرد. راستش من اصلا دید مثبتی به سریال نداشتم خیلی هم سعی کردم دیدنش رو عقب بندازم که وسوسه ی بچه ها نذاشت. اما از همون وهله ی اول نمی دونم چرا و به کدوم دلیل مسخره ای با دیدن سریال عصبی شدم. یه جورایی شدید و عجیب من رو به یاد سریال پسر بد می انداخت.
مخصوصا که این خانم هم توش بازی کرده.وجالب اینجاست هر چی جلوتر می رفت عملا شباهت هاش بیشتر می شد.
قصد پشت پرده ی مویونگ برای نزدیک شدن به سونگ اه و گول زدن و حتی خوابیدن با سونگ اه و از اون طرف دوستی با یه دختر بچهو تیک زدن با جین کانگ با اعصابم بازی می کرد. کارگردان و نویسنده سعی کردن به هر طریقی سریال رو معمایی جلوه بدن. ولی من تا اینجا به جز یه پسر دختر باز که به خاطر اهداف پشت پرده ی خودش داره از همه استفاده می کنه چیزی ندیدم. مدام دارم از خودم می پرسم: مویونگ ادم خوبیه یا نه؟ اگه خوبه هر دلیلی هم داشته باشه، رسما داره با مردم بازی میکنه پس من تا اخر دلم باهاش صاف نمی شه. از اون طرف اگه ادم بدیه که حسم بهم می گه با وجود دلایل منطقیش باز هم به بیراهه زده و بوی الرحمانش بلنده. از اون طرف با تم سریال هم مشکل دارم مثلا کاراگاه یه صحنه ی جرم رو می بینه که مجرم تمام بیست تا گوی شیشه ای برفی رو مرتب چیده. از اون طرف جالبه خودشون به دوست پسر دختره هم مشکوکن. بعد براشون عجیبه چطور قاتل گوی های شیشه ای رو مرتب چیده؟ قطعا من باشم می گم طرف با مقتول اشنا بوده که تونسته این گوی ها رو مرتب بچینه.شاید هم اصلا خودش با مقتول اینها رو چیده. بعد اقای کارگاه به چه نتیجه ای می رسه؟ اینکه مجرم هر کسی هست حافظه تصویری خوبی داره. پس در نتیجه دوست پسرش نیست.جلل الخالق. اما در کنار اینها باید بگم بازی ها به شدت خوبه مخصوصا سئو این گوک که تا به حال هر بار به طریقی منو شگفت زده می کنه از بازی تو سریال ریپلای 97 بگیر تا سریال جنایی سلام هیولا و سریال لویی پادشاه خرید.
از بازی برادر کانگ جین هم خیلی خوشم میاد.
این اقا نقش های خیلی خاص بامزه ای رو برمی داره مثلا سر جنگ پدر وپسر یا سریال مرد ومردونه. اینجا هم نقش یه کاراگاه بیچاره اما باهوش و برادری مهربون رو بازی می کنه. اما سونگ اه، اخ خدا که چقدر از این دختر متنفرم . اصلا هم قشنگ نیست اصلا هم حسودی نمی کنم خدایی قشنگ نیست. چرا اینقدر اصرار دارن کسایی که خوشگل نیستن رو خوشگل جلوه بدن.
اما در کل رسما بعد از چهار قسمت دراپ کردم. مسلما سریال برای کسایی که طالب سریالهای معمایی و جنایی هستن سرشار از عجایبه و خیلی هم جذبشون می کنه از اون طرف بازی سئو این گوک هم کاملا متفاوت از همه ی نفش هاییه که بازی کرده. اما من چون اصولا از این مدل روابط خوشم نمیاد و نویسنده هر کاری هم کنه باز نسبت به شخصیت داستان بدبینم و با پیشداوری سریال رو می بینم پس بهتر دیدم رهاش کنم. می دونم اکثریت دوستش دارید. می دونم ممکنه نظرم به نظرتون قضاوت بی جا باشه و با چهار قسمت نظر دادن نمی شه نظر کلی داد. قبول هم دارم اما مشکل از منه عالم و ادم بگن قشنگه من نمی تونم دختر بازی های این اقا پسر رو ببینم. تجربه ی پسر بد برای هفت پشتم بسه. مخصوصا که اسپویل ورژن ژاپنی سریال هم پر شده و اگه واقعا همین طور باشه رسما داغ می کنم. اما به هرحال اونهایی که سریال رو می بینید حتما بیاید و نظر بذارید .شماها هم به خوندن خلاصه بسنده کنید و به نظر من کار نداشته باشید . سریال زیبای درون اقا یعنی چی؟ شیش قسمت و کیس؟ مگه شما نمی دونید کیس برای ما حکم اب و نون رو داره .باید قشنگ گشنمون بشه بعد اب و نونمون رو سق بزنیم. شماها کیس می رید بعد سریال از ریتم میوفته بعد ما باید دراپ کنیم. چرا ، واقعا چرا همچین بازی کثیفی می کنید؟ جدای شوخی با اینکه کیس سریال خیلی خیلی زود هنگام بود و اصلا توقعش رو نداشتم اما فعلا دو قسمت بعدی خوب بود. بازیگرهای حاشیه ای رو خیلی دوست دارم مخصوصا مخصوصا منشی های دو شخصیت اصلی. خیلی هم دوست دارم کارگردان بالاخره این دوتا رو بهم بچسبونه .پسره که عالیه. امیدوارم داستان با موارد دیگه سرگرممون کنه حیفم میاد دراپش کنم. **** به بچه ها گفته بودم می خوام گزارش بذارم اگه سریالی تو این مدت دیدید که خلاصه اش تو وبلاگ نیست برام بفرستید من تو گزارش هفتگی بذارم این هم نتیجه اش شد. سه گزارش بعدی از سانازعزیزه . ممنون از لطفش
only side by side with you/2018 فقط در کنار تو/۲۰۱۸
سریال چینی تنها با تو یا فقط در کنار تو، تولید سال 2018چینه و داستان امیدها و آرزوهای چند جوان مستعد و باهوش رو روایت میکنه.
نان شیائو دختر باهوشیه که تنها عشق و سرگرمیش ساختن پهباده. این علاقه و اشتیاق البته بعد از کشته شدن برادرش که خلبان هواپیماهای شناسایی و نجات بوده به شکلی افراطی شدت گرفته به طوریکه نان شیائو حاضره هرکاری بکنه تا بتونه پهباد شناسایی خودشو بسازه.چند سالی برای تحصیل و آموزش میره آلمان و بعد ،به دلیل مخالفتهای پدرش خونه رو ترک میکنه .بعد از مدتی هم خبر نامزدیش با سرمایه گذار شرکتش باعث قطع کامل رابطه اش با پدرش میشه.دوسال بعد اما، به دلیل خیانت نامزدش،نه تنها ازدواجش که فقط یک ماه به تاریخش مونده بهم می خوره بلکه ناگهان شرکتش سرمایه اش رو هم از دست میده چون نامزد خیانتکارش تصمیم میگیره از حربه پول برای به زانو درآوردن نان شیائو استفاده کنه.
اینجور میشه که نان شیائو که به شدت به لحاظ مالی تحت فشاره، شبی برای جذب سرمایه گذار پا به یک کلاب شبانه با نام لوسید دریم میذاره و با مرد جوانی به نام شی یو روبرو میشه...
از طرفی اون شب شی یو هم به دلایلی سر از خونه نان شیائو در میاره و در نهایت شگفتی متوجه میشه اسناد فوق سری ارتش که خودش سالها قبل به جرم سهل انگاری در مراقبت از اونها و درنتیجه سرقتشون،از ارتش اخراج شده بوده در دست این دخترک به ظاهر سربهواست !!
شی یو به دلیل سرقت این اسناد و اخراج از ارتش تقریبا نابود شده و تا آستانه سقوط در جهنم رفته و برگشته و حالا به ناگاه و برحسب یک تصادف عجیب مسبب سالها بدبختیش رو پیدا کرده.تقابل این دو شخصیت و البته ورود مقصر اصلی به داستان بسیار جالبه.
این سریال افت و خیز چندانی نداره ولی عاشقانه زیبایی داره که میتونه تاآخر نگهتون داره.به علاوه اینکه طبق معمول تمام سریالهای چینی میشه از شخصیت پردازی های ظریف و بادقتش و دیالوگهای فوق العاده اش لذت برد.داستان شاد و خوش رنگ و لعابیه و تکنولوژی های روز فوق العاده ای هم درش به نمایش درمیاد.
دوستان عزیزی که سریالهای چینی دوس دارید این سریال به شما پیشنهاد میشه.
fatmagulun sucu ne?/2010-2012 گناه فاطما گل چیست؟/۲۰۱۰ -۲۰۱۲
فاطما گل داستان دختر روستایی ساده دلی رو روایت می کنه که مورد تجاوز سه پسر از سه خانواده ثروتمند قرارمیگیره و بعد درحالی که کاملا بی گناهه و همه زندگیش رو در پی این ماجرا باخته هیچ جوری نمیتونه بی گناهی خودش رو ثابت کنه و اسیر سرنوشت به ظاهر شومی میشه که نه تنها انتخابش نکرده بلکه حتی حاضره برای گریز ازش بمیره.
The Pirates/2014 فیلم سینمایی دزدان دریایی/۲۰۱۴
پادشاهی چوسان تبدیل شده به یک پادشاهی بی نام و نشان که امپراطوری مینگ تمام حق و حقوقش رو بلعیده.چوسان اسم نداره، حتی یک مهر سلطنتی نداره تا حکمی صادر کنه و زنان و بچه هاش رو هم مدام باید به عنوان برده به مینگ بفرسته.از طرفی پر از خائنین داخلیه.نظامیانی که کودتا میکنن تا شاه این کشور بی قدرت بشن! **** خلاصه سریال تایلندی عشق سیندرلا از رهای گل. ممنون رها جان سریال تایلندی عشق سیندرلا
سریال در مورد دختری که عاشق درست کردن کفش . سه تا دخترن که باهم دوستن و دارن برای زندگیشون میجنگن.طی اتفاقاتی این سه تا دختره با سه تا پسر که باهم دوستن و پولدار هم هستن آشنا میشن. یکی از این پسرا رییس یه کمپانی کفش دوزی که دختره آرزوشه اونجا کار کنه و دنبال رییسش میگرده .پسرا هم اینو فهمیدن ولی بهشون نمیگن که کی هستن و میخوان دختره رو امتحان کنن و .... سریال خوبی بود.عالی نبود .ولی خوب بود. و خلاصه ی اخرمون هم از دوست عزیزمون هانیه جان. ممنون عسل خانم آشوب زن و شوهری
هشت قسمت از این سریال پخش شده در نگاه اول و با برانداز خلاصه داستان و بازیگران این سریال هر کسی تمایل به آن پیدا نمی کند نمی دانم چه شد که یک قسمت از سریال را نگاه کردم و بعد از آن مجذوب خط داستان و بازی بازیگران آن شدم خیلی از ما سریال های کره ای را برای استایل لباس ها چیدمان و دنیای زیبایی که ارایه می دهند می بینیم و برای دیدن سریال های خاص و با مضمون به سراغ ساخته های دیگر کشور ها از جمله آمریکایی ها می رویم و فقط رمانتیک ها و کمدی خانوادگی های کره را دنبال می کنیم اما این درام زیبا که سبک عاشقانه ها و کمدی های کره ای را چاشنی خود دارد حسابی من را تحت تاثیر خود قرار داد مخصوصا بازیگران طبیعی که حسابی نقش خود را خوب ارائه می دهند هر چه می گذرد با ابعاد دیگری از آن ها اشنا می شویم و داستان بسط داده می شود و آنچنان مقبولند که با تمامی آن ها همراهی و همدردی می کنیم و به خود اجازه نمی دهیم حق را به یک نفر بدهیم و به خوبی نشان می دهد که در صحنه زندگی و روابط انسانی قضاوت جایگاهی ندارد و این تعامل و مصالحه است که جواب می دهد نکته آخر این که قرار نیست تینیجر ها و کسانی که سلیقه های دیگه ای دارن از این سریال خوششون بیاد من خودم خیلی سریال ها رو به خاطر این که از بازیگر سریال خوشم نمیومده کنار گذاشتم اگر یکی دو قسمت دیدید و خوشتون نیومد یه سریال دیگه رو دنبال کنید. تعداد بازدید از این مطلب: 450
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
|
درباره نقد کره
سلام به وبلاگ نقد کره خوش اومدید.
اگه دنبال سریال از ملل شرق می گردید
اگه سریالی دیدید و دنبال یه گوش شنوا می گردید
اگه دنبال خلاصه ی سریالی می گردید
اگه دنبال بهترین سریال ها می گردید
اگه دنبال سریالی خاص با تمی خاص می گردید
اگه دنبال اطلاعات سریال یا بازیگرها و خبرهای مختلف می گردید
درست اومدید.
تو این وبلاگ هر نقد و نظر محترمی ارزشمنده. سعی می شه در اولین فرصت حتما نظرات جواب داده بشه.
کانال تلگرام و پیج اینستای نقد کره
naghdkoreh@
بهترین سریال های کره ای آرشیو مطالب مطالب پر بازدید |