ّ
لوکس بلاگ
موضوعات آخرین نظرات بچه ها آخرین نطرات![]() پاسخ:سلام عزیزم عاشقان ماه، ملکه هفت روزه، ملکه کی ، نقاشی مهتاب روی ابرها. ملکه اهنین - 1400/6/2 ![]() پاسخ:ممنون از شما - 1400/6/2 ![]() حتما ی خبر از خودت بهم بده عزیزم پاسخ:سلام عزیزم قربون خانمی خوبم زیاد دیگه به وبلاگ سر نمی زنم مثل خونۀ ارواج شده فدات خانمی هستم سرم شلوغه کتابامه - 1400/5/17 ![]() به نظر منم این سریال دوست داشتنی خیلی خوبه من همه ی قسمت هاش رو در شبکه ی ۵ نگاه میکنم حتی شده تا نصفه شب بیدار میمونم تا ببینم و هر شب لحظه شماری میکنم ساعت ۱۱ بشه (یعنی در این حد فیلمش رو دوست دارم) ممنون ازکارگردان و بازیگران و تهیه کننده ی این فیلم. بهراد ایمانی ۱۲ ساله از تهران پاسخ:سلام اقا بهراد خوشحالم دوستش داری و ممنون از نظرت - 1400/5/4 ![]() من به تازگی دوباره زایمان کردم این یکی هم پسره مشغول اینم خخخخخ پاسخ:سلام نرگس جان ای جانم مبارک باشه به سلامتی. من که کلا از فاز سریال فعلا بیرون اومدم . یه مدت رفتم سراغ کتاب و یه مدت سراغ سریال باقی ملل. خوشحال شدم عزیزم. قدمش با روزی و با برکت - 1400/3/25 ![]() پاسخ: دقیقا همینه. داستان پررنگی که نداشت همین دو تا پسر بچه داستان رو کشوندن تا پایان. من که تا بهم رسیدن ذوقم پرید. اما بازم به عشق شخصیت اصلی ادامه دادم. ممنون از نظرت - 1400/3/10 ![]() سریال موشو دیدی؟رکورد لایک رو در پرومویز شکونده من که بشدت خوشم اومد عالی بودو کلا پشم ریزان حتما ببینش اگه ندیدی منظر نقدت هستم پاسخ:سلام نرگس گلی کجایی دختر دلم برات تنگ شده بود. نه ندیدم خیلی وقته اصلا سراغ سریال نیومدم. اخرین سریالی که دیدم بریجرتون ها بود که دوست داشتم حالا دارم کتاب می خونم. باشه دیدم حتما ممنون از محبتت . - 1400/3/8 ![]() تمام و کمال موافقم...در کل برای اوقات فراقت خوبه ولی با توجه ب نمرش انتظار بیشتری داشتم پاسخ:وای اقا سید شمایید؟ چقدر خوشحال شدم از نظرتون. کجایید ؟ چه می کنید؟ خیلی وقته خبری ازتون نداشتیم. خوشحالم هنوز تو این حیطه هستید. من که خیلی وقته از کره اومدم بیرون رفتم سراغ کشورهای دیگه. تو این مدت کلی اتفاق افتاد و همه چی تغیر کرد. وای یه لحظه پیغامتون رو دیدم یاد گذشته ها افتادم. بله سریال خوبی بود. من با پایانش مشکل داشتم و مقدمه چینی زیادش. ممنون از نظرتون - 1400/2/25 ![]() پاسخ: من خودم ندیدم اما از من میشنوی اگه مطرح نیست و کمتر کسی سریال رو دیده ریسک نکن. اگر هم میخوای ببینی دو سه قسمت اول باید اگه راضی بودی بقیه اش رو بگیر من اولین سریالی که از بوگوم یادمه یه سریال جنگی بود که به عنوان برادر شخصیت اصلی بازی کرده بود فکر کنم ماسک بود - 1399/12/27![]() پاسخ: بذار یه تیتر می زنم اضافه می کنم کاری نداره - 1399/12/25 |
نوشته شده به دست Moon shine
سلام سلام ..چه میکنید با روزهای اخر سال .با اینکه مدام ومدام دور خودم مثل فرفره میچرخم ..اما من این روزهای اخر اسفند رو خیلی دوست دارم ...وسط تمیز کردن خونه زندگی گفتم یه سری به وبلاگ بزنم ..سه روزه به خاطر اینکه وقتم رو نگیره وازکارهام نمونم سمت کامپیوتر نیومدم ..نظرات رو جواب دادم ببخشید که دیر شد ..که یه دفعه ای وسوسه شدم یه گزارش هفتگی بنویسم ...گفتم که نباید سمت کامپیوتر بیام ...گزارش امروز راجع به سریال بونگ سون قدرتمند وسریال تایوانی پشت لبخند تو هست ..با من همراه باشید .. بونگ سون قدرتمند .. وای خدا هرچی از شیرینی این سریال بگم کم گفتم ..البته سطح توقع ها رو نمیخوام بالا ببرم ..من کلا با این سریال عشق میکنم ..از بازی بازیگرهاش مخصوصا هیونگ شیک که بامزه ادای بونگ سون رو درمیاره بگیر ..تا گانگسترها ..حتی تم پلیسیش .. هفته ی پیش میخواستم بگم عجب دزده باحالی داره این سریال.. خیلی همه فن حریف چقدر دم وتشکیلات داره ..خوشم اومد ..ایده اش هم جالب بود که میخواد یه زندان پراز عروس برای خودش درست کنه .. اون جایی که بونگ سون برای رئیسه غذا درست کرد یاد این کلیشه ی بسیار کلیشه ای وتکراری افتادم که ماشالله تمام پسرهای کره ای یا کلا ننه ندارن یا ننه اشون مادر فولاد زره است ..کلا ننه ی نرمال ندارن .. سر قسمتی که ریسه تیر مشقی می خوره دختره بغلش می کنه اینقدر خندیدم اشک از چشمهام دراومد بعد کله پسره رو تاپپپپپ!!! کوبید به ماشین پسره میگفت برای چی بریم بیمارستان ..؟مغز واعصاب ..؟؟
جالبیش اینه که مثلا جلوی رئیس که میدونه واقعیت چیه ..جلوی گوک دو خودش رو ضعیف نشون میده که نمیتونه در یه ظرف رو بازکنه ..وای خدا عکس العمل رئیس رو دیدید ..کف بر شده بود ..بعد بوک جو ی وزنه بردار یه چند وقتی بود که این جوری نخندیده بودم از طرف دیگه دلم برای جیسوی بدبخت وهیونگ شیک میسوزه ..بدبخت ها برای یه سریال چقدر باید پیش برن قاعدتا برای دو تا مرد سخته همچین نقشی رو ایفا کنن ..وای رقص جیسو رو دیدید ..پدر سوخته چقدر بامزه به هیونگ شیک اشاره کرد ..همین الان هم که دارم اینها رو مینویسم اشک از چشمهام دراومده ...من خیلی این سریال رو دوست دارم .. راستی چند وقت پبش یه مطلب تو کانال فرستادم که سر قسمت ماچ های سریالها ..بازیگر ها چه برخوزدی دارن وواقعا براشون سخته ..مثلا مال سریال عاشقان ماه رو نوشته بودیا پزشکان .. تو این پست کانال میتونید این مطلب رو بخونید .. https://t.me/naghdkoreh/238 اما سریال همه چیش خوبه جز یه چیزی ..این یوجا چینگوی گوک دو رو میبینم کهیر می زنم.. واه واه .. تنش بدجوری می خواره ها دکتره رو یه بار دیده ول نمی کنه.. تازه دوست دوستشه ..خجالت هم خوب چیزیه میگه دستم باید دیرتر خوب میشد ...الهی زیر گل بری ..گوک دو به این خوبی ..ولی سبب خیر شد ..تا گوک دو رو ول کرد چشمهای گوک دو باز شد ..
بریم سراغ سریال بعدی .. خیلی وقت بود که میخواستم سریال تایوانی پشت لبخند تو یا لبخند فاوسته رو ببینم ..خودتون میدونید با اینکه خیلی ها سریال تایوانی رو اصلا قبول ندارن وحتی از سریالهای ژاپنی وچینی هم کمتر میدونن .اما من به شدت طرفدار پروپاقرص سریالهای این کشور هستم وسعی میکنم میون سریالهای کره ای حتما تایوانی هم ببینم ..حال وهوام پروانه ای بشه ..سلیقمه دیگه ..
پشت لبخند تو .. اقتباسی از داستان فاوست آلمانیه.. کسی که برای موفقیت مجبور شد روحشو به شیطان بفروشه و در ازاش قدرت و ثروت زیادی به دست بیاره اون دست به بدترین خلافها زد ولی در این بین دختری مظلوم رو به عنوان عروسک خیمه شب بازی خود در میدان قدرت بازی خود برد ولی این اتفاق منجر به بروز جرقه ایی به اسم عشق شد
یو شین یو دخترثرتمندیه که بی خبر به تایوان میاد تا مادرش رو سوپرایز کنه اما همین که پاش رو دم شرکت مادرش میذاره میبینه تمام مردم معترض بهش حمله میکنن ..که مادرت کلاه برداره ودزده ..
یو شین فرار میکنه وراهش به یه تینگ میوفته وتو ماشین یه تینگ مخفی میشه اما نمیدونه که یه تینگ سردمدار تمام این معترضهاست ..کسی که به شدت از مادر یوشین یعنی وین مان لین متنفره
ومیخواد به یو شین نزدیک بشه تا بتونه از طریق دخترش به مان لین دست پیدا کنه ..
یوشین که حالا یه دختر بدبخت وبیچاره است که اه در بساط نداره تو این راه با دختردیگری به اسم شیائو اشنا میشه وکم کم یه تینگ سعی میکنه با محبت وهمراهی اعتماد یوشین رو جلب کنه ..که تو همین راه عاشق دختر میشه ..اما این عشق به همین راحتی ها نیست وکلی طول میکشه که یوشین که کمی احمق وساده ودست وپا چلفتی به چشم میاد میتونه قلب سرد یه تینگ رو دوباره گرم کنه ..
خب دقیقا برحسب تصادف ..یعنی واقعا برحسب تصادف بعد از دیدن سریال انتقامی فراتر از ابرها ..یه سره اومدم سر این سریال ..جالب تر اینجاست که تم ها دقیقا شبیه به همه ..دو مرد ثروتمند برای انتقام به دخترها نزدیک میشن ..حالا تو فراتر از ابرها پدر دختره دزد بود اینجا مادر دختره ..
اما خب تم این سریال تایوانیه ..با اون تم جذاب وپرهیاهوی فراتر از ابرها خیلی تفاوت داره ..وهمین برام جالبش کرده بود ومتفاوت تر از اون سریال به چشم میوند ..
با اینکه سعی شده بود تو این سریال نشون بدن که یه تینگ میخواد با اهداف شیطانی به یو شین یو نزدیک بشه ودراخر انتقامش رو از مادر یوشین بگیره اما به نظرم نویسنده زیاد موفق نبود ..یه تینگ خشن ومغرور وسرد بود ..اما نقشه ی پلیدی برای یو شین نکشید ..نمیدونم نقطه قوتشه یا نقطه ضعف ..پنج قسمت ابتدایی تقریبا هیچ چیز خاصی برای گفتن نداشت وحتی حوصله ام رو سر برد ..اما دقیقا از قسمت پنج به بعد که عاشقانه ها جون گرفت سریال خوب شد ..مخصوصا با بازی مرد دوم سریال که تو سریال یه نفر شبیه به تو هم بازی کرده بود ..
نمیگم سریال خیلی معرکه وعالی ای هست ..اما برای من شیرینه ..مخصوصا که عاشق سریالهای انتقامی و با دست پس زدن ها وبا پا پیش کشیدن ها هستم ..
![]() هنوز قسمت دهم هستم وهنوز هم عاشقانه ی سریال واون بست کیس معروف رو ندیدم اما تا اینجا روند خیلی خوب بوده ..گذشته رو خیلی خوب نشون داده اینکه یه تینگ برخلاف تمام رفتارهای سردش بازهم از همون اول هوای شین یو رو داشته ..اینکه کم کم داره از اون سرما وبرودتش خلاص میشه ولبخند میزنه با یوشین بهش خوش میگذره ..داره به زندگی برمیگرده ..
خیلی دوست دارم زودتر تمومش کنم اما کارهای خونه نمیذاره ..به هرحال منتظر نقد کامل من باشید ..
میتونید از انجمن جنرال لینک هاش رو دریافت کنید ..
http://generaleshop.com/forum/showthread.php?tid=175839
سریال رئیس درونگرا که انشالله اگه تونستم با نقد کاملش برمیگردم هرچند که قول نمیدم ..عملا تو تعطیلات تمام فعالیت های مجازی من کنسل میشن ..اگه دیر جواب دادم عذر میخوام وممنون که بازهم همراه من هستید ..
پروژه ی بعدی من سریال چینی عشق 020
![]() ****
تعداد بازدید از این مطلب: 260
موضوعات مرتبط:
نقد وبررسی سریال های کره ای ,
نقد وبررسی فیلم و سریال تایوانی ,
گزارش ازسریال های در حال پخش ,
نقد های moon shine ,
,
نوشته شده به دست Moon shine
سلام به همگی. با گزارشی از دوستان عزیز در خدمتتون هستید. در مورد خودم بگم که بعد از یه دوره کار و نوشتن سریال تایلندی وقتی یه مرد عاشق می شه رو دیدم که خیلی خوشم اومد الان هم فضیلت خانم و دخترانش رو می بینم که بد نیست نه می خوام دراپش کنم نه اونقدر براش هیجان زده ام. گزارش از سریال های مکمل عاشقانه، گوی سحرآمیز، زندگی خصوصی او، مکمل عاشقانه، فیلم سینمایی شیوع، سریال های ترکی عشق تجملاتی، همه جا تو، هیچکس نمی دونه نقد های زیر از شیده ی عزیزم. خلاصه ای از سریال کره ای گوی سحرآمیز: داستان این سریال درباره ی مدیر یه شرکت بزرگ و در واقع مثل همیشه یه چئبول و یه خانم دادستانه . این دو نفر طبق معمول اکثر سریال های ژانر عاشقانه کره ای از بچگی با هم بزرگ شدن و تو یه مدرسه درس خوندن ، و هر دو از نظر هوش مثل هم باهوش هستند . اما این دونفر از نظر ظاهر و چهره کاملا متفاوت هستند . این آقای رییس ما یعنی چا مینکه نقشش رو آن هیوسوپ بازی کرده، یه مرد با چهره و اندام نه چندان زیبا و خانم دادستان مایعنی کو سه یون که نقشش رو پارک بویونگ بازی کرده ، در حد یه مدل زیبا و خوش اندام تشریف دارند . اما یه حادثه باعث می شه که چهره و ظاهر این دونفر تغییرکنه . و هر دوشون بعد از حادثه ای که باعث مرگشون می شه با چهره ای جدید به زندگی بر می گردن . اون هم با استفاده از قدرت یه گوی سحرآمیز به نام آبیس که قدرت زنده کردن و حیات بخشیدن به هر جانداری رو داره . در ضمن تو این سریال قاتل هم داریم ،اون هم نه یکی ، دو تا ، که اون هم اگه خواستید سریال رو ببینید ، متوجه می شید از کجا وارد داستان می شه . حالا اگه سوال کنید چرا چهره اش عوض شده و با یه چهره ی کاملا جدید و متفاوت به زندگی برگشت؟ باید در جواب این سوال بگم که این ظاهر جدید چا مین در واقع همون شکل و ظاهر روح اون بود . در واقع اون با چهره ی روحش دوباره به زندگی برگشت .خوب این یه خلاصه ای از قسمت یک این سریاله ، باید اعتراف کنم که من از ایده ی این سریال مخصوصا چند قسمت اولش خیلی خوشم اومد . اینکه با یه چهره ی دیگه زنده شدن و اون چهره ، ظاهر روح خود اون هاست ، واقعا جالب و جدید بود و به شخصه دوستش داشتم . بازی بازیگرها هم واقعا خوب بود . مخصوصا بویونگ که مطمئنا همه با بازیش آشنا هستند . و خوب چند قسمت اولش واقعا یه جاهاییش طنز خوبی داشت . و روند سریال هم واقعا خوب بود . اما متاسفانه نویسنده نتونسته بود این ایده ی جالبش رو خوب پرداخت کنه و بعد از چند قسمت ریتم و روند و داستان واقعا اونقدر برام جذاب نبود که ادامه اش بدم . و متاسفانه دراپش کردم و با اینکه فقط دو قسمت مونده بود تمومش کنم نیمه کاره رهاش کردم. البته خوب شاید برای من اون هم به این خاطر که یه عالمه از این نوع سریال ها با همین تم و روند و داستان دیدم نتونسته جذاب باشه . ولی برای کسی که تا به حال سریال فانتزی با این شکل و شمایل ندیده ممکنه جذاب و دوست داشتنی باشه . خلاصه بگم که به جز همون ایده ی ابتدایی و اولیه سریال بقیه ی ایده هاش واقعا تکراری و اعصاب خورد کن بود . و خوب مشکل دیگه ای هم که من خودم به شخصه داشتم این بود که دوباره داشتم بویونگ رو تو یه همچین نقشی می دیدم . یه جورایی واقعا برام تکراری بود . و یه چیز دیگه هم که واقعا عصبانیم می کرد این بود که این آقای چامین در طول سریال بیشتر از اینکه آدم های عادی و خوب رو به زندگی برگردونه قاتل ها رو به زندگی برگردوند ، حالا یا آگاهانه یا ناآگاهانه . مثلا یه قسمتی بود که قاتل سریال ، بویونگ یا دادستان کو سه یون رو دزدیده بود و تو یه یخچال قایم کرده بود . من واقعا انتظار داشتم که اینجا به جای اینکه چامین با استفاده از گوی اون قاتل رو دوباره به زندگی برگردونه ، خود اون گوی یه جورایی راه رسیدن به کو سه یون رو بهش نشون بده . انتظار داشتم از ایده ی وجود این گوی بهتر استفاده کنند . تا اینکه راه به راه قاتل زنده کنند تو این سریال . و یه چیز دیگه که بخوام بهش اشاره کنم ، اینه که ، حالا اگه یه پدری قاتل بود ، الزاما پسرش هم قاتل می شه ؟ بابا این ایده دیگه واقعا تکراری که چه عرض کنم نخ نما شده . و در ضمن اصلا مشخص نبود این پسر ، چرا باید راه پدرش رو ادامه بده در حالی که یه زندگیه خوب داره . و خوب به نظرم از ایده ی قاتل تو این سریال صرفا به خاطر پر کردن داستان و قسمت های سریال استفاده شده و با توجه به سریال های پلیسی و حقوقی و جنایی دیگه ای که تو این زمینه ساخته شده و دیدم ، حتی سریال های دیگه ی پارک بویونگ که ماشاء الله تو همه اشون قاتل های رنگ و وارنگ پیدا می شه ، این سریال تو این قسمت واقعا لنگ می زد و همونطور که گفتم داستان پرداخت خوبی نداشت . قاتلش نه ترسناک بود نه چندش آور بود و نه هیچ چیز دیگه در واقع هیچ جذابیتی نداشت ، هیچ تعلیق و دلهره ای نداشت . و یه نقص دیگه اینکه این قاتل ها که دوباره زنده می شدن ، چهره اشون تغییر نمی کرد ، یکی که فقط پیرتر شد و اون یکی هم که همونجور باقی موند ، یعنی این قاتل ها اینقدر صاف و صادق بودن که ظاهر و باطنشون یکی بود ؟ یا کارگردان نمی خواست بازیگر تازه ای رو وارد داستان کنه ؟ در کل اگه حتی بخوام بین سریال های پارک بویونگ در موردش نظر بدم ، باید بگم این سریال حتی بعد از سریال او روح من قرار می گیره . بنابراین من دیدن این سریال رو فقط به افرادی که تازه دیدن سریال کره ای و یا دیدن سریال در این ژانر رو شروع کردن و یا طرفدار یکی از بازیگرهای این سریال هستند توصیه می کنم .
خلاصه ای از سریال کره ای زندگی خصوصی او : این سریال درباره ی یه مدیر هنری که در یه گالری هنری کار می کنه به نام سونگ دوک می هستش . که نقشش رو پارک مین یانگ بازی می کنه . یه روز یه رییس جدید، به نام رایان گلد، برای گالری هنری که سونگ دوک می توش کار می کنه می یاد که از قبل چندین برخورد با سونگ دوک می داشته .و این آقای رییس در دو حالت متفاوت این خانم سونگ دوک می رو دیده ، یکی در حالت یه مدیر گالری هنری و دومی در حالتی که دوک می سعی می کنه هیچ کس در اون حالت نبینتش ، در واقع این خانم یه زندگی خصوصی و مرموز هم داره ، که جز خانوادش و دوست صمیمیش کسی ازش خبر نداره . مخصوصا تلاش می کنه در محل کارش کسی ازش خبردار نشه .و اون بخش خاص از زندگی دوک می فن و طرفدار پر و پا قرصه یه گروهه آیدوله و حتی وب سایت طرفداری هم برای این گروه و مخصوصا رییس گروه ، شی آن درست کرده و اسم سایتش هم شی آن زندگیمه ، است . حالا با اومدن این رییس جدید ، زندگی مخفیانه و مورد علاقه اش رو در خطر می بینه و با ترس از شناخته شدن در کنار این جناب رییس مشغول کار می شه . خوب این هم از خلاصه ی این سریال ، اما نظرم درباره ی خود سریال ، حقیقتش رو بخواید باز هم واقعا ایده ی خوبی برای سریال انتخاب شده بود ، نشون دادن زندگی فن ها و طرفدارهای گروه های آیدول و سلبریتی ها که همه می دونیم ، مخصوصا تو کره چقدر جدی و سخت و گاهی وحشتناک می شه . و گاهی اوقات واقعا تبدیل به یه معضل می شه ، یه چیز جدید و نو بود . در واقع این سریال علایق و تفکرات و نگاه فن ها رو نسبت به آیدول و سلبریتی خاص خودشون به نمایش می گذاره . و همینطور آموزش می ده که یه فن پایه و البته خوب که به زندگی خصوصی آیدول مورد علاقه اش احترام هم می گذاره و همیشه هم ازش تو همه ی مراحل زندگیش حمایت می کنه چه طور باید باشه . در واقع دوک می نماد یه فن و طرفدار همیشگی و خوبه که شی آن براش مثله یکی از اعضای خانواده اش می مونه . خوب من خودم همیشه وقتی سریال هایی رو می دیدم که روابط بین طرفدار و یه آیدول رو نشون می داد واقعا برام جای سوال بود که این آیدول چه طور تحمل می کنه . از بس که این فن ها رو مزاحم و اذیت کننده نشون می دادند . اما تو این سریال نشون داده شد که همه ی فن ها بد نیستند و قصد اذیت آیدول مورد علاقه اشون رو ندارند . و یه نقطه ی قوت دیگه ی این سریال بازیگرهاش بود که واقعا همه عالی بودن ، پارک مین یانگ که طبق معمول همیشه عالی بود ، البته به نظر من و کیم جه ووک هم که دیگه جای خود داره ، و همه فکر کنم با عنوان قاتل خوش تیپ صدا فصل یک ، می شناسنش . همه ی بازیگرها حتی بازیگرهای مکمل هم عالی بودن .و یه چیز دیگه ی این سریال که واقعا برای من جذاب بود ، فضای شاد و رنگارنگ سریال بود ، به همراه لباس های رنگارنگ و زیبایی که بازیگرهاش می پوشیدند . تابلوهای نقاشی که تو سریال نشون داده می شه ، همه و همه به ایجاد این فضا به شدت کمک می کنه . و همین طور باید بگم که سریال پر از دیالوگ های زیباست که واقعا آدم رو تحت تاثیر قرار می ده و البته برای خود من به شخصه خیلی خیلی مهمه این نکته . اما با همه ی این نقاط قوتی که عنوانش کردم ، باز هم این سریال نتونست تا آخر من رو جذب کنه . و متاسفانه این سریال رو هم بعد از فکر کنم 8 – 9 قسمت دراپ کردم . نمی دونم نویسنده ها چرا نمی تونند از ایده های خوبی که تو داستانشون می آرن ، خوب استفاده کنند و اون ها رو خوب پرداخت کنند. عملا این سریال هم بعد از چند قسمت همون روندی رو که باقیه سریال های تم عاشقانه طی می کنند ، طی کرد . و من با دیدن این موضوع دیگه بی خیالش شدم . همون کلیشه های همیشگی ، اینکه این دونفر یعنی دوک می و جناب رایان گلد از بچگی هم دیگه رو می شناسن اما فراموش کردن و ته ذهنشون خاطراتشون رو دفن کردن . یعنی واقعا توی کره همه ی ازدواج ها و عشق ها فقط در صورتی که دو طرف هم رو در کودکی بشناسند و با هم بزرگ شده باشن ، شکل می گیره ، یعنی اینقدر این نوع ازدواج و عشق همه گیره که تو همه ی سریال های کره ای و مخصوصا ژانر عاشقانه اشون شاهدش هستیم ؟ اینکه رایان گلد دنبال مادرش که در بچگی رهاش کرده ، می گرده و از این موضوع به قدری اسیب دیده که با وجود استعداد فوق العاده در زمینه ی نقاشی نتونسته اون راه رو ادامه بده . اینکه دوک می بعد از یک سال رفتن به امریکا تبدیل می شه به رییس گالری هنری و نشون دادن اینکه اگر می خواید پیشرفت کنید حتما باید برید امریکا حتی اگه شده برای یک سال ، واقعا ناامیدکننده بود . به نظرتون چند تا خانواده می تونند بچه هاشون رو بفرستن امریکا برای ادامه ی تحصیل و کار، یا کارآموزی . واقعا نمی دونم این چه فرهنگیه که دارن تو کشور خودشون و همینطور باقیه دنیا رواج می دن ..
در واقع همه ی این نکاتی که گفتم در کنار هم واقعا من رو از این سریال زده کرد و نتونستم ادامه اش بدم . با وجود همه ی نکات مثبتی که در ابتدا بهش اشاره کردم . در هر حال امیدوارم نظراتم برای بقیه ی دوستان مفید باشه . و در آخر هم باید تاکید کنم که همه ی این موضوعاتی که مطرح کردم نظرات شخصیه منه و امیدوارم طرفدارهای مین یانگ یا کیم جه ووک به خودشون نگیرند . از اون جایی که این سریال رو تا یه جاهایی دیدم ، دارم نگاه و نظر طرفدارها رو هم در نظر می گیرم . چون خودم هم طرفدار این دو نفر هستم امیدوارم در آینده شاهد سریال های بهتری ازشون باشیم . فایتینگ . خلاصه ای از سریال کره ای مکمل عاشقانه : این سریال داستان زندگیه یه مادر تنهاست که یک ساله از شوهرش طلاق گرفته و به صورت مخفیانه تو خونه ی دوست دوران بچگیش به عنوان خدمتکار کار می کنه . این مادر تنها که نقشش رو لی نایونگ بازی می کنه به خاطر خیانتی که شوهرش کرد و البته باز به خواست شوهرش ازش جدا می شه و مجبور می شه یک سال رو به تنهایی و مثل یه خونه به دوش زندگی کنه . و برای در آوردن خرج زندگیش همونطور که گفتم به صورت مخفیانه تو خونه ی دوست دوران بچگیش که نقشش رو لی جونگ سوک بازی کرده و یه نویسنده ی جوون و با استعداده که تو یه انتشاراتی هم کار می کنه ، به عنوان خدمتکار کار کنه . کانگ دان یی که در گذشته و قبل از ازدواجش به عنوان یه طراح تبلیغات موفق کار می کرده و بعد از ازدواج و بچه دار شدنش ، کارش رو به خاطر مراقبت از بچه اش رها می کنه ، الآن بعد از 10- 11 سال عملا از دنیا جدا افتاده شده و هیچ شرکت تبلیغاتی ای اون رو استخدام نمی کنه . به همین دلیل ، بی خیاله مدرکش می شه و به عنوان دیپلمه وارد انتشاراتی می شه که دوستش یعنی چا اون هو ، توش کار می کنه . این سریال با اینکه موضوع جدیدی نداشت ، اما موضوع تاثیرگذاری داره که حتی با گذشت سال ها و ساخت سریال هایی از این دست ، باز هم تاثیر گذار هست . بله یه زن و مادر تنها که بهش ظلم شده و رها شده و حالا خودش باید به تنهایی بچه اش رو بزرگ کنه . موضوع تاثیر گذاریه . و باید بگم که من رو هم تحت تاثیر قرار داد . البته تا یه جایی . نکته مثبت دیگه ای که می تونم بهش اشاره کنم تیتراژ پایانی سریال هست که بعد از پایان هر فصل دیالوگ های خاصی رو که انگار حرف دل شخصیت ها در موقعیت های مختلف هست رو می نویسه و البته من ترجمه اش رو می خوندم . و به نظرم جدید و جالب اومد. بازی بازیگرهاش هم نقطه ی قوت دیگه این سریال هست . همه بازیگرهای خوبی هستند و بازی خوبی هم داشتند . خصیت پردازی خوب بود مخصوصا من از شخصیت کانگ دان یی خیل یخوشم اومد . نکته ی مثبت دیگه ای به نظرم نمی رسه که بخوام عنوانش کنم . اما خوب اون چیزی که باعث شد این سریال رو هم دراپ کنم این بود که روند سریال باز هم به شدت تکراری بود . هیچ اوج و فرودی نداشت . می دونم ژانر عاشقانه است اما به هر حال هر داستانی یه اوج و یه فرودی باید داشته باشه . عشقشون هم که چی بگم به نظرم اصلا احساس بین دو نفر رو نتونسته بودن خوب در بیارن ، تا اواسط سریال و حتی بیشتر از اون که اصلا کانگ دان یی تو کما تشریف داشت و اصلا احساس چا اون هو رو نمی دید . و وقتی هم که دید و باور کرد و شنید هم خوب باز به نظرم رابطه اشون رو خوب و باور پذیر نتونسته بودن در بیارن . یه نکته ی منفیه دیگه این بود که کانگ دان یی انگار اسما فقط مادر معرفی می شه تو سریال ، هیچ نشانی از دخترش تو سریال نیست ، البته به بهانه ی اینکه داره تو فیلیپین درس می خونه . انگار مادر پدر تو زندگی بچه هاشون فقط نقش ماشین پول چاپ کنی دارن . من که تا قسمت 12 دیدم ، هیچ خبری از دخترش نبود حالا بعدش رو نمی دونم چون این سریال رو هم دراپ کردم .
ونکته ی بعدیش هم که نونا رمنس بودنشه . البته من مخالفش نیستم اما خوب مورد علاقه ام هم نیست . در هر صورت این بود نظرات من درباره ی این سریال ، امیدوارم برای خواننده هاش مفید باشه و تو انتخاب سریال کمکشون کنه
در هر حال تا قسمت 12 این موضوع رو تحمل کردم اما بعد دیگه داستان هم اونقدرها برام جذاب نبود و روند تکراریش خودش رو به نمایش گذاشت . من هم دراپش کردم و دیگه سراغش نرفتم . خلاصه سریال کره ای بازرس کار ، آقای جو : این سریال درباره ی یه مرد به نام جو جین گابه که تو دهه ی سوم زندگیش و با وجود داشتن یه دختر هنوز دنبال یه کار تمام وقت و استخدام تو یه اداره ی دولتی می گرده . این آقای جو جین گاب که نقشش رو کیم دونگ ووک بازی کرده قبلا معلم بوده اما به دلایلی از مدرسه اخراج می شه . و بعد از چند سال می تونه تو اداره بازرسی کار ، به عنوان بازرس کار استخدام بشه . جو جین گاب که قبلا به خاطر سر نترس و عدالت خواه بودنش شغل هایی که داشته و همسر و دخترش رو از دست داده . این بار تصمیم می گیره سرش تو کار خودش باشه و آروم و منفعلانه هر روز می ره سر کارش و شب هم بر می گرده خونه . اما یه روز تو جریان بررسی یکی از پرونده هاش با یکی از شاگردهای سابقش روبرو می شه و برای کمک به اون دوباره خودش رو به آب و آتیش می زنه و دردسرهای زیادی رو بابتش به جون می خره . و دوباره می شه همون جو جین گاب سابق که به جو جانگ پونگ معروف بوده. خوب باید بگم این سریال یه طنز شیرینی داره که تو متن سریال جاریه . از متن فیلمنامه گرفته تا حرکات و اداهای بازیگرهاش واقعا جذاب بود . مخصوصا راه حلی که جو جین گاب دانش آموزهاش رو تو دوران تدریسش با اون کنترل می کرد ، واقعا جالب و بامزه بود ، من که کلی سر این صحنه هاش خندیدم . یا رابطه ی چون دوک گو و گو مال سوک بامزه بود . یا اون دختر تپله عینکیه که همیشه وقتی که جو جین گاب ناامید و حوصله نداره سر می رسه و بهش امید می ده و تشویقش می کنه و خیلی خوب هم می شناستش ، در حالی که جو جین گاب اصلا نمی شناستش و آخر سر هم می گه این کی بود اصلا ؟ یا اون جایی که شاگردهاش که بعد چند سال هم دیگه رو دیده بودن افتاده بودن به جون هم و با هم دعوا می کردن ، جو جین گاب می یاد جداشون کنه ، هر کاری می کنه جدا نمی شن ، بعد یه دفعه دست یکیشون می خوره تو صورت جو جین گاب ، وای اینقدر بامزه این سه نفر از ترس معلم سابقشون می گرخن و موش می شن که حد نداشت . چشم غره ی جو جین گاب هم که فوق العاده بود . برای من این سکانس یکی از سکانس های به یاد موندنی و بامزه ی این سریال بود . در کل طنز خوبی داشت که البته توی ذوق هم نمی زد ، که این البته به نظر من مهم ترین ملاک وجود طنز توی یه سریاله . بازیگرهاش هم همگی واقعا عالی بودند . که این هم یه نکته مثبت دیگه ی سریال بود . فیلمنامه اش در کل می تونم بگم خوب بود ، عالی نبود ، چون بعضی جاهاش واقعا اشکالاتش کاملا مشخص بود . مخصوصا دو قسمت آخرش ، مثلا نحوه ی فهمیدن وو دو ها در مورد چطور مردن پدرش واقعا به نظرم ، مسخره بود . به غیر از این مورد فیلمنامه ، نکته ی منفی دیگه ای به نظرم نمی رسه که بخوام درموردش صحبت کنم . اما به نظرم شخصت پردازی خوبی داشت . همه ی شخصیت هاش واقعا شیرین و دوست داشتنی بودن . حتی اون خانم ریئس چوی سورا ، هم با مزه بود . پایانش هم طبق معمول این نوع سریال ها مطمئنا گل و بلبل بود و خوب تموم می شه . رابطه های آدم ها تو این سریال واقعا شیرین بود ، رابطه ی شاگرد و معلمی ، به طوری که جو جین گاب انگار هنوز هم خودش رو معلم و مسئول این بچه ها می دونه و هر جا که به کمک نیاز داشته باشند به دادشون می رسه و متقابلا شاگردهاش هم همین طور . رابطه ی پدر و فرزندی ، رابطه ی زن و شوهری همه و همه عالی پرداخت شده بودن . جزء معدود سریال هایی بود که من همه ی بازیگرها رو به همراه همه ی شخصیت های داستان دوست داشتم . ولی خوب نمی شه گفت یه سریال فاخر و عالیه ، یه سریال معمولیه ، بنابراین اگر می خواید یه سریال خوب با یه طنز خوب و فضا و بازیگرهای دوست داشتنی ببینید من این سریال رو به شدت توصیه می کنم . در واقع سریالیه که حال آدم رو خوب می کنه ، برای من که اینطور بود . بعد از یه مدت که هیچ سریالی به چشمم نمی اومد ، این سریال واقعا جذبم کرد . . نقد بعدی از big boss Rampant (شیوع) فیلمی است که با بوجه 15 میلیون دلاری اش و فروش 11 میلیون دلاری اش نه تنها در گیشه خوب عمل نکرد بلکه فیلم فاصله زیادی از یک فیلم خوب دارد. فیلم rampant با بازی ستارگانی چون hyun bin و jang dong gun و کارگردانی kim sang hoon این مسیله را اثبات می کند که همیشه منبع اقتباس از اثر اقتباس شده بهتر نیست. Rampant فیلمی زامبی محور است که در دوران چوسان روایت می شود و درگیری های سیاسی حول تخت پادشاهی را روایت می کند . اما اصلی ترین مشکل این فیلم زامبی محور زامبی های آن است زامبی هایی که در طراحی چهره عالی هستند ولی بنا به دستور فیلم اصلا هیچ گونه ترسی را در شما ایجاد نمی کنند و حتی در بعضی مواقع موجبات خنده شما را هم فراهم می کند . فیلم به حدی در این مورد ضعیف عمل می کند که عملا می توان روی ژانر ترسناک آن خط کشید. فیلم در فضاسازی هم به مراتب بسیار بد عمل می کند و فقط فضاسازی های سکانس های درام در ان درخور تماشا است. و اگر فیلم را در این مورد با فیلم هم ژانر خود مقایسه کنیم در رتبه بسیار پایینی قرار می گیرد حتی سریال kingdom که منبع اقتباسش این فیلم است در فضاسازی بسیار بهتر از فیلم rampant عمل می کند. از نمونه های فضا سازی و ترس محیطی عالی در سینمای کره می توان به فیلم train to busan اشاره کرد که به صورت زیبا حس خفکی و ترس خودش رو با قرار دادن کاراکتر ها در فضای بسته و منطقی بودن تمامی اجزای فیلم نشان می دهد.با این که ایده فیلم بسیار خوب است ولی فیلملنامه چندان چنگی به دل نمیزند و هیچ تناسبی با ژانر ان ندارد و می توان این فیلم را یک فیلم درام دانست تا یک فیلم ترسناک زامبی محور. فیلم علاوه بر تمام ایراد هایی که دارد شروع و پایان خوبی دارد و با این که شخصیت های فرعی در این فیلم پرداخت چندان خوبی ندارند ولی کاراکتر های اصلی فیلم به خوبی شخصیت پردازی شده اند.اما یکی از مهمترین نقاط قوت فیلم درام آن است فیلم در غایت یک فیلم حماسی از سکانس درام تکان دهنده ای برخوردار است حتی با اینکه در بعضی موارد باعث می شود که شما فراموش کنید که در حال تماشای یک فیلم ترسناک هستید ولی با این حال نمی توان از این سکانس ها سرپوشی کرد.ولی می شود از نقاط قوت این فیلم صحبت کرد و از موسیقی متن آن چیزی نگفت به جرعت می توان گفت ساندترک های این فیلم بعد از سکانس های زیبای درام در ان از مهمترین نقاط قوت فیلم است rampant شاید به اندازه سریال kingdom جذاب نباشد یا برای دوستداران ژانر ترسناک ترسی را القا نکند و زامبی های ان هم شاید به اندازه بتمن قوی و مانند مرد عنکبوتی جهش کنند و از منطق خود خارج شوند ولی همچنان اثری لایق تماشا است. - اگر شما نیز از فیلم خوشتان امده یا مثل از این فیلم ناراضی هستید نظرات خود در پایین همین پست بیان کنید. در باره نویسنده : من نه شخصی هستم که حرفه ای نقد بنویسم نه سینما روی حرفه ای ام و فقط برداشت خودم از سریال ها و فیلم ها رو براتون می نویسم.
نقد های این سریالهای ترکی هم از یاس عزیزم خلاصه ی سریال های ترکی تابستونی درحال پخش: Afili aşk: سریال تابستونی عشق تجملاتی: اول این سریال برای معرفی بالاترین ریتینگ میان سریالایی که واسه ایام تعطیلات تدارک دیده شده و با پخش سه قسمت در صدر جدول قرار داره... سریالی که بیشتر به خاطر بازیگرای عالیش و طرفدارای زیادشون از زمستون سال گذشته سروصدای زیادی به پا کرد و با فضای رمانتیک کمدیش لحظات شاد و مفرحی رو براتون فراهم میکنه... اینبار بورجو ازبک با نقش عایشه و چاعلار ارطغرل با نقش کرم مقابل دوربین قرار گرفتن... طبق معمول سریالای ترکی یه کلیت پسر پولدار دختر فقیر داریم و همینطور یه دروغ بزرگ... قصه دقیقا از غش کردن کرم شروع میشه:) حالا چرا؟ قضیه به دو روز قبلی برمیگرده که کرم سعی میکنه مخ عایشه رو بزنه اما...نمیدونه این دفعه با کی طرفه...دختری با قلب پاک و صادق که تا الان با همه ی سخت گیریای زندگی با خوبی زندگی کرده و حالا به تازگی عاشق شده و میخواد ازدواج کنه... اما چی میشه؟ چی میشه که عایشه ی خوب و پاک ما تصمیم میگیره بد بشه و به کرم تهمت دروغ بزنه و به همه بگه کرم دوست پسرشه؟ چی میشه که کرم دختر باز یه شبه عوض میشه و تصمیم میگیره با عایشه ی قصمون ازدواج کنه؟ و این وسط شما با دختری با دوتا برادر غیرتی و خانواده ی سنتی که حتی اجازه ندادن ادامه تحصیل بده و پسری با هوارتا دوس دختر و پدری که همش داره حرصشو میخوره آشنا میشید... سریال رمانتیک کمدیه و بازیگراش عالین و فضای رنگی رنگی و شادی داره پس نمیخواد نگران پایان تلخ و نصفه نیمه موندنش باشید..میتونید با خیال راحت ببینید و لذت ببرید...چه بسا در حال پخش ترکی مزش یه چیز دیگس...
Her yerde sen: سریال تابستونی همه جا تو... خوب اصولا بااینکه عشق تجملاتی خیلی سروصدا به پاکرد تو سریالای رمانتیک کمدی اما از حق نگذریم اونی که بار کمدی و شاد بیشتری داشت همه جا تو بود... فورکان آندیچ با نقش دمیر وایبوکه پوسات رو هم با نقش سلین تو این سریال زیبا به تماشا مینشینیم.... خوب اینبار میتونم بگم دختروپسر قصمون از لحاظ مالی تقریبا یه سطحن خداروشکر:) حتی میتونم بگم اینجا همه عاشق پسر قصه نمیشن و کشته مرده نداره زیاد...بازم خداروشکر:) و اما این دمیرو سلین باید خونه ای رو با هم تقسیم کنند و وای که اینا از اول با جنگ و شکایت شروع کردن و حالا باید حتی تو محل کار هم با هم دیگه کنار بیان...دمیر و سلینی که از هم متنفرن و برای بیرون کردن نفر مقابل از زندگیشون نقشه میکشن با نقشه های دیگران برای عاشق هم کردن این دو مواجه میشن... باید ببینیم توی این مسیر دمیر و سلین چطوری با هم کنار میان ... ولی از عصبانیتای سلین واقعا باید ترسید باید ببینیدش...اما من نمیدونم بااین روحیه چطور انقد دل نازکه؟ Kimse bilmez: و یه سریال تابستونی دیگه که باهاش خاتمه میدم به حرفام: کسی نمیدونه یکی از درامای زیبای ترکی که واقعا پشیمون نمیشی از دیدنش... خب من با بازیگرای سریال آشنا نبودم و برای همین با تردید شروع کردم اما واقعا فهمیدم هر کدوم از شخصیتا یه دنیان برا خودشون...فقط یه ترس از درامای ترکی هست که ممکنه کش الکی بدن یا بد تموم شه ولی به نظرم این سریال برا ترک بینا واقعا ارزش دیدن داره... ازگو کایای عزیز که به نظر نقش اولی میاد و کرم جم که خواننده ی معروف ترکیه است اینبار مقابل هم بازی میکنن و باور کنید اصلا تفاوت سنیشون به چشم نمیاد... داستان دختری به اسم سوداست که برای نجات برادرش از مردی دزدی میکنه که درپی تجاوز به اون بوده و بعد فرار سر از خونه ی مردی درمیاره که به خاطر کارای خیرش توی محله همه مثل امام جماعت، حاجی صداش میکنن:) خب خب بهتون بگم که عاشقانه ی سریال تقریبا از همون قسمت اول شروع میشه... یه شخصیت خاکستری جذاب داریم که همه پیلوت صداش میکنن و میتونم بگم یکی از جذاب ترین شخصیتایی که این اواخر نویسنده های ترک خلق کردن و بازیگر با بی نقصی تمام جلوی دوربین آورده..جوری که وقتی میگه اویگار بااینکه این اویگار نقش منفی قصمونه عاشق اسمش میشید:)آهان یه چیز دیگه که این پیلوت خلافکاره محلس|•
خب به پایان آمد این دفتر ولی من هنوز چند تا حرفم مونده: دو تا سریال دیگه هم همزمان شروع به پخش کردن که خب من ندیدم ولی اسمشون دروغ شیرین من و خونه ی دلم هست که مثل اینکه ریتشونم خوبه من بیشتر به خاطر بازیگراش شروع نکردم حالا اگه میبینید برامون درموردشون بگید خوشحال میشیم.... و همچنین فصل دوم پرنده ی سحرخیزم شروع به پخش کرده و با ادامه ی اون فضای رنگی رنگی زیبا هنوزم زنگ تفریح خوبیه... ممنون از وقت گذاشتنتون... تعداد بازدید از این مطلب: 615
موضوعات مرتبط:
نقد وبررسی سریال های کره ای ,
نقدهای رز ,
گزارش ازسریال های در حال پخش ,
نقد های big boss ,
نقد های شیده ,
,
|
درباره نقد کره بهترین سریال های کره ای
آرشیو مطالب مطالب پر بازدید |