ّ

|
لوکس بلاگ
موضوعات آخرین نظرات بچه ها آخرین نطرات
مهسا - ساناز عزیزم ،هیچوقت انقدر لذت نبرده بودم از خوندن نقد یه سریال، وذقعا فوق العاده نوشتی با اینکه واقعا غصه میخورم برای سریال هایی با همچین تم و خط داستانی ولی بلافاصله نقد و نصفه ول کردم و شروع کردم سریال و تا بتونم مقداری برم جلو و کاملا همراهت بشم توی خوندن نقدت، زیبا زیبا نوشتی نقدو و چقدر چشمام باز شد موقع تماشای سریال ممنونم ازت امیدوارم تا همیشه موفق باشی و حتما ادامه بده نقد نوشتن از سریال هارو ❤️ - دوشنبه 08 دی 1404
جاوید - با سلام خدمت تموم زحمت کشای دوبله و زیرنویس اول خواستم بگم ریدین با این ترجمتون تمونه ترجمه ها اشتباهه منظور از تمومه اشتباه ۹۰ درصد صحبت های داخل فیلمه به معنای واقعی ریدین یا ترجمه نکنین یا اگه ترجمه میکنین مثل ادم ترجمه کنین مثلا طرف میکه لا حول والا قوت الا بالا شما ترجمتون خدا صبر بده هست اقا چرا گوهی که بو نمیده رو چنگ میزنی اگه بو برداره خفت میکنه پس ترجمه بیخودی نکن جون ناموست همین - دوشنبه 08 دی 1404
الی - نقدتون عااااالیه انصافا یکی از بهترینو جذابترین سریالای کره ای بود که دیدم. هنوز چندتا قسمتش رو دسکتاپمه هر دو سه ماه باز میبینمش. نمیتونم دل بکنم ازین ووکی جذاب لعنتی???????? - دوشنبه 08 دی 1404
اذین - سلام.جدیدا یه سریال بی ال دیدم not me.این سریال عالییی بود.اگه بگم بهترین سریال تایلندی تعجب نکنید.داستان سریال عالی بازی بازیگران عالی.خیلی از دیدنش لذت بردم - دوشنبه 08 دی 1404
استارنا - سلام عزیزم. من بر اساس نقدت رفتم این سریال رو دیدم. حقیقتا زیبا بود. هنوز هم بعد از گذشت یکماه که از دیدنش میگذره وقتی یادم میفته قلبم فشرده میشه. خیلی قشنگ بود. با روح و احساس آدم بازی میکرد. ممنون از اینکه زحمت میکشی و نقدهای کاربردی مینویسی
ستایش - درسته خیلی خوب نقدش کردی.من خیلی دوستش داشتم همون طور که گفتی قسمت های اول واقعا خیلی فان و خوب بود و بین سریال های کمدی با این سریال خیلی خندیدم. و شین هه سان فوق العاده بازی کرده بود. - دوشنبه 08 دی 1404
یسنا - واقعا تا به حال نقدی به این زیبایی ندیده بودم. خیلی خیلی خیلیییی لذت بردم واقعا ممنونم بخاطر نقده قشنگتون
بدون نام - من این سریال خیلی دوست داشتم ولی بديش اینه یون شیان ب عشقش نسبت ب امپراتور اعتراف نمیکنه مثلا اون قسمت ک امپراتوررمیگ ی ذره بهم علاقه نداری سکانسی یاد میاره ک ب ملکه قول داده بوده چیزی بینشون نباشه اکثر میگن دروغ گفته ولی فرداییش میره پیش نامزدش و سکانس عاشقانه دارن بنظرم بعد جنگ عاشقش میشه ک اسیر میشن ولی اینکه بازم بعد جنگ میره سراغ چی یو باعث سردرگمی شده واقعا ک کدوم دوسدداره و این باعث سردرگمی و ناراحتی بیننده میشه - دوشنبه 08 دی 1404
پرستو - مستوره ی عزیز ممنونم از نقد خوبتون و انصاف و عدالت و جامع بودن نظراتتون . موفق باشید . پاسخ:ممنون از شما - دوشنبه 08 دی 1404 |
نوشته شده به دست naghdkoreh
مشخصات
خلاصه داستان پارک سائه روی (پارک سئو جون)، جوانیست که در در روز اول مدرسه، همکلاسی خود جانگ گئون وون (اهن بو هیونگ) را که درحال قلدری برای دیگر دانش آموزان بود، کتک میزند. از طرفی مدیر همان مدرسه و رئیس رستورانی که پدر پارک سائه روی در آن کار میکند، پدر جانگ گئون وون است. او از پارک سائه روی میخواهد از پسرش عذرخواهی کند اما او قبول نمی کند به همین خاطر او را از مدرسه و پدرش را از رستوران اخراج می کند. کمی بعد پدر پارک سائه روی در تصادفی با جانگ گئون وون کشته می شود و پارک سائه روی نیز از روی عصبانیت جانگ گئون وون رو کتک میزند و کمی بعد دستگیر شده به زندان می افتد. بعد از آزاد شدن از زندان پارک سائه روی تصمیم میگیرد از خانواده جانگ، با راه اندازی رستوران خودش در ایتوان سئول، انتقام بگیرد …
نقد کلاس ایتوان
شخصیت ها:
پارک سه رویی: یه پسر پر از عزم و اراده که وقتی میگه قراره چیزی بشه یعنی میشه . به قولی دیر و زود داره ولی سوخت و سوز نداره.یه انسان مهربون و قوی.
جو یی سو: یه دختر باهوش که تونست به عزم و ارده ی سه رویی جهت بده و همیشه اماده است که کمک باشه. گاهی یه کم زبونش تلخه ولی خیلی دختر خوبیه.
داستان از پسر دبیرستانیه ای شروع میشه که انتقالی گرفته و به شهر جدیدی رفته. سه رویی در اولین روز مدرسه علیه قلدری پسر ثروتمندترین ادم اونجا قد علم می کنه و همین باعث میشه که اخراج بشه.
کمی بعد از این ماجرا پدر سه رویی به خاطر تصادف بزن در رو کشته میشه اونم به دست همون پسر ثروتمند . اون مقصر این اتفاق رو که سعی می کرد خودش رو مخفی نگه داره پیدا می کنه و تا حد مرگ کتک میزنه و به همین دلیل به زندان می افته. بعد از سه سال با سوء سابقه و بدون مدرک تحصیلی ازاد میشه . همه فکر می کردن این پایان راه اونه ولی سه رویی حتی تو این موقعیت هم کنار نمی کشه. اون اراده کرده تا مسببین خراب کردن زندگیش و مرگ پدرش رو به زمین بزنه و این بار می خواد به جای زدن ، اون ها رو از بنیان به زمین بزنه و به خاک سیاه بنشونه. اون می تونه با دست خالی با اون ها مبارزه کنه؟
نقد:
کلاس ایتوان از اون سریال هاست که ممکنه اولش فکر کنید جز سوجون هیچ ادم به درد بخوری نداره و ممکنه موضوعش خسته کننده باشه ولی همین که شروعش می کنید نظرتون عوض میشه.
همون اول سوجون رو میبینید با تیپ مدرسه ای و چقدر باحاله که بعد از اون همه تیپ های متفاوت حالا با لباس مدرسه هم میشه دیدش ولی حیف که این یونیفرم دوامی نداره و جاش رو به لباس زندان میده. وقتی فکر می کنیم که قراره یه ادم بدبخت رو ببینیم که فقط با خشم دنبال انتقامه روی اصلی ماجرا مشخص میشه. سه رویی دیگه دنبال دعوا نیست. اون با پشتکار از تو زندان شروع میکنه به مطالعه و کسب تجربه و به محض بیرون اومدن پا تو مسیری میزاره که خودش هم میدونه اصلا قرار نیست راه اسونی باشه.این اراده و عزمی که تو چشم های این ادم موج میزنه نوید یه سریالی رو میده که قراره پر از انگیزه و جذابیت باشه.
سوجون بارها تو نقش های مختلف حضور داشته و اکثرا کاری کرده که ناامید نبودم. با اون هیکل و فیس خاصش خیلی خیلی به نقش هایی میاد که قراره یه ادمی تو مایه های همین سه رویی یا دونگمن (مبارزه در راه هدفم )باشه. تیپ های خیلی اتو کشیده بهش نمیاد. اینجا با اون هودی و شلوارهای بادگیری و پوتین و با اون مدل موی خاص و بامزه اش کاملا رفته تو قالب این نقش و می تونم بگم از بهترین کارهاش بود.
کیم دامی رو اولین بار بود که میدیدمش . اوایل یه جورایی رو اعصاب بود . با اون حس خودشیفتگی و نگاه های مغرورانه اش و همین طور مدل موهاش ، ولی کارکتر یی سو از اونایی بود که قرار نیست که کاری کنه ازش بدمون بیاد. یی سو کنار سه رویی و رویاش بزرگ شد. از یه دختر کم سن و سال تلخ زبون که مدام به هوش و ذکاوتش می نازه تبدیل شد به کسی که همه رو می تونه درک کنه و ادم های دیگه براش خییلی مهم شدن. اون کنار هدف بزرگ سه رویی قدرت انسانیت رو درک کرد و همین باعث شد شیفته این انسان بزرگ بشه. یی سو تبدیل شد به کسی که همه خیلی دوستش خواهند داشت.
بازیگرهای جانبی هم خوب بودن. از نارا که با کارکتر سوآه یه کم ما رو حرص داد ولی بازم این قدر بد نبود که ازش متنفر بشیم تا بچه های خوب دان بام که یکی از یکی صمیمی تر بودن. از گون سو که هم دوستش داشتیم و هم ازش بدمون می اومد و یه جورایی شخصیت خاکستری این ماجرا بود تا گون وویی که تا می اومد دلمون براش بسوزه باز یه گندی میزد ولی وقتی به عمق چهره اش نگاه می کردی میدیدی که چقدر اسیب دیده است.
اما ابر نقش منفی سریال که تا تهش خودخواه و رقت انگیز موند رئیس جانگ بود. کسی که مسبب بدبختی خودش ، خانواده اش ، سه رویی و همه ادم های دور و برش شد. کسی که دودستی به شرکت جانگا چسبیده بود و حاضر بود همه چیز رو فدای اون بکنه .اون نمونه بارز ادمی بود که داره خودش رو فریب میده. (اسپویل) مدام می گفت من جانگا رو به خاطر خانواده ام می خوام ولی وقتی پای نجات همین خانواده اش شد به راحتی اون ها رو رها کرد. درسته گون وو ادم خوبی نبود ولی هر چی بود پسرش بود و اون بود که این طوری تربیتش کرد. روزی که مجبورش کرد گردن یه مرغ رو با دستاش بشکنه استارت هیولا شدن پسرش رو زد ولی بازم تو چشم هاش نگاه کرد و بهش پشت کرد. با اون که دلم می خواست گون وو تقاص کارهاش رو پس بده ولی نمیدونم چرا وقتی دم شرکت پدرش رو دید که جلو خبرنگارا و پلیس ها رهاش کرد انگار صدای شکستن قلبش رو شنیدم.اونجا یه ادم پست فطرت رو ندیدم که داره تلاش می کنه از زیر بار گناهانش شونه خالی کنه بلکه برای یه لحظه بچه ای رو دیدم که پدرش با دستای خودش اون رو ته دره پرت کرد. بچه ها از روز اول هیولا نیستن این پدرها و مادرها هستن که از اون ها هیولا میسازن.)
جدا از پیچیدگی و جذابیت کارکترها خود سناریو هم خیلی خوب بود. فراز و فرودهاش رو در همه 16 قسمت حفظ کرد و برای من که در حال پخش میدیدمش هیچ وقت این ذهنیت رو ایجاد نکرد که دیگه ابکی شده دراپش کنم. همیشه یه چیزی داشت که باهاش تا هفته ی بعد مشتاق نگهت داره.
با این که یکی از ژانرها این سریال غذا بود ولی زیاد به خود اشپزی نپرداخته بودن و بیشتر به تجارت شرکت های غذایی پرداخته شده بود. این خودش یه ایده ی نو بود. این که چه طور میشه رشد کرد و چه طور ایده ی یه کسب و کار عالی رو داشت. نحوه ی دیزاین و نکات راه اندازی یه تجارت از کوچیک تا به بزرگش چیزی بود که مثل یه کلاس اموزشی می تونید تو این فیلم یاد بگیرید.
در کنار این ها به خوبی به مسئله فضای مجازی و قدرت اون در روزگار حال حاضر اشاره شده بود. قدرت عجیب شبکه های اجتماعی در تبلیغ کسب و کارها و قدرت ماورایی اون ها در بالابردن و همین طور زمین زدن یه کسب و کار یا شخص چیزی بود که می تونید به خوبی در این سریال شاهدش باشید.
در مورد رومنس کار چیز زیادی نمی تونم بگم. اگه اهل عاشقانه های غلیظ هستید یه مقدار ناامیدتون می کنه چون قرار نیست به این زودی گل این عشق شکوفا بشه ولی این قدر رومانتیک بازی های حمایت گرانه اش عالیه که برای من رومنسش کافی و خوب بود. البته تهش تلافی کردن و جای یه زوج چند تا رو سر و سامون دادن که خوب از دل بیننده در بیاد.خخخخ
(اسپویل)
اما نکته های منفی اش که زیاد نبود ولی بهتره که گفته بشه. یکی اشپز شدن هیون یی هست. کسی که اون اوایل این قدر تو اشپزی لنگ میزد چه طور در عرض یه مدت کوتاه تونست تو مسابقه ی بهترین رستوران اول بشه؟ اونم جلوی اشپزهای با سابقه؟ راستش این یه مقدار غیر واقعی بود. دوم مطرح کردن قضیه ترنس بودن هیون یی هست. درسته که ترنس ها به خودی خود ادم های بدی نیستن.این یه مشکلی هست که دست خودشون نیست و تغییر کردنشون هم یه مسئله شخصیه ولی این که سونگ هوان به عنوان یه دختر عاشقش شد دیگه یه کم زیاده رویه. حالا اگه یه غریبه بود یه چیزی ولی یه رفیق یه مقدار عجیبه. سوم رابطه ی سه رویی و گون سو بود. اینا رقیب عشقی بودن باید با هم مشکل داشته باشن ولی خیلی برادرانه رفتار می کردن.درسته سه رویی قلب بزرگی داشت ولی دیگه یه ادم این قدر هم نمی تونه مهربون باشه. یی سو و سوآه بیشتر شبیه رقبای عشقی بودن.خخخ « وقتی پای کارکترای جذاب میاد وسط مثلث عشقی به دو دختر یه پسر تغییر می کنه دونگمن هم همین طور بود :) »نکته بعدی تونی بود.چه گیری داده بودن که کره ای هست؟ هنوز تو کتم نرفته تونی کره ای باشه :/
پایان بندی: (اسپویل)
خوب، خیلی خوب. این قدر خوب که حس می کنم یه بسته درسته ادامس نعنایی رو دارم میخورم و تو تک تک سلول های بدنم خنکی رو حس می کنم. بعد از این همه درد کشیدن، سختی دیدن، تحمل کردن و تلاش کردن بالاخره همه چیز همون طوری شد که باید میشد. حتی از اون چیزی که انتظار داشتم هم بهتر شد. من منتظر بودم شرکت جانگا از بین بره و فقط سه رویی موفق بشه ولی سه رویی کاری کرد که رئیس جانگ بزرگ جلوش زانو بزنه و جلوی چشماش، تو اخرین روزهای عمرش، شرکت عزیزش رو که به خاطرش به همه چیز و همه کس پشت کرده بود از دست بده و نه تنها شاهد نابودی نام جانگا باشه بلکه ببینه که تمام شرکت برای سه رویی میشه. چقدر مزه پیروزی لذت بخشه. سه رویی هم به انتقامش رسید هم به هدفش هم به عشقش.چی می تونه از این شیرین تر باشه؟
کلاس ایتوان از اون سریال هاست که وقتی بی انگیزه میشی و حس می کنی دیگه قرار نیست تو زندگی هیچ وقت به هیچ کجا برسی می تونه یه چراغ راه و یه نور امید باشه. اون بهت میگه که با تلاش و پشتکار روزهای سخت تموم میشن و اینده ی روشن از آن کسی میشه که تا اخرین قطره زیر بارون ایستاده و حالا می تونه رنگین کمان پیروزی رو با لذت تماشا کنه. تماشای این سریال قشنگ رو به همه شما توصیه می کنم و امیدوارم ازش لذت ببرین تعداد بازدید از این مطلب: 360
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
مطالب مرتبط با این پست
می توانید دیدگاه خود را بنویسید
|
درباره نقد کره
سلام به وبلاگ نقد کره خوش اومدید.
اگه دنبال سریال از ملل شرق می گردید
اگه سریالی دیدید و دنبال یه گوش شنوا می گردید
اگه دنبال خلاصه ی سریالی می گردید
اگه دنبال بهترین سریال ها می گردید
اگه دنبال سریالی خاص با تمی خاص می گردید
اگه دنبال اطلاعات سریال یا بازیگرها و خبرهای مختلف می گردید
درست اومدید.
تو این وبلاگ هر نقد و نظر محترمی ارزشمنده. سعی می شه در اولین فرصت حتما نظرات جواب داده بشه.
کانال تلگرام و پیج اینستای نقد کره
naghdkoreh@
بهترین سریال های کره ای آرشیو مطالب مطالب پر بازدید |