ّ
لوکس بلاگ
موضوعات آخرین نظرات بچه ها آخرین نطرات![]() پاسخ:سلام عزیزم عاشقان ماه، ملکه هفت روزه، ملکه کی ، نقاشی مهتاب روی ابرها. ملکه اهنین - 1400/6/2 ![]() پاسخ:ممنون از شما - 1400/6/2 ![]() حتما ی خبر از خودت بهم بده عزیزم پاسخ:سلام عزیزم قربون خانمی خوبم زیاد دیگه به وبلاگ سر نمی زنم مثل خونۀ ارواج شده فدات خانمی هستم سرم شلوغه کتابامه - 1400/5/17 ![]() به نظر منم این سریال دوست داشتنی خیلی خوبه من همه ی قسمت هاش رو در شبکه ی ۵ نگاه میکنم حتی شده تا نصفه شب بیدار میمونم تا ببینم و هر شب لحظه شماری میکنم ساعت ۱۱ بشه (یعنی در این حد فیلمش رو دوست دارم) ممنون ازکارگردان و بازیگران و تهیه کننده ی این فیلم. بهراد ایمانی ۱۲ ساله از تهران پاسخ:سلام اقا بهراد خوشحالم دوستش داری و ممنون از نظرت - 1400/5/4 ![]() من به تازگی دوباره زایمان کردم این یکی هم پسره مشغول اینم خخخخخ پاسخ:سلام نرگس جان ای جانم مبارک باشه به سلامتی. من که کلا از فاز سریال فعلا بیرون اومدم . یه مدت رفتم سراغ کتاب و یه مدت سراغ سریال باقی ملل. خوشحال شدم عزیزم. قدمش با روزی و با برکت - 1400/3/25 ![]() پاسخ: دقیقا همینه. داستان پررنگی که نداشت همین دو تا پسر بچه داستان رو کشوندن تا پایان. من که تا بهم رسیدن ذوقم پرید. اما بازم به عشق شخصیت اصلی ادامه دادم. ممنون از نظرت - 1400/3/10 ![]() سریال موشو دیدی؟رکورد لایک رو در پرومویز شکونده من که بشدت خوشم اومد عالی بودو کلا پشم ریزان حتما ببینش اگه ندیدی منظر نقدت هستم پاسخ:سلام نرگس گلی کجایی دختر دلم برات تنگ شده بود. نه ندیدم خیلی وقته اصلا سراغ سریال نیومدم. اخرین سریالی که دیدم بریجرتون ها بود که دوست داشتم حالا دارم کتاب می خونم. باشه دیدم حتما ممنون از محبتت . - 1400/3/8 ![]() تمام و کمال موافقم...در کل برای اوقات فراقت خوبه ولی با توجه ب نمرش انتظار بیشتری داشتم پاسخ:وای اقا سید شمایید؟ چقدر خوشحال شدم از نظرتون. کجایید ؟ چه می کنید؟ خیلی وقته خبری ازتون نداشتیم. خوشحالم هنوز تو این حیطه هستید. من که خیلی وقته از کره اومدم بیرون رفتم سراغ کشورهای دیگه. تو این مدت کلی اتفاق افتاد و همه چی تغیر کرد. وای یه لحظه پیغامتون رو دیدم یاد گذشته ها افتادم. بله سریال خوبی بود. من با پایانش مشکل داشتم و مقدمه چینی زیادش. ممنون از نظرتون - 1400/2/25 ![]() پاسخ: من خودم ندیدم اما از من میشنوی اگه مطرح نیست و کمتر کسی سریال رو دیده ریسک نکن. اگر هم میخوای ببینی دو سه قسمت اول باید اگه راضی بودی بقیه اش رو بگیر من اولین سریالی که از بوگوم یادمه یه سریال جنگی بود که به عنوان برادر شخصیت اصلی بازی کرده بود فکر کنم ماسک بود - 1399/12/27![]() پاسخ: بذار یه تیتر می زنم اضافه می کنم کاری نداره - 1399/12/25 |
نوشته شده به دست Moon shine
نقد و بررسی
راستش قصد نداشتم نقد این سریال بنویسم چون هر جور فکر میکنم نمیتونم اون حس مثبت و لذت بخشی که تو هر قسمت تجربه کردم اینجا بیان کنم ولی خب انقدر بعد از تموم شدنش ذوق زده بودم که نتونستم جز با نوشتن خودمو آرام کنم و تصمیم گرفتم بخشی از اون حس مثبتم رو به قلم بیارم !
قبل از اینکه بخوام نقد و بررسی رو شروع کنم میخوام از پارک مین یانگ و سو کانگ جون عزیز تشکر کنم چون با این سریال باعث شدن من عاشق ملودرام بشم و حسابی از دیدن این سبک سریال های آرام و بی حاشیه لذت ببرم.
...
سریال درمورد دختری به نام هه وونه که در اواخر دهه ۲۰ سالگیش، استاد موسیقی و ساز و آهنگ توی سئوله اما روزی میرسه که هم از شهری که توش زندگی میکنه و هم از آدم هاش خسته میشه و با قلبی پر از غم و اندوه به روستای ابا و اجدادیش برمیگرده تا به کمک دوستاش و خاله اش روح آسیب دیده اش رو درمان کنه ...
خب؛این سریال از سری سریال های ملورامه. این سبک سریال ها اصولا از سری سریال های رئال با فضای عاشقانه هستند که اصولا ریتم فوق العاده کند و آرامی دارند و در اونها خبری از هیجان هایی که بستر اصلی سریال های اکشن ، معمایی و پلیسی و....هستن نیست ! این سریالها درواقع معجونی از یک روزمرگی ساده همراه با دیالوگ های طولانی( دیالوگ محور ) و عاشقانه های کیوت و زیبا هستند.
تا اونجایی که من در جریانم ظاهرا این سریال ملو ترین سریال ملودرام کیدراماست و یه جورایی پیرو سبک سریال های ملودرام امریکایی و هالیودیه و تاحدی سبک رواییش برای ما کی دارمرها ناشناخته.از طرفی چون این سریال اولین تجربه ملودرام من بود اعتراف میکنم سر دو قسمت اولش خیلی خسته شدم و حتی تا مرز دراپ کردن پیش رفتم ولی فاکتور های مثبتی مثل تم زمستانیش ، سبک دیالوگ محورش ، دور همی های کتاب و کتاب خوانیش، لوکیشنهای روستاییش ، موسیقی متن آرامش بخشش ، گریزش به وبلاگ نویسی ، کاراکتر قهوه ساز یون سوب ، کتاب فروشی شب خوب ، آدمهای درونگراش و از همه مهم تر حضور زوج جذابش همه و همه دست به دست هم دادن تا این سریال رو ادامه بدم و امروز دیوانه وار عاشق این سریال باشم
به طور کلی سریال با به تصویر کشیدن روزمرگی های یک روستای خوش اب و هوا شروع میشه و نیمه اول بیشتر روی زخم ها و درد های انسان های درونگرای قصه ( زوج اول) که در گذشته براشون ایجاد شده و هنوز التیام نیافته فکوس میکند و فلش بک هایی به دوران سخت و دردناک شون میزند اما نیمه دوم به مراتب قوی تر از نیمه اوله و نویسنده شوک های کوچک به بیننده وارد میکنه. جدا از اون در نیمه دوم جدا از زوج اصلی با کارکتر های بیشتری سر و کار خواهید داشت .
...سناریو و فیلمنامه...
سناریوی سریال بنظرم در نهایت سادگی واقعا عالی بود با وجودی که از این نویسنده تجربه موفقی در کیدراما ندیده بودم ولی باید بگم همه جوره ازش راضیم و بنظرم خیلی خوب تونسته بود توقعات من یک نفر رو حین روایتش برآورده کنه! فیلمنامه در نهایت سادگی تونسته بود عمیق ترین رنج ها و مشکلات گروهی از مردم رو بیان کنه اونم در کنار دیالوگ های محشر و فوق العاده اش ! از نظر سبک دیالوگ محوری به جرئت میتونم بگم درام وقتی هوا خوبه بین همه درام هایی که دیدم رتبه اول رو داره
اما به نظرم نکاتی که این ملودرام رو از سایر ملودرامها متمایز میکنن عبارتند از :
۱_ ترویج زندگی روستایی
بر خلاف اکثر سریال های کیدراما که روی زندگی های شهری خیلی فوکس میکنن این سریال در قالب یک روزمرگی ساده در یک روستای خوش آب و هوا درکنار گروهی از مردم خونگرم و زحمت کش بیان میشه.به تصویر کشیدن زندگی های مردم روستا نشین و تلاش و کوشش هاشون برای بهتر زیستن و کمک به هم نوعان، برگذاری مراسم ها و جشن های مختلف و دور همی های و حمایت های مردمی همراه با اون آهنگ های متن بی کلام فوق العاده اش از خاصترین و زیبا ترین جلوه های این ملودرام عاشقان بود .
در کل بنظرم نویسنده خیلی خوب تونسته بود زندگی روستا نشین ها رو به بهترین شکل ممکن بیان کنه.
۲_ ترویج فرهنگ کتاب و کتاب خوانی
از دیگر نکات مثبت این سریال دور همی های شبانه اعضای " شب خوب " بود که هر شب در ساعتی معین کنار هم جمع میشدن و شعر و داستان میخوندن .
قبلا از دیالوگ های فوق العاده این سریال گفته بودم ولی از حق نگذریم داستان ها و شعری هایی که تو این انجمن شبانگاهی گفته میشه بسی عمیق و زیبا هستن و بغضی هاشون ساعت ها منو به فکر کردن وادار میکردن.
از جذابیت های اعضای این انجمن هر چی بگم کم گفتم. انجمنی که هیچ محدویت سنی و جنسی نداره و هر کسی تو هر سن و سالی میتونه عضو این انجمن بشه از کودک ۷_۸ ساله بگیر تا اجومای مهربون محله و پدر بزرگ ۷۰_۸۰ ساله ! خلاصه محفل دنجی بود برای خودش و سکانسهای مربوط بهش از به یاد ماندنی ترین سکانس های این سریال بود برام !
نکته جالب
تر اینکه جدا از کتاب و کتاب خوانی گاهی همین اعضای انجمن شب خوب مسئول برگذار کردن خیلی از مراسم های روستایی هم بودند و تلاش میکرد همه جوره روستا شون رو رشد و توسعه بدن.
۳_ به تصویر کشیدن زندگی انسان های درونگرا
و اما شیرین ترین قسمت سریال به تصویر کشیدن زندگی این جور آدم هاست ....آدم هایی که جز خودشون هیچ کس نمیتونه درک شون کنه ، انسانهایی که بشدت از نظر روحی زخم خورده و اندوهگینن و قلب هاشون بد جور شکسته ولی دم از مشکلات و درد هاشون نمی زنن. شاید به ظاهر خجالتی و کم رو بنظر برسن ولی حقیقت اینه که تمام مشکلشون ناشی از تنهایی بیش از حدشونه.
این سریال مخصوص ما انسان های درون گراست و بنابراین خیلی از برونگراها نمیتونن با داستانش و سبک روایتش کنار بیان و لذا معتقدم این سریال بههیچ عنوان مناسب همه سلیقه ها نیست و مخاطب خاص داره !
...کارکتر پردازیش ...
از کارکتر پردازی این سریال خیلی راضی ام بنظرم خیلی خوب و کار شده بود . اینکه به جز زوج اصلی کارکتر های فرعی هر کدام برام جذابیت خاص و منحصر به فرد داشتن از نقطه قوت این سریال بود.
و اما حالا میریم سراغ بررسی کارکتر های اصلی:
یون سوب ( سو کانگ جون ) : کتاب فروشی خوش تیپ، خوش برخورد، به ظاهر اجتماعی و خونگرم ولی بشدت درونگرا و تنها ...
رفتار های این کارکتر با همه جنتلمن های نقش اول مرد متفاوته و شاید برای خیلی هامون خیلی ملموس نباشه ! از بغل های یک طرفه و سرخ و سفید شدن هاش در رابطه با ابراز علاقه اش به هه وون بگیر تا زندگی تک و تنهاش در دل کوه !
گوش شنوای درد و رنج های هه وون میشه اما خودش هرگز دم از مشکلاتش نمیزنه.تنها دلخوشیش اینه که درد و رنج هاشو تو وبلاگ خصوصیش بنویسه و سعی کنه با این کار قدری درد و رنج هاشو تسکین بده ( این کارکتر عجیب منو یاد خودم میندازه )
نکته جالب تر اینکه تا پایان سریال هم به این روند ادامه میده و عجله ای برای بهتر شدن نداره پ.( عین حقیقت )
موک هه وون :( پارک مین یانگ ) ایشون مثل یون سوک یک انسان درونگراست ولی در سطحی متفاوت تر !
هه وون بر خلاف یون سوب بشدت اجتماع گریزه و برخلاف سایر کارکتر های مین یانگ این بار خبری از از اون لبخند های ملیح و خنده هاش نیست و در نگاه اول بسی سرد و خشک به نظر میرسه ....
اما باز خوبی هه وون در اینه که میتونه درد و رنج هاشو به یون سوب بگه و حداقل خودشو آرام کنه ولی یون سوب ....
❌اسپویل ❌
هه وون زندگی واقعا سختی رو گذرنده و یه جورایی بهش حق میدادم تا این حد بخواد از جامعه فاصله بگیر و سرد برخورد کنه ! درست تو اوج نوجوانی یک شبه پدرشو از دست میده و مادرش قاتل میشه ! از اون طرف دوستش بهش خیانت میکنه و این رازشو فاش میکنه ... این کارکتر جوری برام ملموس و قابل درک بود که متاسفانه حتی بهش اجازه خودکشی هم میدادم !
خالهء هه وون: از اون کارکتر های مرموز داستان که از همون اول هزار تا سوال عجیب و غریب تو ذهنم ایجاد کرد ! با اون عینک دودی خفنش که فقط خدا میدونست چه داستان ها پشتشه ... از کارکتر های جذاب سریال بود . داستان غم انگیزی که در مورد عشقش روایت شد واقعا عالی بود. ای کاش نویسنده یکم بیشتر روی داستان این زوج کار میکرد
مادر هه وون : اعتراف میکنم زود در موردش قضاوت کردم ! اون هم فقط یک قربانی بود ....وقتی حقایق در قسمت ۱۲ و ۱۶ بر ملا شد خیلی خوب درکش کردم و بهش حق دادم ! به حدی که الان دوستش دارم و جز تحسین برانگیز ترین کارکتر هام به حساب میارمش
ایم هی: خواهر کوچولوی یون سوب که بسی جذابه و بار عمده کمدی سریال روی دوش این بنده خداست . راستش اولا خیلی ازش خوشم نمی اومد ولی رفته رفته کاراش و رفتار هاش خیلی به دلم نشست و الان بنظرم از کارکتر های خاص سریاله.
زوج دوم ( لی جه ووک و یانگ هیجی) :
از شیرینی و جذابیت های این زوج دیگه نمیدونم چی باید بگم در نهایت سادگی لبخند به روی لبها مون می آوردند .
+ در رابطه رمنس سریال باید بگم عالی بود. از اونجایی که نه خبری از ژانر جنایی و پلیسی بود و نه پیچیدگی و هیجان خاصی، تصور میکردم خیلی باید سکانس های عاشقانه داشته باشه ولی خداروشکر در نهایت سادگی عاشقانه های ساده و جذابی داشتند و اوج سکانس های عاشقانه قسمت ۸ تا ۱۰ بود .
تیم کارگرانی واقعا محشر بود و واقعا خیلی قوی عمل کرده بودند و همه جوره منو تا پایان سریال راضی نگه داشتن.
لوکیشن های جذاب، فیلتر های نور پردازی و نحوی فیلم برادری، طراحی لباس ها ، او اس تی های محشر و از همه مهم تر تیم بازیگری خیلی خوب از نقات قوتیه که میتونم تو این زمینه نام ببرم .
... پایان بندی ...
اصولا سریال های هپی اندینگ کیدراما خیلی منو راضی نمیکنند ولی عحیب که پایان این سریال دوست داشتم و بنظرم منطقی بود.
... تیم بازیگر ...
حقیقت شو بخوایید عمده تیم بازیگری این سریال رو بازیگران جوان و کم تجربه تشکیل داده بودن و همین امر از همون ابتدا منو خیلی نگران کرده بود ولی خداروشکر بنظرم تیم بازیگری با وجود سابقه کمی که داشتن خیلی خوب ظاهر شدن و هر کدام بهترین بازی خودشون رو به نمایش گذاشتن.
در رابطه با زوج اصلی باید بگم واقعا عالی بودن و خیلی خوب با کارکتر هاشون مچ شده بودن. در مورد کمیستری بین شون باید بگم رفته رفته برام جذاب و جذاب تر شد و واقعا میتونستم اون شیمی که میخوام ازشون دریافت کنم.
پارک مین یانگ : خب معرفی بازیگرا رو از ستاره خوش خنده کیدراما شروع میکنم.فکر نمیکنم کسی از علاقه من به ایشون بی خبر باشه! نکته تحسین برانگیزی که باعث شده میون همه بازیگرا مین یانگ برام خاص ترین باشه انتخاب کارکتر های قدرتمند و قویه که این بشر از همون ابتدا داشته و همچنان داره !
فرقی نداره کارکترش منشی کیم باشه یا بادیگارد کیم نانا در هر صورت مین یانگ دختر قوی ایه که همیشه با مشکلات دست پنجه نرم کرده و به مشکلاتش لبخند میزنه ! نکته جالب اینکه مین یانگ تو این سریال دقیقا نقطه مقابل سایر کارکتر های قبلیش رو بازی کرد و این بار دیگه مثل کارکتر های قبلی یک دختر خوش رو و خوش خنده نبود ....
این بار مین یانگ نقش یک دختر سرد و غمگین را به تصویر کشید و هنر بازیگریش رو به خوبی به نمایش گذاشت. بی نهایت خوش حالم که امسال مین یانگ همچین سریال و همچین کارکتر متفاوتی رو بازی کرد و بشدت راضی ام ازش
سو کانگ جون : از اوپا های جوان کیدراماست که حدود یک سالیه که فنشم و دست و پا شکسته سریال هاشو دنبال میکنم از لحاظ بازیگری باید اعتراف کنم خیلی پیشرفت کرده و واقعا بازیگر خیلی خوبی شده و تا الان محبوب ترین کارکترش برای من یون سوب عزیزه ! درمورد بازی فوق العاده اش تو این سریال هر چی بگم کم گفتم. بنظرم همه هنر بازیگریش رو به نمایش گذاشت به طوری که فکر میکنم بی شک برای به نمایش گذاشتن همچین کارکتر درونگرا و تنهایی هیچ کس بهتر از کانگ جون نبود و نیست.
بقیه بازیگران واقعا عالی بودن. بازیگر نقش خاله رو قبلا در مجموعه بیخانمان و لی جه ووک رو قبلا در مجموعه تو فوق العاده ای دیده بودم ولی بازم کارکترشون رو در این سریال واقعا بیشتر دوست داشتم !
........دیالوگ برتر .......
#دیالوگ
هیچکس نمیتونه آیندمون رو پیش بینی کنه
اگه همیشه به سمت جلو حرکت کنیم
اگه به تلاش ادامه بدیم
اگه به زندگیمون ادامه بدیم
باور دارم اون روز میرسه
باورم دارم اون روز واقعا میرسه
#دیالوگ
- بعضی ادما تو زندگیشون ناراحتیاشونو به هیشکی نمیگن انگار گفتنش سخته یا درد زیادی داره
+ حتی خانوادشون؟
- اونا نمیگن و میزارن سرکوب بمونه. شایدم تو قلبشون یه کلبه میسازن و تا اخر عمرشون تو همون کلبه میمونن حتی وقتی حس تنهایی میکنن هم زیر بارش نمیرن. اونا این تنهایی رو از خانوادشونم بیشتر دوس دارن.
#دیالوگ
گریه نکن تنها بودن یعنی انسان بودن. برای اینکه زندگی کنی باید تنهایی رو تحمل کنی منتظر تماسی که هیچ وقت رخ نمیده نباش. گاهی اوقات خدا هم از تنهایی گریه اش میگیره حتی سایه کوه چون تنهاست یه روزایی تا پایین کوه میاد
#دیالوگ
بعضیا تو کل زندگیشون نگرانیشون رو با کسی درمیون نمیذارن، کلبهشون رو داخل قلبشون میسازن و تو کل زندگیشون هیچوقت از اون کلبه بیرون نمیان، حتی وقتی احساس تنهایی میکنن هیچوقت بهش اعتراف نمیکنن، در واقع ترجیح میدن تو تنهاییشون زندگی کنن، پس میتونن از دوست داشتن خیلی چیزا دست بکشن
#دیالوگ
همه چیز توی این دنیا تغییر میکنه همه چیز تغییر میکنه و میره، حتی بچه هاتم از این قاعده مستثنی نیستن ولی کتابا فرق دارن با وجود اینکه پرمحتوان ولی به ندرت تغییر میکنن
#دیالوگ
خوشبختی و بدبختی مثل دو روی سکه ست، اگه خوشبخت نباشی بدبخت هم نمیشی، اگه از اول چیزی رو نداشته باشی از دستش هم نمیدی...
#دیالوگ
یه سری حرفا هستن که تا خودت به زبون نیاری مردم متوجهش نمیشن
#دیالوگ
میدونی گرما چیه؟
وقتی که دستای سرد من، دستای سرد تورو لمس کنه و بعدش دوتایی گرم بشیم...
وقتی تنهایی با تنهایی روبرو میشه و به صمیمیت تبدیل میشه...
وقتی ناراحتی با ناراحتی روبرو میشه و تبدیل به شادی میشه...
وقتی یه باد سرد با یه باد سرد دیگه روبرو میشه و تبدیل به برف میشه...
گرما یعنی این!
#دیالوگ
-از کجا میدونستی؟ که الکی گفتم خیلی وقته دوستت دارم؟
+چون من چشمای یه نفرُ که خیلی وقته دوستم داره میشناسم
#دیالوگ
+ واقعا لباسای ساده بهت میاد.
- من همیشه همینارو میپوشم.
+ خیلی خوب بنظر میای. بخاطر شونه های پهنته؟
- هیچکس قبلا همچین چیزی بهم نگفته بود. شونه های من پهنن؟؟
+ آره به اندازه اقیانوس آرام پهنن.
- نگفته بودی که دوستم نداری؟
+ هنوزم دوستت ندارم. اون مالِ گذشته بود.
- ولی گفتی که خوب بنظر میام...
+ سونبه نیم؛ فقط چون گل رز رو دوست ندارم، این حقیقت که اونا خوشگلنو عوض میکنه؟ نه، رزا همیشه خوشگلن، چه دوستشون داشته باشم چه نه. الانم دقیقا همونه.
#دیالوگ
با فوت کردن یه شمع توی تاریکی میتونی به یکی از آرزوهات برسی
اگه توی تاریکی یه آرزویی کنین
ممکنه وقتی روشنایی برگشت به حقیقت تبدیل شه...
#دیالوگ
اعتماد مثل شیشه میمونه، وقتی بشکنه حتی اگه دوباره تیکه های شکسته شده رو بهم بچسبونی،
جای ترک ها همیشه باقی میمونه...
#دیالوگ
میشه از همه بدت بیاد
ولی فقط از کسی متنفر میشی که یه زمانی دوسش داشتی
#دیالوگ
- ما به دوردست ها سفر میکنیم تا کبوتر مرغ شادی رو پیدا کنیم.
- اما کبوتر مرغ تمام این مدت توی خونه بوده؟
- شاید... چون رسیدن به شادی و خوشبختی خیلی کار سختیه...
- این یه بهونه ایه که ما خودمون، برای خودمون تراشیدیم.
#دیالوگ
-به نظرم نیازی نیست که چاپ بشه چون تو دنیا کتابای خیلی خوب زیادی هست
+اینجوری فکر نکن بین اون همه کتاب، کتاب تو نقش خودشو بازی میکنه
#دیالوگ
یه کسی که خیلی گرمه رو میشناسم، وقتی کنارشم
حس میکنم مثل کتری که روی اجاقه، گرمم
راستش قبل از اون نمیدونستم که چقدر سردمه
اما وقتی برگشتم خونه، فهمیدم که خیلی سردم بوده...
#دیالوگ
هر روز، خورشید طلوع و غروب میکنه زندگی هم اینجوریه روزای روشن و روزای تاریک داره. بعضی آدما همیشه خورشید بهشون میتابه در حالی که بعضی از آدما در تمام طول زندگیشون توی تاریکی زندگی میکنن. میدونی مردم بیشتر از چی میترسن؟ از دست دادن خورشیدی که همیشه بهشون میتابیده، محو شدن نورش، و اینکه دیگه نتونن اون خورشید خیره کننده رو ببینن
#دیالوگ
بعضی گل ها فقط برای یه مدت کوتاهی توی پاییز شکوفه میدن. من مثل یه صحرای بی آب و علف بودم، برای من تو همون گلی بودی که فقط یه مدت کوتاه توی فصل پاییز شکوفه میکردی، اون روزا من مثل صحرا بودم اما وقتی تو پیدات شد تبدیل به یه باغ شدم
#دیالوگ
من واقعا از کلمه سوتفاهم متنفرم
اصلا معنیش چیه؟
اگه اشتباهی کردی، فقط بهش اعتراف کن و
معذرت بخواه، فکر کنم همین خودش یه عذرخواهیه...
#دیالوگ
خوب خوابیدن چیز خوبیه
خوب بیدار شدن، خوب خوردن
خوب کار کردن و خوب استراحت کردن
و اگه شبا خوب بخوابی
اونوقت این چیزیه که بهش میگن زندگی خوب
#دیالوگ
فقط به یه دلیل که زمستونو دوست دارم
تو برمیگردی به این شهر و چند روزی رو اینجا می گذرونی.
#دیالوگ
+ من از آدمهایی که بعد از جواب رد شنیدن جلو در خونه مون ظاهر میشن خوشم نمیاد . بعضی ها فکر میکنند این کار رمانتیکه من حس کردم اونا احساسات منو نادیده گرفتن.... و می خواستند اوضاع طبق میل اونا پیش بره اگر جواب رد شنیدن باید به احساسات من احترام بذارن . اونا باید قبول کنند که من نمی خوام عذر خواهیشون و قبول کنم .
اشتباه میگم ؟
... جمع بندی نهایی ...
فیلمنانه: خیلی خوب
کارگردانی : فوق العاده عالی
بازیگران : خیلی خوب
مفهوم: فوق العاده عالی
... کلام آخر ...
سریال " وقتی هوا خوبه " سریال فوق العاده محشری بود به ویژه تو این روز های پر استرسی که داشتیم و داریم گاهی وقت ها حکم یک مسکن قوی رو برام داشت و با دیدن هر قسمت از این سریال آرامش عمیقی پیدا میکردم ! ولی خب همون جور که قبلا گفتم بازم میگم این سریال یه هیچ عنوان مناسب تمام سلیقه ها نیست و مخاطب خاص خودشو داره. شخصا به هیچ عنوان این سریال رو به همه توصیه نمیکنم ولی برای عزیزانی که این سریال رو شروع میکنن آرزو میکنم خوش شون بیاد و مثل من عاشق تک تک سکانس های محشرش بشن و لذت ببرن.
راستش دوست ندارم نمره کم تر از ۱۰ بهش بدم اما چون اخیرا سریال های بهتر و خوش ساخت تری نسبت به این سریال دیده ام و نمیتونم این سریال رو همتراز اونا بدونم برای همین امتیاز 9 از 10 رو با افتخار بهش میدم.
امیدوارم نقد من براتون سودمند بوده باشد.
تعداد بازدید از این مطلب: 366
مطالب مرتبط با این پست
می توانید دیدگاه خود را بنویسید
|
درباره نقد کره بهترین سریال های کره ای
آرشیو مطالب مطالب پر بازدید |