ّ
لوکس بلاگ
موضوعات آخرین نظرات بچه ها آخرین نطرات![]() پاسخ:سلام عزیزم عاشقان ماه، ملکه هفت روزه، ملکه کی ، نقاشی مهتاب روی ابرها. ملکه اهنین - 1400/6/2 ![]() پاسخ:ممنون از شما - 1400/6/2 ![]() حتما ی خبر از خودت بهم بده عزیزم پاسخ:سلام عزیزم قربون خانمی خوبم زیاد دیگه به وبلاگ سر نمی زنم مثل خونۀ ارواج شده فدات خانمی هستم سرم شلوغه کتابامه - 1400/5/17 ![]() به نظر منم این سریال دوست داشتنی خیلی خوبه من همه ی قسمت هاش رو در شبکه ی ۵ نگاه میکنم حتی شده تا نصفه شب بیدار میمونم تا ببینم و هر شب لحظه شماری میکنم ساعت ۱۱ بشه (یعنی در این حد فیلمش رو دوست دارم) ممنون ازکارگردان و بازیگران و تهیه کننده ی این فیلم. بهراد ایمانی ۱۲ ساله از تهران پاسخ:سلام اقا بهراد خوشحالم دوستش داری و ممنون از نظرت - 1400/5/4 ![]() من به تازگی دوباره زایمان کردم این یکی هم پسره مشغول اینم خخخخخ پاسخ:سلام نرگس جان ای جانم مبارک باشه به سلامتی. من که کلا از فاز سریال فعلا بیرون اومدم . یه مدت رفتم سراغ کتاب و یه مدت سراغ سریال باقی ملل. خوشحال شدم عزیزم. قدمش با روزی و با برکت - 1400/3/25 ![]() پاسخ: دقیقا همینه. داستان پررنگی که نداشت همین دو تا پسر بچه داستان رو کشوندن تا پایان. من که تا بهم رسیدن ذوقم پرید. اما بازم به عشق شخصیت اصلی ادامه دادم. ممنون از نظرت - 1400/3/10 ![]() سریال موشو دیدی؟رکورد لایک رو در پرومویز شکونده من که بشدت خوشم اومد عالی بودو کلا پشم ریزان حتما ببینش اگه ندیدی منظر نقدت هستم پاسخ:سلام نرگس گلی کجایی دختر دلم برات تنگ شده بود. نه ندیدم خیلی وقته اصلا سراغ سریال نیومدم. اخرین سریالی که دیدم بریجرتون ها بود که دوست داشتم حالا دارم کتاب می خونم. باشه دیدم حتما ممنون از محبتت . - 1400/3/8 ![]() تمام و کمال موافقم...در کل برای اوقات فراقت خوبه ولی با توجه ب نمرش انتظار بیشتری داشتم پاسخ:وای اقا سید شمایید؟ چقدر خوشحال شدم از نظرتون. کجایید ؟ چه می کنید؟ خیلی وقته خبری ازتون نداشتیم. خوشحالم هنوز تو این حیطه هستید. من که خیلی وقته از کره اومدم بیرون رفتم سراغ کشورهای دیگه. تو این مدت کلی اتفاق افتاد و همه چی تغیر کرد. وای یه لحظه پیغامتون رو دیدم یاد گذشته ها افتادم. بله سریال خوبی بود. من با پایانش مشکل داشتم و مقدمه چینی زیادش. ممنون از نظرتون - 1400/2/25 ![]() پاسخ: من خودم ندیدم اما از من میشنوی اگه مطرح نیست و کمتر کسی سریال رو دیده ریسک نکن. اگر هم میخوای ببینی دو سه قسمت اول باید اگه راضی بودی بقیه اش رو بگیر من اولین سریالی که از بوگوم یادمه یه سریال جنگی بود که به عنوان برادر شخصیت اصلی بازی کرده بود فکر کنم ماسک بود - 1399/12/27![]() پاسخ: بذار یه تیتر می زنم اضافه می کنم کاری نداره - 1399/12/25 |
سلام. امروز با یه نقد نسبتا طولانی اومدم . ممنون میشم اگه یه وقت بزارید و مطالعه اش کنید خصوصا قسمت پایانی اش رو.
شخصیت ها: (این جا همه شخصیت ها رو توضیح دادم تا هم از پیچیده شدن توضیحات جلوگیری بشه و هم از خود نقد کم بشه) سون اوگونگ: ملقب به عقل کل، یه موجود خارق العاده و قوی که به خاطر مجازات از عالم بالا به کوه مرمر تبعید شده. یه میمون بانمک و باهوش که به قول خودش پسر اتشفشانه. کسی که بعد از ازاد شدن از زندان دوباره اسیر یه زندان این بار خودخواسته میشه. ماوانگ: موجودی قدرتمند که در زمین به عنوان رئیس یه موسسه ی سرگرمی فعالیت می کنه. و داره برای برگشتن به عالم بالا تا می تونه امتیاز جمع می کنه. یه گاو احساساتی و بامزه ولی گاهی ابزیرکاه جین سون می: دختری که از بچگی توانایی دیدن ارواح رو داره و در بزرگسالی می فهمه که به عنوان سام جانگ انتخاب شده. یه دختر جوان و به ظاهر موفق ولی تنها جو پالگه: یه موجود بانمک و شیطون که در زمین به عنوان سوپراستار شناخته شده. بسیار محبوبه ولی کسی نمیدونه که این خواننده در واقع یه خوک خنگ و بامزه است که انرژی برای سرپا موندن هیولاهای دیگه رو فراهم می کنه. بوجا- اسانیو: بوجا یه زامبی خوشگل و مهربونه که از قبل از مرگ دردناکش خاطره ای نداره قلب رئوفی داره ولی مدام باید با چالش گندیده شدن تدریجی جسدش دست و پنجه نرم کنه.- اسانیو ساحره ای قدیمیه که توسط خون سام جانگ از خواب هزار ساله اش بلند شده و به دنبال عقده گشایی های سالهای از دست رفته اش می خواد دنیا رو به هم بریزه. سا اوجونگ: برادر کوچکتر اوگونگ ولی در ظاهر مسن تر از اونه. رئیس شرکت ساخت تلفن های همراه کره است ولی عاشق خونه داری و اشپزیه. یه پیرمرد مهربون و ساکت. منشی ما: منشی ماوانگ و مطیع بی چون وچرای اوامر اون. یه سگ وفادار که اماده دفاع از حریم ارباشه. ژنرال یخی: فرمانده یخ و سرما که این روزها یخبندون رو گذاشته کنار و یه دکه ی بستنی فروشی زده. یه برادر مهربون که جسمش رو با خواهر در حال مرگش شریک شده. پری تابستانی: خواهر کوچکتر ژنرال یخی. یه فرشته ی مهربون که شب ها با جسم برادرش بیداره و کافه داره. یکی که دوست خوبی برای تنهایی های سام جانگ میشه سوبوری: پیغام رسان عالم بالا برای موجودات ماورایی. یکی که معمولا تره هم براش خرد نمی کنن و همیشه هم سرش خراب میشن. شاهزاده یشم: پسر دوم امپراطور دریاها. یه اختاپوست که از ترس غضب پدرش از دریا به خشکی فرار کرده
داستان فیلم: فیلم ماجرای دخترکی هست که توانایی دیدن ارواح رو داره و همین مسئله باعث ترد شدنش از جمع همسالان و حتی اقوامشه. در این بین تنها مادر بزرگش هست که عاشقانه به این طفل بی پناه عشق می ورزه . در همین حین سر راه دخترک اجوشی ای ظاهر میشه که اونو با وعده ی دادن یه سلاح بهتر در برابر ارواح به کوه مرمر می فرسته تا براش چیزی رو بیاره. دخترک از همه جا بی خبر فریب چرب زبونی های زندانی کوه مرمر رو می خوره و اون رو ازاد می کنه غافل از اون که اون پسر هیچ تمایلی برای علاف شدن سر یه بچه ادمیزاد رو نداره و با ناجوانمردی اسمش رو از خاطر دخترک پاک می کنه و فرار می کنه. 25 سال میگذره و دخترک حالا بزرگ شده. تمام این مدت درگیر جنگ با ارواح بوده . اون حالا یه بنگاه املاک داره و خونه های ارواح زده رو خریداری میکنه. دختر وقتی از پیدا کردن کسی که بهش قول محافظت داده بود ناامید میشه یه دفعه اتفاقی به اون پسر برخورد می کنه و اون رو به یاد میاره. در این بین ماوانگ (همون اجوشی) متوجه میشه که سام جانگ دوباره در این عصر پیدا شده و تصمیم میگیره تا بگرده و اونو پیدا کنه تا این که سر از کنار دختری در میاره که سال ها قبل دیدتش. از اون طرف اوگونگ که می ترسه سون می اسمش رو به یاد اورده باشه مرتب هواشو داره تا این که با حمله ی عروس چوبی شیطانی و زخمی شدن سون می بوی خون نیلوفرابی همه جا پخش میشه. ارواح از گوشه و کنار به بوی قوی اون جذب میشن و اوگونگ که قوی ترین بین اونهاست بهتر از بقیه متوجه میشه که این دختر همون سام جانگه. اوگونگ تلاش می کنه تا سام جانگ رو راضی کنه تا بخورتش چون میدونه که همه به دنبال اون هستن و دیر یا زود ممکنه لقمه ی کس دیگه ای بشه ولی ماوانگ با نقشه ای که میریزه دستبندی برای سام جانگ می خره تا اوگونگ رو از شکارش منصرف کنه. اوگونگ ندانسته گوم گانگ گو رو به دستش میبنده و اون محکم دور قلبش پیچیده میشه. اون حالا تبدیل میشه به شکارچی ای که عاشق شکارش شده و به جای خوردن تصمیم میگیره به خاطر این عشق اجباری از سام جانگ محافظت کنه.حالا باید دید اوگونگ با این عشق الکی چه می کنه.
روند فیلم:
سریال از دوران کودکی سون می شروع میشه. ماجرای فریب اون توسط دو موجود عجیب و بعد تنها گذاشتن اون به مدت 25 سال. اون حالا بزرگ شده و به تنهایی و ترس عادت کرده ولی باز سر و کله ی اون دو موجود پیدا میشه. یکی برای جمع کردن امتیازش می خواد ازش استفاده کنه و دیگری برای به دست اوردن قدرت خارق العاده ای می خواد اون رو بخوره. فیلم کم کم روند اشنا شدن این دختر خاص رو با موجودات ماورایی نشون میده و داستان با بار طنزی که داره به تدریج از شخصیت های جانبی اش رونمایی می کنه و همین جاست که ماوانگ با خرید دستبندی سعی می کنه این میمون سرکش رو رام کنه. اوگونگ بدون این که بدونه با دست کردن دستبند اسیر زندان جدیدی میشه. دختری که طعمه ی اون بود تبدیل به معشوقه اش میشه و اون باید چپ و راست عاشقتم نثارش کنه. داستان با عاشقی ها و کشمکش های اوگونگ و سام جام و رابطه ی جالبشون با ماوانگ پیش میره و شخصیت های فرعی هر کدوم با ماجراهایی که پدید میارن گوشه ای از کار رو میگیرن. روند عاشقی تو این سریال از یه جانب سریع و از یه جانب کند و پله پله است. روند تبدیل این عشق اجباری به یک عشق واقعی که از اعتراف اوگونگ در اون شب برفی شروع میشه خوب و تا حدی مقبول بود. ماجرا در کنار رومنس و برومنسی که داره با پرداختن به ارواح مختلفی که قصد ازار انسان ها رو دارن ادامه پیدا می کنه و اون ها وظیفه دارن که اون ها رو از زندگی ادم ها بیرون بکشن. همین روح گیری ها باعث شد سام جانگ که روزگاری تنها چترش رو برای محافظت از خودش داشت کم کم به یه تکیه گاه قابل اعتمادتر و قوی تر متکی بشه. هر چه جلوتر میره و اون به قدرت اوگونگ مطمئن تر میشه وابستگی اش هم به اون بیشتر میشه. چیزی که برای خیلی ها توی ذوق زد . البته تا حدی هم باید حق داد چون هر کس در عین استقلال ترسو یا تنبل هم هست و ترجیح میده یه منبع قدرت بزرگ تر یاریش کنه. داستان در میان رومنس بین دو نقش اصلی ماجرای عشقی بین ماوانگ و شاهزاده ی بادبزن اهنی رو هم مطرح می کنه و گاهی در گوشه و کنار به اون هم پرداخته میشه. فیلم با اوج و فرودهای مناسب در نیمه ی اول جذاب پیش میره ولی در نیمه ی دوم از کیفیت کار به تدریج کم میشه و با تصمیم شبکه و افزایش ناگهانی قسمت ها فیلم به روندی کند و پر از اتفاقات جانبی کشیده میشه . البته به مدد تجربه خواهران هونگ داستان تا حدی جمع میشه ولی افت محسوسی که شاهدهستیم باعث میشه نیمه ی دوم به اندازه ی اول دلچسب نباشه. نکات مثبت:
# بازی خوب بازیگران مخصوصا نقش اول و دوم مرد. سکانس هایی که سون می به تنهایی بود زیاد کششی نداشت ولی در قسمت هایی که لی سونگ گی از کاریزما و جذابیت خودش مایه میزاشت رومنسشون هم دلچسب میشد. سون می هم بازی بدی نداشت ولی چهره ی سرد و بی روحش هیچ حسی رو درست منتقل نمی کرد. و ماوانگ که با احساسات متضادش سکانس های جالبی رو پدید میاورد. # رومنس این کار جالب بود. همه اول اشنا میشن بعد به هم علاقه مند میشن و در انتها عاشق میشن. اینا اول زوری عاشق شدن بعد که همدیگه رو بیشتر شناختن کم کم به هم علاقه مند شدن. یه روند جدیدی بود. # برومنس فوق ا لعاده قوی این کار که بیشتر بار طنز سریال رو به عهده داشت. دشمنی های ظاهری و محبت های قلبی این دو به هم جذابیت زیادی ایجاد کرده بود. # طنز جالب و بعضا قوی کار که بیشتر به عهده ی برومنس سریال و شخصیت های فرعی مثل بوجا و پالگه بود. طنزی همراه با تکه کلام های خاص که متاسفانه در نیمه ی دوم کار رنگ باخت. # بوجا با نقش یک جسد که با خون سام جانگ بیدار شده تونست وجه جدیدی از زامبی رو به نمایش در بیاره. زامبی مهربون و گاها خنگی که قلب رئوفی داره . خوشگله و بانمک و سکانس های مرتبط با اون با یه نوع طنز و غم عجیبی امیخته شده. # مطرح کردن موضوعات مختلف در کنار موضوع اصلی سام جانگ و گرفتن نتیجه های اخلاقی خوب از ویژگی های مثبت این کار بود. نشون دادن ارواح خبیثی که از نیات شوم و پلید انسان ها پدید میان. # گریم عالی این سریال مخصوصا در مورد بوجا و طراحی لباس خوب این کار بسیار تحسین برانگیز بود. طراحی صحنه ها هم خوب بود مثل سورومدونگ . # مطرح کردن انگل رژیمی و دوکچی رو خیلی دوست داشتم. این روزها به خاطر تسلط رسانه به مردم و شیوع سندروم لاغری نشون دادن تفکر انگل رژیمی کار خوبی بود. از طرفی به خاطر استفاده ی هر روزه ی مردم از شبکه های اجتماعی و رواج بی اخلاقی در اون مطرح کردن معضل دوکچی و تذکر اخلاق مجازی کار پسندیده ای بود. # بهترین بازیگر زن کار بوجا بود که تونست در دو نقش عالی بازی کنه. هم موقعی که زامبی بود تونست با رفتار و تن صدای خاص اون مهربونی و درست کاری رو نشون بده و هم موقعی که اسانیو رو بازی می کرد تونست با اکت ها و حالات صدا و چهره اون خباثت رو به تصویر بکشه. جالب تر این که در میان اون خباثت ها گاهی حرکت هایی می کرد که نشون میداد بوجا هنوز جایی در اعماق وجود اون زنده است . # استفاده از بستر یک کمپانی سرگرمی ایده ی جالبی بود. البته بهتر بود اسمش رو میزاشتن کمپانی هیولاها تا لوسیفر.خخخخ نکات منفی: # در درجه ی اول شاید تخیلی بودن کار برای علاقه مندان این ژانر نکته ی قوتی به نظر بیاد ولی در این کار با رد شدن از حد همیشگی کی دراما و جلوه های ویژه ی زیاد فقط باعث غیرقابل باور شدن فیلم و حتی گاهی مسخره شدن اون شد. # نخوردن مشروبات الکلی در این فیلم به عنوان مجازات نشون داده شد.پس توانایی خوردنش نعمت محسوب میشه از نظر اون ها که این خلاف اخلاقیاته. # تبلیغات این فیلم زیاد و توی چشم بود. # کارکتر اژدهای یشم چیز لازمی نبود کلا. رفتنش توی جسم الیس هم مسخره ترین کار ممکن بود. بدتر از اون علاقه مند شدنش به پالگه بود. درسته که اون توی جسم یه دختر بود ولی مگه پسر دوم امپراطور دریا نبود ؟ چه طور می تونست به پالگه علاقه مند بشه؟ مرگ بیخودی هم داشت. #(اسپویل) در مورد عشق ماوانگ ، اول نشون دادن که اون انگار یه زنی رو فقط دوست داشته. بعد کاشف به عمل اومد که شاهزاده ی بادبزن اهنی زنش بود. بعد اش وقتی روغن انداخت که معلوم شد یه بچه هم داشتن. کاش از اول اینو می گفتن تا این که معلوم بشه ماوانگ برای خانواده اش این طور پرپر میزنه نه صرفا یه عشق اساطیری # بعضی شخصیت ها گذشته یا اینده شون رو هوا ول شد. نه گذشته شون درست نشون داده شد و نه پردازش درستی از حالشون وجود داشت. و این یکی از ضعف های نویسنده بود. # 20 قسمتی کردن یه درام 16 قسمتی اونم ناگهانی و وسط کار و در مورد پروژه ای که نیاز به تدوین و شخصیت پردازی های سنگین داره کار اشتباهی بود که متاسفانه باعث افت محسوس کیفیت کار شد. # یه تعداد سوال تو ذهن بینده ایجاد شد که تا اخر پاسخی براش پیدا نشد: چرا این ها خدا خوانده میشن؟ اگر خدان چرا پس زده شدن؟ این وسط ماوانگ که خودش رو شیطان خطاب می کنه چرا داره زور میزنه خدا بشه؟ اصلا چرا اینا تلاش می کنن دوباره برگردن به جایی که عقیده دارن خدایانش همگی ستمگرند؟ هدف نویسنده از ترکیب انسان ها با حیوان چی بود؟ اصلا چرا این حیوانات، منظور خاصی داشته؟ بعد چرا این نیمه انسان ، نیمه حیوان ها خدا شدن؟ (اسپویل)چرا ماوانگ این همه مصیبت رو تحمل کرد بعد اخرش هیچی؟ چرا زنش برنگشت؟ مگه همه ی سرنوشت های شوم تموم نشد؟ اصلا چطوری پسرش رو پیدا کرد؟ اون که ادعا میکرد انرژِی خودش باید تو پسرش هم باشه پس چرا این همه مدت جلوی روش بود و اون نفهمید؟ چرا در عصر حاضر که مردم دنیا یا یه خدا رو می پرستن یا کلا بی خیال دین و خدا هستن هنوز نویسنده ها سناریوهای چند خدایی می نویسن؟ چرا اسانیو دوباره با خیانتی که دیده بود تصمیم گرفت خطای گذشته اش رو تکرار کنه؟ (اسپویل)چرا اوگونگ تصمیم گرفت با استفاده از اسانیو اژدها رو بیدار کنه ؟ می تونست راحت با از بین بردن اون جلوی در افتادن با یه ساحره، یه سیاست مدار عوضی و یه اژدهای سیاه رو بگیره. (اسپویل)چرا فکر می کردن سام جانگ می تونه یه روزه دل اوگونگ رو به دست بیاره؟ اونم اوگونگی که چیزی از عشق سام جانگ به یاد نداره و برگشته به همون سرد و مغرور بودن گذشته اش. اهنگ های سریال: خوب و در بعضی موارد عالی. مطابق با حال و هوای سکانس ها
پایان بندی : (اسپویل) قسمت اخر هیجان محسوس اوایل کار رو نداشت ولی برای به سرانجام رسوندن داستان میشه گفت خوب بود. عمده ی قسمت اخر فلش بک هایی از عاشقانه ی سریال بود . گرچه تا قسمت پایانی خیلی ها مردن ول داستان به انتها رسید گرچه خیلی نکته ها و ابهات روشن نشد. از نظر من یه نیمه سداندینگ بود چون هر دو نقش مرد به عشقشون نرسیدن و باید منتظر بمونن. اما رفتن اوگونگ با ماشین به سمت سرزمین ارواح یه ایده ی مضحک بود که نمیدونم به ذهن کدوم بی عقلی رسیده بود. بهترین دیالوگ:(اسپویل) اخرین کلمات سام جانگ قبل مرگش اگه یکی ناپدید بشه و اون یکی تنها بمونه ، اون که میمونه خیلی عذاب میکشه. اگر زندگی طولانی ای داشته باشه که خیلی دردناک تره. چون گوم گانگ گو هست خیالم راحته. وقتی تنها موندی باعث تسکینه که ...عشقی باقی نمونده.
بهترین سکانس: وقتی اوگونگ متوجه میشه که سرمیز سام جانگ یه گروه دوستانه درست کرده و همه رو اد کرده جز اون رو. واکنش هاش برای کم نیاوردنش و بعد قهر کردنش هاش توی اتاقش محشر بود. کلا سکانس های مربوط به گروه فوق العاده خنده دار بود.
قسمت های عقیدتی سریال : (مهم)
این درام مثل بعضی سریال هایی که گهگداری از این دست ساخته میشن چند مورد مشکلات بنیادی داشت که بهتره با دونستن اون ها ناخواسته تحت تاثیر عقاید غلط قرار نگیریم. × باز هم سیستم چند خدایی. این عقیده ی غلط که فکر نمی کنم دیگه حتی در بین خود مردم شرق اسیا طرفدارانی داشته باشه متاسفانه هنوز هم در سناریوها به کار میره. خدایانی که بی کفایت و ستمگر هستن و مرتب از سوی بقیه تهدید و تحقیر میشن. درسته که این هیئت خدایان وجود نداره ولی هر چه که باشه شکستن قبح تحقیر کردن خدا و سرکشی و تهدید اسمان ها کار درستی نیست. × بعضی جاها از نمادهایی استفاده شده بود که بی شباهت به نمادهای فرقه ی ماسونی نبود. گرچه من دوست ندارم به کی درامایی که معمولا برخلاف هالیوود از این الودگی ها به دوره همچین حرفی رو بزنم ولی چه کنم که این ها در این فیلم وجود داره مثل علامت تتوی رژیمی یا انگشتر ستاره ای ماوانگ و... × تا وقتی فیلم به مسائل عشقی و ارواح بسنده می کرد خوب بود ولی وقتی وارد جرئیات ماجرای سام جانگ و ماموریتش شد داستان به سمتی که نباید بره رفت. نشون دادن یک جنگ ویران گر به عنوان اتفاقی که قراره بیفته و فاجعه ای که باید ازش جلوگیری بشه و به همین منظور سام جانگ انتخاب شده اشاره به اخرالزمان و در واقع اندیشه ی پایان جهان داره. × بدترین قسمت ماجرا این جاست. حالا گیرم دنیا قراره به پایان برسه و برای همین منظور کسی فرستاده شده تا نجات دهنده باشه پس چرا با کشتن اون می خوان دنیا رو از نابودی نجات بدن؟ مگه اون همون منجی ای نیست که برای نجات دنیا معرفیش می کنن؟ حتما باید خونش ریخته بشه مثل سام جانگ های دیگه؟ از این قسمتش خیلی ناراحتم. این شما رو یاد چی میندازه؟ کشتن اخرین منجی مثل تمام منجی های گذشته؟ قضاوت با شما. از طرفی دیگه اون شمشیر با علامت چشم روی دسته اش این وسط چی میگه؟ یعنی منجی باید توسط ابزار ماسون ها از پا دربیاد؟ این همون جاییه که خونم به جوش میاد.
نمیدونم. شاید همه ی این ها یه اتفاق بوده باشه . برای منی که عشق کی دارما هستم باورکردن همچین چیزهایی دردناک تر از بقیه است. ولی چه کنم که باید مسائل اعتقادی اون رو از وجه روماتیک و جذاب کار جدا کرد. امیدوارم همه این ها فقط یه ایده ی احمقانه و داستان پردازی های نویسنده ی کار باشه گرچه با این دقت و با این وضوح ؟! چی بگم.
در کل اگه درام های تخیلی دوست دارید یا فن بازیگرهای این سریال هستید این درام رو توصیه می کنم ولی بدونید با کار شاقی طرف نیستید. من به بازی بازیگرها و سکانس های طنز و اخلاقی سریال 9 ولی به موضوع و سناریوی کار بیشتر از 5 نمیدم . متشکرم که این نقد طولانی رو مطالعه کردید. اگه نکته ای داشتید تو کامنت ها جوابگو هستم. تعداد بازدید از این مطلب: 342
مطالب مرتبط با این پست
می توانید دیدگاه خود را بنویسید
|
درباره نقد کره بهترین سریال های کره ای
آرشیو مطالب مطالب پر بازدید |